|
علمی وآموزشی و مذهبی وگردشگری و جهانگردی آموزشی ومذهبی و جهانگردی و علمی |
|||||||
|
رنین
رنین یک آنزیم پروتئازاست که از سلول های ژوکستاگلومرولاردر قشرکلیه ترشح می گردد. ژن مولد آن بر روی کروموزوم شماره 1 قراردارد. این آنزیم از مولکول پیش سازی به نام پرورنین ساخته می شود. پرورنین و رنین هر دو در پلاسما آزاد می شوند. میزان پرورنین پلاسما ٥ تا ١٠ برابر رنین می باشد. ژن مولد پرورنین در بافت های دیگراز جمله مغز، هیپوفیز، غدد فوق کلیه، بیضه ها، رحم، جفت هم ردپای خود را آشکار می سازد.با برداشتن هر دو کلیه رنین پلاسما به به صفر می رسد ولی پرو رنین باقی می ماند. بافت های مختلف از جمله قلب، رنین و پرو رنین را از پلاسما برداشت می کنند. برخی از این بافت ها دارای اجزای دیگر از این مجموعه آنزیمی از جمله آنژیوتانسینوژن و یا ACE بوده و با برداشت رنین از پلاسما مجموعه آنزیمی رنین-آنژیوتانسین بافتی و محلی خود را کامل کرده، به کار می اندازند.(4)
عوامل مختلفی موجب افزایش میزان رنین در گردش خون می شوند:
1- کاهش جریان خون کلیه (ایسکمی و هیپو ولمی)
2- کاهش سدیم در لوله های دیستال کلیه
3- تحریک گیرنده های β
همچنین مصرف نمک و مسدود کننده های گیرنده β، افزایش فشار خون و هیپروولمی میزان رنین را کاهش می دهند. سلول های ژوکستاگلومرولار دارای گیرنده آنژیوتانسین II از نوع یک (AT1) بوده با کاهش آنژیوتانسین II و یا مصرف داروهای مهارکننده ACE میزان رنین پلاسما افزایش می یابد.
میزان رنین پلاسما به خودی خود قابل اندازه گیری نبوده به جای آن از قدرت پلاسمای حاوی این آنزیم در تولید آنژیوتانسینI از آنژیوتانسینوژن استفاده می کنند. این معیار با نام فعالیت پلاسمایی رنین (plasma rennin activity; PRA) خوانده می شود. (1و2و4)
آنزیم مبدل آنژیوتانسین (angiotensin converting enzyme; ACE)
این آنزیم یک پروتئاز حاوی روی است که با اثر بر روی آنژیوتانسین I آن را به آنژیوتانسینII تبدیل می کند. دو نوع ACE وجود دارد. نوع سوماتیک آن در بسیاری از سلول های اندوتلیوم از جمله در بافت قلب، کلیه، سلول های لوله های پروگزیمال، روده کوچک و سلول های عصبی در مغز یافت می شود. نوع ژرمینال این آنزیم در سلول های ژرمینال مذکر وجود داشته و کمبود آن موجب کاهش قدرت باروری جنس مدکر می گردد. شکل محلولی از این آنزیم در پلاسما یافت می شود که از نوع سوماتیک آن که بر روی غشای سلول ها قرار دارد جدا شده وارد پلاسما می شود. یک کربوکسی پپتیداز هم به نام ACE2وجود دارد که نقش اصلی آن در تبدیل آنژیوتانسین II به یک هپتاپپتید به نام انژیوتانسین (7-1) است. مهار کننده های معمول ACE قادر به مهار کردن ACE2 نیستند. این آنزیم برای رشد و نمو قلب لازم است. کاهش ACE2 در موش ها موجب اختلال در انقباض قلب، انقباض عروق کرونر و کاهش اکسیژن زسانی به قلب می گردد. به نظر می رسد ACE2دارای اثر حفاظتی برای قلب و کلیه باشد. ACE2 با اثر ACE مقابله نموده آنژیوتانسین II را که یک منقبض کننده قوی عروق است به آنژیوتانسین (7-1) که یک گشاد کننده عروق است تبدیل می کند. (2و 5)
آنژیوتانسین II و گیرنده های آن
آنژیوتانسین II هورمونی است که از اثرACE بر آنژیوتانسین I به وجود می آید. این مولکول با اثر مستقیم و یا با تحریک تولید و آزادسازی نوراپی نفرین (از ناحیه پیش سیناپسی ازانتهای اعصاب آدرنرژیک) و هم چنین با تولید اندوتلین 1 در اندوتلیوم عروق موجب انقباض شدید رگ ها می شود. اندوتلین 1 خود تبدیل آنژیوتانسین I به II را تسهیل می نماید. هم چنین آنژیوتانسینII در قشر غدد فوق کلیه موجب آزادسازی آلدوسترون می گردد. (1و3)
باید خاطر نشان ساخت که تمام آنژیوتانسین II با واسطه ACE تولید نمی شود. درمسیر دیگری آنژیوتانسین II توسط یک آنزیم شبیه کیماز از خانواده سرین پروتئازها (Chymase-likeserine protease) تولید می گردد. نقش اصلی این مسیر هنوز مورد بحث است. برخی معتقدند که در نارسایی شدید قلبی ٧٥٪ از آنژیوتانسین II در قلب از راه آنزیمی کیماز به وجود می آید و مهار این مسیر آنزیمی می تواند از فیبروز و نارسایی بیشتر قلبی جلوگیری کند. باید توجه داشت که مسدود کننده های گیرنده آنژیوتانسین (ARBs) اثر آنژیوتانسین II را بر گیرنده اش مهار می نمایند و کاری به چگونگی تولید آنژیوتانسین II ندارند. اما مهار کننده های ACE فقط تولید آنژیوتانسین II را از راه ACE مهار نموده و برتولید آنژیوتانسین II از راه آنزیمی کیمازموثر نیستند. از این رو باید توقع داشت که مصرف ARB بتواند اثرات آنژیوتانسینII را در شرایط مختلف از جمله نارسایی قلبی بهتر از مهار کننده های ACE برطرف سازد. اما در بررسی های انجام شده مصرف ARB نسبت به مهار کننده های ACE برتری نداشته است و نظریه موثر بودن مهار مسیر آنزیمی کیماز در پیشگیری از نارسایی قلب را زیر سوال برده است.(2) باید اشاره نمود که مجموعه رنین-آنژیوتانسین به غیر از آن چه که در جریان گردش خون قابل تعقیب است در بافت های مختلفی هم وجود داشته و فقط ١٠٪ از ACE در پلاسما قابل تعقیب است. (2و3) از این رو اثرات مختلفی که از این مجموعه آنزیمی و داروهای مهار کننده آن دیده می شود ممکن است ناشی از عملکرد مجموعه رنین-آنژیوتانسین در بافت های مختلف بوده باشد.
اگر چه آنژیوتانسین II در حفظ فشار خون و حجم پرشدگی عروق نقش دارد اما دارای اثر مضری بر بدن است. از آن جمله می توان موارد زیر را نام برد:
1- قلب: هیپرتروفی، فیبروز انترستیسیل،
2- عروق کرونر: اختلال عملکرد اندوتلیوم با کاهش NO، انقباض کرونرها به علت آزادسازی نوراپی نفرین، ایجاد ضربه اکسیداتیو از راه تولید رادیکال های آزاد اکسیژن، تشدید پدیده التهاب و ایجاد آتروم، افزایش برداشت کلسترول LDL،
3- کلیه: افزایش فشار داخل گلومرولی، افزایش دفع پروتئین از گلومرول ها، رشد بی رویه گلومرول و فیبروز آن، افزایش بازجذب سدیم از کلیه،
4- افزایش آلدوسترون،
5- اختلال انعقادی: افزایش فیبرینوژن، افزایش مهار کننده های آنزیم فعال کننده پلاسمینوژن I نسبت به فاکتورهای پلاسمینوژن بافتی،
آنژیوتانسین II از راه دو گیرنده AT1 و AT2 عمل خود را انجام می دهد.هر دو گیرنده از نوع گیرنده های وابسته به پروتئین های G بوده و هردو به آنژیوتانسین II پاسخ می دهند. باید توجه داشت که مسدودکننده های گیرنده آنژیوتانسین(ARB) بر روی AT1 اثر نموده و هیچ اثری بر AT2 ندارند. از آن جا که مهار کننده های ACE تولید آنژیوتانسین II را مهار می کنند در عمل اثر هر دو گیرنده را تحت تاثیر قرار می دهند. در دوره جنینی تحریک گیرنده AT1 موجب رشد و نمو جنین شده از این رو مصرف مهار کننده های ACE و ARB در دوره بارداری ممنوع است. در اواخر دروان بارداری تحریک گیرنده های AT2 از رشد غیرعادی وبیش از حد جنین جلوگیری می نماید. نقش گیرنده AT2 در دوران بزرگسالی مشخص نیست. (2و 5و 6)
گلوکوکورتیکوئیدها، هورمون رشد و انسولین بر میزان تولید گیرنده های AT1 افزوده در حالی که مینرالوکورتیکوئیدها، استروژن و NO از میزان تولید آن می کاهند. گیرنده AT1 به میزان زیادی در اندوتلیوم عروق کلیه پراکنده شده است. تحریک این گیرنده موجب افزایش کلسیم داخل سلولی و اینوزیتول تری فسفات (IP3) و کاهش cAMP می گردد. با تحریک گیرنده AT1 فشار خون افزایش یافته، پدیده های التهابی تشدید شده، سلول ها هیپرتروفیه می شوند و شبکه پایه لازم برای رشد و گسترش سلول ها (ماتریکس) تشکیل می گردد. (6)
گیرنده AT2 در جنین در سلول های مختلف کلیه از جمله سلول های مزانشیم، گلومرول ها و لوله های قشر و مدولا و سلول های انترستیسیل یافت می شود. هم چنین این گیرنده پس از دوران جنینی در لوله های پروگزیمال، دیستال، بخش ضخیم قوس هنله و لوله های جمع آوری کننده و پودوسیت های گلومرول و ماکولادنسا یافت می شود. افزایش cAMP از میزان تولید گیرنده های AT2 می کاهد. مقدار این گیرنده در بالغین نسبت به دوران جنینی کاهش می یابد و در قلب، کلیه، رحم، نخمدان ها و غدد فوق کلیه یافت می شود.در موارد آسیب عروقی، به دنبال انفارکتوس قلبی و در نارسایی و هیپرتروفی قلب بر تعداد گیرنده های AT2 افزوده شده و در ابتلا به دیابت از این میزان کاسته می شود. انسولین و عوامل رشد وابسته به انسولین و اینترلوکین β١ بر میزان بروز ژن AT2 می افزایند در حالی که عوامل رشد به دست آمده از پلاکت (PDGF)، آنژیوتانسین II (اگر از بیرون وارد بدن شود و نه نوع تولید شده در بدن)، افزایش کلسیم داخل سلولی، فعال شدن پروتئین کیناز C و تجویز نوراپی نفرین و عوامل رشد وابسته به فیبروبلاست ها ار تعداد گیرتده های AT2 می کاهند.(2و6) تحریک گیرنده AT2 موجب گشادشدن عروق و دفع سدیم به هنگام فشار خون بالا می شود. تجویز آنژیوتانسین II به حیواناتی که از قبل لوسارتان و یا والسارتان (دو داروی مهار کننده گیرنده AT1) دریافت نموده اند فشار خون را کاهش می دهد.(6)
اثرات حاصل از تحریک گیرنده AT1 به وسیله آنژیوتانسین II عبارتند از:
1- اتقباض عروق
2- فعال کردن دستگاه عصبی سمپاتیک
3- ترشح آلدوسترون، وازوپرسین و اندوتلین
4- تولید مهار کننده آنزیم فعال کننده پلاسمینوژن نوع I (PAI-1)
5- تجمع یافتن پلاکت ها
6- ایجاد انعقاد خون
7- افزایش انقباض قلب
8- تولید رادیکال آزاد سوپراکسید
9- رشد سلول های عضلات صاف عروق
10- تشکیل الیاف کلاژن
11- افزایش کلسیم داخل سلولی
اثرات حاصل از تحریک گیرنده AT2 به وسیله آنژیوتانسین II عبارتند از:
1- تولید برادی کینین، NO، cGMP در بافت ها و گشاد کردن عروق از این راه
2- پیشگیری از رشد و تکثیر بی رویه بافت ها
3- تحریک به آپوپتوز
4- تحریک به تکامل و بازسازی بافت ها
5- کاهش کلسیم داخل سلولی
به نظر می رسد اثرات حاصل از تحریک این دو نوع گیرنده در مقابل هم قراردارد. به هنگامی که گیرنده AT1 با استفاده از ARB مهار می شود فعالیت گیرنده AT2 افزایش می یابد. گیرنده AT2 میزان تولید و فعالیت گیرنده AT1 را نیز تنظیم می کند. هم چنین به نظر می رسد گیرنده AT2 خود به صورت آنتاگونیست گیرنده AT1 عمل کرده برای این منظور قادر است به گیرنده AT1پیوند یابد.(6) برخی معتقدند که گیرنده AT4هم وجود دارد که دارای اثر آنتی فیبرینولیتیک است. (2)
آلدوسترون
آلدوسترون یک هورمون استروئیدی است که توسط غدد فوق کلیه تولید می شود. آنژیوتانسین II و غلظت پتاسیم دو عامل اصلی در ترشح این هوذمون به شمار می آید. ACTH و NO به ترتیب دارای اثر تحریکی و مهاری در ترشح آلدوسترون هستند. نقش اصلی این هورمون تامین حجم داخل عروق است. تحریک آمیگدال در مغز (برای ایجاد تمایل بیش از حد به مصرف نمک)، تحریک ناحیه دور بطن های مغزی در هیپوتالاموس (برای بالا بردن فشار خون) و منقبض کردن عروق از دیگر اثرات این هورمون به
سهشنبه 19 اردیبهشت 1391 :: 13:35 :: نويسنده : nnjj
على (عليه السلام ) اولين هاشمى است كه پدر و مادرش هاشمى بودند (فاطمه بنت اسد بن هاشم و ابوطالب ابن عبدالمطلب بن هاشم ) حضرت امير در روز جمعه 13 رجب ده سال قبل از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و 23 سال پيش از هجرت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم در شهر مكه و در خانه خدا به دنيا آمد. ابن قعنب مى گويد: با عباس بن عبدالمطلب و گروهى ديگر روياروى خانه ى خدا نشسته بوديم فاطمه بنت اسد به سوى خانه ى خدا آمد و ايستاد و گفت : خداوندا به تو پيامبرانت و كتابهايشان ايمان دارم . گفتار ابراهيم (عليه السلام ) جد خود را راستين مى دانم همانگونه اين خانه را به فرمان تو بنا نهاد... تو را به او، و به اين كودك كه با خود در شكم دارم ، سوگند مى دهم كه زادنش را بر من آسان كن در همين هنگام به چشم خويش همه ما ديديم كه ديوار خانه ى خدا از هم شكافت و آن گرامى بانو پا به درون آن گذارد و ديوار دوباره به هم آمد ما هم شتابناك برخاستيم تا در خانه را باز كنيم اما هر چه كرديم باز نشد... و دانستيم كه اين حكمت خداوندى است . سپس فاطمه بنت اسد بعد از چهار روز با كودك خود از خانه كعبه بيرون آمد. طبق پاره اى از روايات ابوطالب در هنگام ولادت حضرت على (عليه السلام ) در مكه حضور نداشت ، آنگاه كه ابوطالب آمد، فرزند را از مادر گرفت و به همراه فاطمه به سمت خانه كعبه رفت و از خداى كعبه خواست كه نام او را هم خود معين كند و شعرى در پى درخواستش خواند: اى پروردگار شبهاى تيره و تاريك ، اى پروردگار ماه نورانى و درخشان ، به امر خود براى ما بيان كن ، كه چه سزاوار او مى بينى درباره اين فرزند و او فكر مى كرد نام فرزند خود را چه بگذارد ورقه سبزى از آسمان فرود آمد كه روى آن نوشته شده بود:
سهشنبه 19 اردیبهشت 1391 :: 13:32 :: نويسنده : nnjj
1-در مقابل آینه بایستید و از خود تعریف کنید: سهشنبه 19 اردیبهشت 1391 :: 13:31 :: نويسنده : nnjj
درمان افسردگی ممکن است موجب بازگرداندن اعتماد به نفس و تقویت ارتباطات عاطفی فرد شود. افسردگی باعث می شود که از خواب خوب محروم شوید، سخت به خواب بروید و یا خیلی زود از خواب بیدار شوید. علاوه بر این، کمبود خواب می تواند افسردگی را بدتر کند. این به خاطر رفتار است، کمتر فعالیت می کنید و برای راحتی خود، غذا بیشتر مصرف می کنید. سهشنبه 19 اردیبهشت 1391 :: 13:29 :: نويسنده : nnjj
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 :: 14:03 :: نويسنده : nnjj
شنبه 16 اردیبهشت 1391 :: 20:17 :: نويسنده : nnjj
پاس نامه ای برای خدا...
خدایا با قلبم تو را میخوانم...خدایا با چشمانم که خیس از باران اشکهایم هستند ت و را صدا میزنم...زبانم را خاموش میکنم و فقط با چشمانم که به پیچ جاده ی آسمانت مینگرد نگاه میکنم...با قلبم فریاد میزنم که... معبود من دوستت دارم... خدایا تو را سپاس که هنوز باد حوصله ی آوردن بوی بهار را دارد... خدایا تو را سپاس که هنوز میفهمیم بوی بهار را... خدایا تو را سپاس که هنوز شکوفه ها بازی گوشند و با شیطنتهای معصوم کودکانه اشان در کوچه های زندگی امان-که هنوز نام ماشین تقدسش را و دود پاکی اش را ندزدیده اند-فریاد میزنند و میرقصند و به این طرف و آن طرف میجهند و میگویند که برخیزید که همین حالا بهار در راه است... خدایا به زیبایی سوگند که هیچ چیز مرا بیشتر از هوای ناب بهاریت و بوی شکوفه های این مادر طبیعت،مرا تشنه نمیکند... پس تو خود شاهد باش که احساس من قدر بهارت را دانست... شنبه 16 اردیبهشت 1391 :: 20:15 :: نويسنده : nnjj
آثار نماز و پاداش نمازگزاران
![]()
جلب رحمت خداطلب یاری از نمازآرامشبازداشتن از فحشا و منكرهمراهی خدا با نمازگزارانولایت نمازگزارانهدایت برای نمازگزارانانذار برای نمازگزارانرستگاری برای نمازگزارانپاداشامان در سایه ی نماز
جلب رحمت خداخداوند در سوره ی نور می فرماید: وَ اقیمُواالصَّلاةَ وَ اتواالزَّكاة وَ اَطیعُواالرَّسوُلَ لعَلكُمْ ترْحَمُونَ. (نور/ 56) " و نماز را بر پا دارید و زكات بدهید و رسول را اطاعت كنید تا مشمول رحمت شوید."خداوند در این آیه اولین شرط برای داخل شدن در رحمت را برپایی نماز برمی شمارد.
طلب یاری از نمازوَاستعینُوا بِالصَّبْرِ والصَّلاةِ وَ اِنَّها لكبیرِةٌ اِلاّ عَلی الخاشِعینَ. (بقره/ 45) " و از صبر و نماز یاری بجویید و این كار جز از برای خاشعان گران است."كلمه استعانت به معنای طلب كمك است و این هنگامی است كه انسان به تنهایی نمی تواند مشكلی را به دلخواه حل كند. چرا كه در حقیقت یاوری جز خدای یگانه وجود ندارد. این دو، بهترین وسایل برای پیروزی هستند.چون صبر هر بلایی را هر چند عظیم، كوچك و ناچیز می كند و نماز كه التجاء به خدا است، ایمان را در درون زنده ساخته و به آدمی می فهماند كه به جایی تكیه دارد كه انهدام ناپذیر است و به ریسمانی دست زده كه پاره شدنی نیست و به این ترتیب با ایجاد پایگاه درونی و تكیه گاه برونی كه برای پیروزی برمشكلات لازم است، راه غلبه برگرفتاریها آسانتر می شود و نیز می فرماید: یا اَیُّها الَّذینَ آمَنُوااسْتعینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلوةِ اِنَ الله مَعَ الصّابِرینَ. (بقره/ 153) " ای كسانی كه ایمان آورده اید از صبر و نماز استعانت جوئید كه خدا با صابرین است." در این آیه نیز برای پیروزی بر مشكلات به یاری جستن از یكی از بزرگترین ملكات (صبر) و یكی از بزرگترین عبادات (نماز) دعوت می كند.
آرامشخداوند در سوره رعد فقط یاد خدا را آرام بخش دلها می داند: اَلا بِذكرِ اللهِ تطمَئِنُّ القلوبُ (رعد/ 28) "آگاه باشید كه تنها یاد خدا آرامش بخش دلهاست. در سوره ی طه، هنگام اولین وحی به موسی(ع) می فرماید: … وَاَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْری (طه / 14) "… و نماز را برای یاد من به پادار." و این گونه نماز را از مظاهر یاد خود برمی شمارد. حال چرا در دل چنین كسانی ترس و غم جای داشته باشد. اِنَّ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُواالصّالِحاتِ وَ اَقامُواالصَّلاةَ وَ اتُواالزَّكاةََ لَهُمْ اجْرُهُمْ عِنْدَ رَبّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ. (بقره/ 277) "كسانی كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز برپا داشتند و زكات را پرداختند اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می شوند."برای مردم با ایمانی كه با نماز یاد خدا را زنده نگه می دارند و با پرداخت زكات از بروز اختلاف طبقاتی جلوگیری می كنند، آرامشی است كه دیگران از دركش عاجزند و پاداشی كه فقط نزد پروردگار است.
بازداشتن از فحشا و منكر… وَ اَقِمِ الصَّلاةَ اِنَّ الصُّلاةَ تنهی عَنِ الفحشاءِ وَالمُنكَرِ وَ لَذِكرُاللهِ اَكْبَرُ واللهُ یَعلمُ ما تصنعُون.(عنكبوت/45 ) "… و نماز را برپا دار كه نماز انسان را از زشتی ها و منكرات باز می دارد و ذكر خدا بزرگتر است و خدا به هر چه كنید آگاه است."طبیعت نماز از آنجا كه انسان را به یاد نیرومندترین عامل بازدارنده یعنی اعتقاد به مبدأ و معاد می اندازد، دارای اثر بازدارندگی از فحشا و منكر است. نماز، كسی را كه به انواع وسایل هوسرانی مجهز و پایه های حكومت غرایز طغیانگر در كانون وجودش مستحكم و پابرجاست و برای آنها مرزی نمی شناسد، كنتر ل می كند. در هر روز پنج بار ادای نماز كردن، صبح بعد از برخاستن از خواب (كه انسان از همه چیز غافل است)، وسط روز (هنگامی كه غرق در زندگی مادی است)، در پایان روز و آغاز شب، می تواند جامعه ای صالح ایجاد نماید. نمازی كه برای انجام آن از ابتدا، انسان خود را از هرگونه آلودگی پاك كرده و حرام و غضب را از خود دور می سازد و با حمد، تسبیح، تكبیر و سلام بر بندگان صالح خدا، خدا، مقام اولیاء، درجات مردان خدا، عذاب الهی، كیفر خطاكاران، حسابهای دقیق و بی اشتباه روز رستاخیز را به یاد می آورد و با قیام در مقابل خدا، او را از هر چیز برتر و بالاتر می شمرد و با یاد نعمتهایش او را سپاس می گوید و از او صراط مستقیم را می طلبد، بدون شك انسان را متوجه جهان معنوی كرده و در درونش جنبشی به سوی حق و پاكی پیدا می شود و او را از خودخواهی و دنیاپرستی باز می دارد و با تواضع در مقابل ذات لایزال الهی، عشق به جاه و مقام، كنار می رود. نمازگزار با توجه به معانی آیاتی كه در نماز می خواند، قهراً از مواعظش پند گرفته، به امر و فرمانش تن داده و خود را از گناهان باز می دارد. مسلماً ذكری كه متضمن یاد خدا و خشوع در برابر او و تلاوت قرآن (كه بر وعده ثواب، عذاب و هدایت مشتمل است) می باشد با گناهان سازش ندارد.البته میزان اثر نماز به درجه خلوص نمازگزار بستگی دارد و این كه چه مقدار موانع را از بین برده باشد. بدیهی است هر چه موانع بر سر راه ارتباط انسان با خدا كمتر باشد، اثر آن بیشتر و بر عكس هر چه موانع بیشتر باشد، اثر نماز كمتر است. چرا كه بازدارندگی از گناه، اثر طبیعی نماز است. اِنَّ الاِنسانَ خلِقَ هَلوعاً. اِذا مَسَّهُ الشرُّ جَزُوعاً. وَ اِذا مَسهُ الخَیْرٌ مَنوعاً. اِلاّ المُصَلینَ. الَّذینَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ دائِمُون.(معارج/ 19 تا 23) "انسان، حریص و كم طاقت آفریده شده – هنگامی كه بدی به او رسد بی تابی می كند. و هنگامی كه خوبی به او رسد مانع دیگران می شود. مگر نماز گزاران. آنها كه نماز را مرتباً به جا می آورند." انسان، حریص و كم طاقت و خودخواه است. در بدیها بی تابی می كند و خوبیها را منحصراً برای خود می خواهد؛ مگر نمازگزاران كه نمازشان و ارتباطشان با خالق یكتا، آنها را از هر فحشاء و منكری باز می دارد:وَالَّذینَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ یُحافِظونَ. (معارج / 34) " و آنها كه بر نماز مواظبت دارند." نمازگزارانی كه نماز را با حفظ ظاهر آن (آداب، شرایط، اركان و خصوصیات آن) و حفظ روح آن (حضور قلب) به طور دائم می خوانند.
همراهی خدا با نمازگزاران"وَ لقَدَ اَخذاللهُ میثاقَ بَنی اِسْرائیلَ وَ بَعَثنا مِنهُمْ اثنیْ عَشَرَ نقیباً وَ قالَ اللهُ اِنّی مَعَكُمْ لَئِنْ اَقَمتمُ الصَّلاةَ. (مائده / 12) " و خدا از بنی اسرائیل پیمان گرفت و از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگیختیم و خداوند گفت من با شما هستم اگر نماز را بر پا دارید… ."در این آیه حمایت و همراهی خدا از بنی اسرائیل را مشروط به شروطی می كند كه اولین آنها بر پاداشتن نماز است. یعنی تا وقتی كه نماز را برپا دارند مشمول حمایت خداوند می شوند و ترك نماز، ترك هدایت خداوند را در پی دارد. این معنا می تواند شامل تمام نمازگزاران و تاركان نماز نیز باشد.
ولایت نمازگزاران" اِنَّما وَلیُّكمُ اللهُ و رسولهُ والَذینَ یُقیمونَ الصَّلاةَ و یُوتونَ الزَّكاةَ و هُمْ راكِعونَ." (مائده/ 55) "سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پیامبر او و آنها كه ایمان آورده اند و نماز را برپا می دارند و در حال ركوع، زكات می پردازند."سرپرستی و رهبری جامعه ی اسلام از آن خدا و پیامبر اوست و نیز از آنِ مؤمنینی كه برای خدا و اتصال به سرچشمه ی فیوضات الهی، نماز را بر پا می دارند و هنگام ركوع زكات می دهند.
هدایت برای نمازگزاران"اِنَّما یَعْمُرُ مَسجدَاللهِ مَنْ امَنَ بِاللهِ الیوم الاخِرِ و اَقامَ الصَّلاةَ و اتی الزَّكاةَ و لم یَخْشَ اِلاّ اللهَ فَعَسی اُولئكَ اَنْ یِكونُوا مِنَ الْمُهتدینَ." (توبه / 18) "مساجد الهی را تنها كسی آباد می كند كه ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را برپا دارد و زكات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، ممكن است چنین گروهی هدایت یابند."هدایت ممكن است برای گروهی باشد كه علاوه بر ایمان به خدا و روز قیامت، اهل اقامه نماز و پرداخت زكات و خشیت از خدا باشند. ایمانی كه فقط ادعا نباشد بلكه در عمل ثابت شود و فقط چنین كسانی برای عمران مساجد محق هستند.
انذار برای نمازگزاران"… اِنَّما تنذِرالَذینَ یَخشونَ رَبَّهمْ بالغیبِ و اَقامواالصَّلاةَ و منْ تزكی فَانّما یَتزكی لِنفسه و الی الله المصیرُ." (فاطر / 18) " … تو فقط كسانی را انذار می كنی كه از پروردگار خود در پنهانی می ترسند و نماز را برپا می دارند و هر كس پاكی پیشه كند نتیجه ی آن به خودش باز می گردد و بازگشت به سوی خداست."ای پیامبر انذارهای تو نسبت به مكذّبان تو محقق نمی شود. زیرا كه دلهایشان مُهر شده است و سخن الهی تنها در دلهای آماده اثر می گذارد و تا در دلی خوف خدا نباشد و در نهان و آشكار، مراقبت یك نیروی معنوی را بر خود احساس نكند و با انجام نماز كه قلب را زنده می كند و به یاد خدا می دارد، به آن كمك نرساند؛ این آمادگی حاصل نخواهد شد. آنها كه روح و قلبشان مملو از خشیت و ترس آمیخته با عظمت خداست و با برپایی نماز، عملاً او را عبادت و پرستش می كنند.
رستگاری برای نمازگزاران" قَدْ اَفلحَ منْ تزكی. وَ ذَكرَ اسْمَ رَبِّه فَصَّلی. (اعلی/ 14 و 15) " مسلماً رستگار می شود كسی كه خود را تزكیه كند – و نام پروردگارش را به یاد آورد و نماز بخواند."در این آیات سه چیز را عامل رستگاری می داند، تزكیه، ذكر نام خداوند و سپس به جا آوردن نماز. در اینجا پس از ذكر نام خداوند، بجا آوردن نماز را ذكر می كند. زیرا نمازگزار تا به یاد خدا نباشد و نور ایمان در دلش پرتوافكن نشود به نماز نمی ایستد. به علاوه، نمازی ارزشمند است كه توأم با ذكر و یاد او باشد.
پاداش"رِجالٌ لا تلهیهم تِجارةٌ ولابَیعٌ عن ذِكراللهِ و اَقامِ الصَّلاةِ و ایتاءِ الزَّكاةِ یخافونَ یَوماً تتقلبُ فیه القلوبُ والابْصارُ. لِیجزیهمُ اللهُ اَحسنَ ما عملوا و یزیدهُمْ مِنْ فَضله …"(نور/ 37 و 38) " مردانی كه هیچ كسب و تجارتی آنان را از یاد خدا غافل نگرداند و نماز به پا دارند و زكات بدهند و از روزی كه دلها و دیده ها در آن روز حیران و مضطرب است، ترسان و هراسانند – تا خدا در مقابل بهترین اعمال ایشان جزاء و ثواب عطاء فرماید و از فضل و احسان خویش بر آنها بیفزاید…"و نیز می فرماید: " لكنِ الراسخُونَ فِی العلمِ منهمْ والْمؤمنونَ یُؤمنونَ بما اُنزلَ اِلیكَ و ما اُنزلَ من قبلكَ والْمقیمینَ الصَّلاةَ والْمؤتونَ الزَّكاةَ والمؤمنونَ باللهِ والیومِ الاخرِ اُولئكَ سَنؤتیهم اجراً عظیماً." (نساء / 162) "اما آنهایی كه علم در دلهایشان رسوخ یافته و ایمان دارند به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان می آورند و نماز را برپا می دارند و زكات می دهند و به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند به زودی به آنان پاداش عظیمی خواهیم داد". پاداش عظیم و افزون كه از فضل خدا بر آن افزوده می شود؛ برای مؤمنان به خدا و رسولش و آنچه بر او نازل شده و ترسان از روز قیامت است كه علاوه بر آن، نماز را نیز اقامه كرده و زكات می پردازند.
امان در سایه ی نماز" فَاذا نسلخَ الأشهُرُ الحُرُمُ فَاقتلواالْمُشركینَ حیثٌ و جَدْتُّموهمْ و خُذوهمْ واحصُروهمْ وَاقعُدوا لهم كلَّ مَرْصدِ فَانْ تابُوا و اَقامُواالصَّلاةَ و اتواالزَّكاةَ فَخَلوا سبیلهمْ اِنَّ الله غفورٌ رحیمٌ." (توبه/ 5) " هنگامی كه ماههای حرام پایان گرفت مشركان را هر كجا بیابید به قتل برسانید و آنها را اسیر سازید و محاصره كنید و در هر كمین گاه بر سر راه آنها بنشینید، هر گاه توبه كنند و نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند آنها را رها سازید بدرستی كه خداوند آمرزنده و مهربان است.نماز، علاوه بر این كه برای مؤمنان نمازگزار آثار فراوانی دارد، برای مشركان نیز مأمن امنی به شمار می رود؛ اگر توبه كنند و نماز را به پا دارند. زیرا نماز از روشنترین مظاهر عبادت خدا و نشانی از توبه حقیقی است. هر گاه چنین كنند، نه تنها از قتل و اسارت در امانند، بلكه برادر دینی مسلمانان نیز به شمار می آیند. " فانْ تابوا و اَقامواالصَّلاة واتواالزَّكاةَ فَاِخوانكمْ فِی الدّینِ و نفصلُ الایاتِ لِقومِ یعلمونَ." (توبه/ 11) " پس هر گاه توبه كنند و نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند برادر دینی شما هستند و ما آیات خود را برای جمعیتی كه می دانند شرح می دهیم." هر گاه چنین كنند نه تنها از نظر احترام و محبت هیچ تفاوتی با سایر مسلمانان ندارند، بلكه با آنان در حقوقی كه اسلام آن را معتبر دانسته مساوی خواهند بود. این بود بیان اجمالی از آثار و نتایج اقامه نماز برای نمازگزاران. بدیهی است كه اثرات نماز به میزان اخلاص، معرفت و توجه به آن بستگی دارد و هر كس به هر درجه ای از آن معرفت نائل شود، حقیقت نماز را به همان میزان درك می كند. بارالها! به حق محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین توفیق درك حقیقت نماز را به ما عطا بفرما شنبه 16 اردیبهشت 1391 :: 20:14 :: نويسنده : nnjj
نماز و آثار و فوايد آن (1) نویسنده: آيت الله جوادي آملي بحث پيرامون عظمت نماز و فوائد نماز و همچنين اشاره به آثار سوء ترك نماز يا آثار سوء بدنمازي است و عصاره اين بحث در سه فصل خلاصه ميشود: فصل اول: آنچه كه به انبياء و اولياء ـ عليه السّلام ـ رسيده است و سيره آنها از طرف قرآن كريم تبيين شد. فصل دوم: درباره منافع نماز و فوائد سودمند نماز و عظمتي كه اسلام براي نماز و نمازگزار قائل است. فصل سوم: عواقب وخيم تاركان نماز يا تضييع كنندگان نماز يا كساني كه نماز را به بيحرمتي ميگيرند و براي آن ارجي قائل نيستند. فصل اول: انبياء ابراهيمي ـ عليه السّلام ـ با نماز مأنوس بودند چه اينكه قبل از ابراهيم خليل ـ عليه السّلام ـ هم با نماز محشور بودند ولي آنچه فعلاً در روي زمين حكومت ميكند دين ابراهيمي است و پيروان انبياء ابراهيمياند كه موحدان زمين را تشكيل ميدهند، ذات اقدس الله دربارهي خليل خود ابراهيم ميفرمايد: مهمترين خواسته خليل حق اين بود كه خدايا مرا اقامه كننده نماز قرار بده و همچنين ذريه مرا برپا دارنده نماز بساز «رَبِّ اجْعَلْني مُقيمَ الصَّلوةِ و مِنْ ذُرِّيَّتي» چه اينكه فرزند خود را وقتي در كنار كعبه به وديعت الهي سپرد عرض كرد پروردگارا من اينها را در اين وادي غير ذيزرع نهادم.«رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلوةَ فَاجْعَلْ اَفئدَةً مِنَ النّاسِ تَهْوي اِلَيْهِم» براي اينكه از كنار خانه وحي، اقامه نماز آغاز بشود و اين اقامه نماز با ذريه من انجام بگيرد من اينها را به وديعت در كنار خانه تو به صاحبخانه سپردم تا هدف اينها كه اقامه نماز است محقق بشود. همين دعا و دعوت خليل حق در ذريهاش جلوه كرد. يكي از ذراري برجسته حضرت ابراهيم موساي كليم است كه آغاز وحي او با دستور نماز شروع ميشود وقتي خدا به موساي كليم وحي فرستاد و فرمود آنچه را كه بر تو تلاوت ميشود استماع كن و بدان «اِنَّي اَنَا الله لا اِلهَ اِلاّ اَنَا» آنگاه فرمود «اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكري» نماز را براي احياي ياد من اقامه كن. وقتي نوبت به عيساي مسيح ـ عليه السّلام ـ ميرسد معرفي قرآن درباره عيساي مسيح اين است كه عيسي فرمود:«وَ اَوْصانِي بِالصَّلوةِ وَ الزَّكوةِ ما دُمْتُ حَيّاً» يعني من تا زندهام با نمازم وقتي هم كه رحلت كردم باز با نماز در آن عالم هستم. يكي از انبياء ابراهيمي، اسماعيل صادق الوعد است كه يك سيره خاص و مخصوص به خود دارد. قرآن كريم در تبيين سيره آن حضرت ميفرمايد:«وَ كانَ يَأمُرُ اَهْلَهُ بِالصَّلوةِ» يعني نه تنها خود نماز را اقامه ميكرد بلكه اهلش را به اقامه نماز امر ميكرد. نوبت به وجود مبارك پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ كه رسيد خدا به او فرمود:«وَ أمُرْ اَهلَكَ بِالصَّلوةِ وَ اصْطَبِر عَلَيْها» و آيه «اَقِمِ الصَّلوة لِدلُوكِ الشَّمس اِلي غَسَقِ الليْل» كه خطاب مستقيم به پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ است و شامل امت اسلامي ميشود نماز پنج وقت را از دلوك شمس الي غسق الليل كه چهار نماز است « اِنَّ قُرآنَ الْفَجر كانَ مَشْهوداً» كه پنجمين نماز است يعني نماز صبح. وقتي اين فرايض پنجگانه را به جا آوردي نوبت به نافله ميرسد كه اين نافله براي تو تنظيم شده است به عنوان وجوب گرچه براي ديگران براي ديگران نافله است فرمود:«وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ» اين تهجد امر است وامر لزومي نه اينكه براي تو مستحب است نافله يعني زائد، يعني يك واجد زائدي است بر تو. گرچه براي ديگران امر نيست اما براي تو امر خاصي مقرر شده است. باري درباره رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ هم اين چنين مسئله نماز را ترسيم كرده است. درباره رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ رسيده است كه در جلسات علمي يا غير علمي مينشست و سخن ميگفت و سؤال ميكرد و جواب سؤال ميداد و خلاصه مسائل را به عرض حضرت ميرساندند، اما همين كه موقع نماز فرا ميرسيد، «اِذا حَضَرتِ الصِّلوةُ كَاَنَّهُ لا يَعْرِفُهُمْ و لا يَعْرِفُونَهُم» مثل اينكه حاضري را نميشناخت و حاضران هم او را نميشناختند، اهميت نماز طوري در حضرت اثر ميكرد كه فوراً جلسه رسمي را ترك ميكرد و به نماز ميپرداخت. بعداً ممكن بود آن جلسه را ادامه دهد. اين بر اثر آن گرايش به نماز است كه از راه وحي تصعيدي نصيب اينها ميشود كه اينها از ياد حق لذت ميبرند. پس انبياء ـ عليهم السّلام ـ آنچنانند و ائمه ـ عليهم السّلام ـ اين چنينند و پيروان اينها هم كه مؤمنين راستيند اينها هم همين راه را طي ميكنند. وقتي مؤمنين را قرآن معرفي ميفرمايد:«قَدْ اَفْلَحَ المُؤمِنونَ الَّذينَ هُم في صَلاتِهِم خشِعُون» يا «اِنَّما المُؤمِنون الَّذينَ آمَنوا بِاللهِ و رَسُولِهِ وَ اَقامُوا الصَّلوةَ» اولين وظيفه عبادي كه بعد از اعتقاد ديني ذكر ميشود درباره مردان باايمان همان نماز است بعد مسئله زكوة و ساير فروع دين گاهي مطرح ميشود و اين مؤمنين از آن جهت كه جزء پيروان راستين انبياء و اولياءاند گويا نماز بر اينها واجب شده است. يعني قرآن تعبيري درباره نماز بر مؤمنين دارد كه مشابه آن تعبير را درباره نبوت براي مؤمنين يا هدايت براي متقين دارد. توضيح مطلب اين است كه با اينكه قرآن نماز را بر همه واجب كرده است مسئله اقامه نماز بر هر مكلفي واجب است ولي درباره خصوص مؤمنين فرمود:«اِنَّ الصَّلوة كانَتْ عَلَي المؤمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً» نماز براي مردم باايمان يك امر تثبيت شده است. مثل اينكه درباره نبوت هم آمده كه«ما اَرْسَلناكَ اِلاّ كافَّةً للنّاسِ» يا در آيهاي ديگر «و ما اَرْسَلْناكَ اِلاّ رَحْمَةً للْعالَمينَ» ولي در مورد بهرهمندان از رسالت و نبوت، نام مردان با ايمان را ياد ميكند كه در سوره آل عمران فرمايد: «لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَي الْمُؤمنين اِذْ بَعَثَ فيهم رَسُولاً مِنْ اَنُفُسِهِم» مشابه آن تعبيري است كه درقرآن كريم درباره قرآن فرمود: «شَهْرُ رَمَضان الّذي اُنْزِلَ فيه الْقُرآنُ هُديً للنّاس» معذالك فرمود« الم ذالِكَ الكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُديً للمُتَّقين» با اين كه همه مردم موظفند از قرآن بهره ببرند اما چون مردان پرهيزگار طرفي ميبندند فرمود: قرآن براي هدايت متقيان است. بخش دوم قرآن فوائد فراواني براي نماز ذكر ميكند. ميفرمايد: «اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهي عَنِ الفَحْشاءِ وَ المُنكَر» نماز جلوي زشتي را ميگيرد زيرا طهارت هست شرايط و عادات و آدابي دارد. حليّت مكان ميطلبد و حليت لباس ميطلبد. طهارت مكان ميطلبد و طهارت لباس ميطلبد. بعضي شرطند، بعضي شطرند (جزءاند) بعضي وجوبي، بعضي ندبي، بعضي عنوان ادب و دستور و سنّت. اين مجموعه، نماز را ميسازد البته چون جهان طبيعت، جهان تأثير و تأثر متقابل است همان طور كه «اِنَّ الصّلوةَ تَنْهي عَنِ الفَحْشاء وَ المُنْكَرِ» اِنَّ الفَحْشاءِ هم تَنْهي عَنِ الصَّلوة كسي كه اهل فحشاء و منكر است توفيق خواندن نماز ندارد. اينها يك تضاد متقابل دارند ممكن نيست كه نماز جلوي فحشاء را بگيرد ولي فحشاء اثر منفي در مورد نماز نگذارد. همان طوري كه نمازگزار از فحشاء منزه است، انسان فحاش يا فاحش يا بدعمل هم توفيق انجام نماز را ندارد. اين اولين فايدهاي كه قرآن كريم براي نماز ذكر ميكند و فايده اخلاقي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي، همه اين منابع را در سوره مباركه معارج ميتوانيد بيابيد اين سوره معارج در مكه نازل شده سخن از زكوة فقهي نبوده، چون زكوة فقهي مصطلح در مدينه واجب شده، ولي سوره مباركه معارج كه سوره مكّي است فرمود :«اِنَّ الانسانَ خُلِقَ هَلُوعاً اِذا مَسَّهُ الشَّرُ جَزُوعاً وَ اِذا مَسَّهُ الخَيْرُ مَنُوعاً اِلاّ المُصَلّين» اين هلوع بودن، جزوع بودن،بي قرار بودن، منّاع خير بودن، خير و بركات را براي خود خواستن، خير را توسعه ندادن، شرح صدر نداشتن، جزع را تحمل نكردن و خير را براي ديگران طلب نكردن، اينها جزء رذايل اخلاقي است كه هر بخشي براي خود آثار سوء آن بخش را دارد. بخش مربوط به تورم و احتكار و گراني، تطفيف و كم فروشي و بخشي هم در مسائل سياسي است كه اگر يك حادثه تلخي آمد به گروههاي ديگر وابسته ميشود، جزع ميكند، بي صبري نشان ميدهد. اگر همه اينها تحليل شود تمام رذايل اخلاقي و اجتماعي مانند آن از آن استنباط ميشود. فرمود انسان طبيعتاً اين چنين است، گرچه فطرتاً موحد است، فطرت انسان البته حقخواه و حقطلب است كه «فِطْرَةَ اللهِ الَّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبديلَ لِخَلْقِ اللهِ» اما طبيعت انسان كه «اِنّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طينٍ» مبتلا به رذايل اخلاقي است اين جنبه «طين لاذب» بدون «حَمأمَسْنُون» بودن،«سلسال» بودن و امثال ذلك اين رذايل طبيعت و ماده را به همراه دارد. بنابراين انسان طبعاً هلوع است گرچه فطرتاً موحد و خيرخواه. نماز به انسان ميگويد حقوق ديگران را نگير، بلكه با خدا رابطه پيدا كن، و وقتي با خدا رابطه پيدا كردي رزق را از او ميطلبي و اين «نعبد»گفتن و متكلم مع الغير آوردن و دعاها را به صورت متكلم مع الغير ذكر كردن و خير ديگران را خواستن و ديگران را در خير خود سهيم دانستن ايجاب ميكند كه انسان در مسائل اقتصادي هم ديگران را فراموش نكند. اين ديني كه دستور ميدهد در سحرها برخيز و چهل مؤمن را لااقل دعا كن، دستور روز هم اين است كه حداقل چهل مؤمن را دستگيري بكن، مشكلات چهل مؤمن را هم برطرف بكن. اين دستور شبانه براي تهذيب روزانه است. باري بسياري از فضايل اخلاقي را در سوره معارج به بركت نماز تبيين ميكند و بسياري از رذايل اخلاقي را به بركت نماز ميزدايد، فرمود اينها كساني هستندكه تن به تباهي نميدهند و از زهد معنوي برخوردارند. فايده ديگري كه ذات اقدس الله براي نماز ذكر ميكند در سوره مباركه حمد بيان شده است: اين كه بگوييد «ِايّاكَ نَعْبُدُ و اِيّاكَ نَسْتَعين» اما راه استعانت را هم مشخص كرده است. فرمود:«وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة ...» شما اگر بخواهيد از مدد غيبي برخوردار باشيد به وسيله نماز از خدا استعانت كنيد. خدايي كه خير معين است و خير معاون، به اعانت شما توجه ميكند، پس نماز بهترين رابط است بين خلق و خالق و عبد و مولي كه از اين راه فيض مولي به خلق و عبد برسد از اين جهت فرمود:«وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ اِنَّها لَكَبيرَةٌ اِلاّ عَلَي الخاشِعينَ» منبع:نماز زيباترين جلوه نيايش، ص درباره وبلاگ به وبلاگ خوش آمدید از حسن انتخاب شما کمال تشکر راداریم لطفا نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید. با تشکر آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||||||
|
|