علمی وآموزشی و مذهبی وگردشگری و جهانگردی
آموزشی ومذهبی و جهانگردی و علمی
 
 
یکشنبه 15 مرداد 1396 :: 19:59 ::  نويسنده : nnjj

zelghadeh moon actions1 اعمال ماه ذی القعده

آسمونی : ماه ذی القعده یکی از ماه‌های حرام است که خداوند متعال در قرآن از آنها یاد کرده است. ماه‌های حرام عبارتند از ذی القعده، ذی الحجه، محرم و رجب.

از خصوصیات ماه‌های حرام این است که ثواب عمل خیر مضاعف و عقاب عمل حرام نیز دو چندان می‌گردد وجه تسمیه این ماه‌ها به حرام بودن، این است که در این ماه هرگونه خونریزی و کشتاری متوقف می‌گردد. این حرمت را اعراب جاهلیت نیز برای این ماه‌ها قائل بودند و در این ماه‌ها از هر گونه جنگ و ستیزی خودداری می‌کردند اسلام این آئین را امضاء کرد و مهر تاییدی بر آن زد.

شیخ عباس قمی رحمه الله تعالی علیه در مفاتیح الجنان قسمت اعمال ماه ذی القعده می فرماید: بدان که روایت شده که هر که در یکی از ماه‌های حرام سه روز متوالی که پنج شنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بدارد ثواب نهصد سال عبادت برای او نوشته می شود و هم چنین در بخش اعمال ذی القعده مضاعف شدن ثواب و عقاب اعمال در ماه‌های حرام را که به آن اشاره شد ذکر می نماید. 

نماز یکشنبه ذی القعده

در ماه ذی القعده عملی وارد شده که فضیلت بسیار دارد که بدین شرح است: در یکی از روزهای یکشنبه این ماه غسل کند و وضو بگیرد و چهار رکعت نماز بگذارد (دو نماز دو رکعتی) و در هر رکعت حمد یک مرتبه و اخلاص سه مرتبه و معوذتین (فلق و ناس) را یک مرتبه بخواند پس از نماز هفتاد مرتبه استغفار کند و استغفار را به ذکر شریف «لاحول و لاقوّه الّا بالله العلی العظیم» ختم نماید سپس بگوید «یا عزیز یا غفّار اغفرلی ذنوبی و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فانّه لایغفر الذّنوب الّا انت»

برای این نماز ثواب زیادی ذکر شده از جمله اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: هر که این نماز را بجا آورد: توبه اش مقبول، گناهانش آمرزیده شود، دشمنان او در روز قیامت از او راضی شوند، با ایمان بمیرد، دین و ایمانش از وی گرفته نشود؛ قبرش گشاده و نورانی گردد؛ والدینش از او راضی گردند؛ مغفرت شامل حال والدین او و ذریّه او گردد؛ توسعه رزق پیدا کند؛ ملک الموت با او در وقت مردن مدارا کند؛ به آسانی جان دهد و .. 

میلاد امام رضا علیه السلام

روز یازدهم این ماه (ذی القعده) میلاد با سعادت امام هشتم علی بن موسی الرضا علیه السلام است. 

شب نیمه ماه ذی القعده

شب مبارکی است و خداوند متعال نظر رحمت می فرماید بر بندگان خود و روایت نبوی در این زمینه داریم که مضمون آن چنین است: کسی که در این شب نیمه ماه ذی القعده به طاعت حق تعالی مشغول باشد برای او باشد اجر صد نفر روزه داری که ملازم شب باشد در این شب عظیم هر که حاجتی از خداوند متعال طلب کند به او اعطا خواهد شد ان شاء الله. 

دحو الارض

روز بسیت و پنجم یکى از آن چهار روز است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است و در روایتى روزه‏اش مثل روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر کفّاره هفتاد سالست و هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبات بسر آورد از براى او عبادت صد سال نوشته شود و از براى روزه‏دار این روز هر چه در میان آسمان و زمین است استغفار کند و این روزى است که رحمت خدا در آن منتشر گردیده و از براى عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیاریست و از براى این روز به غیر از روزه و عبادت و ذکر خدا و غسل دُو عمل وارد است: 

1- نمازی ‏که در کتب شیعه قُمیّین روایت شده و آن دو رکعت است در وقت چاشت در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره وَالشَّمْسِ بخواند و بعد از سلام نماز بخواند :

لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلىِّ الْعَظیمِ‏

پس دعا کند و بخواند: یا مُقیلَ العَثَراتِ اَقِلْنى‏ عَثْرَتى‏، یا مُجیبَ‏ الدَّعَواتِ اَجِبْ دَعْوَتى‏، یا سامِعَ الْأَصْواتِ اِسْمَعْ صَوْتى‏،وَارْحَمْنى‏ وَتَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتى‏ وَما عِنْدى‏، یا ذَاالْجَلالِ وَالْأکْرامِ.

2- خواندن این دعا است که شیخ در مصباح فرموده مستحبّ است خواندن آن :

اَللّهُمَ‏ داحِىَ الْکَعْبَهِ، وَفالِقَ الْحَبَّهِ وَصارِفَ اللَّزْبَهِ، وَکاشِفَ کُلِّ کُرْبَهٍ، اَسْئَلُکَ فى‏ هذَا الْیَوْمِ مِنْ اَیَّامِکَ الَّتى‏ اَعْظَمْتَ حَقَّها،

وَاَقْدَمْتَ سَبْقَها،وَجَعَلْتَها عِنْدَ الْمُؤْمِنینَ وَدیعَهً، وَاِلَیْکَ ذَریعَهً، وَبِرَحْمَتِکَ الْوَسیعَهِ،

اَنْ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِى الْمیثاقِ الْقَریبِ یَوْمَ‏ التَّلاقِ، فاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ، وَداعٍ اِلى‏ کُلِّ حَقٍ‏ّ،

وَعَلى‏ اَهْلِ بَیْتِهِ الْاَطْهارِ الْهُداهِ الْمَنارِ، دَعائِمِ الْجَبَّارِ، وَوُلاهِ الْجَنَّهِ وَالنَّارِ، وَاَعْطِنا فى‏ یَوْمِنا هذا مِنْ عَطآئِکَ الَْمخْزُونِ غَیْرَ مَقْطوُعٍ وَلا مَمْنوُعٍ،

تَجْمَعُ لَنا بِهِ‏ التَّوْبَهَ وَحُسْنَ الْأَوْبَهِ، یا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَاَکْرَمَ مَرْجُوٍّ، یا کَفِىُّ یا وَفِىُّ، یا مَنْ لُطْفُهُ خَفِىٌّ، اُلْطُفْ لى‏ بِلُطْفِکَ، وَاَسْعِدْنى‏ بِعَفْوِکَ،

وَاَیِّدْنى‏ بِنَصْرِکَ، وَلا تُنْسِنى‏ کَریمَ ذِکْرِکَ بِوُلاهِ اَمْرِکَ، وَحَفَظَهِ سِرِّکَ، وَاحْفَظْنى‏ مِنْ‏ و شَوایِبِ الدَّهْرِ اِلى‏ یَوْمِ الْحَشْرِ وَالنَّشْرِ،

وَاَشْهِدْنى‏ اَوْلِیآئَکَ خُرُوجِ نَفْسى‏، وَحُلوُلِ رَمْسى‏، وَانْقِطاعِ عَمَلى‏، وَانْقِضآءِ اَجَلى‏، اَللّهُمَّ وَاذْکُرْنى‏ عَلى‏ طوُلِ الْبِلى‏،

اِذا حَلَلْتُ بَیْنَ اَطْباقِ الثَّرى‏،وَنَسِیَنِى النَّاسوُنَ مِنَ الْوَرى‏، وَاَحْلِلْنى‏ دارَ الْمُقامَهِ، وَبَوِّئْنى‏ مَنْزِلَ‏ الْکَرامَهِ، وَاجْعَلْنى‏ مِنْ مُرافِقى‏ اَوْلِیآئِکَ،

وَاَهْلِ اجْتِبآئِکَ وَاصْطِفآئِکَ، وَبارِکْ لى‏ فى‏ لِقآئِکَ، وَارْزُقْنى‏ حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلوُلِ الْأَجَلِ، بَریئاً مِنَ الزَّلَلِ وَسوُءِ الْخَطَلِ،

اَللّهُمَّ وَاَوْرِدْنى‏ حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ، وَاسْقِنى‏ مِنْهُ مَشْرَباً رَوِیّاً سآئِغاً هَنیئاً، لا اَظْمَأُ بَعْدَهُ وَلا اُحَلَّأُ وِرْدَهُ، وَلا عَنْهُ اُذادُ،

وَاجْعَلْهُ لى‏ خَیْرَ زادٍ، وَاَوْفى‏ میعادٍ یَوْمَ یَقوُمُ الْأَشْهادُ، اَللّهُمَّ وَالْعَنْ جَبابِرَهَ الْأَوَّلینَ وَالْآخِرینَ، وَبِحُقوُقِ اَوْلِیآئِکَ الْمُسْتَاْثِرینَ،

اَللّهُمَّ وَاقْصِمْ دَعآئِمَهُمْ، وَاَهْلِکْ‏ واَشْیاعَهُمْ وَعامِلَهُمْ، وَعَجِّلْ مَهالِکَهُمْ، وَاسْلُبْهُمْ مَمالِکَهُمْ، وَضَیِّقْ‏ عَلَیْهِمْ مَسالِکَهُمْ،

وَالْعَنْ مُساهِمَهُمْ وَمُشارِکَهُمْ، اَللّهُمَّ وَعَجِّلْ فَرَجَ‏ اَوْلِیآئِکَ، وَارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظالِمَهُمْ، وَاَظْهِرْ بِالْحَقِّ قآئِمَهُمْ، وَاجْعَلْهُ‏ لِدینِکَ مُنْتَصِراً،

وَبِاَمْرِکَ فى‏ اَعْدآئِکَ مُؤْتَمِراً، اَللّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَهِ النَّصْرِ، وَبِما اَلْقَیْتَ اِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فى‏ لَیْلَهِ الْقَدْرِ مُنْتَقِماً لَکَ حَتّى‏ تَرْضى‏،

وَیَعوُدَ دینُکَ بِهِ وَعَلى‏ یَدَیْهِ جَدیداً غَضّاً، وَیَمْحَضَ الْحَقَ‏ مَحْضاً، وَیَرْفُِضَ الْباطِلَ رَفْضاً، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَعَلى‏ جَمیعِ آبائِهِ،

وَاجْعَلْنا مِنْ صَحْبِهِ وَاُسْرَتِهِ، وَابْعَثْنا فى‏ کَرَّتِهِ، حَتّى‏ نَکوُنَ فى‏ زَمانِهِ‏ مِنْ اَعْوانِهِ، اَللّهُمَّ اَدْرِکْ بِنا قِیامَهُ، وَاَشْهِدْنا اَیَّامَهُ،

وَصَلِّ عَلَیْهِ، [على‏ مُحَمَّد] وَارْدُدْ اِلَیْنا سَلامَهُ، وَالسَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ‏] وَرَحْمَهُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ.

و بدانکه میرداماد رحمه الله در رساله اربعه ایّام خود در بیان اعمال روز دَحْوُالارض فرموده که زیارت حضرت امام رضاعلیه السلام در این روز افضل اعمال مستحبّه وآکَدِ آداب مَسْنُونه است و همچنین زیارت آن حضرت در روز اوّل ماه رجب الفرد نیز به غایت مؤکّد و مَحْثُوثٌ عَلَیْهِ است.

شهادت امام جواد علیه السلام

روز آخر این ماه روز سوگ و ماتم اهل بیت علیهم السلام می باشد از آنجا که جواد الائمه علیه السلام در این روز به زهر معتصم عباسی علیه اللعنه به شهادت رسیدند، امام محمد تقی علیه السلام معروف به جواد الائمه علیه السلام در کاظمین کنار جد بزرگوارشان باب الحوائج موسی بن جعفر علیهما السلام به خاک سپرده شدند و مرقد مطهرشان زیارتگاه عاشقان و محبان است خداوند ما را از پیروان واقعی اهل بیت علیهم السلام قرار دهد.



جمعه 05 خرداد 1396 :: 08:54 ::  نويسنده : nnjj

  AWT IMAGE

  

  حلول ماه رمضان ماه رحمت و غفران الهی مبارک باد

  ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است ، واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است . می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان » از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد . فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است . بهترین فرصت برای به دست آوردن کمال و معنویت ؛ ماهی که می توان در آن به تقرب رسید و حقایق را آنگونه که هست نظاره کرد.در این ماه شریف ؛ روحانیت خاصی بر جسم و روح انسان حاکم است و آدم خاکی به واسطه تاثیر این حالات احساسی آسمانی دارد . رمضان ؛ ماه رحمت و غفران الهی است که دریای بیکران لطف و عنایت حضرت دوست در آن جوشش و تلاطم دیگری دارد .

  رمضان فرصتی استثنایی است که لحظه لحظه آن را باید قدر دانست .برای بهره مند شدن از فیوضات ماه میهمانی خدا باید یک برنامه عبادی روزانه برای خود ترسیم نماییم.در روایات اهل البیت علیهم السلام این برنامه روزانه عبادی برای ما ترسیم شده است .

  ماه مبارک رمضان را باید گرامی داشت و قدر فرصت ایجاد شده برای ارتباط هر چه بیشتر با رب العالمین را دانست.اگر به فکر نباشیم این اوقات شریف را از کف خواهیم داد.برای استفاده هر چه بیشتر از الطاف ویژه الهی در این ماه شایسته است که از روز اول این ماه شریف یک برنامه دقیق و حساب شده برای خود بریزیم .

    پیامبر اعظم و فرزندان پاک و مطهرش دستورات و سفارش هایی برای بهره وری هر چه بیشتر از این ماه دارند که می توان آن را در چهار بخش بیان نمود :

  1 ـ دعا :

  سید بن طاووس از امام صادق و امام کاظم علیهم السلام روایت کرده است که فرمود: از اول ماه تا آخر ماه مبارک، بعد از هر فریضه این دعا را بخوان :

  اَللّهُمَّ ارْزُقْنی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرامِ فی عامی هذا وَ فی کُلِّ عامٍ ...

  و همچنین بعد از هر فریضه این دعا را بخوان :

  یا عَلِیُّ یا عَظیمُ یا غَفُورُ یا رَحیمُ ...

  شیخ کفعمی در مصباح و بلد الامین از حضرت رسول صلی الله علیه وآله نقل کرده اند که آن حضرت فرمود: هر کس این دعا را در ماه رمضان بعد از هر نماز واجب بخواند، خداوند متعال گناهان او را می آمرزد :

  اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ، ....

  همچنین مرحوم شیخ کلینی در کتاب کافی از ابوبصیر روایت کرده که امام صادق علیه السلام در ماه رمضان این دعا(اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ) را می خواندند .

    2 ـ تلاوت قرآن کریم

  بهترین اعمال در شبها و روزهای ماه مبارک رمضان تلاوت قرآن است زیرا قرآن در ماه مبارک رمضان نازل شده است، در حدیث آمده هر چیزی را بهاری است و بهار قرآن ماه رمضان است و در ماههای دیگر هر ماهی یک بار ختم قرآن سنت است و اقل آن هر شش روز است ولی در رمضان، هر سه روز یک ختم قرآن سنت است و اگر بتواند روزی یک قرآن ختم کند، خوب است .

    3 ـ ذکر و استغفار

  دعا و ذکر صلوات و استغفار از گناهان، در این ماه بسیار تأکید شده. و نیز گفتن کلمه لا اِلهَ إِلّا اللّه .

  در روایتی می خوانیم: وقتی ماه مبارک رمضان داخل می شد امام زین العابدین علیه السلام جز به دعا و تسبیح و استغفار و تکبیر، سخن نمی گفت .

    4 ـ نماز

  1) مستحب است در هر شب از ماه رمضان دو رکعت نماز خوانده شود به این نحو که در هر رکعت بعد از حمد سوره توحید را سه مرتبه بخواند و پس از سلام نماز بگوید :

  سُبْحانَ مَنْ هُوَ حَفیظٌ لا یَغْفُلُ، سُبْحانَ مَنْ هُوَ رَحیمٌ لا یَعْجَلُ، سُبْحانَ مَنْ هُوَ قائِمٌ لا یَسْهُو، سُبْحانَ مَنْ هُوَ دائِمٌ لا یَلْهُو. سپس هفت مرتبه تسبیحات اربعه و بعد بگوید: سُبْحانَکَ سُبْحانَکَ سُبْحانَکَ، یا عَظیمُ اِغْفِرْ لِیَ الذَّنْبَ الْعَظیمَ . در پایان نیز ده مرتبه صلوات بفرستد بر پیغمبر و آل او .

  روایت شده کسی که این دو رکعت نماز را بجا آورد خداوند متعال گناهان زیادی را از او بیامرزد .

    2) در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که هر کس در هر شب از ماه رمضان، سوره فتح را در نماز مستحب بخواند، در آن سال از بلاها محفوظ می ماند .

    3) بجا آوردن هزار رکعت نماز در طول شبهای ماه رمضان .

    درباره کیفیت بجا آوردن آن روایات مختلف است ولی آنچه در روایت «علی بن مهران » از امام جواد علیه السلام نقل شده و گروه کثیری از بزرگان آن را پذیرفته اند چنین است :

  در دهه اول و دوم ماه مبارک رمضان، در هر شبی بیست رکعت نماز خوانده شود (هر دو رکعت به یک سلام) به این نحو که هر شب، هشت رکعتِ آن بعد از نماز مغرب و دوازده رکعت آن، بعد از نماز عشا و در دهه آخر، در هر شبی سی رکعت خوانده شود، هشت رکعت بعد از مغرب و بیست و دو رکعت، بعد از نماز عشا، که در مجموع هفتصد رکعت می شود و باقیمانده آن که سیصد رکعت است در شبهای قدر خوانده شود، یعنی در شب نوزدهم صد رکعت ( به اضافه بیست رکعتی که قبلاً می خواند) و در شب بیست و یکم صد رکعت (به اضافه سی رکعت) و در شب بیست و دوم نیز صد رکعت (به علاوه سی رکعت) که مجموعاً هزار رکعت می شود .

    4) به هنگام افطار، صدقه دهد و روزه داران را افطار دهد هر چند در صورت عدم توانایی، به تعدادی خرما یا جرعه ای آب باشد، افطار دادن از مستحبات بسیار مۆکد است که سزاوار است مۆمنان آن را فراموش نکنند .

    از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که هر کس در ماه رمضان، مۆمن روزه داری را افطار دهد، پاداش آزاد کردن بنده مۆمنی را دارد و سبب آمرزش گناهان او می شود .

  وقتی که اصحاب پرسیدند، توانِ چنین کاری نداریم، فرمود: آن کس که توان ندارد، مقداری شیر یا قدری آب و یا تعدادی خرما هم بدهد، خداوند به او چنین پاداشی را عطا می کند .



 

 

 

 

سوره كوثر كه در شأن و منزلت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

نازل شده، داراى ویژگى ژرف و شگرفى است،

به گونه‏اى كه تمام کلمات کلیدی آن:یعنی

« أعطینا»،«كوثر»، «فصلّ»، «انحر»،

 

«شانى‏ء» و «أبتر»، فقط یك بار

در كل قرآن به كار رفته‏اند...

 


 

1. سوره كوثر كه در شأن و منزلت حضرت زهرا(سلام الله علیها) نازل شده، داراى ویژگى ژرف و شگرفى است، به گونه‏اى كه تمام كلمات كلیدى آن؛ یعنى «أعطینا»، «كوثر»، «فصلّ»، «انحر»، «شانى‏ء» و «أبتر»، فقط یك بار در كل قرآن به كار رفته‏اند.

2. در زبان عربى هنگامى كه گفته می شود: «قامَ لَها»، یعنى این مرد به احترام آن زن از جاى خود برخاست؛ ولى هنگامى كه گفته می شود: «قامَ اِلَیها»، یعنى این مرد به احترام آن زن از جاى خود برخاست و به جهت احترام ویژه‏اى كه براى آن زن قائل بود، چند قدمى نیز به طرف او حركت كرد. در بحار الانوار گفته شده است كه هرگاه حضرت زهرا(سلام الله علیها) نزد پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) می آمدند «قامَ اِلَیها»، (1) یعنى پیامبر(صلی الله علیه و آله) نه فقط به احترام حضرت زهرا(سلام الله علیها) از جاى خود برمی خاستند؛ بلكه به جهت احترام ویژه‏اى كه براى حضرت زهرا(سلام الله علیها) قایل بودند، چند قدمى نیز به طرف او حركت می كردند و سپس حضرت زهرا(سلام الله علیها) را در جاى خود می نشاندند.

3. گاهى حضرت امیرمۆمنان على(علیه السلام) براى تبیین سخنان خود به دیگران، به گفتار و رفتار حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) استناد و استشهاد می كردند. شاید این كار حضرت بدین سبب بوده است كه به مخاطبان خود بگویند: دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) كه در دامان وحى پرورش یافته‏اند نیز این سخن را گفته و این كار را كرده‏اند.

4. هرگاه امام باقر(علیه السلام) دچار تب می شدند، از پارچه‏اى كه با آب سرد مرطوب شده بود استفاده می كردند و براى شفاى خویش به مادرشان حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) توسل می جستند و با صداى بلند می گفتند: «یا فاطمة بنت محمّد!».

5. امام صادق(علیه السلام) به شخصى كه نام دخترش را فاطمه گذاشته بود، فرمودند: حالا كه نام او را فاطمه گذاشته‏اى، مبادا كه دشنامش دهى یا نفرینش كنى و یا كتكش بزنى!.

یكى از القاب حضرت زهرا(سلام الله علیها) حانیه (با حرف حاء) است، نه هانیه (با حرف هاء). شایان توجه است كه حانیه به معناى زن دلسوز و مهربان (نسبت به همسر و فرزندان) و اما هانیه به معناى زن خدمتكار است. از این رو، هنگام نامگذارى دختران و گرفتن شناسنامه براى آنان، به تلفظ و املاى درست این كلمه توجه داشته باشیم

 

البته این سخن بدین معنى نیست كه كارهاى ناپسند مذكور را نسبت به دختران دیگر روا بدانیم؛ بلكه نشان دهندهء احترام ویژه براى دخترانى است كه نامشان همسانِ نام حضرت فاطمه(سلام الله علیها) است.

 

6. هنگامى كه امام جواد(علیه السلام) همسرى براى خویش برگُزیدند، مَهر حضرت زهرا(سلام الله علیها) را مَهر همسرشان قرار دادند. شایان توجه است كه مَهر حضرت زهرا(سلام الله علیها) پانصد درهم نقره و حدوداً معادل یك كیلو و دویست و پنجاه گرم نقره است.

7. پس از رحلت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) نخستین شهید از خاندان رسالت، حضرت محسن(علیه السلام)، فرزند حضرت زهرا(سلام الله علیها) بود كه هنگام هجوم به خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) و بر اثر فشار در از سوى ظالمان و در شش ماهگى سِقط شد. شهید كردن حضرت محسن(علیه السلام) در حقیقت باعث به شهادت رسیدن 31 سادات جهان؛ یعنى سادات محسنى شد. توجه دادنى است كه انتخاب نام محسن از سوى شخص رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و پیش از تولد حضرت محسن(علیه السلام) صورت پذیرفته است.

کوثر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

8. از فرزند محدّث قمى(ره) پرسیدند: چه چیز باعث شد كه مردم این همه از كتاب پدرتان «مفاتیحُ الجِنان» استقبال كنند و آن را در خانه خود داشته باشند؟ وى در پاسخ گفت: یكى اخلاص پدرم و دیگر اینكه ایشان ثواب همه این كتاب را به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) هدیه كرده بود.

9. عالِم ربّانى و عارف صمدانى، مرحوم آیت اللّه‏ ملاعلى معصومى همدانى، فرموده بودند كه براى برآورده شدن حاجات و توسل به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، 530 بار بگویید: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى فاطِمَةَ و أَبیها و بَعلِها و بَنیها بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُكَ؛ خدایا! به تعداد آنچه دانش تو بر آن احاطه دارد، بر فاطمه و پدر و همسر و فرزندانش درود فرست.» یا 530 بار بگویید: «إِلهى بِحَقِّ فاطِمَةَ و أَبیها وبَعلِها وبَنیها والسِّرِّ الْمُسْتَودَعِ فیها؛ خداى من! به حق فاطمه و پدر و همسر و فرزندانش و آن راز به ودیعه نهاده شده در وجود او، [حاجاتم را برآورده كن].» شایان توجه است نام مبارك فاطمه كه حرف پایانى آن تاء گِرد عربى است، طبق حساب حروف اَبجَد با عدد 530 برابر است. همچنین طبق همین حساب، نام «زهراء» با عدد 214 و «یا زهراء» با عدد 225 برابر است.

10. شمارى از حدیث پژوهان عقیده دارند اینكه گفته می شود: عبارتِ «لَولاكَ لَما خَلَقتُ الأَفلاكَ و لَولا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُكَ ولَولا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما؛ اگر تو نبودى، هستى را نمی آفریدم و اگر على(علیه السلام) نبود، تو را نمی آفریدم و اگر فاطمه(سلام الله علیها) نبود، تو و على(علیه السلام) را نمی آفریدم»، حدیث قدسى و از سوى خداوند بزرگ و خطاب به پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) بوده، در كتابهاى معتبر حدیثى و جوامع مستند روایى دیده نشده است. از این رو، هم معنى و دلالت این حدیث را باید دوباره پژوهید و هم سند و مدرك آن را؛ به ویژه نباید این حدیث را به گونه‏اى معنى و تبیین كنیم كه از آن، برترى مقام و منزلت حضرت امیرمۆمنان على(علیه السلام) نسبت به پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و برترى مقام و منزلت حضرت زهرا(سلام الله علیها) نسبت به آن دو برداشت شود.

از فرزند محدّث قمى(ره) پرسیدند: چه چیز باعث شد كه مردم این همه از كتاب پدرتان «مفاتیحُ الجِنان» استقبال كنند و آن را در خانه خود داشته باشند؟ وى در پاسخ گفت: یكى اخلاص پدرم و دیگر اینكه ایشان ثواب همه این كتاب را به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) هدیه كرده بود

 

11. شنیده و یا خوانده‏ اید هنگامى كه حضرت زهرا(سلام الله علیها) را میان كفن گذاشته و فرزندانشان كنار ایشان بودند، ناگهان حضرت ناله‏اى كردند و دستان خود را از میان كفن بیرون آوردند و امام حسن و امام حسین(علیه السلام) را در آغوش گرفتند و.... گفتنى است مرحوم علامه مجلسى(ره) هنگام نقل این حدیث می فرمایند: این حدیث را در برخى از كتابهایى دیدم كه معتبر نیستند و نمی توان به آنها استناد كرد؛ ولى دوست داشتم كه این حدیث رابیان كنم. (2)

 

از این رو، همهء ما و به ویژه سخنوران و مداحان اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)، در نقل و بیان این گونه احادیث، خصوصاً براى مخاطبانى كه پذیرش فرا عقلى و ماوراى طبیعى‏شان كم‌تر است، دقت و تحقیق بیش‌ترى كنیم و سپس با دلیلهاى معتبر علمى و استنادهاى صحیح حدیثى، به نقل و بیان آن بپردازیم؛ زیرا: «رُبَّ مَشهورٍ لاأَصلَ لَهُ؛ چه بسا چیزهاى مشهورى كه بى‏پایه و ریشه‏اند.»

12. یكى از القاب حضرت زهرا(سلام الله علیها) حانیه (با حرف حاء) است، نه هانیه (با حرف هاء). شایان توجه است كه حانیه به معناى زن دلسوز و مهربان (نسبت به همسر و فرزندان) و اما هانیه به معناى زن خدمتكار است. از این رو، هنگام نامگذارى دختران و گرفتن شناسنامه براى آنان، به تلفظ و املاى درست این كلمه توجه داشته باشیم.

13. میان برخى از مردم، معروف است صدقه دادن به فقیرهایى كه سید و از فرزندان حضرت زهرا(سلام الله علیها) هستند حرام است و بدین جهت نباید به آنها صدقه داد. گفتنى است كه صدقه بر دو نوع است: یكى صدقهء واجب، مانند زكات مال و زكات فطره و دیگرى صدقه مستحب، مانند كمك كردن و پول دادن به فقیران. آنچه از نظر شرعى و فقهى حرام است، فقط دادن زكات مال و زكات فطره از سوى افراد غیرسید به سید است. پس دادن زكات واجب از سوى سید به سید و نیز دادن صدقه مستحب از سوى غیرسید به سید اشكالى ندارد.

 پی نوشت:

1)بحار الانوار، ج 37، ص 71.

2) بحار الانوار، ج 43، ص 174.

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

 

 

 


 

 

منبع: کتاب حضرت زهرا(سلام الله علیها) / معاونت تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه علمیه قم/ چاپ اول-1390 .

 



جمعه 06 اسفند 1395 :: 18:48 ::  نويسنده : nnjj

 آعاز كار با نام پروردگار

ميان همه مردم جهان رسم است كه هر كار مهم و پرارزشى را به نام بزرگى از بزرگان آغاز مى كنند، و نخستين كلنگ هر مؤ سسه ارزنده اى را به نام كسى كه مورد علاقه آنها است بر زمين مى زنند، يعنى آن كار را با آن شخصيت مورد نظر از آغاز ارتباط مى دهند.
ولى آيا بهتر نيست كه براى پاينده بودن يك برنامه و جاويد ماندن يك تشكيلات ، آن را به موجود پايدار و جاويدانى ارتباط دهيم كه فنا در ذات او راه ندارد، چرا كه همه موجودات اين جهان به سوى كهنگى و زوال مى روند، تنها چيزى باقى مى ماند كه با آن ذات لايزال بستگى دارد.
اگر نامى از پيامبران و انبياء باقى است به علت پيوندشان با خدا و عدالت و حقيقت است كه كهنگى در آن راه ندارد، و اگر فى المثل اسمى از (
حاتم ) بر سر زبانها است به خاطر همبستگيش با سخاوت است كه زوال ناپذير است .
از ميان تمام موجودات آنكه ازلى و ابدى است تنها ذات پاك خدا است و به همين دليل بايد همه چيز و هر كار را با نام او آغاز كرد و در سايه او قرار داد و از او استمداد نمود لذا در نخستين آيه قرآن مى گوئيم (بنام خداوند بخشنده بخشايشگر) (بسم الله الرحمن الرحيم ). اين كار نبايد تنها از نظر اسم و صورت باشد، بلكه بايد از نظر واقعيت و معنى با او پيوند داشته باشد چرا كه اين ارتباط آن را در مسير صحيح قرار مى دهد و از هر گونه انحراف باز مى دارد و به همين دليل چنين كارى حتما به پايان مى رسد و پر بركت است .
به همين دليل در حديث معروفى از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مى خوانيم : (كل امر ذى
بال لم يذكر فيه اسم الله فهو ابتر): (هر كار مهمى كه بدون نام خدا شروع شود بيفرجام است ).
امير مؤ منان على (عليه السلام ) پس از نقل اين حديث اضافه مى كند انسان هر كارى را مى خواهد انجام دهد بايد بسم الله بگويد يعنى با نام خدا اين عمل را شروع مى كنم ، و هر عملى كه با نام خدا شروع شود خجسته و مبارك است .
و نيز مى بينيم امام باقر (عليه السلام ) مى فرمايد: سزاوار است هنگامى كه كارى را شروع مى كنيم ، چه بزرگ باشد چه كوچك ، (بسم الله ) بگوئيم تا پر بركت و ميمون باشد).
كوتاه سخن اينكه پايدارى و بقاء عمل بسته به ارتباطى است كه با خدا دارد.
به همين مناسبت خداوند بزرگ در نخستين آيات كه به پيامبر وحى شد دستور مى دهد كه در آغاز شروع تبليغ اسلام اين وظيفه خطير را با نام خداشروع كند: (اقرء باسم ربك ).
و مى بينيم حضرت نوح (عليه السلام ) در آن طوفان سخت و عجيب هنگام سوار شدن بر كشتى و حركت روى امواج كوه پيكر آب كه هر لحظه با خطرات فراوانى روبرو بود براى رسيدن به سر منزل مقصود و پيروزى بر مشكلات به ياران خود دستور مى دهد كه در هنگام حركت و در موقع توقف كشتى (بسم الله ) بگويند (و قال اركبوا فيها بسم الله مجراها و مرسيها) (سوره هود آيه 41).
و آنها اين سفر پر مخاطره را سرانجام با موفقيت و پيروزى پشت سر گذاشتند و با سلامت و بركت از كشتى پياده شدند چنانكه قرآن مى گويد: (قيل يا نوح اهبط بسلام منا و بركات عليك و على امم ممن معك ) (سوره هود آيه 48).
و نيز سليمان در نامه اى كه به ملكه سبا مى نويسد سر آغاز آن را (بسم
الله ) قرار مى دهد (انه من سليمان و انه بسم الله الرحمن الرحيم ...) (سوره نحل آيه 30).
و باز روى همين اصل ، تمام سوره هاى قرآن با بسم الله آغاز مى شود تا هدف اصلى كه همان هدايت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با موفقيت و پيروزى و بدون شكست انجام شود.
تنها سوره توبه است كه (بسم الله ) در آغاز آن نمى بينيم چرا كه سوره توبه با اعلان جنگ به جنايتكاران مكه و پيمانشكنان آغاز شده ، و اعلام جنگ با توصيف خداوند به رحمان و رحيم سازگار نيست .
در اينجا توجه به يك نكته لازم است و آن اينكه ما در همه جا بسم الله مى گوئيم چرا نمى گوئيم (بسم الخالق ) يا (بسم الرازق ) و مانند آن ؟!
نكته اين است كه (الله ) چنانكه به زودى خواهيم گفت ، جامعترين نامهاى خدا است و همه صفات او را يكجا بازگو مى كند، اما نامهاى ديگر اشاره به بخشى از كمالات او است ، مانند خالقيت و رحمت او و مانند آن .
از آنچه گفتيم اين حقيقت نيز روشن شد كه گفتن (بسم الله ) در آغاز هر كار هم به معنى (استعانت جستن ) به نام خدا است ، و هم (شروع كردن به نام او) و اين دو يعنى (استعانت ) و (شروع ) كه مفسران بزرگ ما گاهى آن را از هم تفكيك كرده اند و هر كدام يكى از آن دو را در تقدير گرفته اند به يك ريشه باز مى گردد، خلاصه اين دو لازم و ملزوم يكديگرند يعنى هم با نام او شروع مى كنم و هم از ذات پاكش استمداد مى طلبم .
به هر حال هنگامى كه كارها را با تكيه بر قدرت خداوند آغاز مى كنيم خداوندى كه قدرتش مافوق همه قدرتها است ، سبب مى شود كه از نظر روانى نيرو و توان بيشترى در خود احساس كنيم ، مطمئن تر باشيم ، بيشتر كوشش ‍ كنيم ، از عظمت مشكلات نهراسيم و ماءيوس نشويم ، و ضمنا نيت و عملمان را پاكتر و خالصتر كنيم .
و اين است رمز ديگر پيروزى به هنگام شروع كارها به نام خدا.
گر چه هر قدر در تفسير اين آيه سخن بگوئيم كم گفته ايم چرا كه معروف است على (عليه السلام ) از سر شب تا به صبح براى (ابن عباس ) از تفسير (بسم الله ) سخن مى گفت ، صبح شد در حالى كه از تفسير (با) بسم الله فراتر نرفته بود) ولى با حديثى از همان حضرت اين بحث را همينجا پايان مى دهيم ، و در بحثهاى آينده مسائل ديگرى در اين رابطه خواهيم داشت .
(عبدالله بن يحيى ) كه از دوستان امير مؤ منان على (عليه السلام ) بود به خدمتش آمد و بدون گفتن بسم الله بر تختى كه در آنجا بود نشست ، ناگهان بدنش منحرف شد و بر زمين افتاد و سرش شكست ، على (عليه السلام ) دست بر سر او كشيد و زخم او التيام يافت بعد فرمود: آيا نمى دانى كه پيامبر از سوى خدا براى من حديث كرد كه هر كار بدون نام خدا شروع شود بى سرانجام خواهد بود، گفتم پدر و مادرم به فدايت باد مى دانم و بعد از اين ترك نمى گويم ، فرمود: در اين حال بهره مند و سعادتمند خواهى شد.
امام صادق (عليه السلام ) هنگام نقل اين حديث فرمود: بسيار مى شود كه بعضى از شيعيان ما بسم الله را در آغاز كارشان ترك مى گويند و خداوند آنها را با ناراحتى مواجه مى سازد تا بيدار شوند و ضمنا اين خطا از نامه اعمالشان شسته شود)

منبع: تفسير نمونه

 



جمعه 06 اسفند 1395 :: 18:44 ::  نويسنده : nnjj

  از اميرالمؤ منين معنى ايمان را پرسيدند، فرمود:    

شكيبايى را نيز چهار شعبه است : شوق و ترس و پارسايى و انتظار. پس ، هر كه در او شوق بهشت باشد، بايد كه از شهوات دورى جويد و هر كه از آتش دوزخ ترسد، بايد كه از محرمات اجتناب كند، و هر كه در دنيا پارسايى گزيند، تحمل مصيبتها بر وى آسان شود و هر كه در انتظار مرگ باشد، به كارهاى نيك شتاب كند.
و يقين را چهار شعبه است : بينايى هوشمندانه و دريافت از روى حكمت و پند گرفتن از چيزهاى عبرت آميز و رفتن به روش پيشينيان . هر كه از روى هوشمندى نگرد، حكمت بر وى آشكار شود و هر كه از حكمت بر وى آشكار شود، آموخته است كه چگونه از حوادث عبرت گيرد و هر كه عبرت گرفتن را آموزد، گويى با گذشتگان در گذشته ، زيسته است .
و عدالت را چهار شعبه است : فهمى كه به عمق چيزها رسد و علمى كه حقايق را دريابد و داورى كردنى نيكو و راسخ بودن در بردبارى . آنكه نيكو فهم كند به عمق دانايى رسد و هر كه به عمق دانايى رسد، از آبشخور احكام دين سيراب بيرون آيد و هر كه بردبارى را شعار خود سازد، در كارها تقصير ننمايد و در ميان مردم ، ستوده زيست كند.
جهاد را نيز چهار شعبه است : امر به معروف و نهى از منكر و پيكار در راه دين و دشمنى با فاسقان . پس ، هر كه امر به معروف كند، مؤ منان را پشتيبانى نيكوست و هر كه نهى از منكر نمايد، بينى منافقان را بر خاك ماليده و هر كه در راه خدا پيكار كند، آنچه را بر عهده داشته به جاى آورده و هر كه با فاسقان دشمنى كند و براى خدا خشمگين شود، خدا را در روز جزا خشنود ساخته است .
كفر را چهار پايه است : كنجكاوى بيهوده و خصومت كردن و انحراف از حق و دشمنى ورزيدن . كسى كه در كارها بيهوده كنجكاوى كند، به حق نرسد. هر كه به سبب نادانى به خصومت پردازد، همواره ديده اش از ديدن حق نابينا باشد و هر كه از حق منحرف گردد، نيكى را بدى انگارد و بدى را نيكى پندارد و به باده گمراهى مست شود و هر كه دشمنى ورزد، راههايش ناهموار و پر وحشت گردد و كارش دشوار شود و راه بيرون شدن بر او بسته ماند.
شك را نيز چهار شعبه است : جدال بيهوده و هول و هراس و دودلى و تسليم . هر كه جدال را عادت خود سازد شبش به روز بدل نگردد و هر كه از كارهايى كه در پيش دارد بترسد، واپس ماند و به مقصود نرسد و هر كه به ترديد و دودلى گرفتار آيد، پس سپر سمهاى شياطين شود و هر كه به تباهى دنيا و آخرت تن در دهد، هم در دنيا هلاك شود و هم در آخرت .

منبع نهج البلاغه

مطالب مرتبط:



جمعه 01 بهمن 1395 :: 18:51 ::  نويسنده : nnjj

 فواید روغن نارگیل به علت وجود اسید لائوریک، کاپریک و کاپریلیک موجود در آن می باشد.

اسید لائوریک چطور توسط بدن مصرف می‌شود؟

بدن انسان اسید لائوریک را به مونولائورین تبدیل می‌کند که گفته می‌شود به مقابله با ویروس‌ها و باکتری‌های مسبب بیماری‌هایی مثل تبخال، آنفولانزا، سیتومگالوویروس و حتی HIV کمک می‌کند.

همچنین به از بین بردن باکتری‌های مضر مثل مونوسیتوژن‌های لیستریا و هلیوباکتر پیلوری و تک‌یاخته‌های مضر مثل ژیاردیا لامبلیا کمک می‌کنددرنتیجه این فواید مختلف برای سلامتی، بااینکه هنوز مکانیسم عمل روغن نارگیل شناخته نشده است، اما به طور گسترده در پزشکی سنتی هندی مورد استفاده قرار می‌گرفته است. مرکز تحقیقات نارگیل، گزارشات متعددی از تحقیقات علمی انجام گرفته بر روی روغن نارگیل ارائه داده است.

ترکیبات روغن نارگیل

روغن نارگیل از بیش از نود درصد روغن اشباع تشکیل شده است و همچنین از چند اسید چرب غیراشباع مثل اسیدهای چرب غیراشباع مونو و پلی تشکیل شده است.

اسیدهای چرب اشباع: اکثر آنها تری‌گلیسیریدهای زنجیره متوسط هستند که می‌بایست خوب جذب شوند. اسید لائوریک فاکتور اصلی در آن است که بیش از چهل درصد آن را تشکیل داده است و پس از آن اسید کاپریک، اسید کاپریلیک، اسید میریستیک و پالمیتیک قرار دارند.

اسیدهای چرب غیراشباع مونو: اسید لینولئیک.

اسیدهای چرب غیراشباع پلی: اسید اولئیک.

 پلی‌فنول‌ها: اسید گالیک که اسید فنولیک است. این پلی‌فنول‌ها مسئول رایحه و مزه روغن نارگیل می‌باشند و روغن نارگیل خالص سرشار از آن است.

مشتقات خاص از اسیدهای چرب مثل بتائین، اتانولامید، اتوکسیلات، استرهای چرب، پلی‌سوربات‌های چرب، مونوگلیسریدها و پلیول استرها.

کلریدهای چرب، الکل سولفات چرب و الکل اتر سولفات چرب که همه مشتقات الکل‌های چرب هستند.

ویتامین E و K و موادمعدنی مثل آهن.

روغن نارگیل و مراقبت از مو:

روغن نارگیل یکی از بهترین تغذیه‌های طبیعی برای موهاست. روغن نارگیل به رشد طبیعی موها کمک کرده و ظاهری درخشان به آنها می‌دهد. ماساژ مداوم سر با روغن نارگیل، پوست سر را از شوره، شپش و تخم شپش پاک می‌کند، حتی اگر پوست سرتان خشک باشد. روغن نارگیل به طور گسترده در هندوستان بعنوان یک ماده مهم برای مراقبت از موها استفاده می‌شود. اکثر افراد در این کشور روغن نارگیل را هر بار بعد از حمام به موهای خود می‌زنند. روغن نارگیل نرم‌کننده و حالت‌دهنده‌ای فوق‌العاده است که به رشد مجدد موهای آسیب‌دیده کمک می‌کند. همچنین پروتئین‌های لازم برای تغذیه موهای آسیب‌دیده را فراهم می‌کند. درنتیجه بعنوان روغن مخصوص مراقبت از مو در بسیاری از برندهای شامپوهای حالت‌دهنده و نرم‌کننده و ضدشوره استفاده می‌شود.

روغن نارگیل و مراقبت از پوست:

روغن نارگیل یک روغن عالی برای ماساژ پوست به شمار می‌رود. این روغن بعنوان یک مرطوب‌کننده روی همه انواع پوست ازجمله پوست‌های خشک تاثیری عالی دارد. فواید روغن نارگیل روی پوست با روغن معدنی قابل‌مقایسه است. اما برخلاف روغن معدنی، احتمال بروز عوارض‌جانبی روی پوست وجود ندارد. درنتیجه می‌توان گفت روغن نارگیل محلولی قابل‌اعتماد برای پیشگیری از خشکی و پوسته‌ پوسته شدن پوست است.

همچنین ایجاد چین و چروک و شُل‌شدگی پوست که در اثر بالا رفتن سن ایجاد می‌شود را به تاخیر می‌اندازد. روغن نارگیل همچنین به درمان بسیاری مشکلات پوستی ازجمله پسوریازیس، درماتیت (آماس پوست)، اگزما و عفونت‌های پوستی کمک می‌کند. درنتیجه، روغن نارگیل ترکیب اصلی بسیاری از محصولاتی پوستی مثل صابون، لوسیون‌ها، کرم‌ها و از این قبیل را در خود دارد. روغن نارگیل بخاطر خواص آنتی‌اکسیدانه خود، به پیشگیری از پیری زودرس و بیماری‌های مربوط به پیری کمک می‌کند.

روغن نارگیل و بیماری‌های قلبی:

یک باور غلط در بین عموم مردم رواج دارد که روغن نارگیل برای قلب خوب نیست. دلیل آن این است که حاوی مقدار زیادی چربی اشباع می‌باشد. اما، روغن نارگیل برای قلب مفید است. این روغن حاوی ۵۰% اسید لائوریک است که به پیشگیری از انواع و اقسام بیماری‌های قلبی مثل بالا بودن کلسترول و فشارخون، کمک می‌کند. چربی‌های اشباع موجود در روغن نارگیل مثل چربی اشباعی که در سایر روغن‌های گیاهی موجود است، مضر نیستند و به بالا بردن کلسترول بد کمک نمی‌کنند. همچنین ایجاد آسیب‌دیدگی در شریان‌ها را کاهش داده و درنتیجه به پیشگیری از تصلب شریان کمک می‌کند.

روغن نارگیل و کاهش وزن:

روغن نارگیل برای کاهش وزن بسیار مفید است. این روغن حاوی اسیدهای چرب زنجیره کوتاه و متوسط است که به از بین بردن وزن اضافی کمک می‌کند. همچنین گوارش غذاها را تسهیل کرده و عملکرد غده تیروئید و سیستم آنزیمی بدن را تنظیم می‌کند. از این گذشته، متابولیسم و سوخت‌وساز بدن را با کاهش فشار روی لوزالمعده افزایش می‌دهد و درنتیجه انرژی بیشتری سوزانده و به افراد چاق و آنها که اضافه‌وزن دارند برای کاهش‌وزن کمک می‌کند. به همین دلیل است که افرادیکه در مناطق ساحلی و استوایی زندگی می‌کنند و روزانه از این روغن بعنوان روغن آشپزی استفاده می‌کنند، معمولاً چاق نیستند.

روغن نارگیل و گوارش:

مصرف غذایی روغن نارگیل به صورت استفاده در آشپزی صورت می‌گیرد. روغن نارگیل به ارتقاء عملکرد دستگاه گوارش و درنتیجه پیشگیری از بسیاری مشکلات و ناراحتی‌های معده و روده ازجمله سندرم روده آسیب‌پذیر کمک می‌کندچربی‌های اشباع موجود در روغن نارگیل خواص ضدمیکروبی دارند و به مقابله با باکتری‌های مختلف، قارچ‌ها، انگل‌ها و امثال آن که موجب بدگواری می‌شوند، کمک می‌کنند. روغن نارگیل همچنین به جذب سایر موادمغذی مثل ویتامین‌ها، موادمعدنی و آمینواسیدها کمک می‌کند.

روغن نارگیل و سیستم ایمنی:

روغن نارگیل برای سیستم‌ایمنی بدن بسیار مفید است. این روغن به دلیل داشتن لیپیدهای ضدمیکروبی، اسید لائوریک، اسید کاپریک و اسید کاپریلیک که خواص ضدقارچ، ضدباکتری و ضدویروس دارد، سیستم‌ایمنی بدن را تقویت می‌کندبدن انسان اسید لائوریک را به مونولائورین تبدیل می‌کند که گفته می‌شود به مقابله با ویروس‌ها و باکتری‌هایی که موجب بیماری‌‌هایی مثل تبخال، آنفولانزا، سیتومگالوویروس و حتی HIV کمک می‌کند. به مقابله با باکتری‌های مضر مثل مونوسیتوژن‌های لیستریا و هلیکوباکتر و تک‌یاخته‌‌های مضر مثل ژیاردیا لامبلیا نیز کمک می‌کند.

روغن نارگیل و التیام یافتن زخم‌ها:

روغن نارگیل وقتی روی زخم مالیده شود، لایه‌ای شیمیایی ایجاد می‌کند که از بخش عفونی بدن درمقابل گردوخاک، هوا، قارچ‌ها، باکتری‌ها و ویروس‌ها محافظت می‌کند. روغن نارگیل برای کبودی‌ها بسیار موثر است زیرا با ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده، روند بهبودی را تسریع می‌کند.

روغن نارگیل و عفونت‌ها:

روغن نارگیل بخاطر خاصیت ضدقارچ، ضدویروس و ضدباکتری که دارد، دربرابر بسیاری از عفونت‌ها بسیار موثر است. براساس تحقیقات مرکز تحقیقات نارگیل، روغن نارگیل ویروس‌هایی که موجب آنفولانزا، سرخک، هپاتیت، تبخال، سارس و از این قبیل می‌شوند را می‌کشد. همچنین باکتری‌هایی که موجب زخم‌معده، عفونت‌های گلو، عفونت‌های مجرای ادرار، ذات‌الریه، سوزاک و از این قبیل را نیز از بین می‌برد. روغن نارگیل همچنین درمقابل قارچ‌ هایی که موجب کاندیدیازیس، کرم حلقه‌دار، پای ورزشکار، برفک، زخم کهنه‌بچه و از این قبیل نیز موثر است.

سایر مشکلات:

روغن نارگیل و کبد: وجود تری‌گلیسیریدهای زنجیره متوسط و اسیدهای چرب به پیشگیری از بیماری کبدی کمک می‌کند زیرا مواد تشکیل‌دهنده آنها وقتی به کبد می‌رسند، به آسانی به انرژی تبدیل می‌شوند و درنتیجه حجم کار کبد را کاهش داده و از جمع شدن چربی جلوگیری می‌کند.

روغن نارگیل و کلیه‌ها: روغن نارگیل به پیشگیری از مشکلات و بیماری‌های کلیه و مثانه کمک می‌کند. همچنین در حل شدن سنگ مثانه نیز موثر است.

روغن نارگیل و لوزالمعده: روغن نارگیل در درمان بیماری‌ها و مشکلات لوزالمعده نیز موثر شناخته شده است.

روغن نارگیل و تسکین استرس: روغن نارگیل بسیار آرامش‌بخش است و درنتیجه به از بین بردن استرس کمک می‌کند. مالیدن روغن نارگیل روی سر همراه با یک ماساژ آرام به از بین بردن خستگی فکری کمک می‌کند.

روغن نارگیل و دیابت: روغن نارگیل همچنین به کنترل قندخون و تقویت ترشح انسولین نیز کمک می‌کند. همچنین در استفاده موثر از گلوکز خون نیز تاثیر داشته و درنتیجه از بروز دیابت پیشگیری کرده و به درمان آن کمک می‌کند.

روغن نارگیل و استخوان‌ها: همانطور که قبلاً ذکر شد، روغن نارگیل توانایی بدن برای جذب موادمعدنی مهم را افزایش می‌دهد. این مواد کلسیم و منیزیم هستند که در رشد استخوان‌ها اهمیت زیادی دارند. از اینرو، روغن نارگیل برای خانم‌هایی که بعد میان‌سالی در معرض پوکی‌استخوان قرار دارند بسیار مفید است.

روغن نارگیل و مراقبت از دندان‌ها: کلسیم یکی از مهمترین مواد تشکیل‌دهنده دندان‌هاست. ازآنجاکه روغن نارگیل جذب کلسیم را تسهیل می‌کند، به داشتن دندان‌هایی محکم نیز کمک می‌کند. روغن نارگیل همچنین پوسیدگی دندان‌ها را نیز به تعویق می‌اندازد.

روغن نارگیل و HIV و سرطان: گفته می‌شود که روغن نارگیل نقش مهمی در کاهش آسیب‌پذیری ویروسی در بیماران مبتلا به سرطان و HIV دارد. تاثیر روغن نارگیل را در کاهش حجم ویروسی بیماران مبتلا به HIV نشان داده است.

روغن نارگیل و ورزشکاران: روغن نارگیل معمولاً روغن محبوب ورزشکاران و بدنسازان و افرادیکه رژیم می‌گیرند به شمار می‌رود. دلیل آن این است که روغن نارگیل کالری بسیار کمتری نسبت به سایر روغن‌ها دارد و محتوی چربی آن به راحتی به انرژی تبدیل می‌شود و موجب انباشتگی چربی در قلب و رگ‌ها نمی‌شود. همچنین روغن نارگیل به بالا بردن سطح انرژی و استقامت بدن کمک کرده و عملکرد ورزشکاران را بهبود می‌بخشد.

روغن نارگیل و بیماری آلزایمر: تحقیقاتی انجام گرفته است که نشان می‌دهد روغن نارگیل برای درمان بیماری آلزایمر نیز موثر استجدای این، هیچ سند و مدرک علمی یا دانش سنتی استفاده از روغن نارگیل برای درمان بیماری آلزایمر را نشان نمی‌دهد. همچنین ثابت نشده است که روغن نارگیل عملکرد مغز را تقویت می‌کند.

چرا روغن نارگیل جامد است؟

برخلاف سایر روغن‌ها، روغن نارگیل نقطه جوش بالایی دارد – حدوداً ۲۴ تا ۲۵ درجه سلسیوس و ۷۶ تا ۷۸ درجه فارنهایت. درنتیجه در دمای اتاق به صورت جامد است و فقط زمانی آب می‌شود که دما بالا رود. از اینرو، اگر یک بطری روغن نارگیل خریدید و متوجه شدید جامد است نباید فکر کنید که مشکلی داردروغن نارگیل به همین شکل است. و دقت کنید که آن را نباید در یخچال نگهداری کنید.

چطور از روغن نارگیل استفاده کنیم؟

اگر از روغن نارگیل برای مصارف موضعی استفاده می‌کنید، مخصوصاً برای مراقبت از موها، فقط کافی است که روغن را با گذاشتن آن زیر نور خورشید یا آب گرم، ذوب کنید. همچنین می‌توانید کمی روغن‌نارگیل را در ظرفی ریخته و حرارت دهید (از مایکروفر استفاده نکنید). بعد روغن را به کف دست‌ها مالیده و روی موهایتان بمالید. اگر می‌خواهید از آن برای مصارف خوراکی استفاده کنید، آن را جایگزین کره یا روغن‌های گیاهی کنید. به خاطر داشته باشید که لازم نیست به طور کامل فقط از روغن نارگیل استفاده کنید زیرا با اینکار از فواید روغن‌ها و محصولات لبنی دیگر محروم خواهید شد.

آیا می‌توان از روغن نارگیل در آشپزی استفاده کرد؟

بله، در اکثر مناطق استوایی مردم از روغن نارگیل برای آشپزی استفاده می‌کنند.

من مزه روغن نارگیل را دوست ندارم. چه باید بکنم؟

سعی کنید از روغن نارگیل در یک دستورغذای دیگر استفاده کنید. شاید کمک کند. اگر بعد از خوردن روغن نارگیل حالت‌تهوع پیدا می‌کنید، نباید خودتان را مجبور به خوردن آن کنید زیرا ممکن است بدنتان به روغن نارگیل هم مثل هر ماده‌غذایی دیگر حساسیت داشته باشد.



جمعه 01 بهمن 1395 :: 18:45 ::  نويسنده : nnjj

 کلمه ورمی از لغت لاتین  (Vermis) گرفته شده که به معنی کرم است. تولید ورمی کمپوست فرایندی نیمه هوازی است (حدود ۸۰% رطوبت) که توسط گونه‌ای خاص از کرمها، قارچ‌ها، باکتری‌ها، و اکتینومیست‌ها انجام می‌شود، همچنین مواد حاصل از بستر رشد کرم بوده که پس از دفع مواد زائد از سیستم گوارشی کرم در محیط باقی می‌ماند، ورمی‌کمپوست، مجموعه‌ای از فضولات کرم به همراه مواد آلی تجزیه شده و نیز اجساد کرم‌هاست که برای گیاه ارزش غذایی فراوانی دارد. در خاک‌هایی دارای مواد دفع شده توسط کرمها، عناصری مانند نیتروژن، فسفر و پتاسیم ۵ – ۱۱ مرتبه بیشتر از خاک‌های بدون کرم است. در اثر عبور مواد آلی از دستگاه گوارش کرم، عناصری از جمله ریزمغزی‌ها زیاد می‌شوند.

                    
ورمی کمپوست کود الی بیولوژیک است که دراثرعبورتدریجی ومداوم مواد در حال پوسیدن از مجرای کرم خاکی گونه ایزونیا فتیدا ایجاد می شود .این مواد در حین عبورازمجرای کرم خاکی اغشته به ماده ای بنام موکوس شده که این ماده دارای املاح ،ویتامین ها،مواد معدنی وبسیاری دیگر از مواد موثربرای رشد و افزایش محصول میباشد بطوری که با انجام ازمایشات و تحقیقات  مختلف این کود بر روی سایر محصولات ،نتیجه چشمگیری حاصل امد که با افزایش چند برابری  محصول از لحاظ کمی وبا کیفیت چند برابر کیفیت قبل، محققان و  مهندسان بخش کشاورزی را  وادار به تولید ان کرد .بهترین ماده برای تولید ورمی کمپوست کود دامی میباشد .
                        
خواص ورمی کمپوست

* سبک و فاقد هرگونه بو

* عاری از تخم علف های هرز

* حاوی میکرو ارگانیسم هوازی سفید مانند ازتو باکترها

* بالا بودن میزان عناصر اصلی غذایی در مقایسه با سایز کودهای آلی

* دارا بودن عناصر میکرو مانند آهن، روی، مس و منگنز

* دارا بودن مواد محرکه رشد گیاهی نظیر هورمون ها

* قابلیت بالای نگهداری آب و مواد غذایی

* فرآوری سریع تر از سایر کمپوست ها

* عاری از باکتری های غیر هوازی، قارچ هاو میکروارگانیسم های پاتوژن

* قابل مصرف در پرورش کلیه محصولات کشاورزی

 

 



 

نام شهید:مسلم فشائی

1343/4/9تاریخ تولد:

محل تولّد:روستای شیخ مصطفی

نام پدر:مرحوم محمد حسن فشائی

نام مادر: مرحومه زینب بیگُم موسوی

ایشان یک برادر و 3 خواهر دارند

 محل تحصیلابتدائی:روستای

 شیخ مصطفی

محل تحصیل راهنمایی:مدرسه راهنمایی شهید باباخان پاسبان شهرچکنه

ودبیرستان را در دبیرستان شهید مطهری شهرچکنه

رشته تحصیلی:فرهنگ وادب

وضعیت تأهل:مجرد

1365/10/23 تاریخ شهادت:

محل شهادت:شلمچه

عملیات که منجربه شهادت شده:کربلای4

عملیات های که درآن شرکت کرده:کربلای 4

سمت درعملیات:بسیجی

اعزام از طریق:بسیج شهرستان قوچان

 

زندگی نامه

شهیدمسلم فشائی،فرزندمحمدحسن درتاریخ 1343/04/09 درروستای شیخ مصطفی واقع در منطقه سرولایت چشم به جهان گشود.او فرزند آخر خانواده بود مادرش اورا خیلی عزیز  و دوست داشت او در کودکی بسیار فعال بود خصوصا در مراسمات مذهبی و دینی ودر ماه محرم خادم الحسین بود در جشن های انقلاب اسلامی بسیار تلاش می کرد تا جشن انقلاب به نحو احسن برگزار شود پسری مومن و فداکار بود هرچند پدرش را 16 سالگی از دست داد اما از کار وتلاش دست نکشید تا بتواند کمک خرج خانواده و مادر باشداوکودکی را در روستا گذراندودوران   ابتدایی رادر روستای شیخ مصطفی به پایان رساندودوران راهنمایی ودبیرستان رانیز در شهر چکنه مشغول به تحصیل شد وی در خانه ای که پدر ش در شهرچکنه کرایه کرده بود به تنهایی زندگی می کرد .ضمنا پدرش برای او دوچرخه ای خریده بود با آن به چکنه می رفت و برمی گشت . بعدازفوت پدرش با مادرش  زندگی می کردتا اینکه دست قضا مادرش را درسال 64 ازاو گرفت او درخانه تنهاشد بعدازاین ماجرا سرپرستی اورابرادربزرگش که در مشهد زندگی میکردبه عهده گرفت اما شهید از روستا به شهر نیامد و در روستا با خواهرش زندگی می کردو همیشه درباره جبهه وشهادت سخن می گفت .

درروزهای پنج شنبه که ازمدرسه تعطیل  می شد به روستا می رفت وکار می کرد ودر تعطیلات تابستانی برای مردم گوسفند چرانی می کرد تا پول کتاب های خود را در آغازسال جدید بدست آورد.بعد از فوت پدر ومادر خویش دوست داشت تاشهید شود وبه پدر ومادر خود در بهشت اعلی بپیوندد درسال چهارم دبیرستان در رشته فرهنگ وادب مشغول تحصیل بود به عضویت بسیج در آمدوازطریق بسیج شهرستان قوچان به جبهه اعزام شد .

درتاریخ 1365/10/23درعملیات کربلای چهار درمنطقه شلمچه شربت شهادت نوشید.

در وصیت نامه خود چنین می نویسد:

بسم الله الرحمن الرحيم

به نام الله  يگانه منجي عالم بشريت وبه نام هستي بخش جان ها وپيوند دهنده قلب ها وآرامش دهنده  دل ها وبه نام آن خدايي كه نام اوراحت روح است وپيغام اومفتاح  فتوح است وذكر اومرهم دل مجروح است ومهر اوبلانشينان را كشتي نوح است .وبا درود وسلام بر رزمندگان اسلام كه هم اكنون در جبهه هامشغول نبردند وحماسه مي آفرينيند اينجانب مسلم فشائی اعزامي ازشهرستان قوچان  تاريخ اعزام آبان ماه سال 65

 وصيت نامه خود شب عملیات کربلای 4 مي نويسم.

به نام خدا

قال رسول الله :فوق كل بربر حتي يقتل في سبيل الله  فاذا قتل في سبيل  الله  فليس فوقه بر .

 حضرت محمد (ص) فرمود:بالاي هر عملي نيك  عمل نيك ديگري وجود دارد به جز كشته شدن درراه خداي منان.

 پس زماني كه انسان درراه خداشهيدگردد پس بالاي اين عمل كار بهتري وجود ندارد . اگر چنانچه اين بنده حقير كه لايق آن نيستم كه درراه خداي ايزدمنان به در درجه رفيع شهادت نائل آمدم ازتمام ملت ايران مي خواهم كه راه شهدا را ادامه بدهند ووجبهه هارا پر كنند  وامام وولي خودرا تنها نگذارندوبراي  امام حسين (ع)گريه كنند ودر مراسم عمومي شركت كنند من به عنوان يك برادر كوچكتر از تمامي ملت ايران تشكر مي كنم كه با كار وتلاش وكمك خود جبهه هارا تا به حال نگه  داشته اند  از اين به بعد نيز از كمك خود دريغ نكنند وبه جبهه ها كمك نمايند .من از تمامي اهالی روستا حلاليت مي طلبم واميدوارم كه مرا ببخشند واز تقصيرات من بگذرند امّا ازشما خواهران گرامیم وبرادر عزيز وبزرگوارم می خواهم كه مرا ببخشيد وازشما عزيزان طلب حلاليت ومغفرت مي خواهم  هر كس ازمن بدي ديده  است اميدوارم كه از تقصيرات من بگذرد چون كه اين حقير در حق شما ها كوتاهي كردم ازخواهران وبرادر خود مي خواهم كه به هيج وجه گريه نكنند زيرا باعث شادي دشمن مي شود ودشمن خوشحال مي گردد واين به ضرر اسلام است .

از شما عاجزانه می خواهم که از رفتن فرزندنتان  به جبهه های نور علیه ظلمت خودداری ننمائید در ضمن برادر و خواهرهایم مبادا از شنیدن شهادتم گریه کنید و غمگین شویدبلکه خوشحال شوید که من به آرزویم رسیده ام اینک که من برای عملیان آماده می شوم بادلی خالص از خداوند می خواهم که مارا درآخرت جایی داده باشد . لذا برادر و خواهرهایم از شما می خواهم فقط شب  های  جمعه  به مزارم تشریف بیاورید و با خواندن فاتحه روحم را شاد نمایید .

مازنده به آنیم که آرام نگیریم                       موجیم  که آسودگی ماخاطر ماست

خدایا بار الها مرا در این راه یاریکن و هدایت نما .خدایاروح الله این مظهر پاکی و رشادت را،این نشانه اسلام را ،این فرزند پاک محمد(ص)و امید مستضعفین راو این بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران را یاری فرما.

آنکس که تورا شناخت جان را چه کند                 فرزندو عیال خانمان راچه کند

دیوانه کنی ،هردو جهانش بخشی                        دیوانه تو، هردو جهان راچه کند

خدایااز تو میخواهم که مرا ببخشی . خدایا مراببخش که جز تو کسی را ندارم. پروردگارا بعد یک عمرمعصیت از تو میخواهم که مرا عفو کنی. بارالها یاران همه رفتند ما در کهت مانده ایم  . در ضمن اگر به آرزوی رسیدم در روستا کنار قبر مادرم دفن نمایید و اگر مشکل بود در مشهد در جوار امام رضا (ع) در کنار قبر پدرم دفن نمایید.

والسلام خداحافظ

{ آرامگاه شهید: شهرمشهد،قطعه شهدا،کنارآرامگاه ابدی شهیدکاوه} 

برای شادی ارواح طیبه شهدای اسلام صلوات

 

 برگرفته از گاهنامه منطقه ای 



جمعه 01 بهمن 1395 :: 18:32 ::  نويسنده : nnjj

 پایگاه اینترنتی «تریپ ادوایزر» 25 مکان برتر گردشگری دنیا را بر اساس میلیون‌ها نقد نظر مسافران منتشر کرده است. هر یک از این مکان‌های گردشگری تاریخ و شهرت یک فرهنگ و ملت را یدک می‌کشد.

 
 
 
وب سایت فرادید: پایگاه اینترنتی «تریپ ادوایزر» 25 مکان برتر گردشگری دنیا را بر اساس میلیون‌ها نقد نظر مسافران منتشر کرده است. هر یک از این مکان‌های گردشگری تاریخ و شهرت یک فرهنگ و ملت را یدک می‌کشد.
 
به نقل از اکسپرس، تریپ ادوایزر یک وبسایت آمریکایی است که به مسافران سراسر جهان خدمات می‌دهد. یکی از مهم‌ترین بخش‌های این سایت قسمت نظرات کاربران است که در آن هر کاربر یا بهتر بگوییم گردشگر نظر شخصی خود را منعکس می‌کند. البته بعضی از کاربران نقد خود را نیز بر روی این پایگاه منتشر می‌کنند.
 
گزینه‌های سفر بسیار زیاد هستند اما همیشه یکجا وجود دارد که بیشترین توجه را به خود جلب می‌کند. البته تبلیغات، امنیت و عوامل دیگری برای جذب توریست وجود دارد. تریپ ادوایزر با توجه به نظرات و نقدهای کاربران خود فهرست 25 مکان گردشگری برتر دنیا را منتشر کرده است که البته جای برخی از نقاط گردشگری ایران در آن خالی است.
 
1. انگکور وات – سیِم ریپ، کامبوج

باید یک بار هم که شده به این مکان جادویی رفت تا فهمید چرا به عنوان اولین مکان گردشگری این پایگاه انتخاب شده است. معبد کامبوج معماری خاص و البته پیچیده‌ای دارد. مساحت این معبد 500 هکتار است و می‌توان گفت یکی از بزرگ‌ترین مکان‌های مذهبی دنیا است. انگکور وات در قرن 12 میلادی بنا شده و به خدای ویشنو اهدا شده که در واقع نماد امپراتوری خمِر نیز هست.
 
25مکان برتر گردشگری دنیا


2. ماچو پیچو – پرو

انتخاب دوم فاصله خیلی کمی با انتخاب اول کاربران دارد. شهر گمشده پرو در کوه‌های آند یکی از محبوب‌ترین مقاصد گردشگری دنیا است. گردشگران مطمئن باشند که مجذوب این مکان باورنکردنی خواهند شد.
 
25مکان برتر گردشگری دنیا


3. تاج محل – هند

گنجینه ملی هند در کنار رود یامونا واقع شده و نمادی از عشق و زیبایی است. مرمر سفید تاج محل و تزیین‌ها و سنگ‌های قیمتی آن باعث شده تا تاج محل سومین مکان گردشگری جهان باشد. البته اگر دلیل ساخت این مکان را بدانید دید بهتری هم به آن پیدا خواهید کرد. این بنا به دستور شاه جهان برای یادبود همسر ایرانی‌تبارش به نام ارجمند بانو بیگم مشهور به ممتاز محل ساخته شده است. ممتاز محل هنگام وضع حمل فوت کرد.
 
25مکان برتر گردشگری دنیا


4. مسجد جامع شیخ زاید – ابوظبی

از هر سمت پل‌های منتهی به ابوظبی وارد این شهر شوید نمای مسجد جامع شیخ زاید مشخص است. این مسجد برگرفته از شیخ زاید بن سلطان آل نهیان بنا شده است. شیخ زاید حاکم ابوظبی و بنیان‌گذار امارات متحده عربی است که  بیش ‌از ۳۰ سال (۱۹۷۱ تا ۲۰۰۴) حاکم امارات متحده عربی بود.

25مکان برتر گردشگری دنیا


5. کلیسای ساگرادا فامیلیا – بارسلونا

کلیسای ساگرادا فامیلیا (خانواده مقدس) کلیسایی در شهر بارسلون که از پر بازدیدترین جاذبه‌های گردشگری جهان محسوب می‌شود. آنتونیو گائودی (۱۸۲۸-۱۹۲۶) معمار مشهور اسپانیایی طراحی کرد که بیشتر عمرش را صرف تکمیل این کلیسا نمود. او کار خود را از سال 1882 شروع کرد و با مرگش در سال 1926 این پروژه متوقف شد. تا آن سال تنها یک چهارم این پروژه تکمیل شده بود. در سال 2010 این پروژه به اواسط کار خود نزدیک شد و پیش‌بینی می‌شود ساخت آن تا سال ۲۰۲۶ یعنی در صدمین سالگرد گائودی تمام شود.
 
25مکان برتر گردشگری دنیا


6. کلیسای پیتر مقدس – واتیکان ایتالیا

رم ایتالیا مملو از کلیساهای دیدنی است اما هیچ‌یک به پای کلیسای پیتر مقدس نمی‌رسد. کلیسای پیتر مقدس (سن پیتر) در محل یک کلیسای قرن چهارمی ساخته شد و در سال 1626 تکمیل شد. ساخت این کلیسا 150 سال زمان برد. تندیس پی‌تا اثر میکل‌آنژ و آثاری بزرگانی مانند برنینی در این کلیسا جای خوش کرده‌اند.
 
25مکان برتر گردشگری دنیا


7. کلیسای جامع میلان

کلیسای جامع میلان یا دوئومو میلان بسیار بزرگ است. معماری گوتیک این کلیسا در اصلی‌ترین میدان شهر میلان چشم‌ها را مجذوب خود می‌کند. این بنا یکی از مشهورترین بناهای سراسر اروپا است. ساخت آن حدود شش قرن زمان برد.
 
25مکان برتر گردشگری دنیا


8. آلکاتراز – سان فرانسیسکو، کالیفرنیا

جزیره آلکاتراز در نزدیکی سان فرانسیسکو واقع شده و تا سال 1963 یک زندان نظامی و فدرال بود. این زندان 29 سال فعال بود و در طول این مدت میزبان شرورترین زندانیان آمریکایی بود. امروزه اما این زندان و فانوس دریایی برای بازدید گردشگران باز است.
 
25مکان برتر گردشگری دنیا


9. کورکوادو – ریو دژانیرو، برزیل

کورکوادو در زبان پرتغالی معنای گوژپشت می‌دهد. این بنا در بالای کوهی واقع شده و نمایی زیبا را برای مردم شهر به ارمغان می‌آورد. برخی از جهانگردان معتقدند که اگر دور دنیا رو بگردند و این مکان را از نزدیک نبینند، جهانگردی‌شان کامل نخواهد بود.
 
25مکان برتر گردشگری دنیا


10. پل گلدن گیت – سان فرانسیسکو، کالیفرنیا

نام این پل در گذشته جالب بود: «پلی که نمی‌توان آن را ساخت.» اما ساخت این پل به حقیقت پیوست. رنگ نارنجی پل گلدن گیت به زیباییِ آن افزوده است. گفتنی است طول این پل 2.74 کیلومتر است.
 
25مکان برتر گردشگری دنیا


11. برج ایفل – پاریس

25مکان برتر گردشگری دنیا


12. کلیسای ناجی در خون – سن پترزبورگ، روسیه
 
25مکان برتر گردشگری دنیا


13. کلیسای نوتردام – پاریس

25مکان برتر گردشگری دنیا


14. کاخ الحمرا (الحامبرا) – گرانادا، اسپانیا

25مکان برتر گردشگری دنیا
 

15. کلیسا و موزه ایاصوفیه (هاگیا صوفیا) – استانبول

25مکان برتر گردشگری دنیا
 

16. پل چارلز (کارلوف موست) – پراگ، جمهوری چک

25مکان برتر گردشگری دنیا


17. دیوار بزرگ چین – پکن
 
25مکان برتر گردشگری دنیا


18. بنای یادبود لینکلن – واشنگتن دی سی

25مکان برتر گردشگری دنیا


19. برج خلیفه – دوبی

25مکان برتر گردشگری دنیا


20. موزه و بنای یادبود حادثه 11 سپتامبر

25مکان برتر گردشگری دنیا


21. معبد وات پو – بانکوک، تایلند

25مکان برتر گردشگری دنیا


22. چیچن ایتزا – مکزیک

25مکان برتر گردشگری دنیا


23. خانه اپرا سیدنی – سیدنی، استرالیا

25مکان برتر گردشگری دنیا


24. برج‌های دوقلوی پتروناس – کوالالامپور

25مکان برتر گردشگری دنیا


25. کانال پاناما – پاناما سیتی، پاناما
 
25مکان برتر گردشگری دنیا
 
 
 


شنبه 20 آذر 1395 :: 17:44 ::  نويسنده : nnjj
تفسیر سوره یس

سوره یس ایات 1 الی 83

     

 

به نام خدوند رحمتگر مهربان

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

يس[/ياسين] (۱)

 

يس ﴿۱﴾

 

سوگند به قرآن حكمت‏آموز (۲)

 

وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ ﴿۲﴾

 

كه قطعا تو از [جمله] پيامبرانى (۳)

 

إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۳﴾

 

بر راهى راست (۴)

 

عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۴﴾

 

[و كتابت] از جانب آن عزيز مهربان نازل شده است (۵)

 

تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ﴿۵﴾

 

تا قومى را كه پدرانشان بيم‏داده نشدند و در غفلت ماندند بيم دهى (۶)

 

لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ﴿۶﴾

 

آرى گفته [خدا] در باره بيشترشان محقق گرديده است در نتيجه آنها نخواهند گرويد (۷)

 

لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۷﴾

 

ما در گردنهاى آنان تا چانه‏هايشان غلهايى نهاده‏ايم به طورى كه سرهايشان را بالا نگاه داشته و ديده فرو هشته‏اند (۸)

 

إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلاَلًا فَهِيَ إِلَى الأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ ﴿۸﴾

 

و [ما] فراروى آنها سدى و پشت‏سرشان سدى نهاده و پرده‏اى بر [چشمان] آنان فرو گسترده‏ايم در نتيجه نمى‏توانند ببينند (۹)

 

وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ ﴿۹﴾

 

و آنان را چه بيم دهى [و] چه بيم ندهى به حالشان تفاوت نمى‏كند نخواهند گرويد (۱۰)

 

وَسَوَاء عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿۱۰﴾

 

بيم دادن تو تنها كسى را [سودمند] است كه كتاب حق را پيروى كند و از [خداى] رحمان در نهان بترسد [چنين كسى را] به آمرزش و پاداشى پر ارزش مژده ده (۱۱)

 

إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ ﴿۱۱﴾

 

آرى ماييم كه مردگان را زنده مى‏سازيم و آنچه را از پيش فرستاده‏اند با آثار [و اعمال]شان درج مى‏كنيم و هر چيزى را در كارنامه‏اى روشن برشمرده‏ايم (۱۲)

 

إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ ﴿۱۲﴾

 

[داستان] مردم آن شهرى را كه رسولان بدانجا آمدند براى آنان مثل زن (۱۳)

 

وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءهَا الْمُرْسَلُونَ ﴿۱۳﴾

 

آنگاه كه دو تن سوى آنان فرستاديم و[لى] آن دو را دروغزن پنداشتند تا با [فرستاده] سومين [آنان را] تاييد كرديم پس [رسولان] گفتند ما به سوى شما به پيامبرى فرستاده شده‏ايم (۱۴)

 

إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ ﴿۱۴﴾

 

[ناباوران آن ديار] گفتند شما جز بشرى مانند ما نيستيد و [خداى] رحمان چيزى نفرستاده و شما جز دروغ نمى‏پردازيد (۱۵)

 

قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمن مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ تَكْذِبُونَ ﴿۱۵﴾

 

گفتند پروردگار ما مى‏داند كه ما واقعا به سوى شما به پيامبرى فرستاده شده‏ايم (۱۶)

 

قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ ﴿۱۶﴾

 

و بر ما [وظيفه‏اى] جز رسانيدن آشكار [پيام] نيست (۱۷)

 

وَمَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ ﴿۱۷﴾

 

پاسخ دادند ما [حضور] شما را به شگون بد گرفته‏ايم اگر دست برنداريد سنگسارتان مى‏كنيم و قطعا عذاب دردناكى از ما به شما خواهد رسيد (۱۸)

 

قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۱۸﴾

 

[رسولان] گفتند شومى شما با خود شماست آيا اگر شما را پند دهند [باز كفر مى‏ورزيد] نه بلكه شما قومى اسرافكاريد (۱۹)

 

قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَئِن ذُكِّرْتُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ ﴿۱۹﴾

 

و [در اين ميان] مردى از دورترين جاى شهر دوان دوان آمد [و] گفت اى مردم از اين فرستادگان پيروى كنيد (۲۰)

 

وَجَاء مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ ﴿۲۰﴾

 

از كسانى كه پاداشى از شما نمى‏خواهند و خود [نيز] بر راه راست قرار دارند پيروى كنيد (۲۱)

 

اتَّبِعُوا مَن لاَّ يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿۲۱﴾

 

آخر چرا كسى را نپرستم كه مرا آفريده است و [همه] شما به سوى او بازگشت مى‏يابيد (۲۲)

 

وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۲۲﴾

 

آيا به جاى او خدايانى را بپرستم كه اگر [خداى] رحمان بخواهد به من گزندى برساند نه شفاعتشان به حالم سود مى‏دهد و نه مى‏توانند مرا برهانند (۲۳)

 

أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلاَ يُنقِذُونِ ﴿۲۳﴾

 

در آن صورت من قطعا در گمراهى آشكارى خواهم بود (۲۴)

 

إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ﴿۲۴﴾

 

من به پروردگارتان ايمان آوردم [اقرار] مرا بشنويد (۲۵)

 

إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ﴿۲۵﴾

 

[سرانجام به جرم ايمان كشته شد و بدو] گفته شد به بهشت درآى گفت اى كاش قوم من مى‏دانستند (۲۶)

 

قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ﴿۲۶﴾

 

كه پروردگارم چگونه مرا آمرزيد و در زمره عزيزانم قرار داد (۲۷)

 

بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ ﴿۲۷﴾

 

پس از [شهادت] وى هيچ سپاهى از آسمان بر قومش فرود نياورديم و [پيش از اين هم] فروفرستنده نبوديم (۲۸)

 

وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِنْ جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿۲۸﴾

 

تنها يك فرياد بود و بس و بناگاه [همه] آنها سرد بر جاى فسردند (۲۹)

 

إِن كَانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿۲۹﴾

 

دريغا بر اين بندگان هيچ فرستاده‏اى بر آنان نيامد مگر آنكه او را ريشخند مى‏كردند (۳۰)

 

يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون ﴿۳۰﴾

 

مگر نديده‏اند كه چه بسيار نسلها را پيش از آنان هلاك گردانيديم كه ديگر آنها به سويشان بازنمى‏گردند (۳۱)

 

أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ ﴿۳۱﴾

 

و قطعا همه آنان در پيشگاه ما احضار خواهند شد (۳۲)

 

وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿۳۲﴾

 

و زمين مرده برهانى است براى ايشان كه آن را زنده گردانيديم و دانه از آن برآورديم كه از آن مى‏خورند (۳۳)

 

وَآيَةٌ لَّهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ ﴿۳۳﴾

 

و در آن [زمين] باغهايى از درختان خرما و تاك قرار داديم و چشمه‏ها در آن روان كرديم (۳۴)

 

وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِيهَا مِنْ الْعُيُونِ ﴿۳۴﴾

 

تا از ميوه آن و [از] كاركرد دستهاى خودشان بخورند آيا باز [هم] سپاس نمى‏گزارند (۳۵)

 

لِيَأْكُلُوا مِن ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَفَلَا يَشْكُرُونَ ﴿۳۵﴾

 

پاك [خدايى] كه از آنچه زمين مى‏روياند و [نيز] از خودشان و از آنچه نمى‏دانند همه را نر و ماده گردانيده است (۳۶)

 

سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ ﴿۳۶﴾

 

و نشانه‏اى [ديگر] براى آنها شب است كه روز را [مانند پوست] از آن برمى‏كنيم و بناگاه آنان در تاريكى فرو مى‏روند (۳۷)

 

وَآيَةٌ لَّهُمْ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿۳۷﴾

 

و خورشيد به [سوى] قرارگاه ويژه خود روان است تقدير آن عزيز دانا اين است (۳۸)

 

وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿۳۸﴾

 

و براى ماه منزلهايى معين كرده‏ايم تا چون شاخك خشك خوشه خرما برگردد (۳۹)

 

وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ﴿۳۹﴾

 

نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در سپهرى شناورند (۴۰)

 

لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿۴۰﴾

 

و نشانه‏اى [ديگر] براى آنان اينكه ما نياكانشان را در كشتى انباشته سوار كرديم (۴۱)

 

وَآيَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿۴۱﴾

 

و مانند آن براى ايشان مركوبها[ى ديگرى] خلق كرديم (۴۲)

 

وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ ﴿۴۲﴾

 

و اگر بخواهيم غرقشان مى‏كنيم و هيچ فريادرسى نمى‏يابند و روى نجات نمى‏بينند (۴۳)

 

وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ ﴿۴۳﴾

 

مگر رحمتى از جانب ما [شامل آنها گردد] و تا چندى [آنها را] برخوردار سازيم (۴۴)

 

إِلَّا رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ ﴿۴۴﴾

 

و چون به ايشان گفته شود از آنچه در پيش رو و پشت‏سر داريد بترسيد اميد كه مورد رحمت قرار گيريد [نمى‏شنوند] (۴۵)

 

وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿۴۵﴾

 

و هيچ نشانه‏اى از نشانه‏هاى پروردگارشان بر آنان نيامد جز اينكه از آن رويگردان شدند (۴۶)

 

وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ ﴿۴۶﴾

 

و چون به آنان گفته شود از آنچه خدا به شما روزى داده انفاق كنيد كسانى كه كافر شده‏اند به آنان كه ايمان آورده‏اند مى‏گويند آيا كسى را بخورانيم كه اگر خدا مى‏خواست [خودش] وى را مى‏خورانيد شما جز در گمراهى آشكارى [بيش] نيستيد (۴۷)

 

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمْ اللَّهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿۴۷﴾

 

و مى‏گويند اگر راست مى‏گوييد پس اين وعده [عذاب] كى خواهد بود (۴۸)

 

وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿۴۸﴾

 

جز يك فرياد [مرگبار] را انتظار نخواهند كشيد كه هنگامى كه سرگرم جدالند غافلگيرشان كند (۴۹)

 

مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ ﴿۴۹﴾

 

آنگاه نه توانايى وصيتى دارند و نه مى‏توانند به سوى كسان خود برگردند (۵۰)

 

فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ ﴿۵۰﴾

 

و در صور دميده خواهد شد پس بناگاه از گورهاى خود شتابان به سوى پروردگار خويش مى‏آيند (۵۱)

 

وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنسِلُونَ ﴿۵۱﴾

 

مى‏گويند اى واى بر ما چه كسى ما را از آرامگاهمان برانگيخت اين است همان وعده خداى رحمان و پيامبران راست مى‏گفتند (۵۲)

 

قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ ﴿۵۲﴾

 

[باز هم] يك فرياد است و بس و بناگاه همه در پيشگاه ما حاضر آيند (۵۳)

 

إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿۵۳﴾

 

امروز بر كسى هيچ ستم نمى‏رود جز در برابر آنچه كرده‏ايد پاداشى نخواهيد يافت (۵۴)

 

فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۵۴﴾

 

در اين روز اهل بهشت كار و بارى خوش در پيش دارند (۵۵)

 

إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ ﴿۵۵﴾

 

آنها با همسرانشان در زير سايه‏ها بر تختها تكيه مى‏زنند (۵۶)

 

هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِؤُونَ ﴿۵۶﴾

 

در آنجا براى آنها [هر گونه] ميوه است و هر چه دلشان بخواهد (۵۷)

 

لَهُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَلَهُم مَّا يَدَّعُونَ ﴿۵۷﴾

 

از جانب پروردگار[ى] مهربان [به آنان] سلام گفته مى‏شود (۵۸)

 

سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِيمٍ ﴿۵۸﴾

 

و اى گناهكاران امروز [از بى‏گناهان] جدا شويد (۵۹)

 

وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ ﴿۵۹﴾

 

اى فرزندان آدم مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد زيرا وى دشمن آشكار شماست (۶۰)

 

أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿۶۰﴾

 

و اينكه مرا بپرستيد اين است راه راست (۶۱)

 

وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ﴿۶۱﴾

 

و [او] گروهى انبوه از ميان شما را سخت گمراه كرد آيا تعقل نمى‏كرديد (۶۲)

 

وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ ﴿۶۲﴾

 

اين است جهنمى كه به شما وعده داده مى‏شد (۶۳)

 

هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ ﴿۶۳﴾

 

به [جرم] آنكه كفر مى‏ورزيديد اكنون در آن درآييد (۶۴)

 

اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ ﴿۶۴﴾

 

امروز بر دهانهاى آنان مهر مى‏نهيم و دستهايشان با ما سخن مى‏گويند و پاهايشان بدانچه فراهم مى‏ساختند گواهى مى‏دهند (۶۵)

 

الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿۶۵﴾

 

و اگر بخواهيم هر آينه فروغ از ديدگانشان مى‏گيريم تا در راه [كج] بر هم پيشى جويند ولى [راه راست را] از كجا مى‏توانند ببينند (۶۶)

 

وَلَوْ نَشَاء لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّى يُبْصِرُونَ ﴿۶۶﴾

 

و اگر بخواهيم هرآينه ايشان را در جاى خود مسخ مى‏كنيم [به گونه‏اى] كه نه بتوانند بروند و نه برگردند (۶۷)

 

وَلَوْ نَشَاء لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيًّا وَلَا يَرْجِعُونَ ﴿۶۷﴾

 

و هر كه را عمر دراز دهيم او را [از نظر] خلقت فروكاسته [و شكسته] گردانيم آيا نمى‏انديشند (۶۸)

 

وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ ﴿۶۸﴾

 

و [ما] به او شعر نياموختيم و در خور وى نيست اين [سخن] جز اندرز و قرآنى روشن نيست (۶۹)

 

وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِينٌ ﴿۶۹﴾

 

تا هر كه را [دلى] زنده است بيم دهد و گفتار [خدا] در باره كافران محقق گردد (۷۰)

 

لِيُنذِرَ مَن كَانَ حَيًّا وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿۷۰﴾

 

آيا نديده‏اند كه ما به قدرت خويش براى ايشان چهارپايانى آفريده‏ايم تا آنان مالك آنها باشند (۷۱)

 

أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا أَنْعَامًا فَهُمْ لَهَا مَالِكُونَ ﴿۷۱﴾

 

و آنها را براى ايشان رام گردانيديم از برخى‏شان سوارى مى‏گيرند و از بعضى مى‏خورند (۷۲)

 

وَذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَكُوبُهُمْ وَمِنْهَا يَأْكُلُونَ ﴿۷۲﴾

 

و از آنها سودها و نوشيدنيها دارند پس چرا شكرگزار نيستيد (۷۳)

 

وَلَهُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلَا يَشْكُرُونَ ﴿۷۳﴾

 

و غير از خدا[ى يگانه] خدايانى به پرستش گرفتند تا مگر يارى شوند (۷۴)

 

وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنصَرُونَ ﴿۷۴﴾

 

[ولى بتان] نمى‏توانند آنان را يارى كنند و آنانند كه براى [بتان] چون سپاهى احضار شده‏اند (۷۵)

 

لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُندٌ مُّحْضَرُونَ ﴿۷۵﴾

 

پس گفتار آنان تو را غمگين نگرداند كه ما آنچه را پنهان و آنچه را آشكار مى‏كنند مى‏دانيم (۷۶)

 

فَلَا يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿۷۶﴾

 

مگر آدمى ندانسته است كه ما او را از نطفه‏اى آفريده‏ايم پس بناگاه وى ستيزه‏جويى آشكار شده است (۷۷)

 

أَوَلَمْ يَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ ﴿۷۷﴾

 

و براى ما مثلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد گفت چه كسى اين استخوانها را كه چنين پوسيده است زندگى مى‏بخشد (۷۸)

 

وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ ﴿۷۸﴾

 

بگو همان كسى كه نخستين‏بار آن را پديد آورد و اوست كه به هر [گونه] آفرينشى داناست (۷۹)

 

قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ ﴿۷۹﴾

 

همو كه برايتان در درخت‏سبزفام اخگر نهاد كه از آن [چون نيازتان افتد] آتش مى‏افروزيد (۸۰)

 

الَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ ﴿۸۰﴾

 

آيا كسى كه آسمانها و زمين را آفريده توانا نيست كه [باز] مانند آنها را بيافريند آرى اوست آفريننده دانا (۸۱)

 

أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ ﴿۸۱﴾

 

چون به چيزى اراده فرمايد كارش اين بس كه مى‏گويد باش پس [بى‏درنگ] موجود مى‏شود (۸۲)

 

إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ﴿۸۲﴾

 

پس [شكوهمند و] پاك است آن كسى كه ملكوت هر چيزى در دست اوست و به سوى اوست كه بازگردانيده مى‏شويد (۸۳)

 

فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۸۳﴾

 - از وبلاگ مطالب علمی  و فرهنگی و هنری  نویسنده :محمد حسنی   

 


 



درباره وبلاگ


به وبلاگ خوش آمدید از حسن انتخاب شما کمال تشکر راداریم لطفا نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید. با تشکر
مطالب علمی به زبان ساده ؛کوتاه مختصر مفید به زبان قابل فهم
تبریک سال نو ١فرهنگي تغييرات وتکنولوژي-ديني خداوند کدام گناه‌ها را نمی‌بخشد؟ اطلاعات عمومی دینی اطلاعات نماز میلاد امام حسن مجتبی (ع) بر مسلمین مبارکباد تبریک میلاد باسعادت حضرت محمد(ص9 و امام صادق (ع)
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران