علمی وآموزشی و مذهبی وگردشگری و جهانگردی
آموزشی ومذهبی و جهانگردی و علمی
 
 
پنج‌شنبه 25 اسفند 1390 :: 10:21 ::  نويسنده : nnjj

 

   

بنام خدا

  

عشق یعنی ....

 
 عشق یعنی یک سلام و یک درود

 عشق یعنی درد و محنت در درون

 عشق یعنی یک تبلور یک سرود

 عشق یعنی قطره و دریا شدن

 عشق یعنی یک شقایق غرق خون

 عشق یعنی زاهد اما بت پرست

 عشق یعنی همچو من شیدا شدن

 عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه

 عشق یعنی بیستون کندن بدست

 عشق یعنی آب بر آذر زدن

 عشق یعنی چون محمد پا به راه

 عشق یعنی عالمی راز و نیاز

 عشق یعنی با پرستو پرزدن

 عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

 عشق یعنی یک تیمم یک نماز

 عشق یعنی سر به دار آویختن

 عشق یعنی اشک حسرت ریختن

 عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

 عشق یعنی سجده ها با چشم تر

 عشق یعنی مستی و دیوانگى

 عشق یعنی خون لاله بر چمن

 عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی آتشی افروخته

 عشق یعنی با گلی گفتن سخن

 عشق یعنی معنی رنگین کمان

 عشق یعنی شاعری دلسوخته

 عشق یعنی قطره و دریا شدن

 عشق یعنی سوز نی آه شبان

 عشق یعنی لحظه های التهاب

 عشق یعنی لحطه های ناب ناب

 عشق یعنی دیده بر در دوختن

 عشق یعنی در فراقش سوختن

 عشق یعنی انتظار و انتظار

 عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

 عشق یعنی سوختن یا ساختن

 عشق یعنی زندگی را باختن

 عشق یعنی در جهان رسوا شدن

 عشق یعنی مست و بی پروا شدن

 عشق یعنی با جهان بیگانگى



 

عشق چیست ؟

از کوه پرسیدم عشق چیست ؟

گفت از من استوار تر

از دریا پرسیدم عشق چیست ؟

گفت از من خروشان تر

از صحرا پرسیدم عشق چیست ؟

گفت از من وسیع تر

از خورشید پرسیدم عشق چیست ؟

گفت از من پر فروغ تر

از آینه پرسیدم عشق چیست ؟

گفت از من صاف تر

از دنیا پرسیدم عشق چیست ؟

گفت از همه بر من بی اعتناتر

از طفل پرسیدم عشق چیست ؟

گفت از مادر مهربان تر

از خون پرسیدم عشق چیست ؟

گفت همچون من در قلبها جاری است

از عاشق پرسیدم عشق چیست ؟

گفت به من عمر دوباره داد

از ملت پرسیدم عشق چیست ؟

فریاد بر آورد : از چشمانمان عزیزتر و از قلبمان پاک تر

از خودش پرسیدم عشق چیست ؟

سری تکان داد و گفت لعنت بر جدایی


 

عشق ؟

 

 

PixDooni.Com Asheghane%20%20%283%29 عکس های عاشقانه با متن فارسی


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خاطرات عشق  گر از   یاد    رفت

                                 بازوان   عشق    گر   بر    باد رفت

 

گر که عاشق نیست در دوران ما

                                  کز محبت وز برما , درپی بیداد رفت

 

وز از آن روزی که دیگر , همدمی درکار نیست

                                  این دلم با کاروانِ یارم و همزاد رفت

 

دیگر از لطف و صفا , مهر و وفا

                                    نیست حرفی آن همه با داد رفت

 

 

 

چه  کنم   خود  بشناسم  تا  تو را  دریابم              هوس و  شهوت  خود  را تا به  طور   اندازم

رمز  و  اسرار  درون   دل  من  از  چه   قرار             این قرار است که من در پی خود تن به   فرار

عقل  پوسیده ی  من  هیچ  ندانست تورا              کاش می شد که  بفهمم نغمه ی این  دل را

قلب هر ثانیه ای گوش  زد  قدرت  توست               نبض  هر  ثانیه  گوید   که  باید  دل  جوست

 

خواب هر روز بگوید که تو هم خواهی مرد               مرگ یک عمر بگوید که تو هم خواهی خفت

 


 

 

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

                                        وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

                                       طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش

                                       کو به تایید نظر حل معما می‌کرد

دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست

                                       و اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد

گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم

                                       گفت آن روز که این گنبد مینا می‌کرد

بی دلی در همه احوال خدا با او بود

                                      او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد

این همه شعبده خویش که می‌کرد این جا

                                     سامری پیش عصا و ید بیضا می‌کرد

گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند

                                     جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید

                                    دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می‌کرد

گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست

                                      گفت حافظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

معشوقه ام عاشق منم زان در پی ات دیوانه ام                     در بی کسی بی صحبتی بی هم نفس افسانه ام

نالان مکن چونش بگو  در پر  غمی   مستانه ام                     مستم ز تو ای   جان پناه    از درد     تو خمخانه ام

تا کی گریز از  من  کنی   کامی  بده   جانانه ام                     حسرت   در   این دریای  دل   تا  پر کنی   پیمانه ام

 

 

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟


ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
به هوای سر کویش پر و بالی بزنم


روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟


از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟
به کجا می روم آخر ننمایی وطنم


مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم


نه به خود آمدم این جا که به خود باز روم
آن که آورد مرا باز برد در وطنم


مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

 

شعر فعل مجهول از سیمین بهبهانی

 

 

 

                                                      فعل مجهول

 

"بچه ها صبحتان به خیرِو سلام

 

درس امروز فعل مجهول است

 

فعل مجهول چیست؟می دانید

 

نسبت فعل ما به مفعول است

 

 

در دهانـــــــم زبان چو آو یزی

 

در تهیگاه زنــــگ می لــغزید

 

صوت ناسازم آن چنان که مگر

 

شیشه بر روی سنگ می لغزید

 

 

ساعتــــی داد آن سخن دادم

 

حقّ گفتـــــــار را ادا  کــــردم

 

تا ز "اعجـــــاز" خود شوم آگاه

 

ژاله را زان میان صـــــدا کردم

 

 

"ژاله از درس من چه فهمیدی؟"

 

پاسخ من سکوت بود و سکوت

 

" د جوابم بده  کجـــــا بودی ؟

 

رفته بودی به عالم هپـــروت؟"

 

 

خنده ی دختران و غرّش من

 

ریخت بر فرق ژاله چون باران

 

لیک او بود غرق حیرت خویش

 

غافل از اوستاد  و از یـــــاران

 

 

خشـــــمگین انتقام جـــو گفتم:

 

"بچه ها گوش ژاله سنگین است"

 

دختری طعنه زد که " نه خـــــانم

 

درس در گوش ژاله یاسین است"

 

 

بــــاز هم خنده ها و همهمه ها

 

تند و پیگیر می رسید به گوش

 

زیـــــــر آتشفشان دیده ی من

 

ژاله آرام بود و سرد و خـــموش

 

 

رفته تا عمـــــق چشم حیرانم

 

آن دو مـــــیخ نگاه خــیره ی او

 

موج زن در دو چشم بی گنهش

 

رازی از روزگـــــار تـــــــیره ی او

 

 

آن چه در آن نگاه می خواندم

 

قصه ی غصه بود و حرمان بود

 

ناله ای کرد و در ســــخن آمد

 

با صدایی که سخت لرزان بود:

 

 

فعل مجهول فعل آن پدری است

 

که دلـــــــــــم را ز درد پرخون کرد

 

خواهرم را به مشت و سیلی کوفت

 

مـــــــادرم را ز خــــــانه بیرون کرد

 

 

شب دوش از گرسنگی تا صبح

 

خواهر شیر خوار من نالـــــــــید

 

سوخت در تــــــاب تب برادر من

 

تا سحر در کنـــــــــــار من نالید

 

 

در غم آن دو تن دو دیده ی من

 

این یکی اشک بود وآن خون بود

 

مـــــــــــادرم را  دگر  نمی دانم

 

که کجا رفت و حال او چون بود؟"

 

 

گفت و نالید و آن چه باقی ماند

 

هق هق گریه بود و نــــاله ی او

 

شسته می شد به قطره های سرشک

 

چهره ی همچو برگ لالــــه ی او

 

 

ناله ی من به ناله اش آمیخت

 

که"غلط بود آن چه من گفتم

 

درس امروز قصه ی غم توست

 

تو بگو ! من چرا سخن گفتم؟

 

 

فعل مجهول فعل آن پدری است

 

که تو را بی گناه می ســــــوزد

 

آن حریـــــق هوس بود که در او

 

مادری بی پناه می ســـــــوزد"

 

 

از کتاب "ترنم غزل" بررسی زندگی و آثار  سیمین بهبهانی ، کامیار عابدی،ص ۱۵۳-۱۵۶.

 

اگر دلت به درد آمد و به یاد ژاله های فقر اقتصادی و فرهنگی افتادی ،برایشان دعا کن و اگر می توانی،

 

 کمکشان کن


 


  •  
توسط آرزو زمانی

بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان دهنده آن است که این افراد انسان هایی رویایی هستند که در فضایی شاعرانه زندگی می کنند.

در عین حال بسیار دست و دلبازند وتلاش می کنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته و گرهی از مشکلات آنها باز کنند. آنها بسیار اجتماعی ظریف و ساده پسند هستند.

لباس های تنگ: افرادی که لباس های تنگ میپوشند عموما افرادی مغرور و زود رنج اند. همچنین افرادی بسیار جذاب هستند.افرادی شایسته و معقول اند.

لباس های گشاد: افرادی که لباس های گشاد می پوشند افرادی بخشنده هستند به هیچ وجه حسود نبوده و دوستان زیادی دارند. فداکار و صادق نیز هستند.

لباس های تیره: افرادی که لباس های تیره می پوشند عموما افرادی خودخواه بود و بسیار خونسرد هستند به ندرت عصبانی می شوند و و سلیقه ی خوبی در انتخاب لباس دارند.

لباس های روشن: افرادی که لباس های روشن می پوشند افرادی فداکار و صادق هستند. افرادی مهربان و شوخ طبع هستند عاشق صلح و صفا و آرامش اند.

سبز:

انتخاب رنگ سبز برای لباس معمولا نشان دهنده آن است که صاحبان آن، شخصیتی قوی واراده ای بالا دارند. در تصمیم گیری ها خیلی محکم عمل کرده و تا حدی خود رای و مغرورند. این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند و در کمک به دیگران پیشقدم می شوند.

آبی:

اکثر آبی پوش ها دارای نگاهی عمیق بوده و شخصیتی حساس وشفاف دارند. این افراد به راحتی فکر ونظر خود را به دیگران منتقل می کنند و به همین نسبت شجاعت وجرات ویژه ای هم از خودشان نشان می دهند. آنها زندگی را زیبا دیده و بیشترین تلاش را برای استفاده بهینه از آن می کنند.

مشکی:

بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان دهنده آن است که این افراد انسان هایی رویایی هستند که در فضایی شاعرانه زندگی می کنند و در عین حال بسیار دست و دلبازند و تلاش می کنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته و گرهی از مشکلات آنها باز کنند. آنها بسیار اجتماعی ظریف وساده پسند هستند.

قهوه ای:

این افراد سمبل مهربانی و محبت هستند. برخی روان شناسان می گویند رنگ قهوه ای هر چه تیره تر باشد مهر و محبت صاحبش بیشتر است. این افراد بسیار خونسردند و تقریبا هر چه را می خواهند به راحتی تصاحب می کنند آنها دربدترین شرایط می توانند بهترین تصمیم ها را اتخاذ کنند.

خاکستری:

انتخاب رنگ خاکستری نشان دهنده این نکته است که این افراد معمولا شخصییتی آرام و با اعتماد به نفس دارند. هر چند روان شناسان می گویند افرادی که دل در گرو رنگ خاکستری دارند، دو دسته هستند: یا از شخصیتی عصبی و انقلابی دارند و همیشه به دنبادل آرامش می گردند. آنها در مجموع انسان هایی سر سخت و سنگین دل هستند. نفوذ کردی برای همیشه در دلشان جای خواهی داشت.

سفید:

افرادی که لباس های سفید را دوست دارند انسان های خوش قلبی هستند و همیشه به دنبال دوست می گرند. این افراد معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند. در موقعیت های کاری، همیشه در حال ساختن نردبانی برای بالا رفتن از آن هستند، چرا که معتقدند از هر فرصتی باید استفاده کرد.

رنگ های روشن:

انتخاب این نوع رنگ ها، نشان دهنده این است که این افراد بشدت سر شار از انرژی مثبت بوده و عشق و بالندگی را به اطراف خود پخش می کنند. دیدار با این افراد، اگر چه ممکن است همیشه خوشایند نباشد، اما بازگیری انرژی مثبت و سازنده از آنها می تواند بقیه روز را برای شما زیباتر، دلچسب تر و قابل تحمل تر سازد. 

 

آرزو زمانی


 اگر هميشه در حال رژيم گرفتن هستيد اما نتيجه نمي‌گيريد، راه رژيم‌تان را عوض كنيد. مثلا اگر شيريني و شكلات را تحريم كرده‌ايد و با حسرت صورت‌تان را به شيشه شيريني فروشي مي‌چسبانيد، تحريم‌تان را بشكنيد. توصيه دانشمندان به شما اين است كه از كيك شكلاتي به‌عنوان صبحانه استفاده كنيد. آن‌ها مي‌گويند كنار گذاشتن كامل شيريني و شكلات مي‌تواند نوعي اعتياد رواني را در شما ايجاد كند. به‌همين دليل شما بايد به جز رژيم‌تان، مراقب نياز‌هاي رواني‌تان هم باشيد. مثلا مي‌توانيد به‌جاي صبحانه يك برش كيك شكلاتي را با لذت بخوريد زيرا از نظر اين محققان، ‌صبحانه متعادل مي‌تواند 600 كالري داشته باشد و شامل كربوهيدرات، پروتئين و حتي قند هم باشد. در واقع اگر شما صبح‌ها يك برش كيك بخوريد، توانايي‌تان براي فعاليت روزانه، بيشتر مي‌شود و بيشتر كالري مي‌سوزانيد اما اگر صبحانه نخوريد، هورموني كه مي‌تواند شما را مدام گرسنه كند مشغول فعاليت مي‌شود و بيشتر از آن‌كه لاغر شويد، گرسنگي سراغ‌تان مي‌آيد.

کاپادوکیه Kapadoukia یا نام قدیمی و پارسی این سرزمین کاپادوسیه Cappadocia به معنای سرزمین اسبهای زیبا ,بخش باستانی و پهناوری است که امروز در ترکیه مرکزی قرار گرفته و به دلیل ارزش های تاریخی و باستانی ,توریستی ترین بخش استان نوشهیر؛ ترکیه کنونی را در بر می گیرد. بازمانده های آتشفشان ونزدیکی آن با سواحل جنوبی دریای سیاه منظره عجیب و شگفت آوری به وجود آورده ,این محوطۀ باستانی از سال 1985 از طرف یونسکو جزو میراث فرهنگی جهان شناخته و ثبت شده.

اینجا انگورها و شرابهایش از زمان باستان , شهرت داشته ,امّا آنچه به این سرزمین ارزش تاریخی و گردشگری داده ,خانه ها و پناهگاههای پرشمار و کوچکی است که دردل کوهها وتپه های به جا مانده از آتشفشان , وجود دارد, برخی با نقاشیهای زیبایی از مسیح ونشانه های مسیحیت ,باز مانده از مسیحیانی که در سالهای ظهور مسیح و پس از آن , از ترس تهاجم سربازان رومی به آنجا پناه برده اند. امّا شگفت آورترین بخش سرزمین کاپادوکیه یا کاپادوسیه ,شهری است زیر زمینی با نام درینکویو derinkuy که یکی از شگفت انگیزترین کشف تاریخ آیین زرتشت ,ایران باستان و پیروان اهورا مزدا در آنجا قرار دارد. درینکو به معنی چاه عمیق ,شهری است زیرزمینی و اعجاب آور ,که براثر یک رویداد ساده کشف شد. درسال 1963 کارگرانی که برای ایجاد ساختمانی ؛ به کندن زمین مشغول بودند,ناگهان با چاه یا تونل ژرفی درون زمین روبرو شدند.پژوهشهای بعدی ؛ کشف یک شهر زیرزمینی از دوران کهن را خبر داد؛ با آثارو نشانه هایی از آیین زرتشت,کهن ترین دین جهان ,با نمادهایی از اهورا مزدا,زرتشت ,فروهر و اسب های پارسی.
شهری در ژرفای 85متری زمین در هشت طبقه با گنجایش زندگی برای 20 تا 30هزار مرد وزن کودک و گاو وگوسفندواصطبل اسب.ونیز محلی برای ذخیره غذا و شراب , و درست کردن شراب و روغن و وجود نیایشگاه هایی برای مراسم دینی. دراین شهر زیرزمینی که توسط ایرانیان باستان ,پیروان دین زرتشتی ؛ ساخته شده,طبقۀ نخست ,ویژه نگهداری حیواناتی چون گاوو گوسفندواسب بوده ؛ پله های تودرتو وپرشماردر هر طبقه ,اتاقهایی با آشپزخانه ومحل بزرگی برای نگاهداری شراب و نیز مواد غذایی . نکته قابل توجه تعداد تونلها وهواکش هاست ؛ که به بیرون راه دارند وطوری ساخته شده اند که در اعماق این شهرزیرزمینی هوا جریان دارد و هیچگاه کمبود اکسیژن احساس نمی شود.

درچهارمین طبقه این شهرزیرزمینی ؛ سنگهای سنگین و بزرگی با اندازه های سنگ آسیاب وجود دارند,که به گفته پژوهشگران ,در صورت حمله و نفوذ دشمن ,با این سنگها از پایین راه های ورودی را می بستند,تا از نفوذ دشمن جلوگیری کنند.برخی پژوهشگران نقطه ضعف سیستم دفاعی در این شهر را در آن دانسته اند,که مهاجمین می توانستند با ریختن سمهای کشنده در هواکش ها ؛ ساکنان شهر را از پای در آورند. از نظر تاریخی گزنفون xénophon تارخ نگاروفیلسوف یونانی ؛ که زمانی جزو سپاهیان کوروش کوچک در لشکرکشی برعلیه برادرش اردشیر بوده ,ساخت این شهر و شهرهای زیرزمینی رادر قرنهای چهارم وپنجم پیش از میلاد می داند. روزگاری همه سرزمینهای گسترده میان دورود هالیس و فرات را کاپادوسیه می نامیدند. از زمان مادها این سرزمین جزو بخشی از شاهنشاهی ایران بوده. در تاریخ برای نخستین باردر پایان سده ششم پیش از میلاد است که نامی از کاپادوکیه می رود ؛ آن هم در سنگ نبشته های سه زبانه دو تن از پادشاهان هخامنشی «داریوش بزرگ» و«خشایارشاه» . به نوشتۀ ویکی پدیا ,فرهنگ آزاد ,از دیر باز فرهنگ و آیین ایرانی آنچنان در کاپادوسیه و ارمنستان پذیرفته و گسترش یافته بود که می توان گفت مردمان این نواحی درزمان هخامنشیان و اشکانیان ,دیگر ناایرانی – انیرانی - شمرده نمی شدند. پرستش ایزدان ایران به ویژه «مهر و آناهیتا» در کاپادوسیه جریان داشت.

روایات تاریخ نگاران یونانی ؛و نام گذاری ماههای سال با نامهای ایزدان مزدیسنا در سده پنجم پیش از میلاد در کاپادوسیه ؛ باستانی ترین گواهی تاریخی درباره رواج و گسترش آیین زرتشتی در باختر ایران ,کاپادوسیه که ترکیه مرکزی امروز در آن قرار دارد ؛ می باشد. پرسش اساسی و مهم این است : چرا ,ایرانیان باستان از پیروان اهورامزدا و زرتشت ,برای یک زندگی مخفی و طولانی شهری در ژرفای 85 متری زمین ساخته اند ؟ آنها از چه دانش و علومی برای ساخت این شهر شگفت آور برخوردار بوده اند. پژوهشگران می گویند:با تکنولوژی امروزی ؛ ساختن چنین شهری زیرزمینی ,برای زندگی 20 تا 30 هزار نفر , ده سال طول می کشد. آنها این شهرزیرزمینی درینکویو را هم ردیف ودر مقایسه با اهرام مصر توصیف می کنند.

آیا پیروان اهورا مزدا از ترس تهاجم اقوام وحشی ؛ یا از ترس رویدادهای سخت طبیعی از جمله زمستانی سخت که در اوستا به عنوان زمستان شیطانی از آن یادکرده ؛ به ساختن این شهر زیرزمینی اقدام کرده اند.آیا ازترس موجوداتی فرا زمینی ,به زیر زمین پناه برده اند. این دیدگاه در مورد قوم مایا نیز وجود دارد ؛ مایا ها قومی با هوش در دوران باستان بودند که نبوغ و هوش ویژه ای در ریاضیات و نجوم داشتند اما به یکباره از بین میروند و تمدن آن ها خاموش می شود . نقاشی هایی که از آن ها باقی مانده ؛ موجوداتی را نشان ما دهد که شباهتی به انسان ها ندارند . در وندیداد دوم ؛ اهورامزدا ,از پیروانش می خواهدبرای پیشگیری از تهاجم دشمنان ودیوان و پرهیز از صدمات یک زمستان شیطانی و هلاک کننده ؛ شهری زیرزمینی بنا کنند.که در صورت لزوم در آنجا به سرببرند. در قسمت بیرونی "درنیکویو" شهر زیرزمینی ایرانیان باستان ,خرابه های دوبرج دیده می شود که محلی برای نگهبانان بوده ,که اگر مهاجمان و دشمنان نزدیک شوند به ساکنان شهر خبر دهند.
چرا این شهر زیرزمینی ساخته شده ؛ زرتشتیان برای چه آنجا را پناهگاه خود ساخته اند ,تا چه زمانی در آنجا زیسته اند ؛ بر سر آنها چه آمده؟ اینها پرسشها یست که هنوز برای آنها پاسخی کافی پیدا نشده است! آنچه در دنیای امروزی ما روشن است ,این که «کاپادوکیه »یا «کاپادوسیه» و «درینکویو» کنونی ؛ با 26هزار نفر جمعیت آن ؛ یکی از مهمترین مکان های گردشگری وتوریستی ترکیه است. درهای درینکویو از سال 1970, به روی جهانگردان وتوریستها باز شده,امّا فقط ده درصد آن در دسترس بوده است .
ترکیه برای سال 2012 با تبلیغات گسترده , درینکویو را به عنوان یکی از شگفت انگیزترین مکانهای تاریخی و توریستی خود معرفی کرده است. ترکیه در حال حاضربالاترین درآمد و توریست رااز صنعت گردشگری ؛ درمیان کشورهای منطقه دارد. پرسش اینست ایران ؛ سرزمین مادری سازندگان درینکویو– شهر شگفت انگیز زیر زمینی- با آن همه جاذبه های تاریخی و طبیعی هر سال چقدر توریست و گردشگر دارد ؟

امروزه منطقه كاپادوكيا ، منطقه محصور در استانهاي نوشهير ، آكسراي ، نيغده ، قيصريه و كير شهير است . منطقه سنگي كاپادوكيا بعنوان يك منطقه محدودتر شامل اوچ حصار ، اورگوپ ،آوانوس ، گورمه ، درين كويو ، كايماكليو حومه ايهلارا مي باشد. 
خانه هاي لانه كبوتري سنتي حجاري شده در بين سنگهاي كاپادوكيا ، استقلال منطقه را به زبان مي آورد. اين خانه ها در قرن 19 از سنگهاي بريده شده ، تخته سنگها و يا كناره ها ساخته شده است. سنگ كه تنها مصالح معماري منطقه است ، از نوع سنگهاي آتشفشاني بوده كه پس از خروج آن از دهانه و بعلت نرم بودن به آساني قابل كار مي باشد ليكن پس از برخورد با هوا سخت شده و به يك سنگ بسيار مقاوم تبديل مي شود . با توجه به فراواني مصالح مورد استفاده و حجاري آسان آنها، صنعت سنگ كاري مخصوص در منطقه توسعه يافته و بعنوان يك معمار سنتي در آمده است . هم هال و هم درب خانه ها چوبي است. قسمت بالاي دربها با نقوش گلهاي پيچك تزيين يافته است. خانه هاي لانه كبوتري موجود در منطقه در اواخر قرن 19 و در قرن 18 ساخته شده است. بخشي از خانه هاي لانه كبوتري كه از نظر هنر نقاشي اسلامي بسيار مهم است بعنوان كليسا و يا عبادتگاه ساخته شده است . سطح خانه هاي لانه كبوتري از طرف هنرمندان محلي با كتيبه هايي تزيين يافته است.

عکس های شگفت انگیز شهر زیر زمینی زرتشتیان

عکس های شگفت انگیز شهر زیر زمینی زرتشتیان

 

 

ای علی ای مظهرِ لطف و صفا

                                      ای  پناه  عالم  و  حجب  و  حیا

بی قصیده , بی روا و بی سوا

                                      می رود عشقم براین فکر و ندا

کی مسلمانش بگو زان قبله تو در کجاست

                                      هان آمد بر ز فکرم قبله ی تو کعبه است

هیچ کس فکرش بر این نیست ای علی المرتضی

                                                                  تو کجا زاده شدی ای خاتم حکم و قضا

آن خلیل العالمین بر قبله ی ما چاره کرد

                                                                  آن نبی الآخرین بر کعبه ما سجده کرد



درباره وبلاگ


به وبلاگ خوش آمدید از حسن انتخاب شما کمال تشکر راداریم لطفا نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید. با تشکر
مطالب علمی به زبان ساده ؛کوتاه مختصر مفید به زبان قابل فهم
تبریک سال نو
١فرهنگي تغييرات وتکنولوژي-ديني
خداوند کدام گناه‌ها را نمی‌بخشد؟
اطلاعات عمومی دینی
اطلاعات نماز میلاد امام حسن مجتبی (ع) بر مسلمین مبارکباد تبریک میلاد باسعادت حضرت محمد(ص9 و امام صادق (ع)
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران