|
علمی وآموزشی و مذهبی وگردشگری و جهانگردی آموزشی ومذهبی و جهانگردی و علمی |
|||||||
|
دوشنبه 13 بهمن 1393 :: 12:55 :: نويسنده : nnjj
«حاجی» كسي است كه با پوشيدن لباس احرام با خدايش عهد ببندد كه براي هميشه در اين جهان از تمام لذتهاي نامشروع خودداري نمايد و غريزه خشم و خودخواهي را در عمق وجودش حذف نمايد و از تمام گناهان هجرت کند.
دوشنبه 13 بهمن 1393 :: 12:46 :: نويسنده : nnjj
اشعاری در مورد امام زمان(عج) از هجر تو طبیعت ما گریه می کند. چشم تمام آینه ها گریه می کند. چشم انتظار آمدنت شیر خوارهای است. گهوارهای به کرب و بلا گریه می کند. پای سه سالهای که پر تاول آمده است. دارد به اشک و دعا گریه می کند. در علقمه به خاطر تو مشک پاره ...
ایام سوگواری سرورو سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) بر شما تسلیت باد
شنبه 17 آبان 1393 :: 19:26 :: نويسنده : nnjj
![]()
دختر زنده به گور کسی است از خود بیگانه که احساس حقارت می کند و پسر بودن را بهتر و قرین موفقیت می پندارد. به همین دلیل می کوشد مثل پسرها حرف بزند، بپوشد، بی قید وبند باشد، رفتاری تصنعی و هیجانی و سبک داشته باشد و هیچ حرمت و ارزشی برای خود قائل نشود. به پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) بشارت تولد دختری دادند. حضرت با نگاهی به چهره اصحاب دریافت كه آنها از این خبر ناخرسندند، از این روی فرمود: شما را چه شده، گلی به من داده شده كه او را ببویم و روزیاش بر عهده خداوند متعال است.(1) یک بانوی مسلمان باید هفت خصوصیت داشته باشد تا شایسته این همه لطف رسول خدا صلی الله علیه و آله گردد. این خصوصیات به قرار زیرند:
1- با وقار و زیبا و در یک کلام "تماشایی" استدختران "شش سال" زودتر از پسرهای هم سنش به عقلانیت، خودکاری، خودباوری، خود انضباطی، خود مدیری و بلوغ می رسند. دختری که به این مراحل از رشد رسیده است، خود را گنج بی پایانی از مهر و محبت و "صفات" زیبا می بیند و نیازی به "خودنمایی"، "بدن نمایی"، ،"ریاکاری" و رفتارهای مصنوعی" ندارد. بنابراین گفتار، رفتار و اخلاق او خردمندانه و شایسته و شخصیت او و با وقار و زیبا و در یک کلام "تماشایی" است. او قدر و قیمت خود را می داند و مانند آن زنانی نیست که به گفته رسول خدا (صلی الله علیه و آله در عین پوشیدگى برهنه اند (لباس هاى بدن نما و جوراب هاى نازك مى پوشند) هوسباز و دلفریب مى باشند، موهاى خود را طورى آرایش مى كنند كه مانند كوهان شتر جلوه مى كند. اینان داخل بهشت نمى شوند و حتى بوى آن را استشمام نمى كنند، با این كه بوى بهشت از راه بسیار دور شنیده مى شود.(2) جهانگردان فراوانی با تحمل هزینه های سنگین از کشورهای مختلف به عشق تماشای متانت "راه رفتن" و ظرافت "چای ریختن" دختران ژاپنی همه ساله به ژاپن سفر و وقار آنها را تحسین می کنند. همه دختران جهان کانون مهر و عاطفه اند و بنابراین در زبان عربی "آنسه" نامیده می شوند. زیرا از همان خردسالی "نوازشگری”" را "بدون هیچ آموزشی" نسبت به هر عروسک بی جان و بی تحرکی ابراز می کنند و با مهربانی با عروسک شان سخن می گویند
2- توجه قلبی اش به "خدا" استیک هنرپیشه که شاید اعتقادی به حجاب هم نداشته باشد، وقتی در نقش مادران، همسران و دختران پیامبران و اولیای الهی صلوات الله علیهم(مثلا در نقش حضرت مریم سلام الله علیها) بازی می کند، با پوشش کامل و ساده و رفتار متین و موقرانه ظاهر می شود. در این حالت هر بیننده ای او را بسیار زیباتر و جالب تر می بیند، چرا که چهره ای روحانی و معصومانه دارد. این است که همه ی دختران و زنان در لباس احرام و با چادر نماز و بر سر سجاده، زیباتر و جالب ترند. اعتقاد به خدا و حیایی که در سیمای یک دختر ظاهر می شود، با هم ربط دارند.
3- عامل "رشد اجتماعی" استدختری که عاقلانه به زندگی نگاه می کند و به "هنر زن بودن" رسیده است، متوجه است که کار اصلی او این نیست که خود به کاری در اجتماع روی آورد و "نان آور" خانواده گردد، زیرا او به فرموده امام على علیه السلام چون گُلى است (ظریف و آسیب پذیر) نه قهرمان و كار فرما.(3) بلکه هنر اصلی او این است که با "هدایت نامحسوس" و "روحیه ی شاد و سازنده" خود مردی را که همسر اوست، به سوی کار سوق دهد. او توانایی پرورش فرزندانی را دارد که از "خودخواهی"، "خودسری"، "خجالتی بودن"، گبی مسئولیتی" و "هرزگی" دورند و آنان را به "رشد اجتماعی" و "قدرت تعامل با مردم" می رساند و به طور نامحسوس به "احساس مسئولیت و انجام وظیفه" هدایت شان می کند.
4- عامل "تشویق" و "آرامش" استهمه دختران جهان کانون مهر و عاطفه اند و بنابراین در زبان عربی "آنسه" نامیده می شوند. زیرا از همان خردسالی "نوازشگری" را "بدون هیچ آموزشی" نسبت به هر عروسک بی جان و بی تحرکی ابراز می کنند و با مهربانی با عروسک شان سخن می گویند. دختری که رشد و رفتار طبیعی دارد، به جای "احساس نیاز کاذب به پشتوانه" می تواند با شیرین زبانی، آراستگی و متانت رفتاری خود پشتیبان دیگران باشد و به آنها "امید" بدهد و برای "درس و کار و عبادت و زندگی" انگیزه بخش باشد و در عین حال "آرامش" ببخشد. ![]() 5- توانایی دارد از شوهرش یک "مرد" بسازدمانند مهندسی که از یک "ویرانه"، قصری زیبا و رفیع می سازد، هر دختری با هر رنگ و قد و اندامی اگر خودش را به درستی بشناسد و بخواهد، می تواند مظهر "صفات" جمال الهی باشد و هنرمندانه و با تکیه بر نکات مثبت، از شوهرش که ممکن است فراموشکار، هوسباز، رفیق باز، متغیر، خشن، افسرده، خسیس و یا ولخرج باشد، مردی عاقل، بالغ، ذاکر، وظیفه شناس، مومن، امیدوار، متعهد، متعادل و مجاهد در یک کلام یک "مرد" بسازد. بی جهت نیست که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اَلمَرأَةُ الصّالِحَةُ أَحَدُ الكاسِبَینِ: زن شایسته یكى از دو عامل پیشرفت خانواده است.(4)
6- به "زن بودن" خود افتخار می کندزن، موجودی فوق بهشتی و خورشیدی جذاب، گرم و نورانی است که خداوند او را معلم عاطفه، عشق، شور، نشاط، زندگی است و ماموریت آسمانی کردن انسان به او سپرده شده است. دختری که این کرامت و شأن و مقام والا و رسالت الهی خود را می فهمد، هرگز از زن بودن خود متنفر و بیزار نیست و از اسباب عیاشی شدن برای نامحرمان و نیز گفتار و رفتار مردانه پرهیز می کند. او استعدادهای زیبا، صدا و صورت زیبا و جذابش را بیهوده هدر نمی دهد و این همه توانایی را به هرز(در راه هرزگی) تلف نمی کند. او خود را "زنده به گور" نمی کند. دختر زنده به گور کسی است از خود بیگانه که احساس حقارت می کند و پسر بودن را بهتر و قرین موفقیت می پندارد. به همین دلیل می کوشد مثل پسرها حرف بزند، بپوشد، بی قید وبند باشد، رفتاری تصنعی و هیجانی و سبک داشته باشد و هیچ حرمت و ارزشی برای خود قائل نشود. دختری که عاقلانه به زندگی نگاه می کند و به "هنر زن بودن" رسیده است، متوجه است که کار اصلی او این نیست که خود به کاری در اجتماع روی آورد و "نان آور”" خانواده گردد، زیرا او به فرموده امام على علیه السلام چون گُلى است (ظریف و آسیب پذیر) نه قهرمان و كار فرما
7- "حضور" در جامعه را به "ظهور" در جامعه ترجیح می دهددر هر فیلمی، مهمترین نقش را کارگردان دارد و در هر تصویری حضور موثر او را می توان دید، اما در هر فیلمی این هنرپیشگان هستند که "ظهور" دارند و اندیشه و نظر کارگردان را با صدا و رفتار و حالات خود ابراز و اظهار می کنند. در مدیریت خانواده و جامعه و در همه ابعاد اقتصادی، اعتقادی، اجتماعی و سیاسی نیز دو نقش اصلی وجود دارد: حضور و ظهور. یک گروه حضوری موثر دارند و یک گروه هم ظهوری واسطه ای. خداوند حکیم به زن موقعیت، صفات و استعدادهایی داده که می تواند در بیشترین ابعاد زندگی خانواده و جامعه و جهان، نقش کارگردان، یعنی حضوری موثر اما نامحسوس را داشته باشد. زن انبیا، اولیاء و عقلا را مجذوب خود می کند و مردان را با سر انگشت هنرمندی خود به مسیر حق و خیر و کمال و یا باطل و شر و فساد می کشاند. اگر دختر از کرامت و قداست خود به عنوان یک زن غافل بماند، گرفتار "بحران هویت" می شود. در این صورت تبرج و ظهور و انگشت نما شدن در کوچه و خیابان برای او "ارزش" می شود، مسحور زبان بازی جوانان هرزه می گردد، اسیر بی بند و بارترین افراد خواهد شد و برده ی جنایتکارترین صاحبان ثروت و قدرت و تزویر می شود. چنین دختری نارضایتی، ابتذال و متلاشی شدن از درون خود را با تداوم خودنمایی و هرزگی پنهان کند. حرف آخر این که زن مسلمان پشتوانه و معمار شخصیت مرد است و مرد، معمار تاریخ.
پی نوشت ها: 1. من لایحضرهالفقیه، ج3، ص482، ح 4693. 2.لسان العرب ج11 ، ص637. 3. نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 405، نامه 31. 4.مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج14 ، ص171 ، ح16411. فاطمه سرفرازی بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان پنجشنبه 03 مهر 1393 :: 13:13 :: نويسنده : nnjj
گرفته شده از وبلاگ علم وفناوری شنبه 08 شهریور 1393 :: 09:46 :: نويسنده : nnjj
دهه ی مبارک و خجسته کرامت و تولد حضرت معصومه (س) و برادر گرامیشان ، اسوه ی بخشش را بر تمامی مسلمین جهان تبریک عرض می نماییم.
شاخسارِ خوش بویِ فاطمه معصومه علیهاالسلام در بیت امامت رویید و در جوار سراسر نور امامان معصومی چون حضرت موسی بن جعفر و علی بن موسی الرضا علیهماالسلام بالید. از رهنمودهای آن رهبران الهی خوشه ها برگرفت و در پرتو آن، جان خویش را از ناپاکی ها دور نگاه داشت. اوج تقوا و طهارتِ روحِ آن بانو چنان بود که او را معصومه نامیدند. این نشان افتخار از سوی حضرت رضا علیه السلام به ایشان عطا شد («من زار المعصومة بقم کمن زارنی». ناسخ التواریخ، ج7، ص337) و بیانگر اوج قداست و طهارتِ نفسِ این بانوی آسمانی است. روز یازدهم ماه ذیقعده سال 148 هجرى در مدینه در خانهى امام موسى بن جعفر علیهالسلام فرزندى چشم به جهان گشود كه بعد از پدر تاریخساز صحنهى ایمان و علم و امامت شد. نام او « على » و کنیه اش «ابوالحسن» و لقبش «رضا» است.
شنبه 04 مرداد 1393 :: 13:27 :: نويسنده : nnjj
عید فطر ضیافتی است برای پایان این میهمانی عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست عید فطر قبولی انفاقهای به قصد قربت است عید فطر پایان نامه دوره ایثار و گذشت است پیشاپیش عید بر همه مبارک
کم کم غروب ماه خدا دیده می شود / صد حیف ازین بساط که برچیده میشود در این بهار رحمت و غفران و مغفرت / خوشبخت آنکسی ست که بخشیده میشود عید شما مبارک
جملات تبریک عید فطر با خوردن اگر حال تو جا می آید / خوش باش که ایام صفا می آید آماده به حمله باش در این شب عید / وقتی که صدای ربنا می آید . . . . کم کم غروب ماه خدا دیده می شود / صد حیف ازین بساط که برچیده میشود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت / خوشبخت آنکسی ست که بخشیده میشود عید شما مبارک . اشعار عید فطر
بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک. التماس دعا . دوبیتی تبریک عید فطر
خداحافظ ای ماه غفران و رحمت / خداحافظ ای ماه عشق و عبادت خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها / خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه / خداحافظ ای بهترین ماه الله .
خدیا ، خروج از ماه مبارک را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار بده. آمین
بگذشت مه روزه و عید آمد و عید آمد / بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد / معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد
شنبه 04 مرداد 1393 :: 13:04 :: نويسنده : nnjj
درباره عید فطر
۱٫ واژه عید، در اصل از فعل عاد (عود) یعود اشتقاق یافته است و معانى مختلفى براى آن ذکر کردهاند، از جمله: «خوى گرفته»، «هر چه باز آید از اندوه و بیمارى و غم و اندیشه و مانند آن»، «روز فراهم آمدن قوم»، «هر روز که در آن، انجمن یا تذکار فضیلتمند یا حادثه بزرگى باشد»، گویند از آن رو به این نام خوانده شده است که هر سال شادى نوینى باز آرد. (۲) ابن منظور در لسان العرب گفته است که برخى بر آن هستند که اصل واژه عید از «عادة» است، زیرا آنان (قوم)، به جمع آمدن در آن روز، عادت کردهاند. (۳) چنانکه گفته شده است: «القلب یعتاده من حبها عید.» و نیز یزید بن حکم ثقفى در ستایش سلیمان بن عبد الملک گفته است: امسى باسماء هذا القلب معمودا اذا اقول صحا یعتاده عیدا (۴) به گفته ازهرى: عید در نزد عرب، زمانى است که در آن شادیها یا اندوهها، باز مىگردد و تکرار مىشود. ابن اعرابى آن را منحصر به شادیها دانسته است. (۵) واژه عید تنها یکبار در قرآن به کار رفته است: «اللهم ربنا انزل علینا مائدة من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و آخرنا و آیة منک» (۶) در تفسیر نمونه ذیل این آیه گفته شده است: «عید در لغت از ماده عود به معنى بازگشت است، و لذا به روزهایى که مشکلات قوم و جمعیتى برطرف مىشود و بازگشتبه پیروزیها و راحتیهاى نخستین مىکند عید گفته مىشود، و در اعیاد اسلامى به مناسبت اینکه در پرتو اطاعتیک ماه مبارک رمضان و یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکى فطرى نخستین به روح و جان باز مىگردد، و آلودگیهایى که بر خلاف فطرت است، از میان مىرود، عید گفته شده است. و از آنجا که روز نزول مائده نیز، روز بازگشتبه پیروزى و پاکى و ایمان به خدا بوده است، حضرت مسیح(ع) آن را عید نامیده است. همان طور که در روایات وارد شده، نزول مائده در روز یکشنبه بوده و شاید یکى از علل احترام روز یکشنبه در نظر مسیحیان نیز همین بوده است. روایتى که از على(ع) نقل شده: «و کل یوم لا یعصى الله فیه فهو یوم عید» هر روز که در آن معصیتخدا نشود، روز عید است، نیز اشاره به همین موضوع دارد، زیرا روز ترک گناه، روز پیروزى و پاکى و بازگشتبه فطرت نخستین است. (۷) از«سوید بن غفله» نقل شده است: در روز عید بر امیر المؤمنین على(ع) وارد شدم و دیدم که نزد او نان گندم و خطیفه (۸) و ملبنة (۹) است; پس به آن حضرت عرض کردم: روز عید و خطیفه؟!. آن حضرت فرمود: «انما هذا عید من غفر له» این عید کسى است که آمرزیده شده است. (۱۰) و نیز در یکى از اعیاد، آن حضرت فرمود: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه، و شکر قیامه، و کل یوم لا یعصى الله فیه فهو یوم عید» امروز تنها عید کسى است که خداوند روزهاش را پذیرفته و عبادتش را سپاس گزارده است; هر روزى که خداوند مورد نافرمانى قرار نگیرد، عید راستین است. در روایات اسلامى براى اعیاد – بویژه اعیاد مذهبى، از جمله عید فطر – آداب و رسوم خاصى مقدر شده; در حدیثى از معصوم(ع) آمده است. «زینوا اعیادکم بالتکبیر»عیدهاى خودتان را با تکبیر زینتبخشید. «زینوا العیدین بالتهلیل و التکبیر و التحمید و التقدیس» عید فطر و قربان را با گفتن ذکر لا اله الا الله، الله اکبر، الحمد لله و سبحان الله، زینتبخشید. ۲٫ عید فطر یکى از دو عید بزرگ اسلامى است که درباره آن احادیث و روایات بیشمارى وارد شده است. مسلمانان روزه دار که ماه رمضان را به روزه گذرانده و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از کارهاى مباح دیگر امتناع ورزیدهاند، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مىطلبند; اجر و پاداشى که خود خداوند به آنان وعده داده است. امیر المؤمنین(ع) در یکى از اعیاد فطر خطبهاى خواندهاند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم دادهاند: خطب امیر المؤمنین على بن ابى طالب(ع) یوم الفطر فقال: «ایها الناس! ان یومکم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و هو یوم اشبه بیوم قیامکم، فاذکروا بخروجکم من منازلکم الى مصلاکم خروجکم من الاجداث الى ربکم و اذکروا بوقوفکم فی مصلاکم وقوفکم بین یدى ربکم، و اذکروا برجوعکم الى منازلکم رجوعکم الى منازلکم فی الجنة. عباد الله! ان ادنى ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملک فی آخر یوم من شهر رمضان ابشروا عباد الله فقد غفر لکم ما سلف من ذنوبکم فانظروا کیف تکونون فیما تستانفون.» (۱۱) اى مردم! این روز شما روزى است که نیکوکاران در آن پاداش مىگیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مایوس و ناامید مىگردند و این شباهتى زیاد به روز قیامت دارد. پس با خروج از منازل و رهسپارى به سوى جایگاه نماز عید، خروجتان را از قبر و رفتنتان را به سوى پروردگار به یاد آورید، و با ایستادن در جایگاه نماز، ایستادن در برابر پروردگارتان را یاد کنید، و با بازگشتبه سوى منازل خود، بازگشتتان به سوى منازلتان در بهشتبرین را متذکر شوید. اى بندگان خدا. کمترین چیزى که به زنان و مردان روزهدار داده مىشود، این است که فرشتهاى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا مىدهد و مىگوید: هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا که گناهان گذشتهاتان آمرزیده شد! پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه بقیه ایام را بگذرانید؟ عارف وارسته، «میرزا جواد آقا ملکى تبریزى» درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزى است که خداوند آن را از میان دیگر روزها برگزیده است و مخصوص هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته است. خداوند به آنان اجازه داده است تا در این روز نزد حضرتش گرد آیند و بر خوان کرم او بنشینند و ادب بندگى به جاى آرند; چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند; نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند. و نیز آنان را وعده و مژده داده است که هر نیازى به او آرند، برآورد و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشد، از مهربانى و بندهنوازى، بخشایش و کارسازى در حق آنان روا دارد که گمان نیز نمىبرند.» (۱۲) روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خواندهاند که در این روز، امر امساک و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شد و رخصت داده شد که مؤمنان در روز افطار کنند و روزه خود را بشکنند. فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن است و گفته شده است که به معناى آغاز خوردن و آشامیدن نیز هست. به همین دلیل است که پس از اتمام روز و هنگام مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، انسان افطار مىکند، یعنى اجازه خوردن، پس از امساک از خوردن به او داده مىشود. عید فطر داراى اعمال و عباداتى است که در روایات معصومین(ع) به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصى نیز درباره آن آمده است. از سخنان معصومین(ع) چنین استفاده مىشود که روز عید فطر، روز گرفتن مزد است، و لذا در این روز مستحب است که انسان بسیار دعا کند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد. در قنوت نماز عید مىخوانیم: «… اسئلک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذخرا و شرفا و کرامة و مزیدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فی کل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من کل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتک علیه و علیهم اللهم انى اسالک خیر ما سئلک عبادک الصالحون و اعوذ بک مما استعاذ منه عبادک المخلصون». بارالها! به حق این روز که آن را براى مسلمانان عید و براى محمد(ص) ذخیره و شرافت و کرامت و فضیلت قرار داد، از تو مىخواهم که بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد کنى که محمد و آل محمد را در آن وارد کردى! و از هر سوء و بدى که محمد و آل محمد را از آن خارج ساختى خارج کن! درود و صلوات تو بر او و آنها! خداوندا، از تو مىطلبم آنچه بندگان شایستهات از تو خواستند و به تو پناه مىبرم از آنچه بندگان خالصتبه تو پناه بردند. در صحیفه سجادیه نیز دعایى از امام سجاد(ع) به مناسب وداع ماه مبارک رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است: «اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارک لنا فی یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مر علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفر لنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن… اللهم انا نتوب الیک فی یوم فطرنا الذی جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتک مجمعا و محتشدا، من کل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شر اضمرناه توبة من لا ینطوى على رجوع الى ذنب و لا یعود بعدها فی خطیئة.» پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران کن و روز فطر را بر ما عیدى مبارک و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده که بر ما گذشته است: که در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشویى و بر ما ببخشایى گناهانى را که در پنهان و آشکارا انجام دادیم… خداوندا! در این روز عید فطر، که براى مؤمنان روز عید و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمایى است، از هر گناهى که مرتکب شدهایم و هر کار بدى که کردهایم و هر نیت ناشایستهاى که در ضمیرمان نقش بسته استبه سوى تو باز مىگردیم و توبه مىکنیم، توبهاى که در آن بازگشتبه گناه هرگز نباشد و بازگشتى که در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد. بارالها!این عید را بر تمام مؤمنان مبارک گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشتبه سوى خود و توبه از گناهان عطا فرما. (۱۳) ویژگی های عید فطر از زبان مولا امیر المؤمنین(ع) در خطبه عید فطر مىفرماید: «الا و ان المضمار الیوم و السباق غدا الا و ان السبقة الجنة و الغایة النار». (۱۴) دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزاى بازندگان است. در روایتى از فرزند گرامیش چنین آمده است: «مر الحسن (ع) فى یوم فطر بقوم یلعبون و یضحکون فوقف على رؤوسهم، فقال: ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه، فیستبقون فیه بطاعته الى مرضاته، فسبق قوم ففازوا، و قصر آخرون فخابوا، فالعجب کل العجب من ضاحک لاعب فی الیوم الذی یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و ایم الله لو کشف الغطاء لعلموا ان المحسن مشغول باحسانه و المسىء مشغول باسائته. ثم مضى». (۱۵) در این حدیث، امام حسن (ع) انجام اعمال عبادى در ماه مبارک رمضان را، تشبیه به مسابقه بین افراد نموده اند و عید فطر را زمان اخذ جوایز برندگان آن مىدانند. لذا حضرت على (ع) در ویژگىهاى عید فطر مىفرمایند: ۱- روزى که نیکوکاران ثواب مىبرند. «هذا یوم یثاب فیه المحسنون». ۲- روزى که گنهکاران زیان مىبینند. «و خسر فیه المبطلون» ۳- شبیهترین روز به روز قیامت است. «اشبه بیوم قیامکم». چون در قیامت عده اى که زیان کارند، تاسف مىخورند و غضبناک مىگردند و عدهاى که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى مىشوند. ۴- روز عبرت گرفتن. «فاذکروا بخروجکم» وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عید خارج مىشوید، به یاد آورید زمانى را که از منزل بدن خود خارج خواهید شد و سوى خداى خود خواهید رفت. «من الاجداث الى ربکم» وقتى در جایگاه نماز خود مىایستید به یاد آورید زمانى را که در محضر عدل الهى مىایستید و از شما حسابرسى مىکنند. «و اذکروا وقوفکم بین یدى ربکم» وقتى از نماز به منازلتان بر مىگردید به یاد آورید زمانى را که به منازل خود در بهشتخواهید رفت. «و اذکروا منازلکم فى الجنة» ۵- روز بشارت غفران و بخشش الهى. پی نوشتها:۱) این مقاله پیش از این در جلد دوم رهتوشه رمضان سال ۱۳۷۶ صفحه ۲۴۵ به بعد درج گردیده است. ۲) دهخدا، ذیل عید، تاج العروس زبیدى، ج ۸، ص ۴۳۸-۴۳۹٫ ۳) لسان العرب، ابن منظور، ج ۳، ص ۳۱۹٫ ۴) همان، تاج العروس زبیدى، ج ۸، ص ۴۳۸٫ ۵) لسان العرب، همان، تاج العروس زبیدى، ج ۸، ص ۴۳۹٫ ۶) مائده، ۱۱۴٫ ۷) تفسیر نمونه، ۵/۱۳۱٫ ۸ خوراکى از آرد و شیر. ۹) غذایى یا حلوایى که با شیر تهیه مىشود. ۱۰) بحار الانوار، ج ۴۰، خ ۷۳. ۱۱) میزان الحکمه، محمدى رى شهرى، ج ۷، ص ۱۳۱-۱۳۲٫ ۱۲) المراقبات فی اعمال السنه، میرزا جواد آقا ملکى تبریزى، ص ۱۶۷، به نقل از مجله پاسدار اسلام، ش ۱۰۱، ص ۱۰٫ ۱۳) ر. ک: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره ۱۰۱، ص ۱۰-۱۱-۵۰٫ ۱۴) من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۵۱۶٫ ۱۵) تحف العقول، ص ۱۷۰٫ منبع:aviny.com
درباره وبلاگ به وبلاگ خوش آمدید از حسن انتخاب شما کمال تشکر راداریم لطفا نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید. با تشکر آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||||||
|
|
|||||||