علمی وآموزشی و مذهبی وگردشگری و جهانگردی
آموزشی ومذهبی و جهانگردی و علمی
 
 
دوشنبه 11 دی 1391 :: 16:46 ::  نويسنده : nnjj

مقدمه

با ظهور آیفون که تعریف جدیدی از صفحه نمایش‌های تمام لمسی ارائه می‌داد، اندک اندک قلم‌ها از دنیای گوشی‌های هوشمند کنار رفتند و بسیاری از کاربران دلتنگ آن شدند.

سامسونگ به خوبی متوجه این نکته شد و Galaxy Note را عرضه کرد که امکان استفاده از قلم را نیز برای کاربران فراهم آورده و رویکردی ساده را در استفاده از رابط کاربری ارائه می‌داد. Note  از یک صفحه نمایش 5.3 اینچی غول پیکر بهره می‌برد که ایده فوق‌العاده ای برای انجام آسان‌تر کارها حتی با وجود غیراستاندارد بودن رابط و بهینه سازی نشدن آن به شمار می‌رفت. گرچه در نظر گرفتن چنین اندازه‌ای برای گوشی، نوعی قمار محسوب می‌شد، هرچند در زمان عرضه این گوشی اندازه صفحه نمایش‌های گوشی‌های اندرویدی به تدریج بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شد اما بزرگ‌ترین صفحه نمایش موجود تا آن زمان قطری 4.3 اینچی داشت و آیفون هنوز از همان اندازه 3.5 اینچی برای قطر صفحه نمایش بهره می‌گرفت؛ به این ترتیب اندازه 5.3 اینچی صفحه نمایش بسیاری را به شگفتی واداشت.

چه به دلیل مشخصه‌های سخت افزاری عالی، چه به دلیل پشتیبانی و بازاریابی خوب سامسونگ و چه به دلیل اشتیاق کاربران برای استفاده از قابلیت‌های جدید گوشی، محصول غول پیکر کره‌ای ها جایگاه ویژه‌ای برای خودش در بازار دست و پا کرد و تا به حال بیش از ده میلیون مورد از این گوشی فروخته شده است. 

و حالا نسل جدید این کهکشانی غول اندام با نام Note II به بازار عرضه شده است و می‌خواهد احساس خانوادگی Note را از غیر جذاب بودن به یک Galaxy S III بزرگ‌تر تبدیل کند. اکنون S Pen قابلیت‌های جدیدی در اختیار شما می‌گذارد، صفحه نمایش 5.5 اینچی گوشی باریک‌تر شده، ضخامت بدنه گوشی کاهش یافته و پردازنده چهار هسته ای و دو گیگابایت RAM هم به آن افزوده شده‌اند. اما آیا این تغییرات منجر به فروش بهتر گوشی خواهند شد؟ برای یافتن پاسخ این سوال در ادامه با ما همراه باشید.

طراحی

صفحه نمایش 5.5 اینچی این روزها دیگر چیز عجیب و غریبی نیست و بر خلاف نسخه اول Note، این بار سامسونگ نیاز به توجیه این مطلب ندارد. قابلیت مکالمه به یکی از جزئی‌ترین قابلیت‌های تلفن‌های هوشمند امروزی بدل شده است و حالا امکانات چند رسانه‌ای است که در این زمینه حرف نخست را می‌زند. بنابراین برای اغلب کاربران توان گوشی برای پشتیبانی از بازی‌های جدید و همراه داشتن پنجره‌ای قابل حمل رو به دنیا، که تعریفی دقیق از کاربرد صفحه نمایش‌های گوشی‌های هوشمند امروزی است، اهمیت زیادی پیدا کرده است. علیرغم صفحه نمایش بزرگ‌تر، Note 2 وزنی برابر با برادر بزرگ‌ترش دارد اما از پهنای آن کاسته شده است تا بهتر در دست جای گیرد. البته اگر دستان کوچکی داشته باشید هنوز اندازه گوشی برای شما بزرگ است و کار کردن با آن، برای شما سخت خواهد بود؛ از سوی دیگر کاهش ضخامت در  کنار گوشه‌های گرد و انحناهای خاص بدنه که از Galaxy S3 سامسونگ الهام گرفته شده است، کار با آن را نسبت به Note آسان‌تر می‌کنند. شباهت طراحی گوشی به Galaxy S3 بسیار واضح و مشخص است و تنها وجود قلم در گوشه پایین سمت راست Note، که مشخصه بارز و کلیدی برای فروش آن به شمار می‌آید، آن را از همتای کهکشانی خود متمایز می‌کند. 

برای ساخت بدنه گوشی از همان پلی کربناتی که در ساخت GS III بهره گرفته شد، استفاده شده و در نسخه‌های رنگی گوشی، طیف‌های رنگی برای بدنه صیقلی در نظر گرفته شده است. صیقلی بودن پلی کربنات استفاده شده، Note II را اندکی لغزنده می‌کند و این‌گونه به نظر می‌رسد که استفاده از بافت در این قسمت، می‌توانسته است انتخاب بهتری باشد. از طراحی یک تکه بدنه هم در اینجا خبری نیست، با برداشتن کاور نازک باتری، اسلات های کارت حافظه و شیار جایگیری سیم کارت و همین طور باتری نمایان می‌شود. تنها به دلیل در اختیار گذاشتن امکان گسترش فضای ذخیره سازی، Note II شایسته بدست آوردن امتیاز کامل این بخش است. 

نخستین نکته‌ای که پس از در دست گرفتن گوشی برای اولین بار، توجه شما را به خود جلب خواهد کرد این است که چگونه سامسونگ صفحه نمایشی بزرگ‌تر از Note قبلی را در بدنه‌ای کوچک‌تر جای داده است. این صفحه نمایش تقریبا تمامی فضای کناره جلویی گوشی را اشغال کرده و حاشیه بسیار کوچک‌تری نسبت به قبل در زیر آن که کلید Home در آن تعبیه شده است، دیده می‌شود. این بخش حتی نسبت به GS III هم باریک‌تر است.

صفحه نمایش

خبر مهم در مورد صفحه نمایش 5.5 اینچی Note II که از تناسب 16:9 بهره می‌برد، علاوه بر این که بزرگ‌ترین صفحه نمایش به کار گرفته شده تا به امروز در گوشی‌های موبایل است، این است که این صفحه نمایش، بهترین صفحه نمایش  AMOLED است که سامسونگ تا به امروز موفق به تولید آن شده است. این صفحه نمایش با نام HD Super AMOLED معرفی شده است که باید به معنای بهره گیری آن از ماتریس PenTile باشد؛ اما این‌طور نیست. بررسی های میکروسکوپی از صفحه نمایش Note II نشان می‌دهند که خبری از روش عجیب و غریب PenTile ها برای رسیدن به رزولوشن های بالاتر با استفاده از 3/2 زیرپیکسل های ماتریس RGBنیست. آنچه که ما در Note II می‌بینیم، ماتریس RGB خطی هم نیست چرا که زیرپیکسل های آبی به جای حالت موازی، در حالت عمود نسبت به زیرپیکسل های قرمز و سبز قرار دارند و حالا به روش خطی دیگری آراسته شده‌اند. البته در رزولوشن های بالا در این روش PenTile تفاوت زیادی با RGB ندارد اما این بار رنگ‌های سبز و قرمز فوق‌العاده به نظر می‌رسند. به دلیل وجود نوع جدید HD Super AMOLED، رزولوشن 1280x720(267 پیکسل در هر اینچ) در واقع در سطح زیرپیکسل ها نسبت به رزولوشن 1280x800 (285 پیکسل در هر اینچ) برتر است اما با چشمان غیر مسلح نمی‌توانید تفاوت زیادی میان آن‌ها بیابید. 

آنچه که شما می‌توانید ببینید این است که اثری از رنگ‌های سردی که معمولا در Super AMOLED ها می‌توانید ببینید وجود نداشته و در هنگام نمایش رنگ سفید، صفحه نمایش Note II بسیار نزدیک به صفحه نمایش‌هایLCD عمل می‌کند.

بسیار مهم‌تر از بحث فتنه انگیز تقابل PenTile در برابر RGB، سطح روشنایی صفحه نمایش Note II افزایش یافته و می‌توان از این حیث آن را بهترین صفحه نمایشی دانست که تا به حال در محصولات سامسونگ به کار گرفته شده است. این مشخصه در کنار بازتاب اندک صفحه نمایش، سبب می‌شود تا خوانایی صفحه نمایش در فضاهای باز به شدت افزایش یافته و تنظیم خودکار نور هم به خوبی کار کند.

گذشته از این، زوایای دید وسیع، درخشندگی عالی و رنگ‌های اشباع شده همه همچنان در دسترس هستند و سبب می‌شوند که Note II به بهترین ابزار موجود برای تماشا و لذت بردن از ویدیوها در چنین اندازه‌ای تبدیل شود.

S Pen

قلم به خوبی و محکم در جایگاه تعبیه شده ویژه خود قرار گرفته و برای بیرون کشیدن آن باید اندکی به خودتان زحمت دهید. هنگامی که بخواهید از میزتان فاصله بگیرید و قلم را در جای خودش قرار نداده باشید، Note II با صدای بوق کوتاه و نمایش یک پیغام در این مورد به شما هشدار خواهد داد.

با توجه به باریک‌تر شدن و افزایش درازای S Pen نسبت به قبل، این قلم حالا ارگونومیک تر شده است. کلید تعبیه شده در پایین قلم هم بزرگ‌تر شده و فشردن آن نسبت به Note آسان‌تر است. قلم بر روی Note II هم محکم‌تر احساس شده و نسبت به قلم پیشین که با فشار تا حدی خم می‌شد، بهتر است.

رابط و عملکرد

و بالاخره چشممان به جمال jelly Bean در محصولات سامسونگ روشن می‌شود. Note II به همراه جدیدترین نسخه از سیستم عامل محبوب اندروید یعنی Android 4.1.1 Jelly bean که با وجود قابلیت‌هایی چون Google Voice  و Google Now، به سطح جدیدی از عملکرد رسیده است، عرضه می‌شود. نه تنها این، بلکه با وجودProject Butter و در ترکیب با پردازنده چهار هسته‌ای، Jelly Bean با نرخ 60 فریم بر ثانیه و به روانی بر روی این گوشی اجرا می‌شود. صفحه نمایش 5.5 اینچی توسط نرم افزارهای پیش فرض چون گالری و شبکه‌های ویدیویی اجتماعی که دسته بندی‌های مختلف را در سمت چپ و محتویات آن‌ها را در سمت راست صفحه نمایش غول پیکر به نمایش در می‌آورند به خوبی مورد استفاده قرار گرفته و امکان دسترسی سریع‌تر و کار آسان‌تر را فراهم می‌آورد.

سامسونگ بر استفاده از سرویس S Voice خودش تاکید دارد اما خوشبختانه Google Voice در Jelly Beanعملکرد بهتری از آن دارد. با این وجود دیگر نیازی به توسعه پرزحمت S Voice  توسط سامسونگ که تنها اندکی تجربه بهتری نسبت به سرویس TellMe در Windows Phone عرضه می کند، نیست. از سویی سامسونگ به شما اجازه می‌دهد که به دلخواه خودتان از مخلوق Google برای جستجوهای صوتی شما بهره بگیرید.

 

تمامی قابلیت‌های galaxy S III که از طبیعت الهام گرفته شده بودند، چون PopUp Play، Smart Stay و یا All Share Cast  همه در Note II هم تعبیه شده‌اند و می‌توانید برای آشنا شدن با جزئیات آن‌ها نگاهی به بررسیS III بیاندازید. ما در اینجا تنها بر روی نرم افزارهایی که به صورت ویژه برای کار با قلم طراحی شده‌اند، تمرکز خواهیم کرد. 

 

S pen و کارآیی

 

علاوه بر بهبودهایی که در نخستین نسخه Note شاهد بودیم، حالا نرم افزار S Note الگوهای بیشتری را برای انتخاب در اختیار کاربر قرار می‌دهد. همانند Note، بخش Formula امکان نوشتن فرمول‌های پیچیده را به شما می‌دهد و پنجره باز شویی هم نتیجه را از طریق Wolfram Alpha برای شما محاسبه می‌کند.

 

قابلیت تشخیص دست خط هم به لطف قلم متحول شده S Pen که حالا ضخیم‌تر، بلندتر و ارگونومیک تر شده به طرز قابل ملاحظه‌ای بهبود یافته است. با وجود فناوری جدید تقریبا هیچ نوع کندی در هنگام نوشتن بر روی صفحه احساس نخواهید کرد. امکان نوشتن از این طریق در ایمیل‌ها و پیام‌ها وجود داشته و در هر جایی می‌توانید به آسانی کلمات نوشته شده از این طریق را به صورت خودکار به کلمات تبدیل کنید. 

S Pen ترفندهای جدیدی هم فرا گرفته است که یکی از جذاب‌ترین های آن‌ها Air view نام دارد. Air View پیش نمایش‌هایی از ایمیل‌ها، گالری های تصاویر و ویدیوها با قرار گرفتن قلم بر روی آن‌ها به نمایش در آورده و یا با قرار گرفتن بر روی کلیدی خاص، عملکرد آن را در برچسب کوچکی بر روی صفحه به شما نمایش می‌دهد.

در نرم افزار تقویم S Planner، Air View قرار ملاقات‌ها را بدین روش به شما نمایش می‌دهد و اگر برنامه شلوغی داشته باشید، خواهید دید این روش تا چه حد کارتان را آسان‌تر ساخته است. حالا کلید تعبیه شده بر روی S Pen به آن می‌گوید که محتویات انتخاب شده ویرایش و یا کپی شوند. قابلیت Easy Clip امکان برش زدن ناحیه خاصی از تصویر به نمایش در آمده بر روی صفحه را به شما می‌دهد. ناحیه برش زده شده را می‌توان به آسانی از طریق ایمیل ارسال نموده، در یادداشت‌ها درج کرده و یا برای استفاده‌های بعدی به حافظه موقت کپی کنید. یکی دیگر از کاربردهای S Pen این است که بیرون کشیدن آن از جای خود در طی تماس‌های تلفنی سبب فراخوانی نرم افزار S Note  می‌شود. با این روش نه تنها به سرعت می‌توانید به یادداشت آدرس‌ها و دیگر اطلاعات ارائه شده در طی مکالمه‌تان بپردازید بلکه امکان انجام کارهای دیگری چون خواندن ایمیل‌ها و یا برقراری تماس را که گاها بسیار به کار می‌آیند نیز خواهید داشت. 

پردازنده و حافظه

بهترین نکته راجع به Note II این است که از پردازنده چهار هسته ای پرقدرتی استفاده می‌کند. سامسونگ در اینجا از تراشه فوق‌العاده عالی Exynos 4412 بهره گرفته است که در ابتدا در نسخه بین المللی Galaxy S III به کار گرفته شد و خبر بهتر این که حالا فرکانس کاری آن به 1.6 گیگاهرتز افزایش پیدا کرده است. آنچه که از نظر قدرت پردازشی در Note II می‌بینیم، در واقع بهترین قدرتی است که می‌توان تا پیش از رسیدن گوشی‌های مبتنی بر S4 pro چون Optimus G به بازار در دنیای اندروید شاهد بود.

گوشی از دو گیگابایت RAM، بهره می‌برد؛ حافظه داخلی گوشی در ساده‌ترین و ارزان‌ترین نسخه Note II به 16 گیگابایت می‌رسد که ده گیگابایت آن در دسترس کاربر است و علاوه بر این گوشی از کارت‌های حافظهMicroSD نیز برای افزایش فضای ذخیره سازی پشتیبانی می‌کند. آن طور که سامسونگ اعلام کرده است نسخه‌های 32 و 64 گیگابایتی گوشی نیز در دسترس خواهند بود. اگر تصور می‌کنید مرورگری که در Samsung Galaxy S III می‌بینید بهینه سازی شده است، پس بهتر است کمی صبر کنید تا مرورگر به کار گرفته شده توسط سامسونگ در Jelly Bean را مشاهده کنید. iPhone 5 که در حال حاضر سریع‌ترین مرورگر دنیا را در اختیار دارد در تست مرورگر جاوا اسکریپت SunSpider موفق به کسب امتیاز 947 شد (امتیاز کمتر بهتر است) وGalaxy Note II تنها با اندکی اختلاف امتیاز 1028 را بدست آورد که نشان از حضور پرقدرت اندروید در این زمینه حتی پیش از پا گذاشتن گوشی‌های مبتنی بر Snapdragon S4 به بازار دارد

سریع، روان و بدون هیچ نوع کندی، استفاده از مرورگر در صفحه‌ای با این اندازه به شدت لذت بخش است. متاسفانه از پشتیبانی از Adobe Flash در JB خبری نیست، بنابراین برای استفاده باید آن را از Google Playدانلود کرده و یا از فایل APK نسخه ICS  اندروید بهره بگیرید.

Note II از قابلیت دانلود با سرعت 100 مگابیت در شبکه‌های LTE و 42 مگابیت بر ثانیه در شبکه‌های HSPA+برخوردار است. علاوه بر این Note II از Wi-Fi، بلوتوث 4.0، A-GPS، Wi-Fi Direct، DLNA و رادیو اف ام با RDS نیز پشتیبانی می‌کند. Note امکان از NFC هم برخوردار بوده و با استفاده از یک تبدیل MHL می‌توانید از خروجیHDMI نیز بهره بگیرید.

دوربین

Note II از دوربینی هشت مگاپیکسلی برخوردار است و رابط دوربین در واقع همان رابط Nature UX است. مشکلاتی چون کندی شاتر و ثبت پیاپی عکس‌ها با نگاه داشتن کلید شاتر مجازی هم اکنون رفع شده و به حد استاندارد رسیده‌اند؛ علاوه بر این دوربین در فوکوس و ثبت عکس بسیار سریع عمل می‌کند. دوازده جلوه متفاوت نیز در اختیار کاربر قرار گرفته و شما می‌توانید از میان حالت‌های مختلفی چون HDR، Best Shot (که بهترین عکس از میان هشت عکس ثبت شده را به شما نمایش می‌دهد)، Best Face ، Panorama و تشخیص لبخند یکی را برای ثبت عکس انتخاب کنید. عکس‌ها بسیار خوب هستند؛ آن‌ها واضحاند، میزان جزئیات بالایی دارند و علاوه بر این دامنه پویای آن‌ها عالیست. رنگ‌ها کمی بیش از حد اشباع شده‌اند، که عکس‌ها را در نگاه اول بسیار جذاب‌تر می‌کنند. علاوه بر این سطح نویزها در حد خوبی نگاه داشته شده و الگوریتم‌های فشرده سازی نیز از میزان جزئیات عکس‌ها نمی‌کاهند. 

Note 2 امکان ضبط ویدیویی با نرخ 30 فریم بر ثانیه را برای شما مهیا می‌کند و علاوه بر رنگ‌های تقویت شده، جزئیات بسیاری نیز در آن‌ها نمایان است. امکان زوم دیجیتال در حین فیلم‌برداری با حرکات نیشگون مانند هم وجود دارد که به دلیل افت بالای کیفی ویدیوها آن را توصیه نمی‌کنیم. دوربین در این حالت از فوکوس خودکار مداوم و فوکوس لمسی هم پشتیبانی می‌کند. با اینکه صدای ضبط شده بسیار قوی است اما بسیار یکنواخت است. علیرغم تعبیه شدن دو میکروفن برای خنثی سازی نویزها، انواع سیگنال‌های صوتی با صداها ترکیب می‌شوند.

قابلیت‌های چند رسانه‌ای

پخش کننده موسیقی nature UX از دسته بندی آهنگ‌ها با نام خواننده، آلبوم و لیست‌های پخش پشتیبانی کرده و امکان دسترسی آسان به حالت‌های مختلف پخش صدا چون صدای 7.1 کاناله و Concert hall را در کنار اکولایزر ها فراهم می‌سازد. با استفاده از نرم افزار AllShare می‌توانید آهنگی را که در حال گوش دادن به آن هستید را با دیگر دوستان خود را از طریق گوشی‌های سامسونگ به اشتراک بگذارید. لبه Music Square هم تمامی آهنگ‌های شما را در یک ماتریس که احساس و حالت روانی شما را تعیین می‌کند، به نمایش می‌گذارد.

صدای بلندگو در این بخش نیاز به توجه ویژه‌ای دارد. صدای گوشی بسیار قوی است، قوی‌تر از نسخه اول Noteو بسیار قوی تر از Galaxy S III؛ اما آنچه مهم‌تر است پُر تر و عمیق‌تر بودن صدا نسبت به آن چیزی است که معمولا در گوشی‌های هوشمند شاهد آن هستیم.

گالری از اندازه صفحه نمایش به خوبی استفاده می‌کند و با تقسیم صفحه به دو قسمت، دسترسی آسانی را به پوشه‌ها در سمت چپ و محتویات آن‌ها در سمت راست صفحه فراهم می‌کند. شما همچنین با استفاده از قابلیت Air View مربوط به S Pen هم می‌توانید محتویات پوشه‌ها را مشاهده کنید.

امکان بهره گیری از نمای سه بعدی نیز در گالری وجود دارد. در نمای Timeline، تصاویر در صفی سه بعدی به ترتیب زمانی به نمایش در می‌آیند. نمای Spiral هم بسیار شبیه گالری آماده شده برای استفاده در سیستم عامل Tizen سامسونگ بود، در صفی انحنادار به نمایش محتویات گالری می‌پردازد. به غیر از گزینه‌های استانداردی چون امکان برش و چرخاندن تصاویر، گزینه‌های بسیار دیگری نیز در اختیار شماست.

ما از کیفیت خوب مکالمات تلفنی در Samsung Galaxy Note II به شدت لذت بردیم. گوشی خروجی صدای مخاطب سیگنال‌های بسیار قوی را حذف کرده و در کل بلندی صدا را به نصف کاهش می‌دهد؛ بنابراین با وجود واضح بودن، صدا به هیچ وجه گوش شما را آزار نمی‌دهد.

از سوی دیگر بلندی صدا هم به حدی کافیست و دو میکروفنی که برای خنثی سازی نویزها در نظر گرفته شده‌اند صدای ما را به شکلی واضح و بلند انتقال می‌دهد. شاید صحبت کردن با Note II با توجه به اندازه آن هنوز هم برای شما عجیب باشد اما هر آنچه از نظر کیفیت صدا انتظار می‌رود، سامسونگ در آن برای شما تعبیه کرده است.

 



سه‌شنبه 21 آذر 1391 :: 11:47 ::  نويسنده : nnjj

درعرش مجلس غم ارباب عالم است     

               مشکى بپوش اى دل شیدا محرم است


                           

 غش کرد فاطمه به خدا محتشم بس است    

 

                                         باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

 

 


 

پس زمینه کامپیوتر مخصوص محرم - www.taknaz.ir

پس زمینه کامپیوتر مخصوص محرم - www.taknaz.ir



سه‌شنبه 14 آذر 1391 :: 11:22 ::  نويسنده : nnjj

تسلیت باد سالروز شهادت امامِ لحظه های مناجات سبز صحیفه عشق و عرفان

خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی را دارم ولی چون خودی را نداری. امام سجاد (ع)

امام علی بن حسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام مشهور به سجاد، چهارمین امام شیعیان بنا به قولی مشهور، در پنجم شعبان سال 38 هجری قمری متولد شد و در 12 محرم سال 95 هجری قمری به دست ولید بن عبدالملك به شهادت رسید.

 

امام زین العابدین علیه السلام زمانی دیده به جهان گشود كه زمام امور در دست جد بزرگوارش امام علی بن ابیطالب علیه السلام بود. آن حضرت 3 سال از خلافت علوی و حكومت چند ماهه امام حسن علیه السلام را درك كرد.

 

امام سجاد علیه السلام در عاشورای سال 61 هجری قمری حضور داشت و در آن واقعه به صورتی معجزه آسا نجات یافت و پس از شهادت پدرش امام حسین علیه السلام مسئولیت زمامداری شیعیان از جانب خدا بر عهده او گذاشته شد و از آن روز تا روزی كه به شهادت رسید زمامدارانی چون یزید بن معاویه، عبدالله بن زبیر، معاویه بن یزید، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان و ولید بن عبدالملك، معاصر بود.

 

امام سجاد علیه السلام در اوضاع ناگوار اجتماعی آن روز كه ارزش های دینی دست خوش تغییر و تحریف امویان قرار گرفته بود، مهمترین كار خویش را در زمینه برقراری پیوند مردم با خدا، با دعا آغاز كرد.

 

چنین بود كه مردم تحت تأثیر رو حیات آن حضرت قرار گرفتند و شیفته مرام و روش او شدند و بسیاری از طالبان علم و دانش در مسلك راویان حدیث او در آمدند و از سرچشمه زلال دانش وی كه برخاسته از علوم رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین علیه السلام بود، بهره ها جستند.



سه‌شنبه 14 آذر 1391 :: 07:20 ::  نويسنده : nnjj

محققان دانشگاه كرنل يك ربات پرنده طراحي كرده‌اند كه مانند يك پرنده در مواجهه با موانع مانور مي‌دهد. اين ربات قادر است در جنگل‌ها، تونل‌ها و ساختمان‌هاي ويران شده حركت كند.معمولا ربات‌هاي پرنده ويژگي‌هاي يكساني دارند و از GPS استفاده مي‌كنند؛ ولي اين ربات داراي ويژگي منحصر به فردي است و مي‌تواند مانند يك پرنده با دقت زياد از بين شاخ و برگ درختان راه خود را پيدا كند و از كنار ديوارها بگذرد. شايد كنترل ربات پرنده توسط انسان زياد دقيق و سريع نباشد و سيگنال‌هاي راديويي هر جايي كه ربات مي‌رود وجود نداشته باشد. اين عيب در اين ربات وجود ندارد. نمونه آزمايشي ساخته شده اين ربات چهار پروانه هليكوپتري در چهار طرف خود دارد و مجهز به دوربين‌هاي سه‌بعدي براي حركت در راهروها و راه‌پله‌هاست‌؛ ولي در محيط‌هاي باز و مسافت‌هاي طولاني اين دوربين‌ها دقيق عمل نمي‌كند و نمي‌تواند ديد خوبي از موانع براي تصميم‌گيري صحيح ربات بدهد. براي بهبود اين قسمت، از دوربين‌هاي دوبعدي در اطراف ربات استفاده شده كه با تبديل تصاوير آن به مدل‌هاي سه بعدي و تشخيص اين كه يك جسم در چه فاصله‌اي از آن قرار دارد، استفاده شده است.اين ربات توانايي يادگيري هم دارد و شكل، بافت، رنگ و... موانع اطراف خود را در حافظه‌اش ذخيره مي‌كند و در مقابل دوباره با موارد مشابه از دانش قبلي خود استفاده خواهد كرد.سازندگان اين ربات در فكر توسعه بيشتر آن هستند و سعي مي‌كنند آن را در مقابل موارد متغير در طبيعت مانند باد و باران مقاوم كرده و در برابر موانع متحرك چابك‌تر كنند؛ براي مثال اگر توپي به سمت او پرتاب شد، جاخالي دهد!شايد تركيب توانايي‌هاي اين ربات با رباتي كه چندي پيش در يكي از دانشگاه‌هاي آلمان ساخته شده و بسيار شبيه يك پرنده است، بتواند طراحي نسل آينده ربات‌هاي پرنده را رقم بزند.




پنج‌شنبه 09 آذر 1391 :: 20:19 ::  نويسنده : nnjj

36565306006463885073.jpg
 
امیرحسین جعفری دانش آموز کلاس پنجم ابتدایی
 
 20373551421776550789.jpg
مصطفی شهنوازی دانش آموز کلاس پنجم ابتدایی
 
96994175729878424118.jpg
مصطفی رمضان نیا دانش آموز کلاس پنجم ابتدایی



پنج‌شنبه 09 آذر 1391 :: 19:47 ::  نويسنده : nnjj

عبادت که هدف آفرینش انسان است، اسرارى دارد; اسرار عبادت غیر از آداب و احکام آن است . احکام عبادت، همین واجبات است که در کتاب‏هاى فقهى بیان شده است، مانند واجبات و ارکان نماز . آداب نماز مانند آهسته دعا کردن، پاره‏اى از این آداب در کتاب‏هاى فقهى آمده است و برخى در کتاب‏هاى اخلاقى، اما اسرار عبادات ارواح و باطن‏هاى عبادت است که با باطن انسان در ارتباط است و انسان با باطن عبادت محشور مى‏شود، این گونه بحث‏ها در کتاب‏هاى عرفانى بیان شده است .
در این مقال به اسرار نماز - که از مهم‏ترین عبادت‏هاست - پرداخته مى‏شود .
عبادات ظاهرى دارند و باطنى و سرى، به ما گفته‏اند که آن اسرار را فراگیریم و بدان‏ها عمل کنیم . نماز خواندن و روزه گرفتن و وضو گرفتن و دیگر تکالیف جزء احکام الهى است . هر یک از احکام براى آن است که انسان به اسرار آنها پى ببرد و آزاد شود .
مرحوم شهید - رضوان الله تعالى علیه - نقل فرموده است (
۱) که همواره رسول خدا (ص) بعد از نماز صبح، بین‏الطلوعین، در مسجد مى‏نشستند و به سؤال‏هاى مردم پاسخ مى‏دادند . روزى دو نفر نوبت گرفتند تا سؤالاتى طرح کنند . حضرت به اولى فرمود: گرچه شما قبل از آن برادر آمده‏اید لکن نوبتتان را به ایشان بدهید، چون شما اهل کرم و ایثارید و او کار لازمى دارد و عجله دارد . این ادب رعایت نوبت را حضرت در آن جا آموختند . بعد فرمودند: من بگویم شما براى چه آمده‏اید یا شما مى‏گویید؟ عرض کردند یا رسول الله! شما بفرمایید .
فرمودند: یکى براى یاد گرفتن مسائل حج آمده است و دیگرى براى مسائل وضو گرفتن، آن گاه سؤال‏ها را جواب فرمود:
اما معناى وضو گرفتن - شستن صورت و دست‏ها و مسح سر و پاها در وضو، رازى دارد: شستن صورت در وضو یعنى خدایا هر گناهى که با این صورت انجام دادم آن را شست‏و شو مى‏کنم که با صورت پاک به جانب تو عبادت کنم و با پیشانى پاک سر بر خاک بگذارم . شستن دست‏ها در وضو یعنى خدایا از گناه دست‏شستم، و گناهانى را که با دستم مرتکب شده‏ام، دستم را تطهیر مى‏کنم . مسح سر در وضو یعنى خدایا از هر خیال باطل و هوس خام که در سر پرورانده‏ام سرم را تطهیر مى‏کنم و آن خیال‏هاى باطل را از سر به دور مى‏اندازم . مسح پا یعنى خدایا من از جاى بد رفتن پا مى‏کشم و این پا را از هر گناهى که با آن انجام داده‏ام تطهیر مى‏کنم .
اگر کسى بخواهد نام مبارک حق تعالى را بر زبان آورد، باید دهان را تطهیر کند . مگر مى‏شود انسان با دهان ناشسته نام خدا را ببرد، باید دهان را با آب مضمضه کند و بشوید .
این گوشه‏اى از اسرار وضو گرفتن است . اگر ما مى‏بینیم از نماز و عبادت لذت نمى‏بریم براى آن است که به این اسرار آشنا نیستیم . آنها که از عبادت لذت مى‏برند چیزى را به این عبادت تبدیل و تعویض نمى‏کنند .
مرحوم ابن بابویه نیز از امام هشتم نقل فرموده است که امام رضا - سلام الله علیه - به یکى از شاگردانشان به نام محمد بن سنان مرقوم فرمود: «ان عله الوضوء التی من اجلها صار على العبد غسل الوجه و الذراعین و مسح الراس والقدمین . فلقیامه بین یدى الله تعالى و استقباله ایاه بجوارحه الظاهره و ملاقاته بها الکرام الکاتبین . فیغسل الوجه للسجود و الخضوع و یغسل الیدین لیقلبهما و یرغب بهما و یرهب و یتبتل و یمسح الراس والقدمین لانهما ظاهران مکشوفان یستقبل بهما کل حالاته و لیس فیهما من الخضوع والتبتل ما فى الوجه والذراعین‏» . (
۲)
فرمود: سر وضو گرفتن و غسل و مسح این است که انسان با اعضاى پاک متوجه خداوند سبحان گردد . آیا مى‏شود انسان با چشم گناه بکند و با همان چشم و صورت متوجه خداوند بشود؟ و اصولا اسرار الهى حقایقى است که «لایمسه الا المطهرون‏» . (
۳) اگر حقیقت قرآن را جز افراد باطهارت نمى‏یابند، حقیقت این عبادات را هم جز افراد پاک نمى‏یابند . آن گاه عبادت در کام انسان لذت پیدا مى‏کند و هیچ چیزى انسان را به خود مشغول نخواهد کرد .
در این حدیث‏شریف سخن از ملاقات خدا و استقبال فرشتگان است . انسان ملائکه را مى‏بیند، سخنان آنان را مى‏شنود . این که مى‏بینیم ما نماز مى‏خوانیم و چیزى از نورانیت احساس نمى‏کنیم براى آن است که نماز را با آداب و اسرار آن نخواندیم . خاصیت نماز، در معرفت‏باطن آن است . اگر انسان با این اسرار آشنا شد و آن گاه در راه خدا شربت‏شهادت نوشید، خون او با دیگر خون‏ها یکسان نیست .
هر شهیدى آن قدرت را ندارد که نظام اسلامى را تحکیم کند . گاهى هزاران نفر باید شهید شوند تا سدى در برابر سیل بیگانگان باشند، گاهى یک نفر سیل را برمى‏گرداند . گرچه براى شهید مقامى است‏بس عظیم، اما همه شهدا در یک درجه نیستند . آن کسى که عارف‏تر و عالم‏تر و آگاه‏تر و با فرشتگان خدا در زمان حیاتش ملاقات‏ها داشته است، خون او هم مؤثرتر است .
در وضو، شستن صورت با صابون لازم نیست، شستن صورت با نیت لازم است . اگر کسى صورت را با این قصد بشوید که خدایا براى وضو گرفتن و امتثال امر تو و نماز خواندن صورتم را از هر گناه شستم و تطهیر کردم که با چهره‏اى پاک به سوى تو و در خاک تو بیفتم، او به اسرار عبادت پى برده است و با فرشتگان ملاقات کرده و ملاقات مى‏کند . دست‏ها را مى‏شوید تا با دست پاک خدا را بخواند و به دعا برخیزد; و سر و پا را مسح مى‏کند چون در نماز سر او پیداست و پاهاى او به طرف قبله است، باید با فکر و پاى پاک به طرف خداوند سبحان بایستد و لذت ببرد . این گوشه‏اى است از آن چه در مورد وضو بیان فرموده‏اند .
گوشه ه‏اى از اسرار نماز
اما نماز، درباره نماز نیز از رسول خدا نقل شده است که فرمودند: «ما من صلوه یحضر وقتها الا نادى ملک بین یدى الناس: ایها الناس قوموا الى نیرانکم التی اوقدتموها على ظهورکم فاطفئوها بصلاتکم‏» . (
۴) هیچ نمازى نیست مگر آن که در وقت نماز فرشته‏اى به مردم مى‏گوید اى مردم برخیزید آن آتش‏هایى که با دست‏خود بر پشت‏خود روشن کرده‏اید با نماز خاموش کنید .
چنان نیست که ما نگاه ناروایى که کردیم، سخن بدى که گفتیم، بى‏راهه‏اى که رفتیم، از ما جدا و دور باشد، همه اینها آتش‏هایى است که با دست‏خود روشن کرده‏ایم و بر دوش حمل مى‏کنیم و نمى‏دانیم که خروارها آتش بر دوش ماست .
انسان خود آتش و هیزم افروخته مى‏شود: «و اما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا» . (
۵) آنها که اهل قسط و ظلم هستند، خود هیزم جهنم‏اند . انسان به صورت آتش و هیزم افروخته‏اى مجسم مى‏شود .
اگر خداوند اهل قسط و عدل را دوست دارد، اهل قسط و ظلم را هم دشمن دارد، و آنها هیزم افروخته جهنم‏اند . بسیارى از کارهاى ماست که به صورت آتش بر دوش، انباشته است و ما احساس نمى‏کنیم . معلوم مى‏شود اگر کسى نماز خواند نه تنها گرفتار گناهانى بعد از نماز نمى‏شود بلکه آتش‏هایى را نیز که قبلا روشن کرده است‏خاموش مى‏کند و مى‏شود «نور» .
از امام صادق - سلام الله علیه - نقل شده است که اگر خداوند سبحان بخواهد برکتى به انسان مرحمت کند آن را در بهترین حال عطا مى‏فرماید، و بهترین حالت در محراب بودن و در جنگ با دشمن درونى است . خداى سبحان اگر به زکریا، یحیى را مرحمت کرده است در حال عبادت این بشارت به او داده شده است . «امام صادق - علیه السلام - فرمود: ان طاعه الله - عزوجل خدمته فى الارض و لیس شى‏ء من خدمته یعدل الصلوه فمن ثم نادت الملائکه زکریا - علیه السلام - و هو قائم یصلى فى المحراب‏» ; (
۶) اعت‏خداوند آن است که انسان در زمین، خداوند را خدمت کند و چیزى از خدمت او به اندازه نماز نمى‏ارزد و به همین هت‏بشارت در حال عبادت به زکریا داده شده است .
نماز یک نهر روان و یک چشمه کوثر است، همه آتش‏هاى گذشته را خاموش مى‏کند، و هم نمى‏گذارد انسان بعدا گرفتار آتش شود . هم جلو بدى‏ها را مى‏گیرد و هم آن بدى‏هاى گذشته را از بین مى‏برد . این خاصیت نماز است که در قرآن کریم بدان اشاره شده است: «ان الصلوه تنهى عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر والله یعلم ما تصنعون‏» . (
۷)
بیانى از امام صادق - سلام الله علیه - نقل شده است که فرمود: «اول ما یحاسب به العبد عن الصلوه فاذا قبلت قبل منه سائر عمله و اذا ردت علیه رد علیه سائر عمله‏» . (
۸)
اول چیزى که از انسان سؤال مى‏کنند نماز است، اگر نماز قبول شد سایر اعمال هم قبول است . نماز و نمازگزار را قرآن کریم به خوبى معرفى فرموده است . نمازگزار کسى است که مسائل‏مالى به عهده او نیست، طمع و آز در درون او نیست . وقتى که طبیعت دنیاپرست انسان را خداى خالق انسان تبیین مى‏کند: «ان الانسان خلق هلوعا; اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخیر منوعا» . این مفاسد طبیعت انسان را تشریح مى‏کند آن گاه مى‏فرماید: «الا المصلین‏» . (
۹) نمازگزاران از این رذایل محفوظ‏اند . معلوم مى‏شود نماز مساله‏اى است که انسان را از رذایل محفوظ و تطهیر مى‏کند . بنابراین تطهیر انسان از همین نماز خواهد بود، زیرا نماز بسیارى از فضایل را براى انسان تحصیل، و بسیارى از رذایل را برطرف مى‏کند .
باز امام ششم فرمود: «ان العبد اذا صلى الصلوه فی وقتها و حافظ علیها ارتفعت‏بیضاء نقیه . تقول حفظتنی حفظک الله و اذا لم‏یصلها لوقتها و لم‏یحافظ علیها ارتفعت‏سوداء مظلمه تقول ضیعتنى ضیعک الله‏» ; (
۱۰) انسان وقتى نماز را در اول وقت‏خواند، این نماز به صورت یک امر تابان جلوه مى‏کند و مى‏گوید: تو مرا حفظ کردى خدا تو را حفظ کند . (معلوم مى‏شود نماز یک حقیقتى دارد، زنده است، روحى دارد، براى همیشه هست، دعا مى‏کند و دعاى نماز هم همیشه مستجاب است . آن روح نماز است) و اگر کسى نماز را نخواند و یا در وقت نخواند، به صورت یک چهره تاریک در مى‏آید و مى‏گوید: تو مرا ضایع کردى خدا تو را ضایع کند .
بهترین فرصت در حالات نماز همان حال سجده است که امام صادق - سلام الله علیه - فرمودند انسان هر چه به خاک نزدیک مى‏شود به خدا نزدیک‏تر مى‏شود: «اقرب ما یکون العبد الى الله - عزوجل - و
هو ساجد» (
۱۱) . که امیرالمؤمنین - سلام الله علیه - در نهج البلاغه از رسول الله نقل فرموده است که حضرت فرمود: من در تعجبم از کسى که چشمه‏اى بر در منزل اوست و شبانه‏روز پنج‏بار در آن چشمه شست و شو مى‏کند مع‏ذلک آلوده است . (۱۲) فرمود: نماز مثل چشمه زلالى است که انسان نمازگزار در این وقت‏هاى پنج گانه در آن شست‏وشو مى‏کند . نماز کوثرى است که انسان را تطهیر مى‏کند . قهرا اگر ما از نماز این طهارت را در خود احساس نکردیم باید بپذیریم که آن نماز واقعى را نخوانده‏ایم . ممکن است نمازمان صحیح باشد، لکن مقبول نیست، زیرا آن نمازى مقبول است که روح انسان را تطهیر کند و با انسان سخن گوید و او را مژده دهد .
از امام صادق - سلام الله علیه - نقل شده است: «لا تجتمع الرهبه والرغبه فى قلب الا وجبت له الجنه; (
۱۳) اگر انسان از خدا ترسید و به خدا علاقه‏مند بود، بهشت‏براى او لازم است‏» . گاهى انسان خدا را وسیله قرار مى‏دهد که به بهشت‏برسد، این ناشى از همت‏هاى پست است که خدا از آن کراهت دارد . اما زمانى از خدا چیزى نمى‏طلبد، جز خود خدا را و حب و لقاى او را، در این‏جا خداوند سبحان او را به این نعمت عظیم متنعم مى‏کند . فرمود هیچ عبدى نیست که در قلب او رغبت‏به خدا و ترس از خدا قرار بگیرد، مگر آن که بهشت‏براى او واجب شود . وقتى که نماز مى‏خوانید با قلب متوجه خداوند سبحان باشید . قلب را انسان وقتى در نماز مى‏تواند مهار کند که چشم و گوش را بیرون نماز مهار کرده باشد . اگر در بیرون نماز و در حالت عادى چشم انسان و گوش وى، یله
و رها بود، آن خاطرات ذخیره شده در هنگام نماز مزاحم انسان مى‏شود . ولى اگر در بیرون نماز، چشم و گوشش را حفظ کرد، در نماز دشمن درونى هجوم نمى‏آورد . مهم آن است که انسان در بیرون نماز، خود را حفظ کند .
به ما فرمودند: «طهروا افواهکم فانها طرق القرآن‏» . (
۱۴) دهان را پاک کنید زیرا دهان انسان، راه قرآن است . نه فقط دندان را با مسواک پاک کنید، بلکه دندان و زبان و فضاى دهان را هم پاک نگه دارید و هم از گفتن حرف مشکوک بپرهیزید . این دهان را پاک کنید براى این که قرآن باید از این دهان عبور کند . اگر قرآن، که کوثر چشمه زلال است، از یک دهان لایه روبى نشده عبور کند بى‏اثر است، رنگ مى‏گیرد، بو مى‏پذیرد . چرا باید دهان‏ها را پاک کنید؟ چون مى‏خواهید قرآن بخوانید و سخن شما در دیگران اثر کند و خودتان هم که مى‏شنوید متاثر شوید .
سپس فرمود: شما اگر با قلبتان متوجه خداى سبحان باشید، او چندین پاداش به شما مرحمت مى‏کند، گذشته از اقبال الهى و گذشته از بهشت، خداوند متعال دل‏هاى دیگران را متوجه شما مى‏کند و شما محبوب دل‏هاى مردم مى‏شوید . چه ذخیره‏اى بالاتر از این که دل‏هاى مؤمنین به طرف انسان متوجه باشد . در مشکلات، مؤمینن یار انسان‏اند . دعاى مؤمن نسبت‏به انسان مؤثر است . فرمود: خدا قلب‏هاى دیگران را متوجه شما مى‏کند . مگر نه آن است که انسان مى‏خواهد محبوب مؤمنین باشد و مؤمنین او را بخواهند و به او علاقه‏مند باشند، مشکل او را حل کنند، براى او دعا کنند، طلب آمرزش کنند . چه وقت انسان محبوب دل‏هاى اهل ایمان مى‏شود؟ چه وقت مؤمنین انسان را مى‏خواهند و مى‏طلبند؟ وقتى که انسان قلبش را متوجه خدا کند، مخصوصا در حالت نماز .
اگر مى‏بینیم که دل‏ها متوجه یک مقام‏اند، این را مقلب القلوب متوجه کرده است . و این راه هم براى دیگران باز است، براى همه ما باز است ولو به مقدار مسیرمان . لذا فرمودند: هیچ بنده مؤمنى نیست که در نماز قلبش را متوجه خداوند سبحان کند، مگر آن که خدا قلوب مؤمنین را متوجه او مى‏کند، گذشته از آن که او را به بهشت متنعم و برخوردار خواهد کرد . این خیر دنیا و آخرت است .
وقت نماز
هر یک از نمازها مزیتى دارند . در بین نمازها، نماز ظهر خصوصیتى دیگر دارد . «حافظوا على الصلوات والصلوه الوسطى‏» (
۱۵) روایات، صلوه وسطى را به نماز ظهر تفسیر کرده‏اند (۱۶) و فرمودند: وقتى آفتاب از دایره نصف‏النهار زایل شد و ظهر فرا رسید نگذارید نماز ظهر شما به تاخیر افتد . هنگام زوال ظهر درهاى رحمت‏باز است و از خداى سبحان رحمتى را مسالت کنید . در این وقت هرگز به فکر خود نباشید که خدایا ما را بیامرز یا پدر و مادر ما را بیامرز یا دوستان ما را بیامرز . بیانى از امام هشتم امام رضا - سلام الله علیه - رسیده است که «لک الحمد ان اطعتک و لا حجه لى ان اعطیتک لى و لا لغیرى فی احسانک و لا عذر لى ان اسات ما اصابنی من حسنه فمنک یا کریم . اغفر لمن فی مشارق الارض و مغاربها من المؤمنین والمؤمنات‏» (۱۷) همت‏ها را همیشه بلند بگیرید، نظرتان همیشه بلند باشد که خدایا همه مؤمنین عالم را رحمت کن .
هنگام زوال ظهر درهاى آسمان رحمت‏باز است، لذا یکى از اسرار جنگ در اسلام این است که جنگ مستحب است از ظهر به بعد شروع شود و قبل از ظهر مکروه است . (
۱۸) مگر این که دشمن حمله کند، در این صورت در تمام اوقات انسان مى‏تواند حمله او را پاسخ دهد .
جنگ کردن قبل از ظهر مکروه است اما از ظهر به بعد مستحب است، چرا؟ راز این نکته در کتاب‏هاى فقهى ما - که از این روایات استفاده کرده‏اند - این چنین بیان شده است که: درهاى رحمت هنگام ظهر باز است، بلکه خداى سبحان قلب کفار و منافقین را هدایت کند که به اسلام گرایش پیدا کنند و خونى ریخته نشود . این راز جهاد در میدان جنگ است که آن هم حکمى خاص دارد . بعد از این نکته مرحوم صاحب جواهر - رضوان الله علیه - مى‏گوید: سید الشهداء حسین بن على بن ابى‏طالب - علیه السلام - شخصا از ظهر به بعد روز عاشورا وارد میدان شده است، اصحابش قبل از ظهر دفاع کرده‏اند، اما آن چه مربوط به خود حضرت است از ظهر به بعد است، لذا نماز ظهر را در آن حالت‏خوانده‏اند، سپس وارد میدان شدند . ظهر که مى‏شود درهاى رحمت‏باز است، وقتى که درهاى رحمت‏باز شد انسان از خداى سبحان رحمت کامله مسالت مى‏کند .
از رسول خدا - علیه آلاف التحیه والثناء - نقل شده است: «اذا زالت الشمس فتحت ابواب السماء و ابواب الجنان واستجیب الدعاء فطوبى لمن رفع له عنه ذلک عمل صالح‏» (
۱۹) هنگام زوال، درهاى رحمت و درهاى بهشت‏باز است و دعاها هم مستجاب است، خوشا به حال کسى که هنگام زوال، عمل صالحى از او به آسمان معنا رفعت‏یابد که اگر عمل رفت عامل هم مى‏رود . چنین نیست که عمل از عامل جدا باشد و عمل را در یک نامه بنویسند و او تنها بالا برود . آن جان عمل که نیت است ممکن نیست از انسان جدا باشد . عمل مانند بخار یا دود نیست . عمل واقعیتى است که از جان آدم جدا نیست و ممکن نیست عمل را بالا برند و جان آدم و آن حقیقتى که منشا این عمل است در زمین باشد . اگر عمل بالا مى‏رود عامل هم بالا مى‏رود، انسان آسمانى و فرشته مى‏شود . وصف انسان، سماوى مى‏شود .
ا ین معناى عقلى را امیرالمؤمنین - سلام الله علیه - در بیان لطیفى تبیین فرمودند: «فاعل الخیر خیر منه و فاعل الشر شر منه‏» (
۲۰) بهتر از هر عمل خیرى آن انسانى است که آن عمل خیر را انجام مى‏دهد، اگر نماز فضیلت دارد و بالا مى‏رود، بهتر از نماز، نمازگزار است، چون این نماز اثر و فعل اوست . چگونه مى‏شود نماز بالا برود و نمازگزار بالا نرود، چگونه مى‏شود روزه بالا برود و روزه دار بالا نرود . هم چنین بدتر از هر عمل بد همان عامل آن عمل است، زیرا عمل بد و شر، اثر آن شخص است، چگونه مى‏شود اثر از مؤثر قوى‏تر باشد .
در بعد فضیلت اگر اعمال خیر بالا مى‏رود آن روح انسان که عامل این اعمال خیر است آن هم یقینا بالا مى‏رود .
فرمودند: اگر مى‏خواهید بالا بیایید راهش این است . به ما گفته‏اند بالا بیایید .
انبیا به امت‏هایشان مى‏فرمایند: بالا بیایید . رسول خدا - علیه آلاف التحیه والسلام - به امت اسلامى مى‏فرماید: «تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم‏» . (
۲۱)
وقتى قرآن کریم سخن از نماز به میان مى‏آورد، مى‏فرماید نماز بخوانید تا یاد مرا زنده کنید: «اقم الصلوه لذکرى‏» (
۲۲) اگر من در یاد شما به وسیله نماز ظهور کنم، و اگر یاد خدا به وسیله نماز ظهور کرد آن قلب مطمئن است .
و از طرفى یاد خدا دل‏ها را مطمئن مى‏کند: «الا بذکر الله تطمئن القلوب‏» . (
۲۳) پس دل انسان نمازگزار مطمئن است، چیزى او را نمى‏هراساند، هرگز از غیر خدا نمى‏ترسد، هیچ دشمنى چه از درون و چه از بیرون نمى‏تواند او را بهراساند، زیرا اهل نماز اهل یاد حق هستند و یاد حق عامل طمانینه است . اگر کسى مطمئن شد دیگر هراسناک نیست، از هیچ عاملى نمى‏ترسد .
نمازگزاران
در سوره معارج درباره اسرار نماز مى‏فرماید: طبع انسان در برابر شداید جزع مى‏کند، و اگر خیرى به او رسید سعى مى‏کند انحصار طلب باشد و به دیگران ندهد . این طبع انسان است و نه فطرت انسان . فطرت انسان بر توحید است .
طبیعت انسان بر رجس و رجز و آلودگى است . آن چه را فطرت است انبیا احیا مى‏کنند . آن چه طبیعت است آلودگى است: «ان الانسان خلق هلوعا، اذا مسه الشر جزوعا، و اذا مسه الخیر منوعا، الا المصلین‏» . (
۲۴) اگر رنج و شرى به او برسد جزع و بى‏تابى مى‏کند، صبر را از دست مى‏دهد; و اگر خیرى به او برسد سعى مى‏کند که به دیگران نرساند و مناع خیر باشد . اما نمازگزاران طبیعت را کوبیدند و فطرت را احیا کردند . خاصیت نماز احیاى فطرت است . نمازگزار کسى است که سرکشى طبیعت را رام کند، نمازگزار در شداید جزع نمى‏کند، و اگر خیرى به او رسید منع نمى‏کند و به دیگران مى‏رساند . نمازگزار را در این سوره معرفى کرد، و در حقیقت اسرار نماز را بیان کرد و خاصیت نماز را تشریح فرمود .
مصلین کیان‏اند: «الذین هم على صلوتهم دائمون‏» . (
۲۵) آنان همواره نمازشان را مى‏خوانند و هرگز نماز را ترک نمى‏کنند و به برکت نماز این چنین خواهند بود .
«والذین فی اموالهم حق معلوم، للسائل والمحروم‏» . (
۲۶) نمازگزار کسى است که همه آن چه در اختیار اوست‏به خود اختصاص نمى‏دهد . سخن از مال حلال است نه مال حرام; اگر کسى از مال حرام بخشش کرد که طرفى نمى‏بندد; آن کس که از راه حلال به دست آورد مالک مال مى‏شود، فرمود: نمازگزار کسى است که مال او حساب شده است، دیگران در مال او سهمى دارند . دیگران دو قسم‏اند: عده‏اى سائل‏اند که روى سؤال دارند; و عده‏اى روى سؤال هم ندارند، یا دسترسى ندارند . نمازگزار کسى است که اموال او مورد تعلق حق دیگران قرار مى‏گیرد .
«والذین یصدقون بیوم الدین‏» . (
۲۷) نمازگزاران کسانى هستند که به قیامت‏باور دارند; چون یاد معاد است که انسان را طاهر مى‏کند، و همه مشکلات بر اثر فراموشى قیامت است . وقتى قرآن علت تبهکارى تبهکاران را مى‏شمارد، مى‏فرماید: «لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب‏» . (۲۸) چون روز حساب را فراموش کردند تن به گناه دادند . نمازگزار قیامت را فراموش نمى‏کند، آن را باور دارد .
«والذین هم من عذاب ربهم مشفقون‏» . (
۲۹) اینها از عذاب خداى سبحان هراسناک‏اند . نماز آن است که انسان را از قیامت هراسناک کند . نماز آن است که انسان را به یاد معاد متذکر کند .
«ان عذاب ربهم غیر مامون‏» . (
۳۰) چه کسى در امان است که گرفتار عذاب خدا نشود، مگر انسان برگه ایمنى دریافت کرده است .
آن گاه قرآن در تتمه بیان خواص نماز مى‏فرماید: «والذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون‏» . (
۳۱) آنان که امانت‏هاى خود را، چه مالى و چه غیر مالى، رعایت مى‏کنند و تعهداتى را که دارند، چه بین خود و خدا و چه بین خود و دیگران، عمل مى‏کنند . خدا آن قدر به ما نزدیک است که به ما مى‏فرماید با من عهد ببندید، مرا طرف معامله خود قرار بدهید . برخى از بزرگان رساله‏هایى نوشته‏اند به نام «رساله عهد» . یکى از اینها نوشته ابن‏سیناست که تعهدات خود را در آن رساله بیان مى‏کند . اینان عهد مى‏کنند که زبان جز به ذکر حق باز نکنند، در مجالس گناه شرکت نکنند، در محافلى که سودى ندارد حضور پیدا نکنند و . . . در این عهدنامه‏ها مواد عهدى بین خود و خداى را توضیح مى‏دهند . مؤمن با خداى
خود عهدى دارد و خدا آن قدر نزدیک است که مؤمن مى‏تواند با او عهد ببندد .
«والذین هم بشهاداتهم قائمون‏» . (
۳۲) کسانى که در شهادت‏هاى خود ایستادگى مى‏کنند، اگر به وحدانیت‏حق شهادت مى‏دهند، مى‏ایستند، اگر به رسالت‏حق شهادت مى‏دهند مى‏ایستند، اگر در دیگر مسائل حقوقى به حق شهادت مى‏دهند ایستادگى مى‏کنند . اهل ایستادگى‏اند، اهل قیام‏اند .
«والذین هم على صلاتهم یحافظون‏» . (
۳۳) مصلین کسانى هستند که مواظب نماز خویشتن‏اند، همه اوقات نماز را حفظ مى‏کنند .
«اولئک فی جنات مکرمون‏» . (
۳۴) اینان در بهشت از کرامت الهى برخوردارند .
«کرامت‏» یک تعبیر لطیف عربى است که ظاهرا معادلى در فارسى ندارد . در فارسى کلمه‏اى نیست که بتواند ترجمه «کرامت‏» باشد . بزرگداشت و تکریم و مانند اینها غیر از مساله «کرامت‏» است . کرامت آن بزرگوارى و بزرگ‏منشى است که انسان کریم برخوردار است . خداوند کرامت را صفت فرشتگان مى‏داند . وقتى ملائکه را معرفى مى‏کند مى‏گوید: ملائکه کریم، مکرم و بزرگوارند . سائلى از عبدالله بن جعفر در مسافرتى ناشناس چیزى خواست، او پول سنگین و فراوانى به سائل داد، گفتند اى عبدالله بن جعفر، تو در این منطقه ناشناسى و این سائل هم به کمتر از این مقدار قناعت مى‏کرد، چرا چنین پول سنگینى به وى دادى . فرمود: اگر مردم این منطقه مرا نمى‏شناسند، من خود را مى‏شناسم; و اگر او به کمتر از این قناعت مى‏کرد، طبع بلند من قناعت نمى‏کرد، من راضى نمى‏شدم که داشته باشم و مال کم بدهم . این روح، روح کرامت است . (
۳۵)
خدا وقتى فرشته‏ها را مى‏ستاید، مى‏فرماید: فرشته‏ها مکرم‏اند: «بل عباد مکرمون‏» . (
۳۶) و مى‏گوید: نمازگزاران مکرم‏اند، اینها در بهشت تکریم مى‏شوند، تنها سخن از خوردن و نوشیدن و پوشیدن حریر و استبرق نیست، سخن از کرامت است . وقتى نمازگزاران را مى‏ستاید، مى‏گوید نمازگزاران در بهشت مکرم‏اند . لذایذ حسى درجات نازله بهشت است . ولى لذت با فرشته بودن کرامت است . نمازگزار در دنیا با فرشته‏هاست . در آخرت هم چون فرشته‏ها مکرم است .
از امام پنجم - سلام الله علیه - رسیده است: «للمصلى ثلاث خصال: اذا هو قام فى صلوته حفت‏به الملائکه من قدمیه الى اعنان السماء و یتناتر البر علیه من اعنان السماء الى مفرق راسه و ملک موکل به ینادى لو یعلم المصلى من یناجى ما انفتل‏» . (
۳۷)
نمازگزار سه خصلت دارد:
خصلت اول: وقتى نمازگزار به نماز ایستاد فرشتگان از آن جا تا دورنماى آسمان او را در بر مى‏گیرند و او در میان صفوف فرشتگان مى‏باشد . این چه نمازى است که همه فرشتگان مامور حفظ انسان‏اند؟ از چه چیز؟ از وسوسه‏ها، تا شیطان و وهم از هیچ راهى حواس نمازگزار را به خود متوجه نکنند، چون شیطان در کمین است .
یک وقت مى‏گوییم فلان نماز صحیح است، همان نمازى که وقتى تمام شد صورتش سیاه است و به نمازگزار مى‏گوید: تو مرا ضایع کردى خدا تو را ضایع کند . و یک وقت هم صورتش سفید است و روشن و مى‏گوید: تو مرا حفظ کردى خدا تو را حفظ کند . اگر نمازگزار به حضور خداى سبحان براى نماز ایستاد همه اطراف او را فرشتگان فرا مى‏گیرند که مبادا شیطان گزندى به او برساند، چون شیطان در کمین نماز، و روزه است، و نشانى او کمین کارهاى خیر است، در کنار کار خیر مى‏نشیند و وسوسه مى‏کند . خودش گفت: «لاقعدن لهم صراطک المستقیم‏» . (
۳۸) من در کمین راه راست مى‏نشینم، کمین مى‏گیرم و نمى‏گذارم اینها بگذرند . هر جا که مرکز فساد و گناه است در تیول شیطان است . شیطان در نماز وسوسه مى‏کند، یک وقت انسان متوجه مى‏شود که نمازش تمام شده است و مى‏گوید السلام علیکم و رحمه الله و برکاته .
یکى از عرفاى بزرگ سخنى دارد که در کتاب اسرارالصلوه امام خمینى هم آمده است . آن عارف بزرگوار اسلامى مى‏گوید: کسى که در نماز حواسش پیش غیر خدا و پیش زندگى است او چگونه به خود اجازه مى‏دهد که در پایان نماز بگوید السلام علیکم و رحمه الله، من شرمنده‏ام . سرش آن است که نمازگزار با خدا مشغول مناجات است: المصلى یناجى ربه . پس با مردم نیست ، در جمع دیگران نیست، وقتى نمازش تمام شد و مناجاتش با خداى سبحان به پایان رسید، از حضور خدا برمى‏گردد و در بین مردم قرار مى‏گیرد، و چون اولین بار است که وارد جمع دیگران مى‏شود، مى‏گوید السلام علیکم . افرادى که در مجمع و مجلسى در کنار یکدیگر
نشسته‏اند هیچ کدام به یکدیگر سلام نمى‏کنند، زیرا در حضور یکدیگرند; کسى که در آن جمع نیست و از جاى دیگر وارد مى‏شود سلام مى‏کند . سلام آخر نماز نه دعاست و نه ذکر است‏بلکه تحیت است . لذا اگر کسى در وسط نماز عمدا بگوید السلام علیکم نمازش باطل است; و اگر اشتباها گفت، دو سجده سهو دارد . سلام آخر نماز کلام آدمى است که به عنوان تحیت و درود است; چون نمازگزار با خدایش مناجات مى‏کند و در بین مردم نیست، وقتى که نمازش تمام شد و از مناجات خدا برگشت و زمینى شد و به جمع مردم پیوست‏به مردم سلام مى‏کند . لذا گفتند در نماز جماعت هنگام گفتن «السلام علیکم‏» امام به کدام قسمت نگاه کند و مامومین به کدام قسمت نگاه کنند . آن بزرگ عارف مى‏گوید: من در تعجبم کسى که حواسش پیش زندگى است، او اصلا با خدا مناجات نکرده و از مردم جدا نشده است، چگونه به خود اجازه مى‏دهد که بگوید السلام علیکم .
امیرالمؤمنین - سلام الله علیه - فرمود: «سلونی قبل ان تفقدونی فانى بطرق السماء اعلم منی بطرق الارض‏» . (
۳۹) هرچه مى‏خواهید از من بپرسید، من راه‏هاى آسمان را بهتر از راه‏هاى زمین مى‏دانم، اسرار غیبى را بهتر از احکام عالم شهادت مى‏دانم . کسى برخاست و عرض کرد: یا على، از آن جا که شما ایستاده‏اید تا عرش خداوند چقدر راه است . حضرت فرمودند: سؤالت چنان باشد که مطلبى یاد بگیرى، غرضت تعنت نباشد; و اما این که سؤال کردى از این جا که من ایستاده‏ام تا عرش خدا چقدر فاصله است: «من موضع قدمی الى العرش ان یقول قائل مخلصا لااله الا الله‏» . اگر گوینده‏اى با اخلاص این کلمه طیبه را بگوید تا به عرش خدا راه دارد . ضمیر طاهر مؤمن عرش و فرش را طى مى‏کند چون: قلب المؤمن عرش الرحمن است . (۴۰)
از امام صادق - علیه السلام - نقل شده است که: «من قال لا اله الا الله مخلصا دخل الجنه و اخلاصه ان تحجزه لا اله الا الله عما حرم الله عزوجل‏» . (
۴۱) اخلاص این کلمه آن است که این کلمه انسان را حاجز و حایل باشد و نگذارد انسان گناه کند، این کلمه بین انسان و گناه دیوار محکم باشد . معناى اخلاص این است . بنابراین همه فرشتگان با نمازگزاران هستند تا نمازگزار نمازش را به پایان برساند .
خصلت دوم: خیرات از چهره‏هاى آسمان مرتب بر سر نمازگزار فرود مى‏آید تا نمازش را به پایان برساند .
خیر چیست، و ما چه چیزى را خیر مى‏دانیم؟ بعضى از عمرها بابرکت است: داشتن رفیق خوب، استاد خوب، شاگرد خوب، فرزند صالح، اخلاص، جزء خیراتى است که وسیله است تا انسان را به آن خیر نهایى برساند .
خصلت‏سوم: خداى سبحان فرشته‏اى را وکیل کرد که به نمازگزار بگوید: تو اگر بدانى با چه کسى مناجات مى‏کنى هرگز دست از نماز برنمى‏دارى . لذا از معصوم - علیه السلام - در مناجات آمده است: «واذقنى حلاوه ذکرک; شیرینى یادت را به من بچشان .» ما چون نچشیدیم نماز براى ما یک عادت است .
پس اگر خداوند در قرآن ملائکه را مکرم مى‏داند و مى‏فرماید «بل عباد مکرمون‏» ، (
۴۲) و در روایات فرمود نمازگزاران در بهشت مکرم‏اند، براى آن است که نمازگزار خوى فرشتگى پیدا کرده است، هرچه فرشتگان دارند او دارد . خدا فرشته را به اوصافى معرفى مى‏کند، سپس به ما مى‏فرماید آن اوصاف را شما هم تحصیل کنید . در سوره انبیاء فرمود: فرشتگان کسانى‏اند که: «لایسبقونه بالقول و هم بامره یعملون‏» . (۴۳) فرشتگان هرگز جلو نمى‏افتند و تابع امر خدا هستند، سعى مى‏کنند برابر دستور خدا کار انجام دهند . آن گاه در سوره حجرات به مؤمنین مى‏فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لاتقدموا بین یدى الله و رسوله‏» . (۴۴) مؤمنین! شما جلو نیفتید، تابع دستور حق باشید، یعنى همانند فرشته باشید، فرشتگان تابع‏اند، شما هم تابع باشید تا خوى فرشتگى در شما ایجاد شود، خود فرشته بشوید .
در ذیل آیه کریمه: «الحمد لله فاطر السموات والارض جاعل الملائکه رسلا اولى اجنحه مثنى و ثلاث یزید فى الخلق ما یشاء ان الله على کل شى‏ء قدیر» . (
۴۵) آمده است که جعفر طیار - سلام الله علیه - وقتى دو دستش را در راه خدا داد، خداى سبحان به او دو بال مرحمت کرد که یطیر بهما مع الملائکه فى الجنه . (۴۶) جعفرطیار با فرشتگان در بهشت است . این محشور شدن با ملائکه است . هیچ لذتى بالاتر از این نیست . این گونه پاداش‏هاى غیبى به عنوان ظهور راز عبادت و اطاعت، به عنوان بروز روح عبادت‏اند که انسان با فرشتگان محشور باشد . (۴۷)
________________________________________
۱) اربعین، شیخ بهایى .
۲) من لایحضره الفقیه، ج‏۱، باب‏۱۲، حدیث‏۲ .
۳) واقعه (۵۶) آیه ۷۹ .
۴) من لایحضره الفقیه، ج‏۱، باب فضل الصلوه، حدیث‏۳ .
۵) جن (۷۲) آیه‏۱۵ .
۶) من لایحضره الفقیه، ج‏۱، باب فضل الصلوه، حدیث‏۲ .
۷) عنکبوت (۲۹) آیه‏۴۵ .
۸) من لایحضره الفقیه، ج‏۱، باب‏۳۰، حدیث‏۵ .
۹) معارج (۷۰) آیه‏۱۹ - ۲۲ .
۱۰) من لایحضره الفقیه، ج‏۱، باب‏۳۰، حدیث‏۶ .
۱۱) همان، ج‏۱، باب‏۳۰، حدیث‏۷; کما قال الله تعالى: واسجد واقترب .
۱۲) قال رسول الله - صلى الله علیه و آله و سله - : انما مثل الصلوه فیکم کمثل السرى (و هو النهر) على باب احدکم یخرج الیه فى الیوم واللیل یغتسل منه خمس مرات فلم‏یبق الدرن مع الغسل خمس مرات و لم‏تبق الذنوب مع الصلوه خمس مرات . (همان، ج‏۱، باب‏۳۰، حدیث‏۱۹) .
۱۳) همان، ج‏۱، باب ۳۰، حدیث‏۱۱ .
۱۴) بحارالانوار، ج‏۹۲، ص‏۲۱۳; کنزالعمال، ج‏۲، ص‏۲۷۵۱ .
۱۵) بقره (۲) آیه‏۲۳۸ .
۱۶) در مورد این که صلوه وسطى را روایات به نماز ظهر تفسیر کرده‏اند ر . ک: من لایحضره الفقیه، ج‏۱، باب ۲۹ ارسال نظر(0)

پنج‌شنبه 09 آذر 1391 :: 19:45 ::  نويسنده : nnjj

بى تردید ، در میان عبادات و مسائل معنوى و ملکوتى ، نماز از ارزش و اهمیّت خاصّى برخوردار است .
به اندازه اى که به نماز سفارش شده به چیزى سفارش نشده است .
نماز وصیّت حضرت حق ، و انبیا و امامان ، و عارفان و عاشقان ، و ناصحان و حکیمان است .
کتابى از کتاب هاى آسمانى حق خالى از آیات مربوط به نماز نیست .
از برنامه هاى بسیار مهمّ کتاب هاى عرفانى و اخلاقى و مخصوصاً کتب حدیث ، نماز است .
معارف الهى ، انسان بى نماز را انسان نمى دانند ، و هر بى نمازى را مستحقّ عذاب ابد و محروم از بهشت دانسته و بلکه جداى از نماز را حیوانى پست و موجودى تهیدست و تیره بختى بیچاره به حساب مى آورند .
نماز در زندگى و حیات انسان به اندازه اى ارزش دارد که اولیاى الهى براى یک لحظه از آن غافل نبودند و از هر راهى که ممکن بود دیگران را هم به این عبادت ملکوتى تشویق مى کردند .
نماز با این که به غیر مکلّف واجب نیست ولى به خاطر ارزش و اهمیّتى که دارد امامان معصوم دستور مى دادند که فرزندتان را از شش ـ هفت سالگى به جهان نماز ببرید و آنان را به سفر در این عرصه گاه معنوى تشویق کنید :
* عَنْ مَعاوِیَهَ بْنِ وَهَب قالَ : سَأَلْتُ اَباعَبْدِاللّهِ(علیه السلام) فى کَمْ یُؤْخَذُ الصَّبِىُّ بَالصَّلوهِ ؟ فَقالَ : فیما بَیْنَ سَبْعَ سِنینَ وَ سِتَّ سِنینَ(
۱) .
معاویه بن وهب که از بزرگان اصحاب امام ششم است از حضرت باقر (علیه السلام)مى پرسد : در چه زمانى کودکان خود را متوجّه نماز کنیم ؟ حضرت مى فرماید : در هفت و شش سالگى .
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم عَنْ اَحَدِهِما (علیهم السلام) فِى الْصَبِىِّ مَتى یُصَلّى ؟ قالَ : اذا عقل الصَّلوهَ . قُلْتُ : مَتى یَعْقِلُ الصَّلوهَّ وَ تَجِبُ عَلَیْهِ ؟ قالَ لِسِتَّ سنین(
۲) .
محمّد بن مسلم که از یاران بى نظیر امامان است ، از حضرت باقر یا حضرت صادق (علیهما السلام) مى پرسد : کودک در چه زمانى نماز بخواند ؟ حضرت مى فرماید : وقتى که نماز را بفهمد . عرضه مى دارد : چه زمانى مى فهمد تا خواندن نماز بر او لازم باشد ؟ امام مى فرماید : در شش سالگى .
عَنِ الْحَلَبى ، عَنْ اَبى عَبْدِلله(علیه السلام) عَنْ اَبیهِ قالَ : اِنّا تَأْمُرُ صِبْیانَنا بِالصَّلوهِ اِذا کانُوا بَنى خَمْسِ سِنینَ ، فَمُرُوا صِبْیانَکُمْ بِالصَّلوهِ اِذا کانُوا بَنى سَبْعِ سِنینَ .
حلبى از راویان بزرگوار شیعه است از امام صادق (علیه السلام) نقل مى کند که حضرت از پدر بزرگوارشان امام باقر  (علیه السلام) روایت مى کنند که ما فرزندانمان را در سن پنج سالگى به نماز امر مى کنیم ، پس شما آنان را به وقت هفت سالگى به دنیاى نماز حرکت دهید .
روایات بسیار مهمّ کتاب هاى پرارزش حدیث از سبک شمردن نماز شدیداً نهى مى کنند :
عَنْ اَبى جَعْفَر (علیه السلام) قالَ : لا تَتَهاوَنْ بِصلوتَکَ فَاِنَّ النَّبِىَّ (صلى الله علیه وآله وسلم) قالَ عِنْدَ مَوْتِهِ : لَیْسَ مِنّى مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلوتِهِ ، لَیْسَ مِنّى مَنْ شَرِبَ مُسْکِراً ، لایَرِدُ عَلَىَّ الْحَوْضَ لا وَالله(
۳) .
امام باقر (علیه السلام) مى فرماید : نمازت را سبک مشمار ، به حقیقت که رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) به وقت مرگش فرمود : هرکس نماز را سبک انگارد از من نیست ، هر کس شراب بنوشد از من نیست ، و الله قسم کنار کوثر بر من وارد نمى شود .
قالَ الصّادِقُ (علیه السلام) :اَنَّ شَفاعَتَنا لاتَنالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلواه(
۴) .
امام صادق (علیه السلام) فرمود : آن که نماز را سبک بشمارد ( و در نتیجه از خواندن آن محروم گردد یا همراه با شرایط بجا نیاورد ) به شفاعت ما نمى رسد .
* عَنْ اَبى عَبْدِاللّهِ  (علیه السلام) قالَ : قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) :لَیْسَ مِنْى مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلواهِ ، لایَرِدُ عَلَىَّ الْحَوْضَ لا وَالله(
۵) .
امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) روایت مى فرماید : از من نیست آن که نماز را سبک بشمارد ، و اللّه سبک شمارنده ى نماز کنار کوثر بر من وارد نمى شود .
قالَ الصادِقُ (علیه السلام) فى حَدیث : اِنَّ مَلَکَ الْمَوْتِ یَدْفَعُ الشَّیْطانَ عَنِ الْمُحافِظِ عَلَى الصَلوهِ وَ یُلَقِّنُهُ شَهادَهَ اَنْ لا اِلهَ اِلاَ اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَداً رَسُولُ اللهِ فى تِلْکَ الْحالَهِ الْعَظیمَهِ(
۶)
امام صادق (علیه السلام) در روایتى فرمودند : ملک الموت به هنگام قبض روح ، شیطان را از آن که بر نمازش محافظت داشته دفع مى کند تا نتواند به مسافر باایمان جهان آخرت ضرر برساند و در آن حالت هولناک ، شهادت به توحید و رسالت را به او تلقین مى کند .
* قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) : لاتُضَیِّعُوا صَلواتِکُمْ فَاِنَّ مَنْ ضَیَّعَ صَلواتَهُ حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ ، وَ کاَن حَقاً عَلَى اللّهِ اَنْ یُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقینَ(
۷) .
رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود : نماز خود را ضایع مکنید که ضایع کننده ى نماز با قارون و هامان محشور مى شود ، و بر خداوند لازم است او را همراه منافقان به آتش وارد کند .
عَنْ اَبى جَعْفَر (علیه السلام) قالَ : بَیْنا رَسوُلِ اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) جالِسٌ فِى الْمَسْجِدِ اِذ دَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ یُصَلّى فَلَمْ یَتِمَّ رُکُوعَهُ وَ لاسُجُودَهُ فَقالَ (صلى الله علیه وآله وسلم) : نَقَرَ کَنَقْرِ الْغُرابِ ! لَئِنْ ماتَ هذا وَ هکذا صَلوتُهُ لَیَمُوتَنَّ عَلى غَیْرِ دِینى(
۸) .
امام باقر (علیه السلام) مى فرماید : رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) با گروهى در مسجد نشسته بودند ، مردى وارد مسجد شد و رکوع و سجود نمازش را ناتمام بجاى آورد ، به نحوى که وضع رکوع و سجودش نماز را از حیثیّت نماز مى انداخت . رسول خدا فرمود : نوک زد مانند نوک زدن کلاغ ( کنایه از اینکه نمازش را عجیب با عجله خواند آن چنان که گویى نماز بنود ) ، چنان که مرد با چنین نمازى بمیرد با دین من نمرده است .
* قالَ الصّادِقُ (علیه السلام) : اَوَّلُ ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلوهُ ، فَاِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ ، وَ اِذا رُدَّتْ رُدَّ عَلَیْهِ سائِرُ عَمَلِهِ(
۹) .
امام صادق (علیه السلام) فرمود : اوّل برنامه اى که انسان به آن محاسبه مى شود نماز است ، اگر پذیرفته شود بقیّه ى اعمال او نیز پذیرفته مى شود ، و اگر مردود گردد سایر اعمال او نیز مردود مى گردد .
قالَ اَبوُعَبْدِاللهِ (علیه السلام) : صَلوه فَریضَه خَیْرٌ مِنْ عِشْرینَ حِجَّهً ، وَ حِجَّهٌ خَیْرٌ مِنْ بَیْت مَمْلُوًّ ذَهَباً یُتَصَدَّقُ مِنْهُ حَتّى یَفْنى(
۱۰) .
امام صادق (علیه السلام) فرمود : یک نماز واحب از بیست حج بهتر است ، و یک حج بهتر است از خانه اى که پر از طلا باشد و تمام آن در راه خدا به صدقه برود .
عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ قالَ : سَمِعْتُ اَبا عَبْدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ : حِجَّهٌ اَفْضَلُ مِنَ الدُّّنْیا وَ ما فیها ، وَ صَلوهُ فَریضَه اَفْضَلُ مِنْ اَلْفِ حِجَّه(
۱۱) .
یونس بن یعقوب مى گوید : از حضرت صاد (علیه السلام) شنیدم که مى فرمود : یک حج برتر است از دنیا و هر چه در آن است ، و یک نماز واجب از هزار حج برتر است .
عَنْ اَبى عَبْدِاللهِ (علیه السلام) قالَ : اِنَّ تارِکَ الصَّلوهِ کافِرٌ .
از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود : به حقیقت که ترک کننده ى نماز کافر است .
عَنْ اَبى عَبْدِاللهِ (علیه السلام) عَنْ اَبیهِ عَنْ جابِر قالَ : قالَ رَسوُلُ اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) : مابَیْنَ الْکُفْرِ وَ  الاْیمانِ اِلاّ تَرْکُ الصَّلوهِ .
امام صادق از حضرت باقر (علیهما السلام) از جابر از رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) روایت مى کند که : بین کفر و ایمان جز ترک نماز چیزى نیست .
محمّد بن سنان از علل و فلسفه ى مسائل الهى از حضرت رضا (علیه السلام) در ضمن یک نامه سؤال مى کند ، امام هشتم در پاسخ به مسئله ى نماز مى نویسند :
* نماز اقرار به ربوبیّت حضرت حقّ عزّوجلّ ، و نفى شریک از وجود مقدّس او ، و ایستادن در پیشگاه عظمت آن جناب با ذلّت و مسکنت و خضوع
و اعتراف ، و طلب آمرزش نسبت به گناهان گذشته ، و صورت به خاک نهادن در هر روز برا تعظیم در برابر عظمت آن وجود مبارک ، و اینکه عبد به یاد حق و جداى از تجاوز به حقوق الهى و خاضع و خاکسار و راغب به رحمت واسعه و خواهان زیاد شدن ایمان و وسعت رزق و مداومت بر ذکر در شب و روز است ، ونیز عبد سیّد و مولا و مدبّر و خالقش را فراموش نکند تا دچار شرّ و طغیان نگردد ، و نیز به وسیله ى نماز از انواع معاصى حفظ گردد و ازافتادن در دریاى فساد مصون بماند(
۱۲) .
در روایت صحیح بسیار مهمّى از رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) روایت شده که فرمود :
* روزى امین وحى براى اداى وحى به نزد من آمد . هنوز آنچه را که باید بر من بخواند تمامش را نخوانده بود که ناگهان آوازى سخت و صدایى هولناک برآمد . وضع فرشته ى وحى تغییر کرد ، پرسیدم : این چه آوازى بود ؟ گفت : اى محمد ! خداى تعالى در دوزخ چاهى قرار داده ، سنگ سیاهى در آن انداختند ، اکنون پس از سیزده هزار سال آن سنگ به زمین آن چاه رسید . پرسیدم : آن چاه جایگاه چه کسانى است ؟ گفت : از آنِ بى نمازان و شرابخواران(
۱۳) !!
رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود :
* هر که نماز را ترک کند خداى تعالى او را به پانزده عقوبت مبتلا کند : شش عقوبت در دنیا و سه عقوبت نزدیک مرگ و سه در قبر و سه در قیامت ،
اما شش عقوبت در زمان حیات :
۱. بى آبرو شود .
۲. برکت از مالش برود .
۳. عمر و ثروتش زیان نگردد .
۴. خیراتش قبول حق نشود .
۵. دعایش مستجاب نگردد .
۶. دعاى شایستگان نصیب وى نشود .
اما سه بلایى که نزدیک وفات به او مى رسد :
۱. سکرات مرگ بر او شدید شود .
۲. گرسنه از دنیا برود .
۳. تشنگى از او رفع نشود .
اما سه عقوبتى که در قبر به وى رسد :
۱. با درد و غم قرین باشد .
۲. در تاریکى محض بسر برد .
۳. تا قیامت در عذاب باشد .
اما سه عقوبتى که در قیامت به او رسد :
۱. حساب بر وى دشوار شود .
۲. خداوند دشمن وى گردد و به او نظر رحمت نیندازد و او را عذاب دردناک رسد .
۳. از قبر همچون حیوان به قیامت وارد گردد و  سپس با ذلّت و خوارى رهسپار دوزخ شود(۱۴) .
* قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) : لاایمانَ لِمَنْ لاصَلوهَ لَهُ(
۱۵) .
رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود : آن که نماز ندارد ایمان ندارد .
وَ قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) مَنْ اَحْرَقَ سَبْعینَ مُصْحَفاً وَ قَتَلَ سَبْعینَ نَبِیّاً وَ زِنا مَعَ اُمِّهِ سَبْعینَ مَرّات وَ افْتَضَ سَبْعینَ بِکْراً بِطَریقِ الزِّنا اَقْرَبُ اِلى رَحْمَهِ اللهِ مِمَّنْ تَرَکَ الصَّلوهَ مُتَعَمِّداً(
۱۶) .
و نیز رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود : کسى که هفتاد قرآن را بسوزاند و هفتاد پیامبر به قتل رساند و هفتاد مرتبه با مادر خود درآمیزد و هفتاد دختر را از طریق زنا تجاوز نماید به رحمت خداوند از کسى که عمداً نمازش را ترک کند نزدیکتر است .
* قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) اِنَّ تارِک الصَّلوه لایَجِدُ ریحَ الْجَنَّهِ .
رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود : به حقیقت که تارک نماز بوى بهشت را استشمام نکند .
روایاتى که در باب ارزش و عظمت نماز رسیده به اندازه اى است که اگر کسى بخواهد همه ى آنها را از معتبرترین کتاب هاى حدیث در یک جا جمع کند کتاب قطورى خواهد شد ، و من فکر مى کنم به همین اندازه براى دریافت ارزش این عبادت ملکوتى براى خوانندگان این رساله بس باشد .
در این قسمت لازم است این نکته ى مهم را تذکر دهم که عده اى تصور مى کنند نماز حقیقتى است که در آیین محمّدى و فرهنگ اسلامى بر مردم واجب شده ، در حالى که این تصور از هر جهت بدون پایه و ریشه است . نماز واقعیتى است که از هنگام شروع زندگى به وسیله ى حضرت آدم در کره زمین از جانب حضرت حق بر هر مکلفى واجب شد و این امر واجب به هر یک از صد و بیست و چهار هزار پیغمبر ابلاغ گشت تا آن را به امت هاى خود برسانند و آنان را به
نماز دعوت کنند و از ترک آن بترسانند .
در قسمت بعد در به مسئله ى نماز در آیین انبیا از طریق قرآن و روایات مى پردازیم تا معلوم شود این حکم با عظمت در پیشگاه حضرت حق از چه حیثیّت و ارزشى برخوردار است .
نماز در آئینه ى حیات انبیا و امت ها
تفسیر على بن ابراهیم قمى در حدود قرن سوم هجرى ، یعنى نزدیک به عصر امام حسن عسکرى (علیه السلام) ، به رشته ى تحریر درآمده است .
بزرگان از علماى امت اسلامى و دانشمندان وارسته ، امثال علامه ى طباطبایى صاحب تفسیر المیزان ، به این تفسیر اطمینان نموده و  بسیارى از مطالب آن را در کتب فقهى و تفسیرى و اخلاقى خود نقل کرده اند .
نویسنده ى تفسیر جناب على بن ابراهیم(
۱۷) در توضیح آیه ى شریفه ى ( فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَات  )(۱۸) روایتى را از قول پدرش ، از ابن ابى عمیر ، از ابان بن عثمان ، از امام ششم (علیه السلام) نقل مى کند که با توجّه به اینکه کتب رجالى شیعه از قبیل رجال کشى ، جامع الرواه اردبیلى ، قاموس الرجال شوشترى ، معجم الرجال خویى ، سندش را صددرصد معتبر دانسته اند ، نشان دهنده ى مسئله ى نماز در زمان حضرت آدم (علیه السلام) است ، برگردان فارسى روایت تا آنجا که لازم و نقطه ى شاهد است از نظر عاشقان نماز مى گذرد :
* آدم پس از بیرون آمدن از بهشت و هبوط به زمین ، چهل روز در کوه صفا واقع در نزدیک بیت حق اقامت داشت . آن روزها به خاطر دورى از مقام قرب و هبوط از مقام علّم الاسمایى و از دست دادن جوار ملکوت و هجران بهشت وصال محبوب ، در حالى که صورت به خاک داشت همچون ابر بهاران سرشک از دیده مى ریخت .
امین وحى از جانب حضرت معبود ـ که جز لطف و محبّت و احسان و مرحمت به بندگان ندارد ـ بر او نازل شد و سبب ناله ى جگرسوز و دلخراش او را پرسید . در پاسخ آن فرشته گفت : چرا ناله نکنم و اشک از دیده نبارم ؟ مگر نه این است که خداى عزیز مرا به خاطر بى توجّهى به خواسته ى خود از مقام قرب رانده و از جوار رحمت خویش محرومم نموده و مسکنم را در خاک دلّت و بر غبار مسکنت قرار داده ؟
فرشته ى وحى بدو گفت : به پیشگاه لطف دوست برگرد و وجود خود را به زینت توبه بیاراى .
آدم گفت : چگونه توبه کنم و چه سان به سوى حق باز گردم ؟
خداوند مهربان چون اراده ى آدم را بر جبران گذشته راسخ دید ، قبه اى از نور که جایگاه بیت را مشخص مى کرد و تابش نورش حدود جغرافیایى حرم را معلوم مى نمود فرو فرستاد و به امین وحى فرمان داد محلّ بیت را نشانه گذارى کند . چون به وسیله ى آن روشنایى ، محلّ بیت و حدود حرم معلوم شد و این برنامه سامان گرفت ، فرشته ى وحى از آدم خواست آماده شود تا مراسمى را بجا آورده و دست نیاز به سوى بى نیاز براى بازگشت و توبه بردارد .
روز ترویه شروع برنامه اى بود که از فرشته ى حق تعلیم مى گرفت . پدر آدمیان به دستور فرشته ى حق غسل کرد و مُحرم شد و پس از انجام آن مراسم ، روز هشتم ذوالحجه به سرزمین منى رفت و دستور گرفت که شب را در آنجا بماند .
صبح روز نهم در حالى که تلبیه مى گفت به عرفات آمد . آفتاب عرفات از ظهر مى گذشت . فرشته ى الهى به او گفت : از ادامه ى تلبیه خوددارى کن و دوباره خود را به غسل بیاراى .پس از اینکه نماز عصر را بجاى آورد امین وحى به او
گفت : در این سرزمین به پاى خیز . چون به پا خاست کلماتى را که از خداوند براى توبه نازل شده بود به آدم تعلیم داد .
از این روایت که علاوه بر تفسیر على بن ابراهیم ، کتابهاى دیگر اسلامى هم آن را نقل کرده اند استفاده مى شود که حضرت آدم که اولین انسان از نوع ما بوده از جانب حضرت ربّ مأمور به نماز بوده است ، ولى اینکه چگونگى و کیفیّت و شرایط و عدد رکعات و اوقات آن به چه صورت بوده بر ما پوشیده است و دانستن آن هم چندان سودى ندارد . آنچه اهمیّت دارد این است که آدم براى بجا آوردن نماز مکلّف و مسؤول بوده و آیین وى همراه با حکم نماز بود .
کتاب باارزش بحارالانوار(
۱۹) از کتاب پراعتبار تهذیب شیخ طوسى ـ آن فقیه والا و مفسّر بزرگ و محدّث خبیرى که علامه ى حلّى درباره ى او فرموده است : « من مردى در علم و عمل نظیر او نمى شناسم » ـ روایت مى کند که حضرت صادق (علیه السلام) فرمود :
* به هنگامى که آدم از دنیا رفت و زمان نمازگزاردن بر او فرا رسید ، فرزندش هبه اللّه به امین وحى گفت : اى فرستاده ى حق ! پیشقدم شو تا بر جنازه ى آدم نماز گزارده شود . فرشته ى الهى پاسخ داد : خداوند جهان ما را بر به سجده بر پدرت امر کرد ، و هم اکنون در شأن ما نیست که بر نیکوترین فرزند وى مقدم شویم ، شما بر ما پیشى گیر و با پنج تکبیر ـ به مان صورت که بر امت محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) واجب خواهد شد ـ بر جنازه نماز بخوان . از آن پس آن نماز ، واجب شد بر جنازه ى فرزندان وى قبل از دفن ، نماز میت خوانده شود .
با کمال تأسّف بسیارى از جوامع و امتها از فرهنگ الهى دور شدند و به پرستش بتهاى زنده و مرده دچار آمدند و به سبب نحسىِ شرک و کفر از حقایق
الهیّه محروم گشتند و بدتر از هر چیز ، از نماز ، این فیض عظیم الهى ، بى بهره ماندند . زندگان آن جوامع بى نماز هستند و مرده هایشان بدون بدرقه ى نماز یا دفن مى شوند و یا به آتش مى سوزند .
ادریس و نماز
علامه ى مجلسى از حضرت صادق (علیه السلام) روایت مى کند :
* به هنگام ورود در شهر کوفه از مسجد سهله دیدن کن و در آن جایگاه مقدّس نماز بگزار و حلّ مشکلات دینى و دنیایى ات را در آن مقام از حضرت بطلب ، زیرا مسجد سهله خانه ى حضرت ادریس است . انسان بزرگوارى که در آنجا به پیشه ى خیاطى مشغول بود و نمازش را در آن جایگاه اقامه مى کرد .
آرى !آن کس که در آنجا دست نیاز به سوى بى نیاز بردارد بى جواب نمى ماند و در قیامت در کنار ادریس از مقام بلندى برخوردار خواهد بود و به خاطر عبادت و اظهار نیازمندى در آن مسجد ، از ناراحتى هاى دنیایى و شرّ دشمنان در پناه حق قرار خواهد گرفت(
۲۰) .
طبرسى بزرگوار در مجمع البیان(
۲۱) حضرت ادریس را از قدیمى ترین پیامبران خدا و جدّ پدرى نوح مى داند .
عنایت کنید که حضرت ادریس که قبل از نوح مى زیسته فرهنگش همراه نماز بوده و مکان اقامه ى نمازش چندان مقدّس و مبارک است که حضرت صادق (علیه السلام)دعاى دعا کننده را در آن مقام مستجاب مى داند .
نوح و نماز
بحار الأنوار ، این اولین کتاب بى نظیر و ارزشمند ، از حضرت باقر (علیه السلام) روایت مى کند :
* پرستش خداى یگانه و اخلاص به پیشگاه او و بى همتا دانستن حق ، که خداوند فطرت مردم را بر آن قرار داده است اصول آیین نوح بود .
پروردگار بزرگ از نوح و همه ى انبیا پیمان گرفت که او را فرمان ببرند و از شرک دورى جویند ، و نیز خداى مهربان حضرت نوح را به نماز و امر به معروف و نهى از منکر و رعایت حلال و حرام دعوت کرد(
۲۲) .
ابراهیم و نماز
ابراهیم بزرگ ـ که از او تحت عنوان بت شکن ، قهرمان توحید ، پدر انبیا ، اوّاه ، حلیم ، صالح ، مخلِص ، مخلّص ، موحّد و بیناى ملک و ملکوت یاد مى شود ـ به فرمان حضرت حق ، هاجر و فرزند شیرخواره اش اسماعیل را از شام حرکت داد و به دلالت پروردگار راه پیمود تا به جایگاه کعبه رسید . پس آن طفل شیرخوار و مادرش را بنا به خواست خداوند در آن سرزمین بى آب و علف با مختصرى طعام و پیمانه اى از آب پیاده کرد !! سپس از همسر مهربان خداحافظى کرد و اراده ى بازگشت نمود . در این وقت هاجر دامن ابراهیم را گرفت و عرضه داشت : چرا مى روى و به کجا خواهى رفت ؟ ما را در این دشت هولناک و زمین بى آب و علف به که وامى گذارى ؟
ابراهیم التماس هاجر را نادیده گرفت و با آرامشى که خاصّ عاشقان و اولیاى خداست به هاجر فرمود : اینکه تو و این طفل گرسنه را در این بیابان مى گذارم فرمان اوست .
هاجر چون این آهنگ گرم و دلپذیر را شنید به جاى خود بازگشت و در برابر حکم حکیمانه ى حق تسلیم شد و پیش خود گفت : اگر ماندن من با این کودک در این بیابان وحشتزا فرمان خداست باک ندارم ، زیرا همو حافظ و نگهبان من و کودک من است .
ابراهیم عزیز بازگشت . گو اینکه فراق فرزند که تنها چراغ زندگى او بود قلبش را سخت مى فشرد ، اما ایمان او به خداوند نیز او را از آن منطق با کمال آرامش و اطمینان دور مى ساخت و در حالى که مرکب به جلو مى راند دست به سوى حق برداشت و چنانکه قرآن مجید مى فرماید ، عرضه داشت :
* ( رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنتُ مِن ذُرِّیَّتی بِوَاد غَیْرِ ذِی زَرْع عِندَ بَیْتِکَ الُْمحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلاَهَ )(
۲۳) .
پروردگارا ! من زن و فرزند خود را در بیابانى خشک و سوزان در کنار خانه ى تو قرار دادم پروردگارا ! براى این که نماز به پاى دارند .
ابراهیم بزرگوار به نقل از قرآن مجید درخواستهاى بسیار مهمى از حضرت حق داشت . خداوند مهربان تمام دعاهاى ابراهیم را اجابت فرمود ، که از جمله ى درخواستهاى آن مرد بزرگ یکى این بود :
* ( رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَهِ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ )(
۲۴) .
پروردگارا ! من و فرزندانم را به پادارنده ى نماز قرار ده و درخواست مرا به پیشگاه لطف و عنایتت بپذیر .
اسماعیل و نماز
کتاب الهى درباره ى حضرت اسماعیل مى فرماید :
* ( وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْماعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَکَانَ رَسُولاً نَّبِیّاً * وَکَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاَهِ وَالزَّکَاهِ وَکَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِیّاً )(
۲۵) .
اسماعیل را به یاد آر که داراى اوصاف پسندیده بود : وفادار به پیمان ، فرستاده ى حق ، حبر دهنده ى از حقایق ، و امر کننده ى زن و فرزند به نماز و زکات ، و بنده اى بود که خداوند در تمام برنامه ها از او خشنود بود .
اسحاق و یعقوب و انبیاى از ذرّیه ى ابراهیم و نماز
در زمینه ى امر حضرت حق به نماز ، به عباد شایسته اش حضرات اسحاق و یعقوب و سایر انبیاى از ذرّیه ى ابراهیم در قرآن کریم مى خوانیم :
* ( وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ نَافِلَهً وَکُلاًّ جَعَلْنَا صَالِحِینَ * وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاَهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ )(
۲۶) .
ما به ابراهیم ، اسحاق و فرزندزاده اش یعقوب را عطا کردیم و همه را صالح و شایسته و لایق مقام نبوت قرار دادیم ، و آنان را به پیشوایى خلق برگزیدیم تا مردم را به امر ما هدایت کنند ، و هر کار نیکو از انواع عبادات و خیرات مخصوصاً اقامه ى نماز و اداى زکات را به آنان وحى کردیم ، و اینان براى ما بندگان سربه فرمان بودند

..



پنج‌شنبه 09 آذر 1391 :: 19:43 ::  نويسنده : nnjj

در نمازم خم ابروى تو با یاد آمد    ***     حالتى رفت که محراب به فریاد آمد
حافظ

نخستین نمازگزار
سخن از راز نماز در نهج البلاغه و رابطه این فریضه بزرگ الهى با على علیه السلام، پیشواى عظیم الشأن ما و گوینده نهج البلاغه است، که یکى از جالب ترین مباحث این کتاب با عظمت را تشکیل مى دهد. نماز، نخستین حکم الهى بود که چند روز پس از بعثت پیغمبر خاتم، حضرت محمد بن عبد اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم توسط جبرئیل امین از جانب خداوند صادر گردید و پیغمبر با تعلیم پیک وحى، آن را معمول داشت. بدین گونه که پیک وحى الهى، جبرئیل امین، چند روز بعد از آن که پیغمبر به مقام نبوّت رسید، براى دومین بار بر آن حضرت نازل گردید و آبى از آسمان آورد و طریقه وضو گرفتن و نماز گزاردن و رکوع و سجود را به پیغمبر آموخت.
بنا بر این، نماز این فریضه بزرگ الهى و عالیترین فرمان خداوند عالم که بهترین حالت یک انسان با ایمان و بنده خدا در پیشگاه الهى است، نوبر احکام اسلام است و از همین جا نیز باید قدر آن را دانست و به اهمیت آن پى برد.
نکته جالب توجه اینست که پس از پیغمبر، نخستین کسى که از مردان آن را به پا داشت على علیه السلام و آنهم در سن نه سالگى بود که در خانه پیغمبر به سر مى برد و چون پیغمبر وضو گرفت او نیز وضو گرفت و همین که رسول خدا به نماز ایستاد، آن وجود مقدس هم در آن سن و سال، پشت پیغمبر (ص) خدا ایستاد و در پشت سر على علیه السلام هم تنها خدیجه بود که به عنوان اولین زن به نماز ایستاد و باپیغمبر (ص) نماز جماعت گزاردند. و اولین اقامه نماز، هم به جماعت بود، جماعتى این چنین که پیغمبر (ص) در جلو و على پسر بچه نه ساله در پشت سر آن حضرت و خدیجه، همسر پیغمبر در پشت سر على (ع). مى بینید که على علیه السلام سراینده نهج البلاغه، چه رابطه اى با نماز، این دستور عالى آسمانى دارد که شش سال پیش از بلوغ و قبل از همه، آن هم در پشت سر پیغمبر (ص) و براى نخستین بار به عنوان وظیفه دینى که پیغمبر ختمى مرتبت از جانب خداوند مأمور به انجام آن شده است، آن را معمول داشت. پس على علیه السلام نخستین نمازگزار اسلام است
نماز در نظر على (ع )
به طورى که دیدیم على علیه السلام نخستین پیشواى معصوم و امام بر حق ما و نماینده خدا و جانشین بلا فصل حضرت ختمى مرتبت (ص) اولین نمازگزار اسلام است، آنهم شش سال قبل از بلوغ از این رو مى باید چنین انسان بى نظیرى، رابطه خاصى با نماز بزرگترین فریضه الهى، داشته باشد. على که در قبله مسلمین متولد شده، و در نه سالگى و به عنوان اولین پیرو اسلام و براى نخستین بار در پشت سر پیغمبر خاتم نماز گزارده، به طور قطع بیش از هر مسلمان دیگرى، قدر نماز، نخستین فریضه الهى، را مى داند و به آن اهمیت مى دهد.
به طورى که نوشته اند، حال على علیه السلام به هنگام نماز چنان بود که در یکى از جنگهاى تیرى به پاى آن حضرت اصابت کرد و هر چه کردند نتوانستند آن را در آورند. چون خبر به پیغمبر دادند فرمود بگذارید على مشغول نماز شود سپس تیر را از پاى او در آورید زیرا على (ع) در آن هنگام، چنان محو تماشاى جمال حق است که کاملا از خود بى خود مى شود. چنین کردند و تیر را از پاى على (ع) در آوردند و او متوجه نشد، و زمانى به خود آمد که از نماز فراغت یافته بود، و آن گاه در خود احساس درد کرد:
هر که محرابش تو باشى سر ز عشقت برندارد    ***     جان و دل بروى گمارد سر ز عشقت برندارد
سعدى
همچنین در یکى از شبهاى مخوف جنگ صفین «لیله الهریز» که آتش جنگ برافروخته شده بود و از هر سو مانند باران تیر مى بارید، دیدند که على علیه السلام رو به قبله ایستاد و مشغول نماز شد. پس از نماز، پرسیدند یا امیر المؤمنین این چه وقت نماز خواندن بود و على (ع) فرمود: اصلا این جنگ براى چیست جز این است که مى خواهیم ظلم و فساد را ریشه کن کنیم تا نماز و احکام الهى چنانکه باید، اقامه گردد
خوشا نماز و نیاز کسى که از سردرد    ***     آب دیده و خون جگر طهارت کرد
حافظ

شهید محراب
على علیه السلام، سراینده نهج البلاغه و قهرمان قهرمانان جهان، شاگرد لایق و تربیت شده پیغمبر اسلام است که فرمود: «نور چشم من نماز است.» على که در تمام دوران حیات پیغمبر اسلام همچون سایه دنبال رسول خدا بود، چگونه مى تواند به نماز تا آن حد که معمول مى داشت، اهمیت ندهد مگر او به تمام معنى مقلد پیغمبر خاتم نبود مگر نه اینست که در نهج البلاغه و در کردارش همه جا پیغمبر (ص) را اسوه و مقتداى خویش قرار مى دهد، و حاضر نیست سرموئى از گفتار و کردار پیغمبر (ص) تخطى کند آرى مولود کعبه و خانه زاد خدا و اولین نمازگزار اسلام و قهرمانى که در میدان جنگ و حساسترین لحظات زندگى، نماز را بر هر کار دیگرى ترجیح مى دهد و حاضر نیست لحظه اول وقت آن را که ثوابى چون دریا دارد به تأخیر بیندازد، سرانجام نیز در خانه خدا، مسجد کوفه و در محراب عبادت و به هنگام نماز با شمشیر زهرآلود، ضربت خورد و فرق مقدسش شکافت و با آن ضربت شربت شهادت نوشید.
على (ع) در آن حالت، یعنى پس از ضربت خوردن، با فرق شکافته فرمود «فزت و ربّ الکعبه» به خداى کعبه که در آن متولد گردیدم و قبله مسلمانان جهان است، از این که مى بینم در خانه خدا نیز ضربت خوردم و شهید مى شوم، سرافرازم.
در نمازم خم ابروى تو با یاد آمد    ***     حالتى رفت که محراب به فریاد آمد
آرى، على (ع) آن مظهر تقوا و فضیلت، على، آن انسان ما فوق انسان، آن نمونه اعلاى آفرینش، پس از پیغمبر خدا و نمازگزار نخستین اسلام، آغاز کارش در خانه خدا بود، و پایان کارش نیز در خانه خدا به سر رسید. بدین گونه، على علیه السلام در جهان اسلام نخستین شهید محراب است .
نهج البلاغه و نماز
امیر المؤمنین على علیه السلام در نهج البلاغه در موارد عدیده اى از نماز، این فرمان بزرگ الهى و محبوب مورد علاقه اش که براى هیچ عملى بمانند آن ارج نمى نهاد، سخن به میان آورده و اهمیت آن را یادآور شده است.
۱- از جمله در آغاز خطبه ۱۹۹ که موضوعات مهم اسلامى را به اصحابش وصیت مى نماید و نسبت به انجام دادن آن ها سفارش مى کند، مى فرماید: نماز را چنانکه باید برپا دارید و در حفظ و اداى آن کوشا باشید، و هر چه بیشتر به جا آورید و به وسیله آن به خداوند تقرب جوئید، زیرا که خداوند در قرآن مى فرماید: نماز فریضه اى است که در وقت معین بر اهل ایمان واجب شده است. آیا پاسخ دوزخیان را نشنیده اید که وقتى طبق گفته خداوند در قرآن از آنها مى پرسند: «چه چیز شما را به دوزخ افکند» مى گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.
نماز، گناهان را مانند ریزش برگ درختان مى ریزد، و همچون رهایى چهارپایان از بند، انسان را رها مى سازد. رسول خدا- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- نماز را به چشمه آب گرمى تشبیه فرمود که بر در خانه مردى باشد و شبانه روز، پنج نوبت از آن شستشو کند، که در این صورت دیگر چرکى در بدن وى باقى نخواهد ماند.
مقام و اهمیت نماز را مردانى از مؤمنین مى دانند که زینت کالاى دنیا و فرزندى که نور چشم انسان است، و ثروت و دارائى، آنها را به خود مشغول نمى دارد چنانکه خداوند در قرآن مجید فرموده است: مردانى هستند که تجارت و داد و ستد دنیا آنها را از یاد خدا و اقامه نماز و پرداخت زکات باز نمى دارد.
با این که خدا، بهشت را به پیغمبر مژده داده بود از بس نماز مى گزارد، خود را به رنج انداخته بود، و در این کار نظر به این آیه شریفه داشت: خانواده ات را فرمان ده نماز بگزارند، و خویشتن نیز بر انجام آن شکیبا باش.
از این رو پیغمبر هم خانواده خود را به انجام این فریضه بزرگ الهى وادار مى کرد و خود نیز با بردبارى به اداى آن مى پرداخت .
۲- در عهدنامه اى که براى محمد بن ابى بکر نوشت و او را روانه مصر نمود تا فرمانرواى آنجا باشد، از جمله دستورهائى که به او داد فرمود: نماز را در اوقاتى که براى آنها تعیین شده به پاى دار و به خاطر این که بى کارى و فرصت و وقت دارى، پیش از وقت آن را به جاى نیاور، و به بهانه این که کار دارى، آن را به تأخیر نینداز و این را بدان که تمام کارهایت پیرو نمازت مى باشد .
به طورى که مى بینید، مولاى متقیان و سرآمد نمازگزاران مسلمین به فرمانگزار جوان خویش محمد بن ابى بکر دستور مى دهد که نماز را چه افرادى و چه به جماعت بر هر کار دیگرى اعم از شخصى و کشورى و لشکرى مقدم بدارد و آن را در اول وقت ادا کند، و حق ندارد به بهانه کار یا گرفتارى آن را به تأخیر بیندازد، یا به دلیل این که کارى ندارد، پیش از وقت انجام دهد. بلکه باید طبق دستور خدا و پیغمبر عمل کند و به میل خود جلو و عقب نیندازد.
۳- نیز در فرمان مشهور مالک اشتر که پس از شهادت محمد بن ابى بکر در مصر او را به فرمانروائى کشور باستانى مصر منصوب داشت و باید آن را جهان بینى على علیه السلام دانست، مى فرماید.
هنگامى که برخاستى و خود را مهیا ساختى تا با مردم نمازگزارى، نماز را چندان طولانى مخوان که مردم را پراکنده سازى و سریع و تند هم مخوان که آن را تباه کنى.
زیرا در میان مردمى که با تو نماز مى گزارند، کسانى هستند که علیل و بیمار و ناتوانند، یا گرفتارى و کار دارند. من از پیغمبر- صلى اللَّه علیه و آله- هنگامى که مرا براى تبلیغ اسلام به یمن مى فرستاد پرسیدم: چگونه با مردم نماز گزارم پیغمبر (ص) فرمود: با آنها مانند ناتوان ترینشان نمازگزار، و حال مؤمنین را رعایت کن .
۴- در کلمات قصار آن حضرت در اواخر نهج البلاغه، آن پیشواى عالى مقام معصوم و برگزیده خدا، پنج حکم بزرگ الهى را بدین گونه توصیف مى کند: نماز وسیله تقرب و نزدیک شدن هر پارسائى به خداست، و حج، جهاد افراد ناتوان است.
هر چیزى زکات دارد و زکات و پاک کردن بدن، روزه گرفتن است. جهاد زن هم خوب شوهر دارى کردن مى باشد
۵- در نامه اى که به حارث همدانى از یاران نامدارش مى نویسد از جمله مرقوم مى دارد:
در روز جمعه، مسافرت نکن تا بتوانى در نماز جمعه شرکت کنى، مگر این که کار واجبى (مانند جهاد) در راه خدا انجام دهى، یا به سراغ کارى بروى که شرعا معذور باشى.
۶- در خطبه (۱۳۱) از جمله مى فرماید پروردگارا من نخستین کسى هستم که به حق رسید و آن را شنید و پذیرفت. به طورى که جز رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله هیچ کس در نماز بر من پیشى نگرفت .
۷- از همه جالب تر اینست که در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان، لحظه اى پیش از آنکه جان به جان آفرین تسلیم کند، ضمن وصیت تاریخى خود به فرزندان گرامیش، امام حسن و امام حسین علیهما السلام از جمله مى فرماید: خدا را، خدا را که برپا داشتن نماز را از یاد نبرید، زیرا نماز ستون دین است .
مى دانیم که امیر المؤمنین (ع) در اینجا به سخن پیغمبر (ص) نظر داشته که فرموده است: نماز ستون دین است که اگر پذیرفته شد، سایر اعمال نیز بتبع آن پذیرفته مى شود و اگر مقبول نیفتاد سایر اعمال دیگر بندگان هم مردود شناخته مى شود .
نتیجه کلام این که على علیه السلام در شب قدر یعنى بهترین شبهاى سال، در حال نماز، ضربت خورد و در شب قدر هم با سفارش به اهمیت مقام نماز و دیگر ارکان اسلام، چشم از جهان ظلمانى فرو بست و روح بلند پروازش به ملکوت اعلا پرواز کرد. گوئى در آن حال، زبان دل نورانیش، به مضمون این ابیات لسان الغیب شیراز گویا بود:
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبى من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب هاتف آن روز بمن مژده این دولت داد که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند آن شب قدر که این تازه براتم دادند مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
در پایان سخن، بسیار بجاست که رباعى زیبا و پرشور فیلسوف نامى و حکیم ربانى جلال الدین محقق دوانى را که از حکما و دانشمندان بلند آوازه اسلام در سده نهم هجرى و قبلا از علماى عامه بوده و در اواخر عمر، شیعه شده است بیاوریم و آن را هدیه شیفتگان مولاى متقیان على (ع) کنیم:
اى مصحف آیت الهى رویت    ***     سرچشمه زندگى لب دلجویت
محراب نماز عارفان ابرویت     ***     وى سلسله اهل ولایت



پنج‌شنبه 09 آذر 1391 :: 19:40 ::  نويسنده : nnjj

تعلیم نماز در روایات از وظایف مهمّ والدین است. والدین باید فرزندان خود را از سه سالگى با بیان کلماتى از قبیل «لااله الا اللَّه» آشنا کنند و کم کم او را آماده نماز نمایند.
خداوند به پیامبر مى فرماید: «وامر اهلک بالصلوه و اصطبر علیها»  به اهل خود فرمان نماز بده وپشتکار داشته باش.
قرآن در ستایش حضرت ابراهیم مى فرماید: «و کان یأمر اهله بالصلوه» او اهل خود را به نماز فرمان مى داد.
لقمان هم به فرزندش سفارش نماز مى کرد: «یابنّى اقم الصلوه»
عواقب اعراض از یاد خدا و نماز
نماز ذکر خداست وکسى که از ذکر خداوند اعراض کند زندگى نکبت بارى دارد: «مَن اعرض عن ذکرى فانّ له معیشه ضنکا»
ممکن است بگوئید بسیارى اهل نماز نیستند ولى زندگى خوبى دارند، ولى باید به درون آنها سرى زد تا ببینیم آیا صفا وآرامش لازم را دارند یا نه؟ در مشکلاتى که براى آنها پیش مى آید چقدر دستپاچه مى شوند و خودشان را مى بازند؟ باقى انسان ها را با چه دیدى مى نگرند؟ تقوى و عدالت چه جایگاهى نزدشان دارد؟ روحشان به چه چیز وابسته است؟ به آینده خود چقدر اطمینان دارند؟ اضطراب وهیجان هاى روانى، تزلزل خانوادگى، ضعف اعصاب، بدگمانى، احساس غربت و تنهایى از درون، فساد و فحشا، آمار جنایت، فرار فرزندان از خانه، بالا بودن آمار طلاق، خودباختگى، ترس و... در جامعه بى نماز بیشتر است یا با نماز؟
نماز و توکّل
در نماز بارها آیه مبارکه «بسم اللَّه الرحمن الرحیم» را بر زبان جارى و به خود تلقین مى کنیم.
حرف «باء» در بسم اللَّه رمز استمداد و توکّل است،
با یاد او شروع کردن نشانه آن است که تنها از قدرت او کمک بگیریم و به او توکّل کنیم.
یاد او نشانه مهر او و عشق به اوست.
نماز و روح بزرگ
انسان در نماز خداوندى را حمد و سپاس مى کند که خالق تمام هستى است. سرچشمه تمام رحمت ها و برکات است. مالک روز قیامت است.
کسى که حمد و ثناى خود را نثار این وجود مقدّس با این خصوصیات مى کند هرگز حاضر نیست براى هر چیز پست و جزئى و در برابر هر قدرت ناچیزى ستایش کند.
زبانى که ثناگوى خالق هستى شد، دیگر تن به ثناگویى هر نالایقى نمى دهد. فراموش نکنیم که امام حسین علیه السلام فرمود: کسى که وصل به پیامبر صلى الله علیه وآله باشد و از دامن زهراعلیها السلام برخاسته باشد، بیعت یزید را نخواهد پذیرفت.
آرى ... ستایش او نه دیگران،
ثناى او نه طاغوت ها،
ثناى او براى ربّ العالمین بودنش،
الرّحمن الرّحیم بودنش،
مالک یوم الّدین بودنش،
دیگران چه و که هستند و چه قدرتى دارند که من ثناگوى آنها باشم؟ به خصوص که مسلمان مى داند اگر ظالمى ستایش شود عرش خداوند به لرزه در مى آید.
بنابراین ثناى او، آنچنان روح بزرگى به ما مى دهد که دیگر حاضر به ثناى دیگران نمى شویم و این روح بزرگ را از نماز و حمد مى توان تحصیل کرد.
حیف که ما با توجّه نماز نخواندیم و مزه نماز را نچشیدیم.
نماز و الگوپذیرى
در نماز با گفتن «صراط الذین انعمت علیهم» از خداوند مى خواهیم که الگوى ما را کسانى قرار بده که مورد لطف تو هستند، تو را شناختند و به تو عشق ورزیدند، در راه تو گام برداشته و استقامت کردند و از تو جدا نشدند.
بر اساس آیه
۶۹ سوره نساء کسانى که خداوند به آنها نعمت داده، عبارتند از: انبیا و شهدا و صدیّقین و صالحان.
آرى نعمت واقعى همان ایمان و ارتباط با خداوند و گام در راه رضاى او برداشتن و در راه او فدا شدن است. نعمت هاى مادّى نصیب حیوانات هم مى شود «متاعاً لکم ولانعامکم» مقام معنوى است که به انسان ارزش مى دهد.
نماز همراه با آگاهى
قرآن درباره تسبیح ونماز ساکنان آسمان ها وپرندگان مى فرماید:
«کل قد علم صلواته و تسبیحه» نماز آنها آگاهانه است.
ولى در جاى دیگر خطاب به انسان ها مى فرماید:
«لاتقربوا الصلوه و انتم سُکارى حتّى تعلموا ما تقولون» در حال مستى نماز نخوانید تا بدانید چه مى گوئید.
به همین دلیل در روایات آمده است:
عبادت عالم از عابد بهتر است.
در اسلام به تجّار سفارش شده: «الفقه ثم المَتجَر»  اوّل مسائل حلال و حرام را فرا گیرید بعد به سراغ تجارت بروید. در آموزش نماز هم باید سعى کنیم اسرار نماز را به نسل نو تعلیم دهیم تا آگاهانه براى نماز قیام کنند.
نماز و جهاد
دستورات اسلام از یکدیگر جدا نیست ولذا قرآن مى فرماید: «لاتصلّ على احد منهم مات ابداً ولا تقم على قبره» به جنازه فراریان از جبهه نماز نخوانید:
فراموش نمى کنم در ایّام دفاع مقدّس، جوانى وصیّت کرد که اگر من شهید شدم مرا دفن نکنید مگر آن دو دسته اى که با هم قهرند، آشتى کنند و این جوان از خون مقدّس خودش به نفع اصلاح ذات البین استفاده کرد، در حالى که مى توانست بگوید اگر شهید شدم راضى نیستم فلان شخص یا گروه به تشییع جنازه من بیاید و بدینوسیله آتش فتنه را بیشتر و کینه ها را عمیق تر نماید.
نماز و نیاز
آنجا که کار و تلاش بیشتر است نیاز به نماز بیشتر است. انسان معمولاً در شب ها خواب است و فعّالیتى ندارد، از این رو از عشاء تا صبح نمازى واجب نیست ولى نیاز معنوى انسان در روز بیشتر است.
هوس ها، طاغوت ها، جلوه ها، حیله ها و تمام پرتگاه ها در روز جلوه دیگرى دارند و لذا اوّل روز و آخر روز باید نماز خوانده شود وبراى وسط روز سفارش ویژه آمده است:
«اقم الصلوه طرفى النهار»
دو طرف روز (صبح و شب) نماز به پا دار.
«حافظوا على الصلوات و الصلوه الوسطى» 
نسبت به تمام نمازها به خصوص نماز ظهر حفاظت کنید. و مثل منافقین گرمى هوا را بهانه ترک جماعت قرار ندهید.
و از آنجا که روزهاى جمعه و عید ایّام فراغت است و معمولاً فساد در ایّام فراغت بیشتر به سراغ انسان مى آید، سفارش به نماز جمعه و نماز عید شده است.
شاید بخاطر لطافت و ظرافت بیشترى که روح دختر دارد و غبار و فساد در روح هاى لطیف زودتر منعکس مى شود، نماز دختران از
۹ سالگى شروع مى شود.
و هرگاه مشکل اضافه اى براى انسان پیش آمد سفارش به نماز بیشترى شده است. «واستعینوا بالصبر والصلوه



پنج‌شنبه 09 آذر 1391 :: 19:31 ::  نويسنده : nnjj

۱ ـ احمد بن عبدالله: امیر مؤمنان هنگام عبور از صحن «بیت الله الحرام»، نگاهش به مردى افتاد که نیکو نماز مى خواند . پس فرمود: اى مرد، حقیقت نمازت را مى شناسى؟ مرد گفت: اى پسر عموى بهترین آفریده خدا، آیا نماز حقیقتى جز عبودیت دارد؟ علىّ علیه السّلام فرمود: بدان اى مرد، همانا خداوند تبارک و تعالى پیامبرش را به کارى از کارها برنیانگیخته جز اینکه متشابه و تأویل و تنزیل دارد و همه این ها بر اساس عبودیت است. پس هر کس حقیقت نماز را نشناسد، همه نمازهایش، ناقص و ناتمام است.
۲ ـ شیخ صدوق: مردى از امیرمؤمنان پرسید: اى پسر عموى بهترین آفریده خداوند متعال، معناى بالا بردن دستها در تکبیر نخست چیست؟ فرمود: معنایش این است: خدا بزرگتر ، یکتا و بى همتاست، مانند ندارد، با دست لمس نمى شود و حواس پنجگانه، او را در نمى یابد.
۳ ـ احمد بن علىّ راهب: مردى به امیرمؤمنان عرض کرد: اى پسر عموى بهترین آفریده خدا، معنى سجده نخست ، چیست؟ فرمود: حقیقتش این است: خدایا همانا تو مرا از آن ـ یعنى از زمین ـ آفریدى و (معناى) سربرداشتن:و ما را از آن خارج کردى و (معناى) سجده دوّم: و به آن باز مى گردانى و (معناى) سربرداشتن از سجده دوم: و بار دیگر ما را از آن خارج مى کنى. آن مرد گفت: (معناى) بلند کردن پاى راست و افکندن [بر] پاى چپ در تشهد چیست؟ فرمود: حقیقتش این است: خدایا، باطل را بمیران و حق را بر پادار[۱].
۴ ـ امام علىّ علیه السّلام ـ در معناى گفته امام جماعت: السلام علیکم ـ فرمود: همانا امام، گفته خدا را تفسیر مى کند ودر ترجمه آن به جماعت نمازگزار مى گوید (این نماز) امانى براى شما از عذاب خدا در روز قیامت، است.
۵ ـ جابر بن عبدالله انصارى: با مولایمان امیر مؤمنان علیه السّلام بودم که مردى را دید به نماز ایستاده است . پس به او فرمود: اى مرد، آیا حقیقت نماز را مى دانى؟ عرض کرد: اى مولاى من، آیا نماز حقیقتى غیر از عبادت دارد؟ پس فرمود: آرى. سوگند به کسى که محمّد را به نبوّت برانگیخت هیچ پیامبرى را به کارى از کارها برنیانگیخته ، جز اینکه متشابه و تأویل و تنزیل دارد و همه این ها بر عبادت، دلالت مى کنند . پس آن مرد عرض کرد: اى مولاى من مرا از آن آگاه کن.
حضرت فرمود: حقیقت (هفت) تکبیر آغازین تو که با آن کارهایى را بر خود حرام مى کنى این است : هنگامى که الله اکبر نخست را مى گویى ، در دلت بگذرانى: خدا بزرگتر از آن است که به برخاستن و نشستن توصیف شود. و در تکبیر دوّم ، به حرکت و سکون و در سوّم، به جسم بودن یا تشبیه به چیزى کردن یا با چیزى مقایسه کردن توصیف شود و در تکبیر چهارم در دلت مى گذرانى: (خدا بزرگتر از آن است) که حالتهاى گوناگون بر او عارض شود یا بیماریها او را بیازارد و در تکبیر پنجم در دلت مى گذرانى: (خدا بزرگتر از آن است) که به جوهر و عرض بودن توصیف شود ، تا در چیزى حلول کند یا چیزى در او حلول کند. در تکبیر ششم در دلت مى گذرانى : (خدا بزرگتر از آن است) که هر چه بر موجودات حادث (پدید آمده) روا بدانى ؛ چون نابودى و جابجایى و دگرگونى از حالتى به حالتى، بر او نیز روا دارى. و در تکبیر هفتم، اینکه حواس پنجگانه او را دریابد.
پس حقیقت کشیدن گردن در کوع آن است که در دلت بگذرانى: به تو ایمان آوردم ، حتى اگر گردنم را بزنى.
و در سر برداشتن از رکوع هنگامى که مى گویى: «خدا به آن که او را مى ستاید، گوش مى دهد، سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است» ، حقیقتش این است: کسى که مرا از عدم به وجود آورد و حقیقت سجده نخست آن است که در حال سجده در دلت بگذرانى: مرا از آن (زمین) آفریدى و حقیقت سربرداشتن: و مرا از آن خارج کردى و سجده دوّم: و مرا به آن باز مى گردانى و در سر برداشتن (دوّم) به دلت مى گذرانى: و بار دیگر مرا از آن خارج مى کنى.
و حقیقت نشستن بر سمت چپت و بلند کردن پاى راستت و افکندن آن بر پاى چپت این است که به دلت مى گذرانى: خدایا همانا من حق را بر پا کردم و باطل را میراندم. و حقیقت تشهدت: نو کردن ایمان وبازگشت به اسلام واقرار به خیزش پس از مرگ است و حقیقت سلام دادنها: بزرگداشت پروردگار سبحان و بزرگ دانستن او از هر چه ستمکاران مى گویند و کجروان توصیف مى کنند. و حقیقت گفته ات: «سلام بر شما و نیز رحمت و برکات خداوند» ترحّم از خداوند سبحان است، یعنى: این (نماز) امانى براى شما از کیفر روز قیامت است.
سپس امیرمؤمنان فرمود: اگر کسى حقیقت نماز را اینگونه نداند، نمازش ناقص است.
۶ ـ امام صادق علیه السّلام : معناى سلام در پایان هر نماز ، همان معناى امان است ؛ یعنى هر کس فرمان خدا و سنّت پیامبرش را با فروتنى و افتادگى در برابر او، انجام دهد، از بلاى دنیا در امان و از کیفر آخرت رهیده است .
۷ ـ عبدالله بن فضل هاشمى: از امام صادق علیه السّلام معناى سلام دادن در نماز را پرسیدم، فرمود: نشانه امان و پایان یافتن نماز است. گفتم: فدایت شوم این چگونه است؟ فرمود: در میان مردمان گذشته، هرگاه شخص تازه وارد بر آنان سلام مى داد ، خود را از بدیش در امان مى دیدند و اگر جواب سلام او را مى دادند، او نیز خود را در امان مى دید. پس اگر سلام نمى داد، خود را در امان نمى دیدند و اگر جواب سلام را بر سلام دهنده، ردّ نمى کردند، او خود را در امان نمى دید و این خوى عرب بود. پس سلام دادن نشانه بیرون رفتن از نماز و حلال کردن گفتار است و امانى براى نماز از آنچه به آن وارد شده و تباهش مى کند. سلام نامى از نامهاى خداوند جلّ جلاله است و آن از نمازگزار بر دو فرشته خدا که بر او گمارده شده اند، داده مى شود.
________________________________________
(۱) در «الفقیه» حدیث از «معناى بلند کردن پاى راست ...» آغاز مى گردد



درباره وبلاگ


به وبلاگ خوش آمدید از حسن انتخاب شما کمال تشکر راداریم لطفا نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید. با تشکر
مطالب علمی به زبان ساده ؛کوتاه مختصر مفید به زبان قابل فهم
تبریک سال نو ١فرهنگي تغييرات وتکنولوژي-ديني خداوند کدام گناه‌ها را نمی‌بخشد؟ اطلاعات عمومی دینی اطلاعات نماز میلاد امام حسن مجتبی (ع) بر مسلمین مبارکباد تبریک میلاد باسعادت حضرت محمد(ص9 و امام صادق (ع)
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران