علمی وآموزشی و مذهبی وگردشگری و جهانگردی
آموزشی ومذهبی و جهانگردی و علمی
 
 
دوشنبه 13 بهمن 1393 :: 12:55 ::  نويسنده : nnjj

 «حاجی» كسي است كه با پوشيدن لباس احرام با خدايش عهد ببندد كه براي هميشه در اين جهان از تمام لذت‌هاي نامشروع خودداري نمايد و غريزه خشم و خودخواهي را در عمق وجودش حذف نمايد و از تمام گناهان هجرت کند.

 



دوشنبه 13 بهمن 1393 :: 12:46 ::  نويسنده : nnjj

اشعاری در مورد امام  زمان(عج)

از هجر تو طبیعت ما گریه می کند.

چشم تمام آینه ها گریه می کند.

چشم انتظار آمدنت شیر خواره‌ای است.

گهواره‌ای به کرب و بلا گریه می کند.

پای سه ساله‌ای که پر تاول آمده است.

دارد به اشک و دعا گریه می کند.

در علقمه به خاطر تو مشک پاره ...

 



شنبه 17 آبان 1393 :: 19:32 ::  نويسنده : nnjj

ایام سوگواری سرورو سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) بر شما تسلیت باد

 

.jpg



شنبه 17 آبان 1393 :: 19:26 ::  نويسنده : nnjj

 

حجاب

 

 


دختر زنده به گور کسی است از خود بیگانه که احساس حقارت می کند و پسر بودن را بهتر و قرین موفقیت می پندارد. به همین دلیل می کوشد مثل پسرها حرف بزند، بپوشد، بی قید وبند باشد، رفتاری تصنعی و هیجانی و سبک داشته باشد و هیچ حرمت و ارزشی برای خود قائل نشود.


به پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) بشارت تولد دختری دادند. حضرت با نگاهی به چهره اصحاب دریافت كه آنها از این خبر ناخرسندند، از این روی فرمود: شما را چه شده، گلی به من داده شده كه او را ببویم و روزی‌اش بر عهده خداوند متعال است.(1)

یک بانوی مسلمان باید هفت خصوصیت داشته باشد تا شایسته این همه لطف رسول خدا صلی الله علیه و آله گردد. این خصوصیات به قرار زیرند: 

 

1- با وقار و زیبا و در یک کلام "تماشایی"‌  است

دختران "شش سال" زودتر از پسرهای هم سنش به عقلانیت، خودکاری، خودباوری، خود انضباطی، خود مدیری و بلوغ می رسند. دختری که به این مراحل از رشد رسیده است، خود را گنج بی پایانی از مهر و محبت و "صفات" زیبا می بیند و نیازی به "خودنمایی"‌، "بدن نمایی"، ،"‌ریاکاری"‌ و رفتارهای مصنوعی" ندارد. بنابراین گفتار، رفتار و اخلاق او خردمندانه و شایسته و شخصیت او و با وقار و زیبا و در یک کلام "تماشایی"‌ است.

او قدر و قیمت خود را می داند و مانند آن زنانی نیست که به گفته رسول خدا (صلی الله علیه و آله  در عین پوشیدگى برهنه اند (لباس هاى بدن نما و جوراب هاى نازك مى پوشند) هوسباز و دلفریب مى باشند، موهاى خود را طورى آرایش مى كنند كه مانند كوهان شتر جلوه مى كند. اینان داخل بهشت نمى شوند و حتى بوى آن را استشمام نمى كنند، با این كه بوى بهشت از راه بسیار دور شنیده مى شود.(2) جهانگردان فراوانی با تحمل هزینه های سنگین از کشورهای مختلف به عشق تماشای متانت "راه رفتن"‌ و ظرافت "چای ریختن" دختران ژاپنی همه ساله به ژاپن سفر و وقار آنها را تحسین می کنند.

همه دختران جهان کانون مهر و عاطفه اند و بنابراین در زبان عربی "آنسه‌" نامیده می شوند. زیرا از همان خردسالی "نوازشگری”‌" را "بدون هیچ آموزشی"‌‌ نسبت به هر عروسک بی جان و بی تحرکی ابراز می کنند و با مهربانی با عروسک شان سخن می گویند

2- توجه قلبی اش به "خدا"‌ است

یک هنرپیشه که شاید اعتقادی به حجاب هم نداشته باشد، وقتی در نقش مادران، همسران و دختران پیامبران و اولیای الهی صلوات الله علیهم(مثلا در نقش حضرت مریم سلام الله علیها) بازی می کند، با پوشش کامل و ساده و رفتار متین و موقرانه ظاهر می شود. در این حالت هر بیننده ای او را بسیار زیباتر و جالب تر می بیند، چرا که چهره ای روحانی و معصومانه دارد. این است که همه ی دختران و زنان در لباس احرام و با چادر نماز و بر سر سجاده، زیباتر و جالب ترند. اعتقاد به خدا و حیایی که در سیمای یک دختر ظاهر می شود، با هم ربط دارند.

 

3- عامل "رشد اجتماعی"‌ است

دختری که عاقلانه به زندگی نگاه می کند و به "هنر زن بودن"‌ رسیده است، متوجه است که کار اصلی او این نیست که خود به کاری در اجتماع روی آورد و "نان آور"‌ خانواده گردد، زیرا او به فرموده امام على علیه السلام چون گُلى است (ظریف و آسیب پذیر) نه قهرمان و كار فرما.(3) بلکه هنر اصلی او این است که با "هدایت نامحسوس"‌ و "روحیه ی شاد و سازنده"‌ خود مردی را که همسر اوست، به سوی کار سوق دهد. او توانایی پرورش فرزندانی را دارد که از "خودخواهی"‌، "خودسری"، "خجالتی بودن"‌، گبی مسئولیتی"‌ و "هرزگی"‌ دورند و آنان را به "رشد اجتماعی"‌ و "قدرت تعامل با مردم"‌ می رساند و به طور نامحسوس به "احساس مسئولیت و انجام وظیفه"‌ هدایت شان می کند.  

 

4- عامل "تشویق"‌ و "آرامش"‌ است

همه دختران جهان کانون مهر و عاطفه اند و بنابراین در زبان عربی "آنسه" نامیده می شوند. زیرا از همان خردسالی "نوازشگری"‌ را "بدون هیچ آموزشی"‌ نسبت به هر عروسک بی جان و بی تحرکی ابراز می کنند و با مهربانی با عروسک شان سخن می گویند.

دختری که رشد و رفتار طبیعی دارد، به جای "احساس نیاز کاذب به پشتوانه"‌ می تواند با شیرین زبانی، آراستگی  و متانت رفتاری خود پشتیبان دیگران باشد و به آنها "امید"‌ بدهد و برای "درس و کار و عبادت و زندگی"‌ انگیزه بخش باشد و در عین حال "آرامش"‌ ببخشد.  

زن

5- توانایی دارد از شوهرش یک "مرد" بسازد

مانند مهندسی که از یک "ویرانه"‌، قصری زیبا و رفیع می سازد، هر دختری با هر رنگ و قد و اندامی اگر خودش را به درستی بشناسد و بخواهد، می تواند مظهر "صفات"‌ جمال الهی باشد و هنرمندانه و با تکیه بر نکات مثبت، از شوهرش که ممکن است فراموشکار، هوسباز، رفیق باز، متغیر، خشن، افسرده، خسیس و یا ولخرج باشد، مردی عاقل، بالغ، ذاکر، وظیفه شناس، مومن، امیدوار، متعهد، متعادل و مجاهد در یک کلام یک "مرد"‌ بسازد. بی جهت نیست که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اَلمَرأَةُ الصّالِحَةُ أَحَدُ الكاسِبَینِ: زن شایسته یكى از دو عامل پیشرفت خانواده است.(4)  

 

6- به "زن بودن"‌ خود افتخار می کند

زن، موجودی فوق بهشتی و خورشیدی جذاب، گرم و نورانی است که خداوند او را معلم عاطفه، عشق، شور، نشاط، زندگی است و ماموریت آسمانی کردن انسان به او سپرده شده است. دختری که این کرامت و شأن و مقام والا و رسالت الهی خود را می فهمد، هرگز از زن بودن خود متنفر و بیزار نیست و از اسباب عیاشی شدن برای نامحرمان و نیز گفتار و رفتار مردانه پرهیز می کند. او استعدادهای زیبا، صدا و صورت زیبا و جذابش را بیهوده هدر نمی دهد و این همه توانایی را به هرز(در راه هرزگی) تلف نمی کند. او خود را "زنده به گور" نمی کند.

دختر زنده به گور کسی است از خود بیگانه که احساس حقارت می کند و پسر بودن را بهتر و قرین موفقیت می پندارد. به همین دلیل می کوشد مثل پسرها حرف بزند، بپوشد، بی قید وبند باشد، رفتاری تصنعی و هیجانی و سبک داشته باشد و هیچ حرمت و ارزشی برای خود قائل نشود. 

دختری که عاقلانه به زندگی نگاه می کند و به "هنر زن بودن"‌‌ رسیده است، متوجه است که کار اصلی او این نیست که خود به کاری در اجتماع روی آورد و "نان آور”"‌ خانواده گردد، زیرا او به فرموده امام على علیه السلام چون گُلى است (ظریف و آسیب پذیر) نه قهرمان و كار فرما

7- "حضور" در جامعه را به "ظهور" در جامعه ترجیح می دهد

در هر فیلمی، مهمترین نقش را کارگردان دارد و در هر تصویری حضور موثر او را می توان دید، اما در هر فیلمی این هنرپیشگان هستند که "ظهور"‌ دارند و اندیشه و نظر کارگردان را با صدا و رفتار و حالات خود ابراز و اظهار می کنند.

در مدیریت خانواده و جامعه و در همه ابعاد اقتصادی، اعتقادی، اجتماعی و سیاسی نیز دو نقش اصلی وجود دارد: حضور و ظهور. یک گروه حضوری موثر دارند و یک گروه هم ظهوری واسطه ای.

خداوند حکیم به زن موقعیت، صفات و استعدادهایی داده که می تواند در بیشترین ابعاد زندگی خانواده و جامعه و جهان، نقش کارگردان، یعنی حضوری موثر اما نامحسوس را داشته باشد.

زن انبیا، اولیاء و عقلا را مجذوب خود می کند و مردان را با سر انگشت هنرمندی خود به مسیر حق و خیر و کمال و یا باطل و شر و فساد می کشاند.

اگر دختر از کرامت و قداست خود به عنوان یک زن غافل بماند، گرفتار "بحران هویت"‌ می شود. در این صورت تبرج و ظهور و انگشت نما شدن در کوچه و خیابان برای او "ارزش"‌ می شود، مسحور زبان بازی جوانان هرزه می گردد، اسیر بی بند و بارترین افراد خواهد شد و برده ی جنایتکارترین صاحبان ثروت و قدرت و تزویر می شود. چنین دختری نارضایتی، ابتذال و متلاشی شدن از درون خود را با تداوم خودنمایی و هرزگی پنهان کند.

حرف آخر این که زن مسلمان پشتوانه و معمار شخصیت مرد است و مرد، معمار تاریخ.

 

پی نوشت ها:

1.  من لایحضره‌الفقیه، ج3، ص482، ح 4693.

2.لسان العرب ج11 ، ص637.

3.  نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 405، نامه 31.

4.مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج14 ، ص171 ، ح16411.

فاطمه سرفرازی                

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان



 

یک طراح سوئیسی با ساخت دستگاهی توانست مرز میان دنیای واقعی و خیالی را درحالی که مشغول پیاده روی در پارک است از میان بردارد.

به گزارش خبرگزاری مهر، "یان تورپوس" درحال اجرای پروژه ای با عنوان "لایف کلیپر 3" است که از یک عینک محافظ پلیس و دوربینی تشکیل شده که روی عینک نصب شده است.این طراح سوئیسی با یک کوله پشتی فضانوردان که یک سری دستگاه را داخل آن گذاشته بود و درحالی که عینک محافظ را به چشم داشت در پارک "سن یوهان" شهر بیسل گردش کرد.درحقیقت، این طراح توانسته است با این دستگاه کوچک خود مرز میان واقعیت و خیال را در هم نوردد و درحالی که مشغول پیاده روی است در مکانهای واقعی، از تماشای مناظر مجازی سه بعدی لذت ببرد."یان تورپوس" با نگاه به نمایشگر پلاستیکی عینک محافظ خود می تواند درختان معمولی با شاخ و برگهای عادی را ببیند اما در چشم انداز این تصویر یک سری حیوانات مجازی برای مثال سوسکهای پردار درحال پرواز و کرمهای سبز رنگ غول پیکر را تماشا کند.این طراح توضیح داد که در پروژه lifeClipper 3 افراد با گذاشتن این عینک می توانند ادراکات شخصی خود را ایجاد کنند.وی افزود: "هر پیاده روی منحصربفرد است. موقعیت در پارک همیشه براساس زمان روز، نور، آب و هوا، دما و مواجهه با مردم و حیوانات تغییر می کند. در این پروژه، شرایط واقعی در کنار شرایط مجازی گذاشته می شود و هر زندگی واقعی، زندگی مجازی سازگار با خود را می سازد. کاربر می تواند روی هر دوی این دنیاها تاثیر بگذارد. عناصر تصادفی نیز همزمان در بخشی از دنیای واقعی و دنیای مجازی نقش خود را ایفا می کنند."براساس گزارش خبرگزاری فرانسه، ادراکات یا آنچه که کاربر مشاهده می کند تحت تاثیر حرکات حیوانات و براساس موسیقی قرار می گیرند.یک نرم افزار، این موسیقی را از رایانه ای که در کوله پشتی است به هدفنهایی که روی گوش قرار می گیرند، می رساند.تورپوس که در موسسه تحقیقات هنر و طراحی دانشگاه علوم کاربردی شمال شرقی سوئد کار می کند، این پروژه را در سال 2003 آغاز کرد.از میان دستگاههایی که دستیابی به این واقعیت افزوده سورئال را امکانپذیر می کنند می توان به یک "جی. پی. اس" حرفه ای، حسگر جهت یابی و حسگر "بازخورد زیستی" (بیو فیدبک) اشاره کرد.این طراح اظهار داشت: "ما پارک سن یوهان را اسکن کردیم و از آن یک مدل سه بعدی ساختیم و برای رسیدن به این دنیای مجازی از روش طراحی دنیای بازی استفاده کردیم."

گرفته شده از وبلاگ علم وفناوری



دهه ی مبارک و خجسته کرامت و تولد حضرت معصومه (س) و برادر گرامیشان ، اسوه ی بخشش را بر تمامی مسلمین جهان تبریک عرض می نماییم.

دهه کرامت، دهه اول ماه ذی‌العقده است و آغازش با ولادت حضرت معصومه (علیهاالسلام) و پایانش با ولادت حضرت ابوالحسن علی بن موسی‌الرضا(علیه السلام) می‌باشد. این دهه یادآور بسیاری از مطالب عالی و مفاهیم بلند و سازنده و ارزشمند است. دهه کرامت یادآور لطیف‌ترین علائق و مهر و وفاهای کم‌نظیر یک خواهر نسبت به مقام شامخ و معنوی برادر است.

 

 

شاخسارِ خوش بویِ فاطمه معصومه علیهاالسلام در بیت امامت رویید و در جوار سراسر نور امامان معصومی چون حضرت موسی بن جعفر و علی بن موسی الرضا علیهماالسلام بالید. از رهنمودهای آن رهبران الهی خوشه ها برگرفت و در پرتو آن، جان خویش را از ناپاکی ها دور نگاه داشت. اوج تقوا و طهارتِ روحِ آن بانو چنان بود که او را معصومه نامیدند. این نشان افتخار از سوی حضرت رضا علیه السلام به ایشان عطا شد («من زار المعصومة بقم کمن زارنی». ناسخ التواریخ، ج7، ص337) و بیانگر اوج قداست و طهارتِ نفسِ این بانوی آسمانی است.

در خانه عفت
کریمه اهل بیت، حضرت معصومه علیها السلام اول ماه ذی القعده سال 173 ه . ق . در مدینه چشم به جهان گشود. القاب شریف آن حضرت، معصومه، کریمه اهل بیت و فاطمه کبری است . پدر بزرگوارش حضرت امام موسی بن جعفر علیهما السلام و مادر آن حضرت، «نجمه » است.

نجمه خاتون مادر بزرگوار امام رضا علیه السلام و حضرت معصومه علیها السلام ، از زنان برجسته زمان خود بود و در عقل، دین، حیا، جمال ظاهری و باطنی نظیر نداشت .

خواهر و برادری عاشق

نجمه خاتون همسر گرامی امام کاظم (علیه السلام) تنها دو فرزند در دامان خود پرورش داد و آنها عبارتند از:
1- خورشید فروزان امامت، حضرت علی بن موسی الرضا (علیهما السلام).
2- حضرت معصومه (سلام الله علیها).
محمد بن جریر طبری، دانشمند گرانمایه شیعه در قرن پنجم هجری، بر این واقعیت تصریح نموده است.
نجمه خاتون مادر بزرگوار امام رضا علیه السلام و حضرت معصومه علیها السلام ، از زنان برجسته زمان خود بود و در عقل، دین، حیا، جمال ظاهری و باطنی نظیر نداشت
مدت 25 سال تمام حضرت رضا (علیه السلام) تنها فرزند نجمه خاتون بود، پس از یک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره ای تابان از دامن نجمه درخشید که هم سنگ امام هشتم (علیه السلام) بود و امام توانست والاترین عواطف انباشته شده در دلش را بر او نثار کند.
بین حضرت معصومه (سلام الله علیها) و برادرش امام رضا (علیه السلام) عواطف سرشار و محبت زایدالوصفی بود که قلم از ترسیم آن عاجز است.
در یکی از معجزات امام کاظم (علیه السلام) که حضرت معصومه نیز نقشی دارد، هنگامی که مرد نصرانی می پرسد: «شما که هستید؟» می فرماید: «انا المعصومه اخت الرضا» «من معصومه، خواهر امام رضا (علیه السلام) می باشم.» این تعبیر از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (علیه السلام) و از مباهات او به این خواهر برادری سرچشمه می گیرد.
حضرت معصومه
محبت و مودت این خواهر و برادر در سطح بسیار بالا بود، به طوری که مفارقت امام هشتم (علیه السلام) برای حضرت معصومه (سلام الله علیها) بسیار سخت بود، جدائی حضرت معصومه (سلام الله علیها) نیز برای امام هشتم قابل تحمل نبود و لذا پس از استقرار امام هشتم در مرو، نامه ای خطاب به حضرت معصومه(سلام الله علیها) مرقوم فرموده، آن را توسط غلام مورد اعتمادی به مدینه ارسال نمود.
جالب توجه است که حضرت رضا (علیه السلام) به غلام دستور داد که در هیچ منزلی توقف نکند، تا آن مرقومه را در اندک زمان ممکن به مدینه منوره برساند. حضرت معصومه (علیها السلام) نیز به مجرد دریافت دست خط برادر، رخت سفر بست و خود را مهیای سفر نمود.

از کرامتهای آن بانو
آیت الله سید عزالدین زنجانی می فرمود: «در قم دچار مریضی آزار دهنده ای شدم که قابل توصیف نبود. چاره ای نداشتم جز آن که به حرم مشرف شدم و با حضرت معصومه(سلام الله علیها) عرض حال کردم. خدا را گواه می گیرم که از حرم بیرون نیامده بودم که احساس بهبودی کردم ».(ماهنامه کوثر، مصاحبه با آیت الله سید عزالدین زنجانی، ش 5، ص 10)
آیت الله العظمی اراکی نیز می فرمود: «مدتی دست هایم ورم کرده، پوست آن ترک برداشته بود و ناچار باید تیمم می کردم. معالجات بی اثر شده بود.تا این که به حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) متوسل شدم، در همان حال مثل این که به من الهام شد دستکش به دست کنم. همین کار را کردم و دستم خوب شد». (ماهنامه کوثر، مصاحبه با آیت الله سید عزالدین زنجانی، ش 3، ص 19)
مدت 25 سال تمام حضرت رضا (علیه السلام) تنها فرزند نجمه خاتون بود، پس از یک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره ای تابان از دامن نجمه درخشید که هم سنگ امام هشتم (علیه السلام) بود و امام توانست والاترین عواطف انباشته شده در دلش را بر او نثار کند
مسافر غربت
در سال 201 ه . ق، یک سال پس از سفر تبعید گونه امام رضا علیه السلام به شهر «مرو» ، کریمه اهل بیت، حضرت معصومه علیها السلام همراه عده ای از برادران خود برای دیدار و تجدید عهد با امام زمان خویش بسوی دیار غربت راهی شدند .
وقتی به شهر «ساوه » رسیدند عده ای از مخالفان اهل بیت علیهم السلام با ماموران حکومتی همراه شدند و آنان را مورد هجوم قرار دادند . در این هجوم کینه توزانه عده ای از همراهان حضرت معصومه علیها السلام به شهادت رسیدند .
در شهر ساوه بود که حضرت بیمار شدند، فرمودند: مرا به قم ببرید، چرا که از پدرم شنیدم شهر قم مرکز شیعیان ماست  . آن گاه حضرت را به طرف قم حرکت دادند . مردم قم که از این خبر مسرت بخش بسیار خرسند شده بودند، به استقبال حضرت آمدند . در حالی که «موسی بن خزرج » بزرگ خاندان «اشعری» زمام شتر آن مکرمه را می کشید، در میان شور و احساسات مردم وارد آن شهر شدند و در منزل موسی بن خزرج که امروزه به محله میدان میر - جنب 45 متری عمار یاسر - معروف است، اجلال نزول نمودند. (تاریخ قدیم قم، ص 213)
منابع:
مجله مبلغان ، شماره 13
مجله مبلغان ، شماره 42

 

روز یازدهم ماه ذیقعده سال 148 هجرى در مدینه در خانه‏ى امام موسى بن جعفر علیه‏السلام فرزندى چشم به جهان گشود كه بعد از پدر تاریخساز صحنه‏ى ایمان و علم و امامت‏ شد. نام او « على » و کنیه اش «ابوالحسن» و لقبش «رضا» است.
مادر گرامى او «تُکْتَمْ» بود که پس از تولد حضرت، از طرف امام کاظم علیه‏السلام «طاهره» نام گرفت. وی در خردمندى و ایمان و تقوى از برجسته‏ترین بانوان بود. اصولا امامان پاك ما همگى از نسل برترین پدران بودند و در دامان پاك و پر فضیلت گرامى‏ترین مادران پرورش یافتند.

امام رضا علیه السلام در سال 183 هجرى، پس از شهادت پدر بزرگوارش در زندان بغداد (در سال 183 هجرى) در سن 35 سالگى عهده‏دار مقام امامت و رهبرى امّت گردید.

مدت امامت آن حضرت بیست سال بود که ده سال آن معاصر با خلافت «هارون‏الرشید»، پنج سال معاصر با خلافت «محمد امین»، و پنج سال آخر نیز معاصر با خلافت «عبدالله المأمون» بود.

امام تا آغاز خلافت مأمون در زادگاه خود، شهر مقدس مدینه، اقامت داشت، ولى مأمون پس از رسیدن به حکومت، حضرت را به خراسان خواند تا تحت نظارت مستقیم او باشد و سرانجام حضرت در ماه صفر سال 203 هجرى قمرى (در سن 55 سالگى) توسط مأمون عباسی به شهادت رسید و در همان سرزمین به خاک سپرده شد.

---------------------------------------

منابع :

1. طبرسى، إعلام الورى‏ بأعلام الهدى‏، ج2، ص 40.

2. شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 247.

3. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 13.

 

 

 



شنبه 04 مرداد 1393 :: 13:27 ::  نويسنده : nnjj

                                عید فطر ضیافتی است برای پایان این میهمانی

                    عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست

                    عید فطر قبولی انفاقهای به قصد قربت است

                    عید فطر پایان نامه دوره ایثار و گذشت است

                           پیشاپیش عید بر همه مبارک

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود / صد حیف ازین بساط که برچیده میشود

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت / خوشبخت آنکسی ست که بخشیده میشود

عید شما مبارک

جملات تبریک عید فطر

با خوردن اگر حال تو جا می آید / خوش باش که ایام صفا می آید

آماده به حمله باش در این شب عید / وقتی که صدای ربنا می آید . . .

.

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود / صد حیف ازین بساط که برچیده میشود

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت / خوشبخت آنکسی ست که بخشیده میشود

عید شما مبارک

.

اشعار عید فطر

بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا

بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها

بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی

بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم

و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.

التماس دعا

.

دوبیتی تبریک عید فطر

خداحافظ ای ماه غفران و رحمت / خداحافظ ای ماه عشق و عبادت

خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها / خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی

خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه / خداحافظ ای بهترین ماه الله

.

 

خدیا ، خروج از ماه مبارک را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار بده.

آمین

 

 

 

بگذشت مه روزه و عید آمد و عید آمد / بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد

آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد / معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد

 

 

 

 

 

 



شنبه 04 مرداد 1393 :: 13:04 ::  نويسنده : nnjj

درباره عید فطر

www.yedooneh.ir عید فطر

 ۱٫ واژه عید، در اصل از فعل عاد (عود) یعود اشتقاق یافته است و معانى مختلفى براى آن ذکر کرده‏اند، از جمله: «خوى گرفته‏»، «هر چه باز آید از اندوه و بیمارى و غم و اندیشه و مانند آن‏»، «روز فراهم آمدن قوم‏»، «هر روز که در آن، انجمن یا تذکار فضیلت‏مند یا حادثه بزرگى باشد»، گویند از آن رو به این نام خوانده شده است که هر سال شادى نوینى باز آرد. (۲)

ابن منظور در لسان العرب گفته است که برخى بر آن هستند که اصل واژه عید از «عادة‏» است، زیرا آنان (قوم)، به جمع آمدن در آن روز، عادت کرده‏اند. (۳)

چنانکه گفته شده است: «القلب یعتاده من حبها عید.»

و نیز یزید بن حکم ثقفى در ستایش سلیمان بن عبد الملک گفته است:

امسى باسماء هذا القلب معمودا

اذا اقول صحا یعتاده عیدا (۴)

به گفته ازهرى: عید در نزد عرب، زمانى است که در آن شادیها یا اندوه‏ها، باز مى‏گردد و تکرار مى‏شود. ابن اعرابى آن را منحصر به شادیها دانسته است. (۵)

واژه عید تنها یکبار در قرآن به کار رفته است:

«اللهم ربنا انزل علینا مائدة من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و آخرنا و آیة منک‏» (۶)

در تفسیر نمونه ذیل این آیه گفته شده است: «عید در لغت از ماده عود به معنى بازگشت است، و لذا به روزهایى که مشکلات قوم و جمعیتى برطرف مى‏شود و بازگشت‏به پیروزیها و راحتیهاى نخستین مى‏کند عید گفته مى‏شود، و در اعیاد اسلامى به مناسبت اینکه در پرتو اطاعت‏یک ماه مبارک رمضان و یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکى فطرى نخستین به روح و جان باز مى‏گردد، و آلودگیهایى که بر خلاف فطرت است، از میان مى‏رود، عید گفته شده است. و از آنجا که روز نزول مائده نیز، روز بازگشت‏به پیروزى و پاکى و ایمان به خدا بوده است، حضرت مسیح(ع) آن را عید نامیده است. همان طور که در روایات وارد شده، نزول مائده در روز یکشنبه بوده و شاید یکى از علل احترام روز یکشنبه در نظر مسیحیان نیز همین بوده است.

روایتى که از على(ع) نقل شده: «و کل یوم لا یعصى الله فیه فهو یوم عید» هر روز که در آن معصیت‏خدا نشود، روز عید است، نیز اشاره به همین موضوع دارد، زیرا روز ترک گناه، روز پیروزى و پاکى و بازگشت‏به فطرت نخستین است. (۷)

از«سوید بن غفله‏» نقل شده است: در روز عید بر امیر المؤمنین على(ع) وارد شدم و دیدم که نزد او نان گندم و خطیفه (۸) و ملبنة (۹) است; پس به آن حضرت عرض کردم: روز عید و خطیفه؟!.

آن حضرت فرمود: «انما هذا عید من غفر له‏» این عید کسى است که آمرزیده شده است. (۱۰)

و نیز در یکى از اعیاد، آن حضرت فرمود:

«انما هو عید لمن قبل الله صیامه، و شکر قیامه، و کل یوم لا یعصى الله فیه فهو یوم عید» امروز تنها عید کسى است که خداوند روزه‏اش را پذیرفته و عبادتش را سپاس گزارده است; هر روزى که خداوند مورد نافرمانى قرار نگیرد، عید راستین است.

در روایات اسلامى براى اعیاد – بویژه اعیاد مذهبى، از جمله عید فطر – آداب و رسوم خاصى مقدر شده; در حدیثى از معصوم(ع) آمده است.

«زینوا اعیادکم بالتکبیر»عیدهاى خودتان را با تکبیر زینت‏بخشید.

«زینوا العیدین بالتهلیل و التکبیر و التحمید و التقدیس‏» عید فطر و قربان را با گفتن ذکر لا اله الا الله، الله اکبر، الحمد لله و سبحان الله، زینت‏بخشید.

۲٫ عید فطر یکى از دو عید بزرگ اسلامى است که درباره آن احادیث و روایات بیشمارى وارد شده است. مسلمانان روزه‏ دار که ماه رمضان را به روزه گذرانده و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از کارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده‏اند، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند; اجر و پاداشى که خود خداوند به آنان وعده داده است.

امیر المؤمنین(ع) در یکى از اعیاد فطر خطبه‏اى خوانده‏اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده‏اند:

خطب امیر المؤمنین على بن ابى طالب(ع) یوم الفطر فقال: «ایها الناس! ان یومکم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و هو یوم اشبه بیوم قیامکم، فاذکروا بخروجکم من منازلکم الى مصلاکم خروجکم من الاجداث الى ربکم و اذکروا بوقوفکم فی مصلاکم وقوفکم بین یدى ربکم، و اذکروا برجوعکم الى منازلکم رجوعکم الى منازلکم فی الجنة.

عباد الله! ان ادنى ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملک فی آخر یوم من شهر رمضان ابشروا عباد الله فقد غفر لکم ما سلف من ذنوبکم فانظروا کیف تکونون فیما تستانفون.» (۱۱)

اى مردم! این روز شما روزى است که نیکوکاران در آن پاداش مى‏گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مایوس و ناامید مى‏گردند و این شباهتى زیاد به روز قیامت دارد. پس با خروج از منازل و رهسپارى به سوى جایگاه نماز عید، خروجتان را از قبر و رفتنتان را به سوى پروردگار به یاد آورید، و با ایستادن در جایگاه نماز، ایستادن در برابر پروردگارتان را یاد کنید، و با بازگشت‏به سوى منازل خود، بازگشتتان به سوى منازلتان در بهشت‏برین را متذکر شوید. اى بندگان خدا. کمترین چیزى که به زنان و مردان روزه‏دار داده مى‏شود، این است که فرشته‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گوید: هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا که گناهان گذشته‏اتان آمرزیده شد! پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه بقیه ایام را بگذرانید؟

عارف وارسته، «میرزا جواد آقا ملکى تبریزى‏» درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزى است که خداوند آن را از میان دیگر روزها برگزیده است و مخصوص هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته است. خداوند به آنان اجازه داده است تا در این روز نزد حضرتش گرد آیند و بر خوان کرم او بنشینند و ادب بندگى به جاى آرند; چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند; نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند. و نیز آنان را وعده و مژده داده است که هر نیازى به او آرند، برآورد و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشد، از مهربانى و بنده‏نوازى، بخشایش و کارسازى در حق آنان روا دارد که گمان نیز نمى‏برند.» (۱۲)

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده‏اند که در این روز، امر امساک و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شد و رخصت داده شد که مؤمنان در روز افطار کنند و روزه خود را بشکنند. فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن است و گفته شده است که به معناى آغاز خوردن و آشامیدن نیز هست. به همین دلیل است که پس از اتمام روز و هنگام مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، انسان افطار مى‏کند، یعنى اجازه خوردن، پس از امساک از خوردن به او داده مى‏شود.

عید فطر داراى اعمال و عباداتى است که در روایات معصومین(ع) به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصى نیز درباره آن آمده است.

از سخنان معصومین(ع) چنین استفاده مى‏شود که روز عید فطر، روز گرفتن مزد است، و لذا در این روز مستحب است که انسان بسیار دعا کند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.

در قنوت نماز عید مى‏خوانیم:

«… اسئلک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذخرا و شرفا و کرامة و مزیدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فی کل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من کل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتک علیه و علیهم اللهم انى اسالک خیر ما سئلک عبادک الصالحون و اعوذ بک مما استعاذ منه عبادک المخلصون‏».

بارالها! به حق این روز که آن را براى مسلمانان عید و براى محمد(ص) ذخیره و شرافت و کرامت و فضیلت قرار داد، از تو مى‏خواهم که بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد کنى که محمد و آل محمد را در آن وارد کردى! و از هر سوء و بدى که محمد و آل محمد را از آن خارج ساختى خارج کن! درود و صلوات تو بر او و آنها! خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شایسته‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏به تو پناه بردند.

در صحیفه سجادیه نیز دعایى از امام سجاد(ع) به مناسب وداع ماه مبارک رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است:

«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارک لنا فی یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مر علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفر لنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن… اللهم انا نتوب الیک فی یوم فطرنا الذی جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتک مجمعا و محتشدا، من کل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شر اضمرناه توبة من لا ینطوى على رجوع الى ذنب و لا یعود بعدها فی خطیئة.»

پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران کن و روز فطر را بر ما عیدى مبارک و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده که بر ما گذشته است: که در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشویى و بر ما ببخشایى گناهانى را که در پنهان و آشکارا انجام دادیم… خداوندا! در این روز عید فطر، که براى مؤمنان روز عید و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمایى است، از هر گناهى که مرتکب شده‏ایم و هر کار بدى که کرده‏ایم و هر نیت ناشایسته‏اى که در ضمیرمان نقش بسته است‏به سوى تو باز مى‏گردیم و توبه مى‏کنیم، توبه‏اى که در آن بازگشت‏به گناه هرگز نباشد و بازگشتى که در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد.

بارالها!این عید را بر تمام مؤمنان مبارک گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت‏به سوى خود و توبه از گناهان عطا فرما. (۱۳)

ویژگی های عید فطر از زبان مولا

امیر المؤمنین(ع) در خطبه عید فطر مى‏فرماید:

«الا و ان المضمار الیوم و السباق غدا الا و ان السبقة الجنة و الغایة النار». (۱۴)

دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزاى بازندگان است. در روایتى از فرزند گرامیش چنین آمده است:

«مر الحسن (ع) فى یوم فطر بقوم یلعبون و یضحکون فوقف على رؤوسهم، فقال: ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه، فیستبقون فیه بطاعته الى مرضاته، فسبق قوم ففازوا، و قصر آخرون فخابوا، فالعجب کل العجب من ضاحک لاعب فی الیوم الذی یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و ایم الله لو کشف الغطاء لعلموا ان المحسن مشغول باحسانه و المسى‏ء مشغول باسائته. ثم مضى‏». (۱۵)

در این حدیث، امام حسن (ع) انجام اعمال عبادى در ماه مبارک رمضان را، تشبیه به مسابقه بین افراد نموده ‏اند و عید فطر را زمان اخذ جوایز برندگان آن مى‏دانند.

لذا حضرت على (ع) در ویژگى‏هاى عید فطر مى‏فرمایند:

۱- روزى که نیکوکاران ثواب مى‏برند.

«هذا یوم یثاب فیه المحسنون‏».

۲- روزى که گنهکاران زیان مى‏بینند.

«و خسر فیه المبطلون‏»

۳- شبیه‏ترین روز به روز قیامت است.

«اشبه بیوم قیامکم‏».

چون در قیامت عده‏ اى که زیان کارند، تاسف مى‏خورند و غضبناک مى‏گردند و عده‏اى که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى مى‏شوند.

۴- روز عبرت گرفتن.

«فاذکروا بخروجکم‏»

وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عید خارج مى‏شوید، به یاد آورید زمانى را که از منزل بدن خود خارج خواهید شد و سوى خداى خود خواهید رفت.

«من الاجداث الى ربکم‏»

وقتى در جایگاه نماز خود مى‏ایستید به یاد آورید زمانى را که در محضر عدل الهى مى‏ایستید و از شما حسابرسى مى‏کنند.

«و اذکروا وقوفکم بین یدى ربکم‏»

وقتى از نماز به منازلتان بر مى‏گردید به یاد آورید زمانى را که به منازل خود در بهشت‏خواهید رفت.

«و اذکروا منازلکم فى الجنة‏»

۵- روز بشارت غفران و بخشش الهى.

«ابشروا عباد الله فقد غفر لکم ما سلف من ذنوبکم‏».

پی نوشت‏ها:

۱) این مقاله پیش از این در جلد دوم ره‏توشه رمضان سال ۱۳۷۶ صفحه ۲۴۵ به بعد درج گردیده است.

۲) دهخدا، ذیل عید، تاج العروس زبیدى، ج ۸، ص ۴۳۸-۴۳۹٫

۳) لسان العرب، ابن منظور، ج ۳، ص ۳۱۹٫

۴) همان، تاج العروس زبیدى، ج ۸، ص ۴۳۸٫

۵) لسان العرب، همان، تاج العروس زبیدى، ج ۸، ص ۴۳۹٫

۶) مائده، ۱۱۴٫

۷) تفسیر نمونه، ۵/۱۳۱٫

 ۸ خوراکى از آرد و شیر.

۹) غذایى یا حلوایى که با شیر تهیه مى‏شود.

۱۰) بحار الانوار، ج ۴۰، خ ۷۳.

۱۱) میزان الحکمه، محمدى رى شهرى، ج ۷، ص ۱۳۱-۱۳۲٫

۱۲) المراقبات فی اعمال السنه، میرزا جواد آقا ملکى تبریزى، ص ۱۶۷، به نقل از مجله پاسدار اسلام، ش ۱۰۱، ص ۱۰٫

۱۳) ر. ک: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره ۱۰۱، ص ۱۰-۱۱-۵۰٫

۱۴) من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۵۱۶٫ ۱۵) تحف العقول، ص ۱۷۰٫

منبع:aviny.com

 



چهارشنبه 25 تیر 1393 :: 16:36 ::  نويسنده : nnjj




دوشنبه 16 تیر 1393 :: 13:25 ::  نويسنده : nnjj



درباره وبلاگ


به وبلاگ خوش آمدید از حسن انتخاب شما کمال تشکر راداریم لطفا نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید. با تشکر
مطالب علمی به زبان ساده ؛کوتاه مختصر مفید به زبان قابل فهم
تبریک سال نو ١فرهنگي تغييرات وتکنولوژي-ديني خداوند کدام گناه‌ها را نمی‌بخشد؟ اطلاعات عمومی دینی اطلاعات نماز میلاد امام حسن مجتبی (ع) بر مسلمین مبارکباد تبریک میلاد باسعادت حضرت محمد(ص9 و امام صادق (ع)
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران