|
علمی وآموزشی و مذهبی وگردشگری و جهانگردی آموزشی ومذهبی و جهانگردی و علمی |
|||
|
ستاره ی من!
آرزویی کن . . . .
سهشنبه 12 اردیبهشت 1391 :: 19:06 :: نويسنده : nnjj
چه کنیم تا شبها بهتر بخوابیم؟یک انسان سالم نیاز به 6 تا 8 ساعت خواب شبانه دارد تا بتواند به نحو درستی، کارهای روزمره خود را انجام دهد. به طور معمول وقتی کسی کمتر از حد طبیعی بخوابد، شاید به نظر سالم بیاید، ولی در حقیقت دچار مشکلاتی در روح و جسم خود خواهد شد. سهشنبه 12 اردیبهشت 1391 :: 19:04 :: نويسنده : nnjj
زیبـاترین جـزایر و سـواحل جـهان در مـالدیـو
سهشنبه 12 اردیبهشت 1391 :: 18:49 :: نويسنده : nnjj
10اشتبـاه متـداول در آداب معـاشـرت
آداب معاشرت فقط مختص رفتار شما سر میز غذا نیست، آداب معاشرت انعکاسی از چشمانداز کلی شما در روابط اجتماعی و زندگی جمعی است. اینکه در اتوبوس شلوغ جایتان را به پیرزنی که ایستاده است ندهید، چیزی در مورد شما به همه آنهایی که بیننده هستند می فهماند. اینکه حاضر نیستید لحظاتی راحتی خود را به خاطر دیگری به خطر بیندازید. سهشنبه 12 اردیبهشت 1391 :: 18:43 :: نويسنده : nnjj
داستان جالب و آموزنده
![]() قدرت بیان جان دوست صمیمی جک در سر راه مسافرتشان به منهتن جک در حالی است که دوستش را دلداری می داد، حرفی نمی زد. ——————————– باد و خورشید
———————————- گاهی باید نشنید بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند: که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد. دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند: که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد. بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد. اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که تلاش بیشتر فایده ای ندارد او مصمم تر می شد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد. وقتی بیرون آمد. بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟ معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرد که دیگران او را تشویق می کنند. ————————————— ما چقدر فقیر هستیم در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟ پسر پاسخ داد: عالی بود پدر! پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا، ما در حیاطمان یک فواره داریم و آن ها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوسهای تزیینی داریم و آن ها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود، اما باغ آن ها بی انتهاست! با شنیدن حرف های پسر، زبان مرد بند آمده بود. پسر بچه اضافه کرد: متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم!
——————————– خرید طوطی مشتری: چرا این طوطی اینقدر گران است؟ مشتری: قیمت طوطی وسطی چقدر است؟ مشتری: این طوطی چه کاری می تواند انجام دهد؟ —————————— جواب دندان شکن بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و … محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم . زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید؟ تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید. ———————– سهشنبه 12 اردیبهشت 1391 :: 18:11 :: نويسنده : nnjj
آیا میدانستید که شهر استانبول در کشور ترکیه تنها شهر جهان است که در دو قاره مختلف قرار گرفته است ؟ . سهشنبه 12 اردیبهشت 1391 :: 18:08 :: نويسنده : nnjj
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: 21:30 :: نويسنده : nnjj
انواع مسافرت سفر بر دو نوع است: سفر دنيا و آخرت. در سفر دنيا، توشه خود با خود بايد برد؛ اما در سفر آخرت، توشه خود پيش از خود بايد فرستاد.(3)
بدان که سفر(ظاهر)پنج قسم است:
سفر اول در طلب علم است. و اين سفر واجب بود چون آموختن علم واجب بود؛ و اين سفر سنت رسول صلي الله عليه وآله چون تعليم سنت رسول صلي الله عليه و آله بود.
و سفر براي طلب علم بر سه وجه بود:
يکي آنکه علم شرع بياموزد.
ليکن بايد که سفر براي علمي کند که آخرت را به کار آيد، و هر علمي که وي را از دنيا به آخرت نخواند، و از طمع کاري به قناعت نخواند، و از رياکاري به اخلاص نخواند، و از پرستيدن خلق به پرستيدن حق نخواند، آن علم سبب نقصان بود.
وجه دوم آنکه سفر کند تا خويشتن و اخلاق خويشتن را بشناسد، تا به علاج صفات ناپسند خود مشغول شود.و اين نيز مهم است؛ که انسان تا در خانه خويش بود و کار به مراد وي مي رود به خويشتن گمان نيکو برد و پندارد که نيکو اخلاق است، و در سفر پرده از اخلاق درون برخيزد و احوالي پيش آيد که ضعف و بدخويي و ناتواني خويش بشناسد، و چون علت بداند به علاج مشغول تواند شد. و هر که سفر نکرده باشد،در کارها شجاع نباشد.
وجه سوم آنکه سفر کند تا عجايب آفرينش خداي ــ تعالي ــ در خشکي و دريا و کوه و بيابان بيند، و انواع آفريده هاي مختلف ــ از حيوان و گياه و غير آن ــ در نواحي مختلف عالم بشناسد، و بيند که همه،آفريدگار خويش را تسبيح مي کنند و به يگانگي وي گواهي مي دهند.
سفر دوم براي عبادت است، چون حج و جنگ، زيارت مرقد انبيا و صحابه؛ همچنين زيارت علما و بزرگان دين که نظر به روي ايشان عبادت بود و برکت دعاي ايشان بزرگ باشد.
و يکي از برکات مشاهدت علما و بزرگان آن بود که شوق اقتدا کردن بديشان پديدار آيد، پس ديدار ايشان هم عبادت بود و هم تخم عبادت هاي بسيار بود.
سفر سوم، گريختن بود از چيزي بود از چيزي که پريشان کننده دين باشد، همچون جاه و مال و ولايت و شغل دنيا.
سفر چهارم، تجارت بود در طلب دنيا.
و اين سفر حلال است. و اگر نيت آن باشد که خود را و عيال خود را از خلق بي نياز دارد، اين سفر طاعت باشد؛ و اگر باشد؛ و اگر زيادت دنيا طلب مي کند ــ براي فخر فروشي و تجمل ــ اين سفر در راه شيطان است....
سفر پنجم سفر گردش و تفرج باشد. و اين روا باشد اگر اندکي باشد و گاه گاه. اما اگر کسي به گشتن در شهر ها عادت گيرد و وي را هيچ هدفي نباشد مگر آنکه شهرهاي نو و مردمان نو مي بيند، علما را در چنين سفري اختلاف است: گروهي گفته اند که «اين رنجانيدن خود باشد بي فايده و اين نشايد.» و نزد ما آن است که اين حرام نباشد که گردش نيز هدف است، اگر چه ناپسند است، و مباح هر کسي در خور وي باشد و چنين مردم فرو مايه باشند، و اين مقصودشان نيز در خور خودشان بود.(4)
مقاصد صحيح مسافرت سفر کردن بايد که بر غرض ديني و تبرک کردن به بزرگان باشد و از مقاصد دنياوي پاک بايد باشد که مذهب و تجارت با هم نسازند. و رونده راه خداي بايد که در سفر دنيا، پيوسته حساب سفر قيامت کند و همچنان که در سفر ظاهر زاد و توشه مهيا مي دارند براي سفر آخرت نيز زاد و توشه آماده کند تا وقت مرگ بي بهره نماند. و بايد که در سفر چندان که تواند رنج بار کشيدن و خدمت رفيقان کردن و ايثار ياران به بخشيدن زاد و توشه بر خويشتن نهد و پيوسته بايد که در راه بر طهارت باشد و چون مي رود، ذکر مي گويد و به دل از حقيقت سرّ پروا دارد و بيشتر بر حج و جنگ و زيارت موقوف دارد و بايد که به کثرت سفر کردن فخر فروشي ننمايد که بيشتر چارپايان پيوسته در سفر باشند امّا به حکم بي خبري هيچ پروا ندارند.
مسافر بايد که جهد کند تا نماز اوقات فوت نکند و وقت ضايع نکند از حقيقت سفر با خبر باشد که تندرستي که سيد عالم عليه السلام خبر داده، در سفر ديني است و در حرکت فکري در عالم آخرت. اما چون براي غرض دنياوي باشد و مسافر در حرکات از مخفيات غافل ماند، حاصل او از سفر جز رنج و مشقّت نباشد. پس رونده راه خداي بايد رنج سفر براي فايده دين و تحصيل علم بر خود نهد، تا نعمتي ثمر بخش باشد و رسول خدا صلي الله عليه و آله چنين فرمودست: «اطلبوا العلم و لو بالصّين».(5)
ويژگي هاي همسفر با مردم بي اسباب و ناشناس و بي نماز و بي پروا سفر مکن که گفته اند: اوّل، رفيق راه را بشناس و پس از آن سفر کن.(6)
آداب سفر ظاهر سفر از ابتدا تا آخر هشت ادب دارد:
ادب اول آنکه ابتدا کفاره باز دهد، و امانت ها به صاحبانش رساند، و هر که را نفقه بر وي واجب است بدهد، و توشه حلال بر گيرد و چنداني برگيرد که با همراهان مهرباني و رفاقت تواند کرد که طعام دادن و سخن خوش گفتن و با خُلق نيکويي کردن در سفر، از جمله مکارم اخلاق است.
ادب دوم، آنکه رفيقي شايسته به دست آرد که در دين ياور او بود. رسول صلي الله عليه و آله نهي کرده است از تنها سفر کردن و گفته است که «سه تن جماعت باشند که بايد که يکي را امير کنند.» که در سفرها خطرات مختلف افتد، و هر کار که اختيار آن با يکي نبود تباه شود، و اگر عالم را دو خداي بودي، سخت تباه بودي. و کسي را امير کنند که به خُلق نيکو باشد و سفر بيش کرده بود.
ادب سوم، آنکه رفيقان حاضر را وداع کند.
ادب چهارم، آنکه دو نماز بکند: يکي نماز استخاره پيش از آنکه به سفر بيرون آيد، و آن نماز و دعا معروف است؛ و ديگر به وقت بيرون شدن چهار رکعت نماز کند....
در آن وقت که بار بسته باشد، در هر رکعتي الحمد يک بار و قل هو الله يک بار خواند.
ادب پنجم، آنکه چون به در سراي رسد، بگويد: بسم الله و بالله توکلت علي الله و لا حول و لا قوه إلا بالله. و ديگر ادب آنکه بکوشد تا ابتداي سفر روز پنجشنبه بامداد بود که رسول صلي الله عليه و آله ابتداي سفر روز پنجشنبه مي کرد. و ابن عباس گويد: هر که سفر خواهد کرد و يا حاجتي خواهد از کسي، پگاه بايد کرد. پس بامداد شنبه و پنجشنبه مبارک است.
ادب ششم، آنکه ستوران را با سبک کند.
ادب هفتم، آنکه عايشه مي گويد که رسول صلي الله عليه و آله هر گاه سفر کردي شانه و آيينه و مسواک و سرمه دان و ناخن گير بر گرفتي.
ادب هشتم، آنکه چون رسول صلي الله عليه و آله از سفر باز آمدي و چشم وي بر شهر افتادي، گفتي: اللهم اجعل لنا بها قراراً و رزقاً حسناً.
و آن گاه پيش تر، کسي را بفرستادي؛ و نهي کردي و از آنکه کسي ناگاه از خانه به در شود و دو کس خلاف کردند و هر يکي در خانه خويش منکري ديدند که برنجيدند.
رسول صلي الله عليه و آله چون باز رسيدي اول در مسجد مي شدي و دو رکعت نماز مي کردي.
و سنتي مؤکد است ارمغاني بردن اهل خانه را، و در احاديث است که اگر چيزي ندارد سنگي در توبره افکن، و اين مثلي است تأکيد اين سنت را.(7)
آداب سفر باطن اما آداب سفر باطن است که سفر نکند تا آن گاه که داند که زيادت يافتن دين وي در سفر است؛ و بايد که چون در راه، در دل خود نقصاني بيند باز گردد.
و نيت کند که در هر شهري که رود مدفن بزرگان زيارت کند، و بزرگان شهر را دريابد و از هر يکي فايده اي بر گيرد ــ نه براي آنکه در بازگشت گويد که من مشايخ را ديده ام، وليکن تا بدان بهره جويد.
و در هيچ شهر بيش از ده روز اقامت نکند. و اگر به زيارت برادري رود، سه روز بيش نايستد ــ که حدّ مهماني اين است ــ امّا اگر ميزبان از وداعش رنجور شود، بيشتر اقامت کند.
و چوم به نزديک پيري شود بيش از يک شبانه روز مقام نکند، چون مقصود فقط ديدار باشد.
و چون به سلام شود، در خانه بکوبد، و صبر کند تا وي از خانه بيرون آيد.
و هيچ کار آغاز نکند تا اول ديدار وي تمام به جاي آورد.
و در پيش وي سخني نگويد تا حال او بپرسد، چون پرسيد، آن قدري گويد که جواب باشد. واگر سؤالي خواهد کرد ابتدا اجازت خواهد.
و در آن شهر به خوش گذراني مشغول نشود که اخلاص زيارت از دست بشود.
و در راه به ذکر و تسبيح مشغول شود و به قرآن خواندن در دل، چنان که کسي نشنود. و چون کسي با وي سخن گويد، بايد که جواب وي مهم ترداند از تسبيح. و اگر در شهر به چيزي مشغول است و آن ميسر است، سفر نکند که آن کفران نعمت است.( درباره وبلاگ به وبلاگ خوش آمدید از حسن انتخاب شما کمال تشکر راداریم لطفا نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید. با تشکر آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|