علمی وآموزشی و مذهبی وگردشگری و جهانگردی
آموزشی ومذهبی و جهانگردی و علمی
 
 
دوشنبه 08 تیر 1394 :: 22:38 ::  نويسنده : nnjj

 وجود بخش ها و یا اسلایدها در پاورپوینت به شما كمك می كنند تا بتوانید ارائه خود را بهتر سازماندهی كنید.


 

در پاورپوینت 2010، شما می توانید از ویژگی جدیدی به نام بخش برای سازماندهی اسلایدهای خود استفاده کنید، همچنین شما می توانید از پوشه ها برای سازماندهی فایل های خود استفاده کنید.

مدیریت اسلایدهای چندبخشی در پاورپورینت

 

 

این ویژگی جدید برای سازماندهی كردن محتوای ارائه شما در بخش های مختلف به كار می رود مانند زمانی كه از پوشه ها برای دسته بندی داده های خود استفاده می كنید، در یک ارائه پاورپوینت به جای استفاده از فایل از بخش ها استفاده می كنید. شما می توانید مطالب خود را بر اساس مباحث، فصل ها و یا سبک های مختلف سازماندهی كنید.

این ویژگی برای شركت هایی كه كارهای طراحی انجام می دهند یا افرادی كه سروكار زیادی با ارائه مطلب یا پاورپوینت دارند می تواند بسیار مفید باشد چرا كه می توان یك نگاه كلی از اطلاعات داشت.

این ویژگی براساس ایده یكی از مشاوران مایكروسافت به نام Sandy Yu معرفی شد چرا كه او معتقد بود در صورتی كه یك كار بزرگ به كارهای كوچكتری تقسیم شود بهتر انجام می شود.

شما می توانید به اعمالی همچون اضافه کردن، ویرایش، حذف و ... بخش ها بپردازید. همچنین می توانید از طریق منوی های مربوطه هر آنچه را كه می خواهید به اسلایدهایی كه در بخش ها قرار دارند اضافه یا كم كنید

در صورتی كه بتوان از این ویژگی استفاده كرد می توان كار را به صورت گروهی در اختیار  نویسندگان قرار داد تا بتوان در صورت ویرایش حتی به صورت آنلاین آن را تغییر داد. در این ویژگی می توان با استفاده از تنظیمات ویژه روی بخش ها تغییراتی را ایجاد كرد مثلا می توان اسلایدها را مخفی كرد و...

چرا بخش ها در پاورپوینت مفید هستند؟

شما می توانید با استفاده از بخش حداقل كارهای زیر را انجام دهید:

** تقسیم بندی اسلایدها به زیر گروه های منظم

**تغییر دادن ترتیب قرارگیری بخش با كشیدن و رها كردن

** قرار دادن محتوای چندرسانه ای مانند فیلم یا صوت در همه بخش ها

**حذف و مخفی كردن اسلایدهای مورد نظر در بخش ها

 

شما می توانید به اعمالی همچون اضافه کردن، ویرایش، حذف و ... بخش ها بپردازید. همچنین می توانید از طریق منوی های مربوطه هر آنچه را كه می خواهید به اسلایدهایی كه در بخش ها قرار دارند اضافه یا كم كنید.

 

مراحل شروع كار...

** ابتدا پاورپوینت را باز كرده و با قرار دادن یك اسلاید و ایجاد محتوا در آن به ساخت ارائه خود بپردازید.

**  سپس یك بخش جدید ایجاد كرده و ارائه خود را در آن قرار دهید.

مدیریت اسلایدهای چندبخشی در پاورپورینت

 

** نام بخش مورد نظر را با راست كلیك كردن بر روی آن و انتخاب گزینه Rename Section  تغییر دهید.

مدیریت اسلایدهای چندبخشی در پاورپورینت

 

**  سپس شما باید اسلایدهایی را ایجاد كنید كه می خواهید در بخش های ایجاد شده قرار بگیرد.

**  اگر شما می خواهید بخش های بیشتری را ایجاد كنید مرحله ایجاد و تغییر نام را دوباره تكرار كنید.

**  با راست كلیك كردن بر روی هر كدام از بخش ها می توانید گزینه های مورد نظر را مشاهده كرده و با انتخاب گزینه Collapse All تمامی بخش ها را مشاهده كنید.

مدیریت اسلایدهای چندبخشی در پاورپورینت

 

حال شما می توانید تمامی بخش ها به صورت زیر هم در گوشه ای از پاورپوینت مشاهده كنید.

مدیریت اسلایدهای چندبخشی در پاورپورینت

 

اگر شما بر روی هر بخش دوبار كلیك كنید می توانید اسلایدهای آن را نیز مشاهده كنید.

اگر مشاهده كنید متوجه می شوید كه در جلوی نام هر بخش در داخل پرانتز یك عدد نوشته شده است كه این نوشته نشان دهنده تعداد اسلایدهای موجود در هر بخش است.

شما می توانید تمامی اسلایدها در بخش ها را جا به جا كنید و حتی آن ها را با استفاده از گزینه Make change سفارشی كنید.

حركت یك بخش به بالا و پایین در لیستی از اسلایدها

بر روی بخشی كه می خواهید حركت كند راست كلیك كنید و با انتخاب گزینه Move Section Up یا Move Section Down آن را جا به جا كنید.

پاك كردن یك بخش

بر روی بخش مورد نظر كلیك كرده و گزینه remove را انتخاب كنید.

چاپ یك بخش

برای چاپ كردن یك بخش می توانید به صورت زیر عمل كنید:

بر روی File  كلیك كرده و گزینه Print را انتخاب كنید و با توجه به Option های مختلف عملیات مورد نظرتان را انجام دهید.

مدیریت اسلایدهای چندبخشی در پاورپورینت

 

با استفاده از بخش ها می توان برای تبلیغات شركت های مختلف برای جلب افراد و همچنین علاقه مند كردن افراد به ادامه موضوع ذكر شده استفاده كرد.

به این طریق شما می توانید تمامی اسلایدهای خود را در پاورپوینت و حتی در هارد دیسكتان منظم كنید.

 

 

 

فائزه خاموشی

بخش دانش و زندگی تبیان


 



چهارشنبه 03 تیر 1394 :: 22:46 ::  نويسنده : nnjj

 گرانقیمت ترین برندهای خودروسازی جهان اعلام شد.


به گزارش عصر ایران، وب سایت برندهای جهانی، فعال در ارائه مشورت  در زمینه برندهای تجاری و قیمت گذاری آنها ، فهرست جدیدی از گران قیمت ترین و پرارزش ترین برندهای خودروسازی جهان منتشر کرده است.

12 برند گرانقیمت خودروسازی جهان به همراه اطلاعاتی درباره هر یک از برنده ها برگرفته از وب سایت ویکی پدیا، به این ترتیب هستند. 

گفتنی است قیمت های زیر ، فقط بهای نام تجاری (برند) شرکت هاست و نه ارزش کل دارایی های این شرکت ها. ضمن آن که منابع مختلف اقتصادی ،می توانند برآوردهای مختلفی داشته باشند.

1 - برند "تویوتا"ی ژاپن: 30 میلیارد و 280 میلیون دلار 

 ارزش برند شرکت خودروسازی تویوتا ژاپن به رقم 30 میلیارد و 280 میلیون دلار می رسد. تویوتا از بزرگترین خودروسازان جهان به شمار می رود و در ماه ژوئیه 2012 تولید 200 میلیونمین خودرو خود را جشن گرفت. 

جالب است بدانید کل جمعیت ژاپن حدود 127 میلیون نفر است . یعنی تویوتا ، بیش از کل جمعیت ژاپن ، خودرو تولید و البته صادر کرده است.

تویوتا در سال ۲۰۰۸ توانست در زمینه فروش خودرو از شرکت خودروسازی جنرال موتورز آمریکا پیشی بگیرد و به صدرنشینی 77 ساله جنرال موتورز به عنوان بزرگ‌ترین شرکت خودروسازی جهان خاتمه دهد.
اما تویوتا در سال 2011 به دلایل مختلف کمتر از 7 میلیون و 900 هزار خودرو تولید کرد در حالی که جنرال موتورز در همان سال بیش از 9 میلیون دستگاه خودرو فروخت.

درآمد خالص شرکت تویوتا در سال ۲۰۰۵ میلادی ۱۸۵٫۵ میلیارد دلار و سود خالص آن ۱۲٫۱۲ میلیارد دلار بود. این درآمد با تولید ۷٫۷۱۱٫۶۴۷ خودرو به دست آمده‌ است.

تویوتا ابتدای قرن بیستم به عنوان یک کارخانه ریسندگی فعالیت داشت اما بعدها به کارخانه خودروسازی تبدیل شد. دفتر مرکزی خودروسازی تویوتا در شهر توکیو است.
 
 
2- برند مرسدس بنز آلمان: 30 میلیارد و 97 میلیون دلار

این برند خودروسازی آلمان به نماد قدرت و لوکس بودن در جهان خودرو تبدیل شده است.

گوتلیب دایملر و کارل بنز، دو مخترع آلمانی موتور چهار زمانه، پس از مدتی کار مستقل، شرکت دایملر-بنز را در سال ۱۹۲۶ تأسیس کردند و اسم محصولات خود را به پیشنهاد نخستین نماینده فروش خود، مرسدس گذاشتند که از نام دختر این نماینده گرفته شده بود.

شرکت مرسدس بنز در سال ۱۸۷۱ میلادی به دست کارل بنز بنیانگذاری شد. دفتر مرکزی مرسدس بنز در شهر اشتوتگارت آلمان است.
 


ادامه مطلب ...


پنج‌شنبه 28 خرداد 1394 :: 14:30 ::  نويسنده : nnjj

 

( اللهم رب شهر رمضان الذی انزلت فیه القران )
کاش در این رمضان لایق دیدارشوم / سحری با نظر لطف تو بیدار شوم / کاش منت بگذاری مهدی جان / تاکه همسفره ی تو لحظه افطار شوم !
فرا رسیدن ماه ضیافت الله برشما عزیزان مبارک

روز شروع ماه مبارک رمضان سال 94

ماه مبارک آمد، اي دوستان بشارت

کز سوي دوست ما را هر دم رسد اشارت

آمد نويد رحمت، اي دل ز خواب برخيز

باشد که باقي عمر، جبران شود خسارت



پنج‌شنبه 28 خرداد 1394 :: 14:13 ::  نويسنده : nnjj

 

 



چهارشنبه 20 خرداد 1394 :: 23:22 ::  نويسنده : nnjj

 

 

آبشار یخی آبنیک,آبشار یخی,روستای آبنیک

 روستای آبنیک روستایی سرسبز و خوش آب و هوا از توابع بخش رودبار قصران شهرستان شمیرانات استان تهران است. برای دیدن آن باید به 12 کیلومتری شمال شرقی فشم، بعد از روستاهای زایگان و لالان بروید. ارتفاع روستای آبنیک 2400 متر از سطح دریا است. جمعیت روستا در تابستان حدود 150خانوار است که در زمستان به کمتر از یک سوم این مقدار کاهش می‌یابد.

آبنیک با دارا بودن آب و هوای سرد و ییلاقی، حاشیه سرسبز رودخانه کلارود و دامنه های گسترده کوههای اطراف همه ساله بخصوص در فصول بهار و تابستان پذیرای گروه گردشگران از تهران و سایر نقاط کشور است. رودخانه کلارود (که محلی ها به آن رودخانه آبنیک می گویند) به طول 7 کیلومتر از کوه‌های جانستون و خرسنگ سرچشمه گرفته و یکی از سرشاخه‌های رودخانه جاجرود به شمار می‌آید.

آبشار یخی آبنیک فشم در استان تهران واقع است. روستای آبنیک بعد از لالون در مسیر گرمابدر واقع است. آبشار یخی آبنیک در انتهای دره آبنیک، در کنار یک تنگه زیبا، محل مناسبی جهت تمرین یخ نوردی در زمستان است.

چشمه آبنیک چشمه معروفی است که آبی سفید و گوارا دارد و از قدیم به دلیل خواص آب این چشمه، مردمان آبنیک به تنومندی و خوش قامتی معروف بوده اند. آنچنان که شاهان قاجار در نوشته های خود بارها از آن یاد کرده اند.

فاصله آبنیک با آبشار تلخاب حدود سه ساعت کوهپیمایی است که در مسیر جنوبی قله وزوا طی می شود. یک کوهپیمایی دو ساعته از آبادی آبنیک، دشت جانستون را نشانتان می دهد که چندین چشمه و یک سرچشمه بزرگ دایمی دارد. اینجا واقعا زیباست.

در فصل بهار دامنه های کوه های این منطقه از قارچ های خوراکی و گیاهانی مانند والک و سیرک و تره کوهی پر می شود و عطری خوش این محیط زیبا را فرا می گیرد. در قسمت شمال غربی فشم نیز مسیری است که به میگون و دیزین منتهی می شود.

در این مسید نیز آبشارهای بسیاری در فصل بهار دیده می شوند که از مهمترین آنها می توان به آبشار دربندسر اشاره کرد که در 15 کیلومتری جاده فشم به دیزین واقع شده و از جلوه های طبیعی و زیبای منطقه فشم محسوب می شود.

آبشار یخی آبنیک,آبشار یخی,روستای آبنیک

 آبشار یخی آبنیک

آبشار یخی آبنیک,آبشار یخی,روستای آبنیک

  آبشار یخی آبنیک

آبشار یخی آبنیک,آبشار یخی,روستای آبنیک

  آبشار یخی آبنیک

آبشار یخی آبنیک,آبشار یخی,روستای آبنیک

  آبشار یخی آبنیک

آبشار یخی آبنیک,آبشار یخی,روستای آبنیک

  آبشار یخی آبنیک

آبشار یخی آبنیک,آبشار یخی,روستای آبنیک

  آبشار یخی آبنیک

آبشار یخی آبنیک,آبشار یخی,روستای آبنیک

  آبشار یخی آبنیک

آبشار یخی آبنیک,آبشار یخی,روستای آبنیک

 

 منبع:bazarkhabar.ir



چهارشنبه 20 خرداد 1394 :: 23:19 ::  نويسنده : nnjj

 در مرکز شهر ساری عمارتی زیبا و قدیمی جا خوش کرده که مدتی به عنوان اداره کل میراث فرهنگی استفاده می شد و حالا تبدیل به یکی از موزه های دیدنی این شهر شده است. عمارت کلبادی ساری، با عمر 200ساله اش جایی است که در سفر به این شهر حتما باید از آن دیدن کنید.

 
برای دیدن عمارت کلبادی ساری باید به خیابان انقلاب و محله آب انبار نو بروید. محله ای که بیشتر بناهای تاریخی ساری در محدوده آن قرار دارند و البته فعالیت های عمده تجاری ـ اداری شهر هم در اطراف این محله صورت می گیرد. 

عمارت کلبادی,عمارت کلبادی  ساری

  عمارت قاجاری کلبادی حتی اگر موزه فرهنگ و تاریخ شهر هم نبود باز با حجره‌ها، شاه‌ نشین، حمام اصطبل، حیاط و گچ بری ها و شیشه های رنگی و ارسی های بلندش یک شاهکار معماری به حساب می آمد. این عمارت در زمان قاجار هم از خانه های بزرگان آن دوره مجلل تر و مهم تر بود که دلیل آن، صاحبان بنا بودند که پایگاه سیاسی داشتند و از سران نظامی کشور بوده اند.

عمارت کلبادی,عمارت کلبادی  ساری

 این بنا با چوب و آجر و سفال ساخته شده و شیوه معماری اش به تکیه های دوره قاجار شباهت دارد. خانه، از دو بخش اندرونی و بیرونی تشکیل شده و اندرونی آن دو طبقه است با یک زیرزمین. در هر طبقه هم یک شاه نشین ساخته شده و اتاق های هر طبفه دو طرفه هستند. 

عمارت کلبادی,عمارت کلبادی  ساری

 اتاق اعیان و اشراف
اگر گذارتان به عمارت کلبادی ساری افتاد فراموش نکنید که در شاه نشین طبقه دوم وقت بیشتری را صرف کنید. این شاه نشین از زیباترین اتاق های عمارت است و هنرهای تزئینی دوره قاجاری در گوشه و کنار آن به چشم می خورد. در بناهای تاریخی، شاه نشین به زیبا ترین و بزرگترین اتاق هر طبقه گفته می شود که در واقع حکم مهمانخانه را داشته و در آن تزیینات زیبایی مثل طاقچه ها و پنجره های ارسی و سقف چوبی زیبا و… به چشم می خورد و در آن از مهمانان بلندپایه پذیرایی می شود.

عمارت کلبادی,عمارت کلبادی  ساری

  در اصلی خانه به کوچه آب انبار نو باز می شود. دری بلند و چوبی با تزئینات فاخر که سردری آجری آن را پوشانده است. از ورودی که بگذرید، راهروی نسبتا باریکی را باید طی کنید تا به حیاط که با چند پله، پایین تر از سطح زمین قرار دارد برسید. وسط حیاط یک حوض چند ضلعی خواهید دید و باغچه هایی که در اطراف آن ساخته شده اند.


تاریخچه عمارت
این ساختمان حدود 200 سال قبل به دستور سردار جلیل از امراء ارتش وقت ساخته شد و به نام فرزند بزرگش امیر نصرت شکوه نظام، به امیریه معروف شد. امیر نصرت در جوانی فوت شد و سردار بنا را به نوه خود یعنی منوچهرخان بخشید. منوچهرخان کلبادی هم که بعدها از ملاکین منطقه و البته در دوره ای نماینده مردم ساری در مجلس شورای ملی بود، در سال 1362 از دنیا رفت و این بنا در سال 1370 در اختیار سازمان میراث فرهنگی قرار گرفت. این اثر در تاریخ 9 آبان 1377 با شماره ثبت 2148 به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.  عمارت کلبادی,عمارت کلبادی  ساری

دیدنی های محله تاریخی
محله آب انبار نو همان طور که گفتیم یکی از قدیمی ترین محله های شهر ساری است که از گذشته، هسته مرکزی این شهر به حساب می آمده است. در این محله به جز عمارت کلبادی، بناهای تاریخی دیگری هم وجود دارد که در سفر به ساری می توانید از آنها دیدن کنید. 

عمارت کلبادی,عمارت کلبادی  ساری

 این بناها عبارتند از: مدرسه علمیه مصطفی خان، منزل اخوتیان، خانه فاضلی، آب انبار میرزا مهدی، مسجد جامع و ساختمان دارایی. این محله کوچه های باریک دارد و ساختمان های قدیمی آن از چوب و آجر و سیمان ساخته شده اند.

 منبع:tebyan.net



چهارشنبه 20 خرداد 1394 :: 23:16 ::  نويسنده : nnjj

 

 

۲۰ اثر از استان‌های اصفهان، کردستان، چهارمحال و بختیاری و آذربایجان شرقی در جلسه کمیته ثبت حریم آثار غیرمنقول توسط اعضای کمیته ثبت حريم آثار ملی غيرمنقول برای ثبت در فهرست آثار ملّی تایید شده است.

1. بافت و منظر فرهنگی اورامان تخت
روستای اورامان که در دامنه رشته کوههای زاگرس و در ابتدای حوزه آبریز رودخانه سیروان واقع شده با توجه به معماری خاص و ویژگی های مختلف یکی از روستاهای مهم و ارزشمند کشور است. 

20 اثر ثبت شده در فهرست میراث ملی ایران,گردشگری,تور گردشگری

 خانه‌هاى این روستا با سنگ و اغلب به صورت خشکه و به صورت پلکانی و از سنگ ساخته شده است. در این روستایی با مهر خانه، حیاط خانه دیگر محسوب می‌شود و تا پشت روستا ادامه می‌یابد. نوع معماری به کار رفته در این روستا نیز چشم هر بیننده‌ای را به سوی خود جلب می‌کند. قدمت این روستا به قبل از اسلام برمیگردد و زندگی تا کنون در آن جریان داشته است.
 
2. روستای پالنگان و منظر فرهنگی آن
یکی از روستاهای دهستان ژاورود از توابع شهرستان کامیاران در استان کردستان است و در ۴۷ کیلومتری شمال‌ غرب  این شهر و در دره تنگیور قرار دارد. این روستا در دامنه کوه و در دو طرف دره قرار گرفته و خانه‌های آن با سنگ و عموماً به حالت پلکانی ساخته شده و پشت بام منزل پایین حیاط منزل بالا محسوب می‌شود. 

20 اثر ثبت شده در فهرست میراث ملی ایران,گردشگری,تور گردشگری

 این روستا علاوه بر داشتن معماری زیبا، دارای چشمه‌ها، آبشارها و طبیعتی سرشار از زیبایی منحصر به فرد در استان کردستان است و در کنار رودخانه تنگیور قرارگرفته که به رودخانه سیروان می‌پیوندد. رودخانه خروشان تنگیور که از میان آبادی می‌گذرد آن را به د وقسمت تقسیم کرده است و خانه‌های روستا با سنگ و بیشترشان به صورت خشکه چینی ساخته شده است.
 
3. روستای تاریخی ژیوار
روستای ژیوار در منطقه هورامان استان کردستان، شهرستان سروآباد در جنوب کوه‌های کوسالان و در  کنار رودخانه سیروان واقع شده است. ژیوار در گویش کردی به معنی زنده است.  

20 اثر ثبت شده در فهرست میراث ملی ایران,گردشگری,تور گردشگری

 این روستا با توجه به شیب کوه و محیط در دره ای تنگ به صورت پلکانی ساخته شده وبناهای  آن را باغ های انار، انگور وانجیر فرا گرفته است. پیشینه روستا به دوره صفوی برمی گردد و تا کنون نیز زندگی در آن جریان دارد و از روستاهای ارزشمند و زیبای کشورمان است. 

4. حمام پنج شنبه دین
حمام پنج شنبه دین ۵/۲ × ۱۴ × ۲۱ متر وسعت دارد و شامل بخش های هشتی، سربینه، گرمخانه، میاندر و خزینه است. پس از هشتی راهرویی کوتاه ارتباط با سربینه چهر گوش حمام را میسر می کند. سقف گنبدی سربینه بر چهار ستون سنگی با سرستون پلکانی استوار است. میاندر حمام در ضلع جنوبی سربینه و با چرخش ۹۰ درجه به گرمخانه متصل می شود.

 20 اثر ثبت شده در فهرست میراث ملی ایران,گردشگری,تور گردشگری

 فضای گرمخانه به نسبت فضای کوچکتری است و با شکل چلیپایی دارای ستونهایی مانند سربینه است. خزینه مسدود شده حمام در منتهی الیه ضلع قرار دارد. این بنا از آثار ارزشمند دوره قاجار در محله جوباره اصفهان است.



ادامه مطلب ...


مهدی، نظری به ما عنایت کن

مارا به صراط خود هدایت کن

مهدی! اگر از منتظرانت بودیم

چون دیده ی نرگس نگرانت بودیم

با این همه روسیاهی و سنگدلی

ای کاش که از همسفرانت بودیم

میلاد دوازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، امام عصر و الزمان مبارک .

  

 

 

 



یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 :: 20:03 ::  نويسنده : nnjj

 

 



یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 :: 18:56 ::  نويسنده : nnjj

 شکار رفتن رستم و رسیدن به شهر سمنگان

شنیده ام قصه ای از روزگاران قدیم که :

روزی رستم ناراحت و اندوهگین بود ، پس فکر شکار کرد . آنگاه کمرش را بست و تیردانش را پر از تیر کرد و بسوی مرز ثوران حرکت کرد . وقتی نزدیک مرز رسید بیابانی را پر از گور خر دید و بسیار خوشحال شد و اسبش که نامش رخش بود به حرکت در آورد و با تیر و کمانی که همراه داشت چند گورخر شکار کرد و بعد مقداری خار و خاشاک و شاخ و برگ درختان را جمع آوری کرد و با آنان آتشی عظیم درست کرد . بعد درختی را از جایش کند و گورخری را بر آن سیخ کشید ، وقتی گورخر بریان و پخته شد تمام آنرا خورد بعد از مدتی خواب بر چشم هایش چیره شد و به خواب فرو رفت .

در موقعی که رستم در خواب عمیق فرو رفته بود عده ای از سواران تورانی که از نزدیکی او گذر می کردند رخش را که در حال چریدن بود به همراه خود بردند.

رستم از خواب بیدار شد ، هر چه به اطرافش نگاه کرد اثری از رخش ندید. بسیار مضطرب و پریشان شد ، پس برخاست و شروع کرد به جستجو ، اما هر چه اطراف را گشت نتیجه ای نگرفت . پس قدری تامل کرد در حالیکه با خود فکر می کرد این سخنان را بر لب جاری می کرد :

اکنون که پیاده می روم و بدون اسب ، مردم چه فکری دربارۀ من می کنند ؟ آنان مرا بی عرضه فرض می کنند که نتوانستم از اسبی نگهداری کنم . اکنون باید بروم و فکر چاره ای کنم .

پس بعد از گذشتن این افکار ، راهی شهر سمنگان شد. سلاحش را بر کمر بست و بدنبال نشانی از رخش براه افتاد در حالیکه بسیار نا امید و پریشان بود . رستم بعد از مدتی که مسافتی را پیمود به شهر سمنگان رسید . خبر ورود رستم را به شاه سمنگان دادند ، آنگاه شاه سمنگان به اتفاق بزرگان به استقبال و پذیرایی رستم آمدند . بعد از خیر مقدم به رستم ، او را به کاخ بردند و سبب ناراحتی وی را جویا شدند . رستم به آنان گفت که اسبش را ربوده اند و بدنبال نشانی از رخش تا نزدیکی این شهر آمده و اگر اسبش پیدا نشود رودی از خون جاری می کند . شاه سمنگان بعد از شنیدن سخنان رستم به او گفت :

جان و مال ما در اختیار توست ، ما همه گوش به فرمان تو هستیم ای نیرومند دلاور ، کسی جرات ندارد که به توچنین جسارتی بکند . تو امشب را مهمان ما باش و خوش بگذران و غم و اندوه را از دلت بیرون کن که انشاءالله تا فردا رخش ات پیدا می شود.

رستم وقتی که چنین سخنانی را از شاه سمنگان شنید گمان و تردیدش نسبت به آنان برطرف شد و خوشحال و شادمان شد. شاه سمنگان هم مجلس جشنی بر پا کرد و دستور داد که سفره ها بیاورند . جامها را پر از شراب کردند و نوازندگان نواختند و آن شب را به افتخار رستم به شادی گذراندند.

رستم ، چون نیمه های شب شد خواب بر چشمهایش چیره گردید ، پس برای او رختخوابی که آغشته شده بود به عطر و گلاب آماده کردند و رستم را به آن مکان راهنمایی کردند ، آنگاه رستم بسوی بستر خویش رفت و به خواب فرو رفت .

آمدن تهمینه دختر شاه سمنگان به نزد رستم

 

چون پاسی از شب گذشت رستم از صدای پایی از خواب برخاست . در حالیکه گوشش را تیز کرده بود تا صاحب صدا را بشناسد در اطاقش باز شد ، خدمتکاری در حالیکه شمعی در دست داشت و بدنبال وی دختری زیبا ، ظاهر شد . رستم بسیار متعجب شده بود و در حالیکه به آن دو می نگریست گفت :

ای دختر ، در این وقت شب چه می خواهی ؟ برای چه به اینجا آمده ای ؟

دختر پاسخ داد :

نام من تهمینه است . دختر شاه سمنگان هستم . من دختری هستم که تاکنون کسی نه صورت مرا دیده و نه صدای مرا شنیده است . من بارها و بارها وصف شجاعتها و دلاوری ترا شنیده ام که تو از شیر و دیو و پلنگ نمی ترسی و عقاب تیز چنگال هم وقتی ترا می بیند در شکار کردن جرات و شهامت خود را از دست می دهد و من چنین سخنان دربارۀ تو بسیار شنیده ام . در آرزوی دیدار تو بودم و می خواستم که ترا از نزدیک ببینم .اکنون که دست سرنوشت و تقدیر ترا به این شهر کشانیده من مایلم که اگر تو نیز مایل باشی ، ترا به همسری خویش در آورم تا از تو پسری داشته باشم بسان خودت ، دلاور و نیرومند و من برای پیدا کردن اسبت این شهر را زیر پا می گذارم و او را برایت می آورم.

رستم که شیفتۀ تهمینه شده بود چارۀ کار را جز این ندید که در همان وقت موبدی را بخواند و او را از شاه خواستگاری کند . شاه سمنگان چون چنین سخنی شنید بسیار خوشحال شد ، پس مجلس جشنی فردای آنروز بر پا شد و تهمینه به همسری رستم در آمد.

یک روز گذشت و روز بعد رستم تهمینه را فراخواند و به او گفت :

ای همسر گرامی و مهربانم ، از اینکه می خواهم ترا ترک کنم بسیار اندوهگین هستم . بدان که من نمی توانم در اینجا بمانم چون اگر افراسیاب پادشاه ترکان از وجود من آگاهی حاصل کند موجب آزار و اذیت من خواهد شد، پس من باید بسوی سیستان بروم . تو این مهره ها را از من بگیر و اگر در آینده فرزندمان دختر بود آنرا به گیسویش ببند و اگر فرزندمان پسر بود آنرا به بازویش ببند .

پس در همان روز نیز خبر پیدا شدن رخش به گوش رستم رسید و بسیار خوشحال شد. آنگاه سوار بر اسبش شد و با تهمینه خداحافظی کرد و راهی سیستان شد.

چون نه ماه گذشت تهمینه پسری بدنیا آورد که نامش را سهراب گذاشتند . سهراب شباهت فراوانی به پدرش داشت و برو بازوی قوی و نیرومندی داشت. سهراب وقتی که یکماهه شد به مانند کودک یکساله بود. وقتی سه ساله شد، بازی چوگان می کرد و هر چه که بزرگتر می شد علاقه اش به تیر و کمان زیاد میشد. وقتی که ده ساله شد، کسی یارای مقابله با او را نداشت . او پهلوانی دلیر و شجاع شده بود . سهراب روزی به نزد مادرش آمد و گفت :

مادر، بگو ببینم من فرزند چه کسی هستم ؟ نام پدر من چیست ؟ اگر کسی از من بپرسد که پدرت چه کسی است چه جوابی بگویم؟ چرا نام پدر را از من کتمان می کنی ؟ تهمینه قدری در فکر فرو رفت آنگاه گفت :

پسرم ناراحت نشو و خوشحال باش. تو پسر رستم هستی ، آن دلاوری که مانند که مانند و نظیری ندارد. تو از نژاد سام و زال هستی و جهان پهلوانی بسان پدرت بدنیا نیامده و نخواهد آمد.

آنگاه تهمینه از جای برخاست و به طرف اطاقش رفت و در حالی برگشت که نامه ای در دست داشت. آنوقت در نامه را باز کرد که در آن سه کیسه زر بود و نشان سهراب داد و بدو گفت :

فرزندم این نامه را پدرت رستم از ایران فرستاده ، این نشانی از پدرت است که من نشان تو دادم ، اما چیزی که تو باید بدانی این است که پدرت نباید از وجود تو که چنین دلاور شدی اطلاع حاصل کند . چون اگر مطلع شود ترا به نزد خودش می برد و من هم که طاقت دوری ترا ندارم و آزرده و نگران خواهم شد و از دوریت می میرم .

سهراب گفت :

اگر من فرزند چنین نامدار و پهلوانی باشم چرا باید پنهان کنم ؟ همۀ مردم دربارۀ رستم حرف می زنند چه افتخاری بالاتر از این که من فرزند رستم هستم . اکنون من لشکری از ترکان فراهم می کنم و بسوی ایران حرکت می کنم . به جنگ کاووس ، پادشاه ایران می روم و او را نابود می کنم و همراه پدر می شوم. وقتی که ما دو تن یکی شدیم چه کسی جرات فرمانروایی در برابر ما را دارد؟

سهراب بعد از چند روز به جمع آوری لشکری پرداخت که همه از افراد با تجربه و کاردان و شجاع بودند و دستور داد که بهترین اسب را برایش آماده سازند. آنگاه تاج بر سر نهاد و کمرش را با سلاح بست و زره بر تن کرد و راهی ایران شد.



ادامه مطلب ...


درباره وبلاگ


به وبلاگ خوش آمدید از حسن انتخاب شما کمال تشکر راداریم لطفا نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید. با تشکر
مطالب علمی به زبان ساده ؛کوتاه مختصر مفید به زبان قابل فهم
تبریک سال نو ١فرهنگي تغييرات وتکنولوژي-ديني خداوند کدام گناه‌ها را نمی‌بخشد؟ اطلاعات عمومی دینی اطلاعات نماز میلاد امام حسن مجتبی (ع) بر مسلمین مبارکباد تبریک میلاد باسعادت حضرت محمد(ص9 و امام صادق (ع)
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران