علمی وآموزشی و مذهبی وگردشگری و جهانگردی
آموزشی ومذهبی و جهانگردی و علمی
 
 

 

 

 

کشاورزي فقير از اهالي اسکاتلند فلمينگ نام داشت. يک روز، در حالي که به دنبال امرار معاش خانواده‌اش بود، از باتلاقي در آن نزديکي صداي درخواست کمک را شنيد، وسايلش را بر روي زمين انداخت و به سمت باتلاق دويد. پسري وحشت زده که تا کمر در باتلاق فرو رفته بود، فرياد مي‌زد و تلاش مي‌کرد تا خودش را آزاد کند. فارمر فلمينگ او را از مرگي تدريجي و وحشتناک نجات داد. روز بعد، کالسکه‌اي مجلل به منزل محقر فارمر فلمينگ رسيد. مرد اشراف‌زاده خود را به عنوان پدر پسري معرفي کرد که فارمر فلمينگ نجاتش داده بود. اشراف زاده گفت: مي‌خواهم جبران کنم شما زندگي پسرم را نجات دادي. کشاورز اسکاتلندي جواب داد: من نمي‌توانم براي کاري که انجام داده‌ام پولي بگيرم. در همين لحظه پسر کشاورز وارد کلبه شد.اشراف‌زاده پرسيد: پسر شماست؟ کشاورز با افتخار جواب داد: بله اشراف زاده گفت: با هم معامله مي‌کنيم. اجازه بدهيد او را همراه خودم ببرم تا تحصيل کند. اگر شبيه پدرش باشد، به مردي تبديل خواهد شد که تو به او افتخار خواهي کرد. پسر فارمر فلمينگ از دانشکده پزشکي سنت ماري در لندن فارغ التحصيل شد و ....



شنبه 23 اردیبهشت 1391 :: 20:29 ::  نويسنده : nnjj

 

 

۱- حضرت آدم ( ع )                                                    Prophet Adam 

لقب : خلیفه الله 

معنای اسم : آفریده شده از سطح زمین

پدرومادر : خداوندمتعال آدم راازخاک آفریدوجان دراودمید

تاریخ ولادت : قبل از هبوط آدم 

مدت عمر : ۹۳۰ سال 

محل هبوط : آن حضرت درکوه صفا وبنابه قول مشهور درکوه سراندیب فرود آمد. 

محل ذفن : نجف اشرف درکشورعراق

تعداد فرزندان : آن حضرت فرزندان زیادی داشت 

مختصری اززندگی نامه : خداوند متعال بعد از اینکه آدم وحوا راآفرید به آنها اجازه داد دربهشت زندگی وازتمامی نعمت های آن استفاده کنند به جزمیوه خاصی که آدم وحوا رااز خوردن آن نهی کرد وفرمود اگربه آن درخت نزدیک شوید واز میوه آن بخورید ازبهشت رانده خواهید شد ولی باوسوسه های شیطان از میوه آن خوردند وخداوند آنها را از بهشت بیرون راند و به زمین فرستاد. آدم و حوا ازعمل خود سخت پشیمان شدند وسال ها به درگاه خداوند متعال گریه و زاری و طلب آمرزش کردند خدای مهربان توبه آنها را پذیرفت واز خطایشان در گذشت .

 

 



شنبه 23 اردیبهشت 1391 :: 20:04 ::  نويسنده : nnjj

تولد بانوي دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) و روز زن­مبارك

كدام فرشته است كه خدای را چون فاطمه - سلام الله علیها - با تمام وجود پرستیده باشد؟



شنبه 23 اردیبهشت 1391 :: 19:59 ::  نويسنده : nnjj

با سرو قدی تازه‌ تر از خرمن گل

 

از دست منه جام می و دامن گل

 

زان پیش که ناگه شود از باد اجل

 

پیراهن عمر ما چو پیراهن گل



شنبه 23 اردیبهشت 1391 :: 19:56 ::  نويسنده : nnjj

ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﯼ
ﻣﻦ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﻡ

ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻝ

ﺗﻮ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ
.ﻣﻦ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﻡ

ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ

ﻣﻦ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ

روح من



سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1391 :: 18:30 ::  نويسنده : nnjj

«حق الناس»
در باب حقوق مردم رواياتى وارد شده است كه به عنوان باب‏ «حبس الحقوق» است. در قيامت، كاسب را مى‏آورند، مى‏گويند: شما اين فرد را براى كار استخدام‏ كردى، كار كرده است، اما مزد او را ندادى. در محشر بمان تا مزد او را بدهى.

امام رضا عليه السلام مى‏فرمايد:

كسى كه براى شما كار مى‏كند، هنوز عرق پيشانى‏اش خشك نشده است، مزد او را بدهيد. مگر اين كه خودش بخواهد پول او پيش شما امانت بماند. اگر كسى مزد كارگرش را ندهد، روز قيامت او را در دادگاه نگه مى‏دارند، مى‏گويند: مزد او را بده. كار فرما نمى‏تواند به خدا بگويد: ما كه نداريم، تو مزد او را بده. خدا مى‏گويد: مگر او براى من كار كرده است كه من مزد او را بدهم؟ كار مادى بوده، كه براى تو كرده است. خدا از حبس حق كارگر متنفر است، آن وقت خودش حق شما خوبان را ضايع كند؟

آيه مى‏فرمايد: «إِنَّا لَانُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا» كار خوب را بايد به من تحويل دهيد، تا ضايع نشود.
 



سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1391 :: 18:26 ::  نويسنده : nnjj

پژوهش های مربوط به تاریخ و فرهنگ بشری، گویای این حقیقت است که بشر هیچ گاه بدون دین زندگی نکرده و همواره در جستجوی این راز بزرگ هستی تلاش می کرده، گاهی می توانسته جلوه ای از حقیقت آن را درک کند و زمانی به بیراهه می رفته و اصل آن را انکار می کرده است؛ همچنین با رشد و تعالی افکار و استعدادهای انسانی، دین در معرض سوالاتی قرار می گرفته است از جمله این که: در صورت تکامل و پرورش خرد و عقل، کارآیی و کاربرد دین چیست؟ آیا دین آموزه هایی قابل اجرا در تمامی نسل ها و جوامع دنیا دارد؟ دین، اصولاً به بیان چه اموری می پردازد و پاسخگوی کدامیک از خواسته ها و نیازهای بشری است؟ آیا دین همه ابعاد حیات فردی و اجتماعی انسان را در بر می گیرد؟

در این مقاله مقصود از دین، دین آسمانی و حق است که در طول تاریخ از جانب خداوند توسط پیامبران به بشر عرضه شده است، نه این که قابل اطلاق به هر گونه برداشت و فهم از دین باشد.

در پاسخ به پرسش های طرح شده باید گفت دین توحیدی دارای جامعیت است و همه ادیان آسمانی که از جانب خداوند نازل گردیده اند قبل از این که دستخوش تحریف و تغییر قرار گیرند، دارای ویژگی جامعیت در زمانه خود بودند. شرایع پیش از اسلام، علاوه بر جامعیت، از کمال نسبی نیز برخوردار بوده اند ولی شریعت اسلام دارای جامعیت و کمال نهایی است. از همین رو، شریعت پایانی، جاودانی است.

مقصود از جامعیت دین، این نیست که همه مسایل نظری و عملی مربوط به زندگی مادی و معنوی انسان و همه مسایل خُرد و کلان زندگی انسانی و پدیده های طبیعی توسط پیامبران الهی بیان شده باشد و انسان با مطالعه کتب آسمانی از هر گونه جستجو و تحقیق در شناخت آفرینش خویش و هستی بی نیاز شود. دین برای این نیامده که عقل و اندیشه آدمی را تعطیل کند و او را از هر گونه کوشش فکری و تلاش معرفت جویانه باز دارد، نیامده که وحی را به جای عقل و حس قرار دهد.

بلکه می خواهد افق هایی از حقایق را که از دسترس عقل و حس بیرون است، برای انسان روشن کند؛ از این جهت، وحی مکمل عقل و حس است. هدف و مقصود وحی و دین این است که انسان را به سمت کمال واقعی و همه جانبه اش هدایت کند و متناسب با این هدف و رسالت در سرنوشت حیات مادی و معنوی انسان دخالت دارد، ولی هرگز جایگزین علوم و دانش های بشر نمی شود.

در بحث از قلمرو و محدوده دین، نظرات برخی از علما را مطرح می نماییم:

علامه طباطبایی در " تعریف دین" می گوید: "آن، روش مخصوصی است در زندگی که صلاح دنیا را به طوری که موافق کمال اخروی و حیات دائمی حقیقی باشد، تامین می نماید سپس در شریعت باید قانون هایی وجود داشته باشد که روش زندگانی را به اندازه احتیاج روشن سازد."(1)

وی در تفسیر آیه 213 سوره بقره مسایل و اموری را در شناسایی دین طرح می کند که براساس آنها انسان، موجودی اجتماعی و استخدام کننده است و همین عامل، موجب اختلاف در تمام شئون حیات بشر می شود. طبیعت انسان برطرف کننده اختلاف نیست. همچنین عقل بشر نمی تواند او را به کمال و سعادت دعوت کند؛ از این رو، ضروری است که پروردگار به طور غیر طبیعی، انسان را به راه رسیدن به کمال مطلوب رهنمون شود و قوانین و مقرراتی وضع کند که با نظام آفرینش انسان هماهنگ باشد.(2)

وی همچنین درباره هدف اصلی دین می فرماید: "حقیقت دین، تعدیل اجتماع انسان در مسیر حیاتی آن است و به تبع، تعدیل حیاتی یک فرد را هم در بردارد. دین، اجتماع انسانی را در راه فطرت و آفرینش وارد ساخته و موهبت حرّیت و سعادت فطری را- چنان که مقتضی عدل است- به آن می بخشد؛ همچنین به یک فرد حرّیت مطلقه داده، آن چنان که فکر و اراده اش او را رهبری می کند، و تا جایی که به حیات اجتماع ضرری نرساند. در انتفاع بردن از جهات حیات، او را آزاد می گذارد."(3)

استاد مطهری دین را جامع و کامل می داند و همین امر را رمز ختم نبوت تلقی می کند: "اسلام به واسطه کمال و کلیّت و تمامیّت و جامعیتش به نبوت تشریعی پایان داده است."(4)

ایشان در جایی دیگر می نویسند: "اگر اسلام به برخی از عوامل موثر و حاکم بر زندگی انسان توجه نمی کرد و فقط برای برخی از ابعاد زندگی بشر به وضع قانون می پرداخت، دیگر دین متعادل نمی بود. با این بیان، لازمه متعادل بودن اسلام، جامعیت آن است."(5)

استاد شهید رمز خاتمیت و جاودانگی اسلام را هماهنگی با فطرت انسان می داند. از نظر ایشان، اسلام طرحی است کلی و جامع و همه جانبه و معتدل و متعادل، حاوی همه طرح های جزئی و کارآمد.(6)

از آنجا که دین و فطرت هر دو از پدیده های الهی هستند، با یکدیگر هماهنگی و تفاهم دارند؛ همچنین مقتضای فطرت آدمی و فطری بودن دین الهی، این است که دین از جامعیت برخوردار باشد و مقتضای دین فطری این است که نه تنها قوا و نیروهای مختلف وجودی انسان ملغی نگردد، بلکه در برنامه دین، تعدیل شده و حق هر یک ادا شود.

جامعیت دین اسلام

در آیات خویش بر جامعیت خود تاکید کرده است. برخی از آیات با اشاره به تبیان بودن قرآن، بر تفصیل دار بودن هر چیزی در قرآن تاکید می کند؛ برخی دیگر اسلام را دین جهانی معرفی می کند و بعضی نیز دستورات قرآن را جاودانی و کامل می داند.

 الف-تبیان بودن قرآن
"... و نزّلناعلیک الکتاب تبیاناً لکل شیء و هدی و رحمة و بشری للمسلمین... ؛ و این کتاب را که روشنگر هر چیزی است و برای مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگری است، بر تو نازل کردیم." ( نحل/ 89)

"... ما کان حدیثاً یفتری ولکن تصدیق الذی بین یدیه و تفصیل کل شیء و هدی و رحمة لقوم یومنون... ؛ سخنی نیست که به دروغ ساخته شده باشد، بلکه تصدیق آنچه از کتاب هایی است که پیش از آن بوده و روشنگر هر چیز است و برای  مردمی که ایمان می آورند رهنمود و رحمتی است." ( یوسف/111)
در این دو آیه عبارات: " تبیاناً لکل شیء" و "و تفصیل کل شیء" دلالت دارد بر این که قرآن جامع مطالب و بیانگر و تفصیل دهنده هر چیزی است. یعنی هدف از نزول، روشنگری است؛ زمانی توسط آیات قرآن و زمانی توسط پیامبر." لتبین للناس ما نزل الیهم"(7) نکته دیگر درعبارت: "لکل شیء" است. یعنی روشنگری در معارف و علومی که به سرنوشت سعادت ابدی انسان مربوط است و مشابه این تعبیر در مورد تورات آمده است.

"ثم اتینا موسی الکتاب تماماً علی الذی احسن و تفصیلاً لکل شیء و هدی و رحمة لعلهم بلقاء ربهم یومنون؛ آنگاه به موسی کتاب دادیم،

 

 

برای این که ( نعمت را) بر کسی که نیکی کرده است؛ تمام کنیم، و برای این که هر چیزی را بیان نماییم. و هدایت و رحمتی باشد، امید که به لقای پروردگارشان ایمان بیاورند." (انعام/ 154)

"و کتبنا له فی الالواح من کل شی موعظه و تفصیلا کل شیء... ؛ و در الواح ( تورات) برای او در هر موردی بندی، و برای هر چیزی تفصیلی نگاشتیم..."(8)

مفسران قرآن در مورد تبیان بودن قرآن و این که تفصیل همه چیز در قرآن است مطالبی را بیان کرده اند: شیخ طوسی(9) و طبرسی (10) " تبیان کل شیء" را بیان مشکلاتی می دانند که مربوط به امور دین است.

زمخشری (11) معتقد است که آیه در ارتباط با امور دینی است و خداوند امور مربوط به سعادت افراد را بیان کرده، برخی را با صراحت گفته و برخی را به سنت ارجاع داده است. رشید رضا(12) کمال دین را عقاید و احکام و آداب عبادت- به تفصیل- می داند، اما معاملات را به اجمال و اولی الامر را از محورهای کمال دین و جامعیت آن تلقی می کند.

علامه طباطبایی در تفسیر آیه 89 سوره نحل آورده است که تبیان به معنای بیان است، زیرا قرآن کتاب هدایت عموم بوده و مراد از کل شیء همه آن چیزهایی است که برگشتن به هدایت باشد، از معارف حقیقیه مربوط به مبدا، معاد، اخلاق فاضله، شرایع الهیه، قصص و مواعظی که مردم در امتداد و راه یافتن به آن محتاجند و قرآن تبیان همه اینهاست.(13)

 

ب- جهانی بودن قرآن

جهانی بودن دین اسلام به این معنا است که تعالیم قرآن به جامعه و نژاد خاصی اختصاص ندارد بلکه خطاب به همه مردم جهان است.

"اسلام به واسطه کمال و کلیّت و تمامیّت و جامعیتش به نبوت تشریعی پایان داده است."

"و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین؛ و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم." (انبیاء/107)

"و ما هو الا ذکر للعالمین؛ و حال آن که (قرآن) جز تذکاری برای جهانیان نیست." ( قلم/52)

"و ما ارسلناک الا کافة للناس بشیراً و نذیرا ولکن اکثر الناس لا یعلمون؛ و ما تو را جز ( به سمت) بشارتگر و هشدار دهنده برای تمام مردم، نفرستادیم. لیکن بیشتر مردم نمی دانند." ( سبا/28)

 

 

"تبارک الذی نزّل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیراً؛ کسی بزرگ ( و خجسته) است بر بنده خود که فرقان ( کتاب جدا سازنده حق از باطل) را نازل فرمود، تا برای جهانیان هشدار دهنده ای باشد."

 

ج- جاودانگی قرآن

"... و انه لکتاب عزیز لا یاتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید... ؛ و به راستی که آن کتابی ارجمند است. از پیش روی آن و از پشت سرش باطل به سویش نمی آید وحی ( نامه) است از حکیمی ستوده (صفات)." (فصلت/41-42)

"... و اوحی الی هذا القرآن لانذرکم به و من بلغ ... ؛ و این قرآن به من وحی شده تا به وسیله آن، شما و هر کس را ( که این پیام به او برسد) هشدار دهیم..." (انعام/19)

خداوند در این آیه بیان می دارد که نزول قرآن به منظور انذار و برحذر داشتن مخاطبان تا روز قیامت است.

"... الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً... ؛ امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را برای شما ( به عنوان) آیینی برگزیدم... ." ( مائده/3)

 

جامعیت قرآن در روایات

1- امام علی (ع) می فرماید: اگر دین جامع نباشد ناقص خواهد بود؛ نه خدا دین ناقص فرو فرستاده و نه پیامبرش در رساندن پیام دین کوتاهی کرده است.

"ام انزل الله دیناً ناقصاً فاستعان بهم علی اتمامه، ام کانوا شرکاء له؟ فلهم ان یقولوا و علیه ان یرضی و ام انزل دیناً تاماً فقصر عن تبلیغه و ادائه، و الله سبحانه یقول: ما فرطنا فی الکتاب من شیء و فیه تبیاناً لکل شیء. (14) آیا خداوند دین ناقصی را فرو فرستاده تا با کمک دیگران تمام کند؟ یا آنها در تکمیلش شریک هستند تا آنها بگویند و خداوند بر آن راضی باشد؟ یا خداوند دین کاملی فرستاده، اما پیامبر در رساندن پیام و بیانش کوتاهی کرده است؟ در حالی که خداوند می فرماید: ما هیچ چیزی را در کتاب فرو گذار نکردیم و قرآن بیانگر هر چیزی است."

2- کلینی از امام صادق (ع) نقل می کند: "ان الله تبارک و تعالی انزل فی القرآن تبیان کل شیء حتی و الله ما ترک شیئاً تحتاج الیه العباد حتی لا یستطیع عبد یقول لو کان هذا انزل فی القرآن الا و قد انزل الله فیه(15) ؛ همانا خداوند تبارک و تعالی قرآن را بیانگر هر چیزی قرار داده است. حتی به خدا سوگند که رها نکرده چیزی را که بندگان خدا به آن احتیاج داشته باشند، تا آن جا که کسی نمی تواند بگوید: ای کاش خداوند آن را در قرآن بیان می کرده و نکرده است.

"اگر اسلام به برخی از عوامل موثر و حاکم بر زندگی انسان توجه نمی کرد و فقط برای برخی از ابعاد زندگی بشر به وضع قانون می پرداخت، دیگر دین متعادل نمی بود. با این بیان، لازمه متعادل بودن اسلام، جامعیت آن است."

 

 

3- امام صادق(ع) از امام علی (ع) نقل می کنند: "ذلک القرآن فاستنطقوه و لن ینطق ولکن، اخبرکم عنه الا ان و فیه علم ما مضی و علم مایاتی الی یوم القیامه و فیه خبرالسماء و خبر الارض و خبر الجنة و خبرالنار و خبر ما کان و ماهو کائن. اعلم ذلک کما انظر الی کفی ان الله یقول فیه تبیان کلی شیء... .(16)

این قرآنی که تفصیل حلال و حرام است، باید او را به نطق در آورید و مطالب خود را از او بگیرید، او سخن نمی گوید، باید از او سوال کرد و پاسخ شنید. بدانید که در قرآن دانستنی های گذشته و آینده تا روز قیامت است. خبر آسمان و زمین و بهشت و جهنم است. اطلاع از حوادثی است که در پیش رخ داده یا در آینده رخ خواهد داد. من آن را می دانم، همانند کسی که به کف دست خود نگاه می کند؛ به درستی که خداوند فرموده:

" فیه تبیان کل شیء؛ در او تبیین همه چیز است."

از مجموع این روایات چنین استفاده می شود که در قرآن، معارفی شامل امور اعتقادی و جهان آفرینش و  اخبار گذشته و آینده و امور عملی و احکام و مقررات شریعت است که نیازهای مردم در امر دین است؛ به تعبیر دیگر، آنها اساسنامه زندگی انسان خداپرست است. دیگر این که اهل بیت (ع) در فهم و بیان قرآن و تفصیل احکام، نقش کلیدی دارند و نکته دیگر نفی قاطع ناقص بودن شریعت و کوتاهی نکردن پیامبر در بیان نیازها و معلومات است.

 

پی نوشت ها:

1- ترجمه المیزان، ج2، ص187.

2- ترجمه المیزان، ج2، صص180- 188.

3- ترجمه المیزان، ج6، ص97.

4- ترجمه المیزان، ج3، ص173.<



سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1391 :: 18:25 ::  نويسنده : nnjj

واقعیت های تاریخی گویای این حقیقت است که علی بن ابی طالب علیه السلام همواره در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله بود و رسول خدا صلی الله علیه و آله به هر جا که می رفتند، ایشان را هم با خود می بردند. علی علیه السلام خود در این باره می فرماید: «آن گاه که کودک بودم، رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا در کنار خود جای می داد.

هر سال که در «غار حرا» برای عبادت خلوت برمی گزید، مرا نیز با خود به آن جا می برد، به گونه ای که در زمان نزول وحی، من روشنایی آن را [به چشم بصیرت [می دیدم و بوی نبوّت را [به شامه درونیِ خویش] استشمام می کردم... .» به این ترتیب، از همان آغاز نزول وحی با زلال وحی آشنا شده و معارف آن در جان وی نفوذ می کرد و لحظه ای از قرآن فاصله نمی گرفت ؛ از این رو، کسی را جز او نمی توان به عنوان برترین شاگرد مکتب وحی معرفی کرد تا آن جا که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «علی همگام با کتاب خدا و کتاب خدا همراه اوست؛ این دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند».
علی علیه السلام و علم به معارف قرآن
بدون تردید پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شایسته ترین انسان برای معرّفی قرآن علی بن ابی طالب علیه السلام است؛ چرا که آن حضرت، علاوه بر برخورداری از منصب امامت و جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله معارف قرآن را از شخص آن حضرت آموخته است. خود ایشان دراین باره می فرمایند: «چون آیات الهی نازل می شد، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مرا نزد خود می خواند و به من آیات الهی را املاء می کرد و تفسیر و تأویل و سایر آگاهی های مربوط به آیات را به من می آموخت و من همه آن چه را ایشان بیان می کرد، بدون کم و کاست می نگاشتم.» با توجّه به چنین حقیقتی است که وقتی علی علیه السلام درباره آشنایی خود با معارف قرآنی سخن می گوید، با صراحت کامل می فرماید: «به خدا سوگند تمام آیات الهی را می دانم که درباره چه چیزی و چه کسی نازل شده است؛ پروردگارم برای من قلبی فهیم و زبانی پرُسنده بخشیده است».
علی علیه السلام قرآن ناطق
علی بن ابی طالب علیه السلام علاوه بر این که در آشنایی با معارف قرآنی بی نظیر بود در عمل به آموزه های آن و حفظ و حراست از آیات وحی نیز سرآمد همگان به شمار می آید. علاّمه مجلسی رحمه الله در این باره می گوید: «از آن جا که حضرت علی علیه السلام حامل علم قرآن و آراسته به اخلاق قرآن است، در روز واپسین هم تجسّم عینی قرآن کریم خواهد بود؛ زیرا عمل به آیات کتاب الهی در او به کمال رسید». تمام کسانی که با سیره و شیوه زندگی آن حضرت علیه السلام آشنایی دارند، بر این حقیقت تأکید می ورزند که سرتاسر زندگی ایشان، با آیه آیه های قرآن مطابقت و هماهنگی کامل داشت و به عبارت دیگر، همه اعمال و رفتارهای آن حضرت، تفسیر وحی و تبیین دقایق معارف الهی و در یک کلام تجسّم عینی قرآن بود. ایشان در توصیف این ویژگی بی نظیرشان فرموده اند: «من سخن خدا و گویایم».
قرآن حق گوست
قرآن کریم سخن خداست و هیچ گونه باطلی در آن راه پیدا نکرده و هرگز مطلب ناروایی از آن به گوش نمی رسد. نیز به این دلیل که تک تک احکام و آموزه های آن مطابق با معیارهای حق است، با گذشت زمان و پیشرفت های علمیِ جوامع بشری و دشمنی های انسان های هواپرست و حق ستیز، گردی بردامن آن نمی نشیند و چنان چه پیروان قرآن هم به درستی از آموزه های آن پیروی کنند، همیشه سرافراز و پیروز خواهند بود. علی بن ابی طالب علیه السلام در اشاره به حقّانیّت و شکست ناپذیری قرآن می فرماید: «... کتاب خدا قرآن، سخن گویی است که زبانش از حق گویی خسته نمی شود و همواره گویاست. این کتاب آسمانی همانند خانه ای است که ستون های آن به قدری محکم است که هرگز فرو نمی ریزند و صاحب عزّتی است که یارانش هیچ وقت دچار شکست نمی شوند».
قرآن شفای درده
آموزه های حیات بخش قرآن، جهالت و گمراهی ها را برطرف می سازد، راه چاره دردهای روحی و معنوی را نشان می دهد، انسان را از دچار شدن به سرگردانی در عقیده و ایمان باز می دارد و عطش حقیقت جویی و خداخواهی را ـ که یک نیاز فطری است ـ به بهترین صورت سیراب می کند. علی بن ابی طالب علیه السلام پس از اشاره به برخی ویژگی های قرآن، در این باره می فرماید: «آگاه باشید هیچ کس پس از برخورداری از نعمت قرآنْ دچار فقر و بیچارگی نمی شود و بدون قرآن هم کسی به بی نیازی دست نخواهد یافت؛ بنابراین، از قرآن برای بیماری های خود شفا و بهبودی بطلبید و برای پیروزی بر مشکلات از آن کمک بگیرید؛ زیرا در قرآن شفای بزرگ ترین بیماری ها، یعنی کفر، نفاق و گمراهی وجود دارد».
قرآن، بیان گر حلال و حرام
قرآن کریم پرهیزدهنده انسان ها از کردار ناشایست و راهنمای ایشان به سوی اعمال نیک است تا در پرتو انوار قرآن، به سعادت واقعی دست یافته از عذاب در امان بمانند. علی علیه السلام به این حقیقت اشاره دارند که همه انبیاء پس از به جای آوردن مسئولیت خود در رساندن احکام و دستورات الهی به مردم، ندای حقّ را لبیک گفته و به جوار رحمت او منتقل شدند، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز همانند پیامبران گذشته، امّت خود را بدون سرپرست و راهنما به خود وانگذاشت، بلکه در میان آن ها کتاب خدا را به یادگار قرارداد که حلال و حرام را روشن می سازد و تمام احکام در آن به وضوح آشکار است.
قرآن پندگوی امین
یکی از راه های محفوظ ماندن از لغزش ها و انحرافات، پند و اندرز پذیری از صالحان و خیرخواهان است. انسان های عاقل و علاقه مند به هدایتْ همواره تلاش می کنند تا نصیحت و اندرز افراد آگاه و حقیقت شناس را آویزه گوش خود سازند در مقابل، خودبینان و متکبرانْ از قبول پند و اندرز سرباز زده و با این کار، به دست خود زمینه گمراهی و غلطیدن در مسیرهای ناصواب را رقم می زنند؛ البتّه شناخت پنددهندگان واقعی از غیرواقعی بسیار مهمّ است. حضرت علی علیه السلام در این باره می فرمایند: «قرآنْ پنددهنده صادقی است که هرگز کسی را فریب نمی دهد» و از آن جا که نصیحت های قرآن صادقانه و دل سوزانه است و نیرنگ و فریبی در آن نیست، تأثیر آن در دل ها نیز بیش تر و عمیق تر خواهد بود.
قرآن حجت خدا
به این دلیل که در سرتاسر قرآن کریم، راه های دست یابی به فلاح و رستگاری در دنیا و آخرت، و هم عوامل شقاوت و گرفتاری های انسان آمده، در حقیقت حجّت برای همگان تمام شده است و از قرآن به عنوان حجّت اللّه یاد می شود. علی بن ابی طالب علیه السلام می فرمایند: «چون قرآن هم فرمان دهنده [به نیکی ها] و هم بازدارنده از بدی هاست... حجت خداوند بر بندگانش محسوب می شود.» مرحوم بحرانی در توضیح این مطلب می نویسد: «به این دلیل قرآن حجت خدا بر خلق است که در بردارنده وعده ها و وعیدهای الهی و بیان کننده هدف و غایت وجودی آن هاست تا در روز قیامت، جایی برای عذر و بهانه نباشد و آن ها نگویند که ما از حقیقت خبری نداشتیم».
قرآن، معدن ایمان
آدمی از دو دسته نیاز برخوردار است: نیازهای مادّی و نیازهای معنوی و ایمان، از جمله گرایش های والای معنوی انسان است. بدون ایمان صحیح، انسان از داشتن زندگی سالم محروم می گردد؛ چون انسان فاقد ایمانْ غرق در خودخواهی ها و هوا و هوس ها می شود و در سایه ایمان است که زندگی معنا و هدف پیدا می کند. انسان برای دست یابی به ایمان کامل، افزون برعقل و اندیشه، به منابع سالمی نیاز دارد که او را در دست یابی به آن یاری دهند. در این زمینه، قرآن کریم یکی از مهم ترین منابع است که مشتمل بر تمام اصول و ارکان ایمان می باشد. حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام در توصیف آن می فرمایند: «قرآن معدن و سرچشمه ایمان است» و شایسته است علاقه مندان به ایمان خالصْ اعتقادات صحیح و واقعی را از این کتاب آسمانی به دست آورند.
قرآن، سند رسالت
از ضرورت های پرداختن به قرآن و لزوم شناخت آن، این است که این کتابْ معجزه جاوید رسول خدا صلی الله علیه و آله است که رسالت پیامبر با نزول آن تحقق پیدا کرد و ایشان مردم را به معارف تاب ناک آن فراخواندند. آشنایی با آموزه های قرآنْ در حقیقت آشنایی با بزرگ ترین معجزه آن حضرت نیز محسوب می شود تا همگان به صدق ادعای پیامبری ایشان پی ببرند. از آن جا که رسالت رسول مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله جهانی و جاودان است، معجزه ایشان هم جاودان و همیشگی خواهد بود. از این برهان گویای نبوّت، در سخنان علی بن ابی طالب علیه السلام با تعبیرهای گوناگون یاد شده است؛ از جمله آن حضرت می فرمایند: «خداوند پیامبری هدایت گر با کتابی گویا برانگیخت». در جای دیگر از این معجزه همیشگی تحت عنوان نور روشن گر یاد کرده می فرمایند: «خداوند پیامبر را با نورِ روشن گر، برهان آشکار، راه روشن و کتاب هدایت گر برانگیخت».
جامعیّت قرآن
جامع و کامل بودن قرآنْ از ویژگی های مهم آن است. این کتاب آسمانی، همه امور مربوط به هدایت انسان ها به سوی کمال را در خود دارد و از این نظر، هیچ گونه نارسایی در آن یافت نمی شود. خداوند متعال در آیه ای خطاب به پیامبر تصریح کرده که «ما کتابی به تو فرو فرستادیم که بیان گر همه چیز است». امام علی بن ابی طالب علیه السلام در این باره می فرماید: «خداوند قرآنی را برای شما فرو فرستاد که بیان کننده همه مطالب است. پیامبرش را در میان شما زنده نگه داشت تا دین خود را برای او و شما بدان گونه که در کتاب خود نازل کرده بود و خودش می پسندید به کمال رساند و بر زبان او هر کار زیبا و ناپسند و بایسته و نبایسته را به شما ابلاغ کرد». و در جای دیگر فرمودند: «... بدانید که علم آینده و سخن گذشته و درمان دردهایتان و سامان زندگی تان در قرآن وجود دارد».
داوری قرآن
از ویژگی های اساسی قرآن، توان مندی در حلّ اختلافات و داوری واقع بینانه در تشخیص حقّ از باطل است. در برخی از آیه ها، در اشاره به این بُعد از قرآن از آن با عنوان «فُرقان» یعنی جداکننده درست از نادرست و در بعضی آیات دیگر با تعبیر «قَول فَصل» یعنی حکم قاطع و برطرف کننده اختلافات یاد شده است. هم چنین در آیاتی توصیه شده که اگر در امری از امور اختلاف نظر داشتید، آن را به خدا و پیامبرش عرضه کنید تا حقیقت برایتان روشن گردد. حضرت علی علیه السلام در این باره، ضمن تأکید براین نکته که آیات محکم قرآن کریم و سنت قطعی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یگانه مرجع برطرف سازی شبهات است، به فرماندار خود مالک اشتر می نویسند: «درهر کار بزرگی که برای تو دشوار می شود و یا هر امری که برایت مشتبه می گردد، به خدا و رسول او رجوع کن... رجوع به پروردگار از طریق آیات کتاب آسمانی او صورت می گیرد».
ظاهر زیبا و باطنی عمیق
به اعتراف آشنایان به آرایه های سخن وری و زیبایی های زبانْ بخشی از اعجاز قرآن، مربوط به فصاحت و بلاغت آن است. ابوالعَلاءِ مُعَّرِی که داعیه مبارزه با قرآن را داشته است، در این باره می گوید: «این سخن در میان همه مردم اعم از مسلمان و غیرمسلمان مورد اتفاق است که کتاب حضرت محمد صلی الله علیه و آله عقل ها را مغلوب می کند و تاکنون کسی نتوانسته مانند آن را بیاورد. سبک آن بی نظیر است و جاذبه آن به گونه ای است که اگر آیه ای از آن در میان کلمات دیگر قرار گیرد، چون ستاره ای فروزان در شب تاریک می درخشد». از نظر مضمون و محتوا هم به اندازه ای مباحث آن عمیق و گران بهاست که به حقّ جز اهلبیت عصمتْ کسی را یارای دست یابی به همه معارف آن نیست و همان گونه که ائمه اطهار علیهم السلام تأکید و تصریح کرده اند، در مسیر هدایت و به هنگام مواجه شدن با هر فتنه ای، از طریق تمسک به قرآن می توان نجات یافت. حضرت علی علیه السلام این ویژگی قرآن را با تعبیر زیبای «قرآنْ دارای ظاهری زیبا و باطنی پرمایه است» مورد تأکید قرار داده اند.
قرآن بهار دله
همان گونه که جسم آدمی در نتیجه برخورداری کامل از نعمت های مادّیْ طراوت و شادابی می یابد، جان و روح او نیز در اثر بهره مند شدن از معارف و حقایق متعالی، مراتب والای تعالی را یکی پس از دیگری پشت سر می گذارد تابه قُرب حقّ که هدف از آفرینش انسان است، برسد. تعمّق و تدبّر در آیات کلام اللّه و تلاش در راستای پرده برداری از چهره زیبای حقایق قرآن، مهم ترین وسیله ای است که زمینه برخورداری از برکات معارف عالی آیات الهی را فراهم می سازد. قرآن کریم در آیه ای، ضمن سرزنش کسانی که در آیات الهی تدبّر نمی کنند و با این حال انتظار دارند که دل هایشان با طراوت باشد، به آنان توصیه و تأکید می کند که به منظور برخورداری از برکاتْ در آیات قرآن تدبّر و تفکر داشته باشند. حضرت علی علیه السلام در این باره می فرمایند: «در آیات قرآن تفقّه و تعمّق داشته باشید؛ چون تعمق و تدبّر در قرآنْ بهار دل هاست».
ره آورد عمل به قرآن
بدون تردید همه نسخه های درمان دردها و رنج ها و دستورالعمل های بهینه سازی زندگی فردی و اجتماعی، هنگامی نتیجه بخش است که همراه با عمل باشد. از آنجا که رهنمودهای قرآن مسیر واقعی سعادت انسان ها را نشان می دهند، موفقیّت واقعی در میان آشنایان به معارف قرآنی، تنها نصیب کسانی می شود که به دنبال تحصیل این معارف و در پی عمل به این آموزه ها باشند. بر این اساس، هر کس در عمل به قرآن و معارف آن توفیق بیش تری یابد، به همان نسبتْ از سایرین در پیمودن راه سلوک به سوی خداوند پیشی گرفته است. علی بن ابی طالب علیه السلام در این باره می فرمایند: «هر کس مطابق مطالب قرآن سخن گوید، گفتارش صادقانه خواهد بود و کسی که بر طبق رهنمودهای قرآن عمل کند، بر دیگران پیشی خواهد گرفت».



سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1391 :: 18:24 ::  نويسنده : nnjj

واقعیت های تاریخی گویای این حقیقت است که علی بن ابی طالب علیه السلام همواره در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله بود و رسول خدا صلی الله علیه و آله به هر جا که می رفتند، ایشان را هم با خود می بردند. علی علیه السلام خود در این باره می فرماید: «آن گاه که کودک بودم، رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا در کنار خود جای می داد.

 

هر سال که در «غار حرا» برای عبادت خلوت برمی گزید، مرا نیز با خود به آن جا می برد، به گونه ای که در زمان نزول وحی، من روشنایی آن را [به چشم بصیرت [می دیدم و بوی نبوّت را [به شامه درونیِ خویش] استشمام می کردم... .» به این ترتیب، از همان آغاز نزول وحی با زلال وحی آشنا شده و معارف آن در جان وی نفوذ می کرد و لحظه ای از قرآن فاصله نمی گرفت ؛ از این رو، کسی را جز او نمی توان به عنوان برترین شاگرد مکتب وحی معرفی کرد تا آن جا که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «علی همگام با کتاب خدا و کتاب خدا همراه اوست؛ این دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند».
علی علیه السلام و علم به معارف قرآن
بدون تردید پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شایسته ترین انسان برای معرّفی قرآن علی بن ابی طالب علیه السلام است؛ چرا که آن حضرت، علاوه بر برخورداری از منصب امامت و جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله معارف قرآن را از شخص آن حضرت آموخته است. خود ایشان دراین باره می فرمایند: «چون آیات الهی نازل می شد، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مرا نزد خود می خواند و به من آیات الهی را املاء می کرد و تفسیر و تأویل و سایر آگاهی های مربوط به آیات را به من می آموخت و من همه آن چه را ایشان بیان می کرد، بدون کم و کاست می نگاشتم.» با توجّه به چنین حقیقتی است که وقتی علی علیه السلام درباره آشنایی خود با معارف قرآنی سخن می گوید، با صراحت کامل می فرماید: «به خدا سوگند تمام آیات الهی را می دانم که درباره چه چیزی و چه کسی نازل شده است؛ پروردگارم برای من قلبی فهیم و زبانی پرُسنده بخشیده است».
علی علیه السلام قرآن ناطق
علی بن ابی طالب علیه السلام علاوه بر این که در آشنایی با معارف قرآنی بی نظیر بود در عمل به آموزه های آن و حفظ و حراست از آیات وحی نیز سرآمد همگان به شمار می آید. علاّمه مجلسی رحمه الله در این باره می گوید: «از آن جا که حضرت علی علیه السلام حامل علم قرآن و آراسته به اخلاق قرآن است، در روز واپسین هم تجسّم عینی قرآن کریم خواهد بود؛ زیرا عمل به آیات کتاب الهی در او به کمال رسید». تمام کسانی که با سیره و شیوه زندگی آن حضرت علیه السلام آشنایی دارند، بر این حقیقت تأکید می ورزند که سرتاسر زندگی ایشان، با آیه آیه های قرآن مطابقت و هماهنگی کامل داشت و به عبارت دیگر، همه اعمال و رفتارهای آن حضرت، تفسیر وحی و تبیین دقایق معارف الهی و در یک کلام تجسّم عینی قرآن بود. ایشان در توصیف این ویژگی بی نظیرشان فرموده اند: «من سخن خدا و گویایم».
قرآن حق گوست
قرآن کریم سخن خداست و هیچ گونه باطلی در آن راه پیدا نکرده و هرگز مطلب ناروایی از آن به گوش نمی رسد. نیز به این دلیل که تک تک احکام و آموزه های آن مطابق با معیارهای حق است، با گذشت زمان و پیشرفت های علمیِ جوامع بشری و دشمنی های انسان های هواپرست و حق ستیز، گردی بردامن آن نمی نشیند و چنان چه پیروان قرآن هم به درستی از آموزه های آن پیروی کنند، همیشه سرافراز و پیروز خواهند بود. علی بن ابی طالب علیه السلام در اشاره به حقّانیّت و شکست ناپذیری قرآن می فرماید: «... کتاب خدا قرآن، سخن گویی است که زبانش از حق گویی خسته نمی شود و همواره گویاست. این کتاب آسمانی همانند خانه ای است که ستون های آن به قدری محکم است که هرگز فرو نمی ریزند و صاحب عزّتی است که یارانش هیچ وقت دچار شکست نمی شوند».
قرآن شفای درده
آموزه های حیات بخش قرآن، جهالت و گمراهی ها را برطرف می سازد، راه چاره دردهای روحی و معنوی را نشان می دهد، انسان را از دچار شدن به سرگردانی در عقیده و ایمان باز می دارد و عطش حقیقت جویی و خداخواهی را ـ که یک نیاز فطری است ـ به بهترین صورت سیراب می کند. علی بن ابی طالب علیه السلام پس از اشاره به برخی ویژگی های قرآن، در این باره می فرماید: «آگاه باشید هیچ کس پس از برخورداری از نعمت قرآنْ دچار فقر و بیچارگی نمی شود و بدون قرآن هم کسی به بی نیازی دست نخواهد یافت؛ بنابراین، از قرآن برای بیماری های خود شفا و بهبودی بطلبید و برای پیروزی بر مشکلات از آن کمک بگیرید؛ زیرا در قرآن شفای بزرگ ترین بیماری ها، یعنی کفر، نفاق و گمراهی وجود دارد».
قرآن، بیان گر حلال و حرام
قرآن کریم پرهیزدهنده انسان ها از کردار ناشایست و راهنمای ایشان به سوی اعمال نیک است تا در پرتو انوار قرآن، به سعادت واقعی دست یافته از عذاب در امان بمانند. علی علیه السلام به این حقیقت اشاره دارند که همه انبیاء پس از به جای آوردن مسئولیت خود در رساندن احکام و دستورات الهی به مردم، ندای حقّ را لبیک گفته و به جوار رحمت او منتقل شدند، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز همانند پیامبران گذشته، امّت خود را بدون سرپرست و راهنما به خود وانگذاشت، بلکه در میان آن ها کتاب خدا را به یادگار قرارداد که حلال و حرام را روشن می سازد و تمام احکام در آن به وضوح آشکار است.
قرآن پندگوی امین
یکی از راه های محفوظ ماندن از لغزش ها و انحرافات، پند و اندرز پذیری از صالحان و خیرخواهان است. انسان های عاقل و علاقه مند به هدایتْ همواره تلاش می کنند تا نصیحت و اندرز افراد آگاه و حقیقت شناس را آویزه گوش خود سازند در مقابل، خودبینان و متکبرانْ از قبول پند و اندرز سرباز زده و با این کار، به دست خود زمینه گمراهی و غلطیدن در مسیرهای ناصواب را رقم می زنند؛ البتّه شناخت پنددهندگان واقعی از غیرواقعی بسیار مهمّ است. حضرت علی علیه السلام در این باره می فرمایند: «قرآنْ پنددهنده صادقی است که هرگز کسی را فریب نمی دهد» و از آن جا که نصیحت های قرآن صادقانه و دل سوزانه است و نیرنگ و فریبی در آن نیست، تأثیر آن در دل ها نیز بیش تر و عمیق تر خواهد بود.
قرآن حجت خدا
به این دلیل که در سرتاسر قرآن کریم، راه های دست یابی به فلاح و رستگاری در دنیا و آخرت، و هم عوامل شقاوت و گرفتاری های انسان آمده، در حقیقت حجّت برای همگان تمام شده است و از قرآن به عنوان حجّت اللّه یاد می شود. علی بن ابی طالب علیه السلام می فرمایند: «چون قرآن هم فرمان دهنده [به نیکی ها] و هم بازدارنده از بدی هاست... حجت خداوند بر بندگانش محسوب می شود.» مرحوم بحرانی در توضیح این مطلب می نویسد: «به این دلیل قرآن حجت خدا بر خلق است که در بردارنده وعده ها و وعیدهای الهی و بیان کننده هدف و غایت وجودی آن هاست تا در روز قیامت، جایی برای عذر و بهانه نباشد و آن ها نگویند که ما از حقیقت خبری نداشتیم».
قرآن، معدن ایمان
آدمی از دو دسته نیاز برخوردار است: نیازهای مادّی و نیازهای معنوی و ایمان، از جمله گرایش های والای معنوی انسان است. بدون ایمان صحیح، انسان از داشتن زندگی سالم محروم می گردد؛ چون انسان فاقد ایمانْ غرق در خودخواهی ها و هوا و هوس ها می شود و در سایه ایمان است که زندگی معنا و هدف پیدا می کند. انسان برای دست یابی به ایمان کامل، افزون برعقل و اندیشه، به منابع سالمی نیاز دارد که او را در دست یابی به آن یاری دهند. در این زمینه، قرآن کریم یکی از مهم ترین منابع است که مشتمل بر تمام اصول و ارکان ایمان می باشد. حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام در توصیف آن می فرمایند: «قرآن معدن و سرچشمه ایمان است» و شایسته است علاقه مندان به ایمان خالصْ اعتقادات صحیح و واقعی را از این کتاب آسمانی به دست آورند.
قرآن، سند رسالت
از ضرورت های پرداختن به قرآن و لزوم شناخت آن، این است که این کتابْ معجزه جاوید رسول خدا صلی الله علیه و آله است که رسالت پیامبر با نزول آن تحقق پیدا کرد و ایشان مردم را به معارف تاب ناک آن فراخواندند. آشنایی با آموزه های قرآنْ در حقیقت آشنایی با بزرگ ترین معجزه آن حضرت نیز محسوب می شود تا همگان به صدق ادعای پیامبری ایشان پی ببرند. از آن جا که رسالت رسول مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله جهانی و جاودان است، معجزه ایشان هم جاودان و همیشگی خواهد بود. از این برهان گویای نبوّت، در سخنان علی بن ابی طالب علیه السلام با تعبیرهای گوناگون یاد شده است؛ از جمله آن حضرت می فرمایند: «خداوند پیامبری هدایت گر با کتابی گویا برانگیخت». در جای دیگر از این معجزه همیشگی تحت عنوان نور روشن گر یاد کرده می فرمایند: «خداوند پیامبر را با نورِ روشن گر، برهان آشکار، راه روشن و کتاب هدایت گر برانگیخت».
جامعیّت قرآن
جامع و کامل بودن قرآنْ از ویژگی های مهم آن است. این کتاب آسمانی، همه امور مربوط به هدایت انسان ها به سوی کمال را در خود دارد و از این نظر، هیچ گونه نارسایی در آن یافت نمی شود. خداوند متعال در آیه ای خطاب به پیامبر تصریح کرده که «ما کتابی به تو فرو فرستادیم که بیان گر همه چیز است». امام علی بن ابی طالب علیه السلام در این باره می فرماید: «خداوند قرآنی را برای شما فرو فرستاد که بیان کننده همه مطالب است. پیامبرش را در میان شما زنده نگه داشت تا دین خود را برای او و شما بدان گونه که در کتاب خود نازل کرده بود و خودش می پسندید به کمال رساند و بر زبان او هر کار زیبا و ناپسند و بایسته و نبایسته را به شما ابلاغ کرد». و در جای دیگر فرمودند: «... بدانید که علم آینده و سخن گذشته و درمان دردهایتان و سامان زندگی تان در قرآن وجود دارد».
داوری قرآن
از ویژگی های اساسی قرآن، توان مندی در حلّ اختلافات و داوری واقع بینانه در تشخیص حقّ از باطل است. در برخی از آیه ها، در اشاره به این بُعد از قرآن از آن با عنوان «فُرقان» یعنی جداکننده درست از نادرست و در بعضی آیات دیگر با تعبیر «قَول فَصل» یعنی حکم قاطع و برطرف کننده اختلافات یاد شده است. هم چنین در آیاتی توصیه شده که اگر در امری از امور اختلاف نظر داشتید، آن را به خدا و پیامبرش عرضه کنید تا حقیقت برایتان روشن گردد. حضرت علی علیه السلام در این باره، ضمن تأکید براین نکته که آیات محکم قرآن کریم و سنت قطعی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یگانه مرجع برطرف سازی شبهات است، به فرماندار خود مالک اشتر می نویسند: «درهر کار بزرگی که برای تو دشوار می شود و یا هر امری که برایت مشتبه می گردد، به خدا و رسول او رجوع کن... رجوع به پروردگار از طریق آیات کتاب آسمانی او صورت می گیرد».
ظاهر زیبا و باطنی عمیق
به اعتراف آشنایان به آرایه های سخن وری و زیبایی های زبانْ بخشی از اعجاز قرآن، مربوط به فصاحت و بلاغت آن است. ابوالعَلاءِ مُعَّرِی که داعیه مبارزه با قرآن را داشته است، در این باره می گوید: «این سخن در میان همه مردم اعم از مسلمان و غیرمسلمان مورد اتفاق است که کتاب حضرت محمد صلی الله علیه و آله عقل ها را مغلوب می کند و تاکنون کسی نتوانسته مانند آن را بیاورد. سبک آن بی نظیر است و جاذبه آن به گونه ای است که اگر آیه ای از آن در میان کلمات دیگر قرار گیرد، چون ستاره ای فروزان در شب تاریک می درخشد». از نظر مضمون و محتوا هم به اندازه ای مباحث آن عمیق و گران بهاست که به حقّ جز اهلبیت عصمتْ کسی را یارای دست یابی به همه معارف آن نیست و همان گونه که ائمه اطهار علیهم السلام تأکید و تصریح کرده اند، در مسیر هدایت و به هنگام مواجه شدن با هر فتنه ای، از طریق تمسک به قرآن می توان نجات یافت. حضرت علی علیه السلام این ویژگی قرآن را با تعبیر زیبای «قرآنْ دارای ظاهری زیبا و باطنی پرمایه است» مورد تأکید قرار داده اند.
قرآن بهار دله
همان گونه که جسم آدمی در نتیجه برخورداری کامل از نعمت های مادّیْ طراوت و شادابی می یابد، جان و روح او نیز در اثر بهره مند شدن از معارف و حقایق متعالی، مراتب والای تعالی را یکی پس از دیگری پشت سر می گذارد تابه قُرب حقّ که هدف از آفرینش انسان است، برسد. تعمّق و تدبّر در آیات کلام اللّه و تلاش در راستای پرده برداری از چهره زیبای حقایق قرآن، مهم ترین وسیله ای است که زمینه برخورداری از برکات معارف عالی آیات الهی را فراهم می سازد. قرآن کریم در آیه ای، ضمن سرزنش کسانی که در آیات الهی تدبّر نمی کنند و با این حال انتظار دارند که دل هایشان با طراوت باشد، به آنان توصیه و تأکید می کند که به منظور برخورداری از برکاتْ در آیات قرآن تدبّر و تفکر داشته باشند. حضرت علی علیه السلام در این باره می فرمایند: «در آیات قرآن تفقّه و تعمّق داشته باشید؛ چون تعمق و تدبّر در قرآنْ بهار دل هاست».
ره آورد عمل به قرآن
بدون تردید همه نسخه های درمان دردها و رنج ها و دستورالعمل های بهینه سازی زندگی فردی و اجتماعی، هنگامی نتیجه بخش است که همراه با عمل باشد. از آنجا که رهنمودهای قرآن مسیر واقعی سعادت انسان ها را نشان می دهند، موفقیّت واقعی در میان آشنایان به معارف قرآنی، تنها نصیب کسانی می شود که به دنبال تحصیل این معارف و در پی عمل به این آموزه ها باشند. بر این اساس، هر کس در عمل به قرآن و معارف آن توفیق بیش تری یابد، به همان نسبتْ از سایرین در پیمودن راه سلوک به سوی خداوند پیشی گرفته است. علی بن ابی طالب علیه السلام در این باره می فرمایند: «هر کس مطابق مطالب قرآن سخن گوید، گفتارش صادقانه خواهد بود و کسی که بر طبق رهنمودهای قرآن عمل کند، بر دیگران پیشی خواهد گرفت».



سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1391 :: 18:22 ::  نويسنده : nnjj


در قرآن شريف آمده، خورشيد در بركه اي گل آلود غروب مي كند. اما علوم جديد چگونه مي تواند اين مسأله را اثبات كند؟ آيا به نظر نمي رسد علم جديد در اين راستا در ضلالت مبين است؟
در عرصه تحقيق و پژوهش نمي توان به تكلف گويي پرداخت، در مورد علوم قرآني نيز چنين است. در مورد آيه هاي مورد شبهه (89 و 90 سوره كهف) بايد گفت اين دو آيه درصدد بيان زبان حال يك فرد آن هم در يك فضاي خاص است، قصه از اين قرار است كه ذوالقرنين طي سفري به نقطه اي از درياي اژه، نزديك شهر ازمير رسيد. در آنجا احساس كرد دريا صورت چشمه اي به خود گرفته است و آب نيز به دليل گل و لاي ساحل تيره رنگ به نظر مي رسد. به طور طبيعي اگر كسي در حوالي غروب در ساحل دريا به تماشاي خورشيد بنشيند، احساس مي كند كه خورشيد در حال غروب است. قرآن شريف از اين حالت به زبان حال «وجدها تغرب في عين حمئة» تعبير مي كند، يعني به دليل كروي بودن زمين، هر كس هنگام غروب در ساحل دريا به تماشاي خورشيد بنشيند، احساس خواهد كرد كه خورشيد به آرامي در سينه دريا فرود مي آيد.
قرآن شريف در آيات ديگر به خورشيد و حركتهاي آن سوگند ياد مي كند و آن را از نشانه هاي الهي مي داند.(1)
خورشيد ستاره اي است كه هر انساني مي تواند طلوع و غروب آن را هر روز شاهد باشد انسانها تا قرنها فكر مي كردند كه خورشيد به دور زمين مي چرخد. هيأت پيچيده بطلميوس نيز بر اساس اين عقيده پايه گذاري شده بود كه زمين مركز جهان است، ولي عقيده اخترشناسان (حتي كپلر، كوپرنيك و گاليله) بر آن بود كه خورشيد ثابت ايستاده است. اما در اعصار جديد روشن شد كه خورشيد داراي چندين حركت است، حركت وضعي، انتقالي و... كه در اين نوشتار مجال پرداختن به آنها نيست.(2) بنابراين، به طور اختصار بايد گفت: اولاً اين دو آيه درصدد بيان طلوع و غروب واقعي خورشيد نيستند، بلكه مي خواهند يك زبان حال، در يك فضا و زمان خاص را بازگو كنند. دوم اينكه علوم جديد و تجربي، علومي گام به گام هستند و هميشه با آزمون و خطا سروكار دارند، پس علوم بشري در برابر علوم قرآني همانند طفلي است كه راه رفتن را گام به گام تمرين مي كند و لذا اگر علوم جديد در ضلالت مبين هم نباشند، چندان توسعه يافته نيستند.
از اين حيث با دقت در معاني آيات ذكر شده و مرور معاني آيات قبل و بعد، اين مسأله براي همگان ثابت خواهد شد كه خداوند شهرها و دلها را تسليم ذوالقرنين گردانيده و به وي روشن دلي عطا نموده بود.(3)
سؤال بعدي اين است كه در علوم جديد، از شهاب باران شدن آسمان سخن مي گويند؛ قرآن شريف هم به شهابهاي آسماني اشاره دارد كه براي حفاظت از نعمتهاي آسماني و جلوگيري از استراق سمع، هم چون تيرهايي به سوي شياطين پرتاب مي شوند آيا اين خبر قرآني از نظر دانشمندان قابل اثبات است؟
در پاسخ بايد گفت: قرآن شريف در آيات فراواني به آفرينش ستارگان از جمله به شهاب سنگها اشاره دارد، حتي به ستارگان نيز سوگند ياد مي كند به عنوان مثال در سوره حجر آمده است: «ما در قرآن برج هايي قرار داديم و آن را براي بينندگان آراسيتم و از هر شيطان رانده شده اي حفظ كرديم. مگر آن كس كه استراق سمع مي كند كه شهاب مبين او را تعقيب مي كند.(4)
در جاي ديگر آمده است، «ما آسمان نزديك (پايين) را با ستارگان آراستيم، تا آن را از هر شيطان خبيثي حفظ كنيم. آنها نمي توانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرا دهند، (و هر گاه چنين كنند) از هر سو مورد هدف قرار مي گيرند. آنها بشدت به عقب رانده مي شوند و براي آنان مجازات دائم است. مگر آنها كه در لحظه اي كوتاه براي استراق سمع به آسمان نزديك شوند كه شهاب ثاقب آنها را تعقيب مي كند.»(5)
هم چنين در سوره جن آمده است: «و اين كه، آسمان را جستجو كرديم و همه را پر از محافظان قوي و تيرهاي شهاب يافتيم. و اينكه ما پيش از اين به استراق سمع در آسمانها مي نشينيم، اما اكنون هر كس بخواهد استراق سمع كند، شهابي را در كمين خود مي يابد.» (6)
هم چنين آمده «ما آسمان پايين را با چراغهاي فروزاني زينت بخشيديم و آنها (شهابها) را تيرهايي براي شيطان قرار داديم و براي آنها عذاب آتش فروزان فراهم ساختيم.»(7)
«
سوگند به آسمان و كوبنده شب و تو چه مي داني كوبنده شب چيست؟ همان ستاره درخشان و شكافنده تاريكي هاست.» (8)
با دقت در آيات فوق، به بخش عمده سؤال پاسخ داده مي شود. صاحب نظران و مفسران بزرگ هم در اين زمينه نظرات گوناگوني دارند كه به اختصار به آنها اشاره مي كنيم:
برخي از مفسران، همانند صاحب تفسير مجمع البيان، مسأله استراق سمع جنيان و شياطين و به دنبال آن نگهبانان و شهاب باران شدن آنها را امري حقيقي مي دانند. ولي مي گويند: ادراك و اطلاع بيشتر آن را به آينده واگذار مي كنيم و هم اكنون مسأله چندان بر ما روشن نيست.
عده اي ديگر مي گويند: بر طبق ظاهر آيات، آسمان، شياطين، جنيان، شهاب سنگها و... همه اموري واقعي و دست يافتني هستند.
گروهي ديگر مانند علامه طباطبايي در الميزان و طنطاوي در تفسيرالجواهر، تعبيرات آيات فوق را تشبيه و كنايه دانسته و آن را از باب بيان سمبوليك گرفته و به طور گوناگون بيان كرده اند. به عنوان مثال، آسمان را عالم ملكوت گرفته و بيشتر آن را به امور معنوي حمل كرده اند.(9)
پس نمي توان در اين زمينه به طور صريح و روشن قضاوت كرد، زيرا علم بشري محدود و جهان هستي و موجودات آن، اعم از مرئي و نامرئي، نامحدود ند، تا جايي كه در روايات متعدد آمده كه «الف الف عالم» (10) يعني هزاران عالم در جهان هستي وجود دارد و در تعبيرات قرآني و روايي به هفت آسمان(11) و هفت زمين نيز اشاره شده است.
به نظر مي رسد، در راستاي آيات فوق، نزديكترين و بهترين راه و روش، آن است كه ما به صراحت و متن آيات تمسك بجوييم.
صراحت متن قرآن شريف اين است كه:
مراد از آسمان، آسمان ظاهر است.
مراد از شهاب، شهاب سنگهاي مادي و واقعي است كه به سوي شياطين و جنيان پرتاب و مشتعل مي شوند.(12)
شياطين و جنيان موجودات ذي شعور و واقعي هستند كه وجود خارجي دارند، هر چند نامريي و پنهان هستند.
استراق سمع از ناحيه شياطين و جنيان يك امر واقعي و كار هر روز آنهاست.
محافظان و نگهبانان آسماني، همانند فرشتگان، موجوداتي ذي شعور و مجرد هستند و صراحت قرآن و روايات گواه اين نكته است.
در روايات وارد شده كه ابليس تا آسمان هفتم پيش مي رفت وقتي حضرت عيسي(ع) متولد شد، سه طبقه آسمان به روي ابليس ملعون بسته شد و با تولد رسول اسلام، آسمانهاي هفت گانه به روي ابليس بسته شد و به وسيله ستاره ها تيرباران شد.(13)
بنابراين هيچ امر غيرواقعي و غيرحقيقي، رمان گونه و خيالي و اسطوره اي در قرآن شريف وارد نشده است. تمام امور قرآني، چه مرئي و چه غيرمرئي، چه معنوي و چه مادي، واقعي و حقيقي است و وجود خارجي دارد. پس در واقعي بودن و حقيقي بودن اين نكات قرآني شكي نيست. اما اين كه آيا بشريت امروز هم مي تواند به همه علوم قرآني دست يابد؟ بحث ديگري است.
اگر بشر با عقل و علم اندك خود،(14) نتواند بر يك موجود نامرئي و آسماني دست يابد، دليل بر فقدان آن نيست، زيرا طبق قاعده عقلي و فلسفي «عدم الوجدان لايدل علي عدم الوجود» و همه چيز را بايد در «بقعه امكان» قرار داد.
همانطور كه مولانا مي گويد:
ديده حسي زبون آفتاب
ديده رباني جو و بياب
به عنوان مثال حضرت سليمان زبان حيوانات را مي فهميد و باد و جنيان را در تسخير خود داشت. ديگران هم مي توانند جنيان را تسخير كنند و اگر نمي توانند بحث ديگري است(15) پس در اين زمينه بايد گفت: هم شهاب سنگهايي كه مورد نظر دانشمندان ستاره شناس است و هم شهاب سنگهاي مورد نظر قرآن دست يافتني و واقعي است چون علوم قرآني هم قابل حدس و هم قابل حس و باور است، اما پاسخ به اين سؤال را كه چه زماني مي توان به پاسخ اين سؤال دست يافت و با چه راهكاري مي توان آن را كشف كرد را بايد به گذشت زمان و اهل فن واگذار نمود. كما اين كه بسياري از علوم قرآني و علوم بشري با گذشت زمان رشد پيدا كرده اند، بله پرونده اين بحث همچنان باز و لايه ها و متون قرآن سرجاي خود محفوظ است و بايد منتظر زماني شد كه علم بشري بتواند به درك آن نايل آيد.
علوم بشري مانند كيهان شناسي، در برابر علوم قرآني همچون پول خردي هستند كه تجارت با آن يا ناممكن و يا بسيار سخت است. «ذلك مبلغهم من العلم»(16) كيهان شناسي بيشتر با حس و حدس سروكار دارد. قرآن شريف مي فرمايد: «آسمان همچون خيمه اي به زمين سايه افكنده و مانند سقفي بنا شده است و اين بخش از آسمان با آسماني كه محل ريزش باران است فرق دارد. آسمان اول محل نظام كيهاني و اختران ثابت و سياري است كه در مدارهاي رياضي، نه طبيعي سير مي كنند، ولي آسمان دوم همان جو متراكم بالاي زمين است كه جايگاه ابرهاست.(17)
ر مورد زمين هم بايد گفت، قرارگاه بودن زمين(18) به معناي فراش و بستري ملايم براي زندگي است و اين به معناي حركت نيست، زيرا فرش و مهار بودن آن با كرويتش منافاتي ندارد. همچنين كرويت زمين كه موضوعي حسي و تجربي است، با روش عقلي محض قابل نفي يا اثبات نيست، بلكه بايد با روش تجربي اثبات شود، زيرا برهان عقلي در امور جزيي و خارجي راه ندارد...(19)
در مورد محفوظ بودن سقف آسمان نيز نظرات متفاوت است «و به راستي، ما در آسمان كاخهايي (كاخها و ساختمانهاي بلند آسماني) را قرار داديم و آنها را براي تماشاگران (زمين و آسمان) آراستيم و (هم) آنها را از هر شيطان رانده شده اي محفوظ داشتيم.(20)
همچنين در مورد اين كه آيا مراد از آسمان و زمين، كل عالم مادي است يا شامل مجردات هم مي شود، اختلاف نظر وجود دارد و در مورد آسمان مادي و معنوي هم بحثهاي خاصي مطرح شده كه در اين جا فرصت پرداختن به آنها نيست.
بنابراين، حفظ، به معناي ابقا و نگه داشتن از نابودي و حفظ نظام كيهاني، به معناي نگهداشتن آسمان و اجرام آسماني از ريزش و سقوط و در نتيجه هلاك اهل زمين است، همچنين ستارگان در آسمان نگهبانان الهي هستند و در طرد شيطان نقش دارند اما اين كه چه نقشي دارند، براي ما چندان روشن نيست.(21)
برخي گفته اند مراد از آسمان، جو زمين است و اين جو به گونه اي ساخته شده كه مانع ريزش سنگهاي آسماني به زمين مي شود. به گونه اي كه از نظر علمي اثبات شده كه همواره زمين از سوي آسمان سنگ باران مي شود، اما اين سنگها وقتي به جو زمين مي رسند( به علت سرعت و اصطكاك) به گاز تبديل مي شوند، لذا جو زمين محفوظ ناميده شده است. ولي به نظر مي رسد كه منظور از آسمان در اين آيه حداقل اين جو نيست. آسمان سقفي است كه بر اين جهان محسوس كشيده شده و اين جو، يا محفوظ، از سقوط ريزش و نابودي(22) محفوظ است.
به هر حال، محفوظ بودن آسمان و آسمانيان و محفوظ ماندن زمين و زمينيان از اجرام آسماني، امري بسيار مهم است. اگر يكي از ستارگان به زمين بيفتد، چه اتفاقي مي افتد؟ اگر زمينيان احتمال بدهند كه روزي يكي از ستارگان به زمين فرو خواهد افتاد چه خواهند كرد؟ اگر يك روز نظم كيهاني به هم بريزد، چه اتفاقي رخ خواهد داد؟ و اگر ...
حال انسانها بدون هيچ اتفاقي زير سقف آسمان زندگي مي كنند، زير يك سقف بسيار مطمئن و محفوظ، سقفي بسيار مستحكم، اما با ستونهايي بسيار ظريف و نامريي، انسانها هنوز ريزبين نشده اند، هنوز به دنبال ديدني ها و حيات مي چرخند از اين جهت باور كردن يك امر نامريي براي آنها سخت است.
قرآن شريف از زلزله قيامت سخن به ميان آورده است، به گونه اي كه سقف آسمان به واسطه لرزش سنگين آن فرو مي ريزد و پديده هاي هولناكي رخ مي دهد، اما آيا علم زلزله نگاري و ژئوفيزيك مي تواند به اين گونه از علوم قرآني دست يابد و يا در مورد آن پيشگويي نمايد؟ به عنوان مثال آيا مي تواند ريشتر زلزله قيامت را پيش بيني و اندازه گيري نمايد؟
آنچه در اين راستا قابل بيان است، اين است كه هم زلزله قيامت همچون قيامت امري حتمي و واقعي است و هم رخدادهاي آن.
قرآن شريف مي فرمايد: «هنگامي كه زمين به لرزش ويژه لرزانيده شود» (23)
يعني هم زلزله مي آيد و هم خيلي سهمگين وسنگين است، اما وقتي مراكز زلزله نگاري و ژئوفيزيك در مورد زلزله اين جهان حرفي براي گفتن ندارند، چگونه مي توانند از زلزله قيامت خبر بدهند؟!
وقتي زلزله هفت ريشتري، صد هزار قرباني مي گيرد، فروريختن سقف آسمان، با زلزله قيامت يك امر طبيعي و عادي است. بله با رياضي و علوم تجربي، نمي توان به آن دست يافت، بلكه بايد منتظر ماند تا زمان آن فرا برسد و خود گذشت زمان آن را بيان خواهد كرد، هر چند باور داشتن آن آسان است و قرآن شريف وقوع آن را يك امر حتمي و «لاريب فيه» مي داند.
در پايان به طور خلاصه بايد گفت:
قرآن شريف كتاب انسان سازي، هدايت و شفاست. نه كيهان شناسي، زمين شناسي و...
بين علوم قرآني و آيات الهي تناقض وجود ندارد.
علوم بشري بين آيات الهي نه تناقض مي بيند و نه تناقض علمي مي يابد.
علوم بشري در برابر علوم قرآني، همچون پول خرد است و تجارت كردن با آن مشكل است .
وقتي علوم بشري نتوانند به طور حسي بر علوم نامرئي و يا مرئي دست يابند، پرونده بحث را باز مي گذارد و نيافتن خود را دليل بر نبودن نمي يابد و از اين جهت خود را از تكلف گويي و يا تن دادن به تكلف نجات مي دهد.
__
پي نوشت ها
1-
يس آيه 38 و 40، رعد آيه2، فاطر آيه 13
2-
پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، محمدعلي رضايي اصفهاني
3-
تفسير نور، محسن قرائتي
4-
حجر، آيه هاي 18-16
5-
صافات آيه هاي 10-6
6-
جن آيه هاي 9-8
7-
ملك، آيه 5
8-
ص، آيه1
9-
تفسير نمونه، ج 11، ص51-43
10-
بحار، جلد 8، ص 374
11-
اسري، آيه 44
12-
تفسير نور، محسن قرائتي، ص 280
13-
نورالثقلين، ج 3، ص5
14-
نجم، آيه30
15-
جاثيه، آيه13
16-
نجم، آيه30
17-
تفسير ،تسنيم ج2، ص 393
18-
نمل، آيه61
19-
تفسير ، تسنيم همان
20-
حجر، آيه هاي 17-16
21-
معارف قرآن، محمدتقي مصباح يزدي
22-
همان
23-
زلزال، آيه1


منبع : روزنامه قدس

 



درباره وبلاگ


به وبلاگ خوش آمدید از حسن انتخاب شما کمال تشکر راداریم لطفا نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید. با تشکر
مطالب علمی به زبان ساده ؛کوتاه مختصر مفید به زبان قابل فهم
تبریک سال نو ١فرهنگي تغييرات وتکنولوژي-ديني خداوند کدام گناه‌ها را نمی‌بخشد؟ اطلاعات عمومی دینی اطلاعات نماز میلاد امام حسن مجتبی (ع) بر مسلمین مبارکباد تبریک میلاد باسعادت حضرت محمد(ص9 و امام صادق (ع)
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران