علمی وآموزشی و مذهبی وگردشگری و جهانگردی
آموزشی ومذهبی و جهانگردی و علمی
 
 
یکشنبه 07 خرداد 1391 :: 19:50 ::  نويسنده : nnjj

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود

 گاهی نمی شود که نمی شود!

گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست!

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود!

گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست!

گاهی تمام شهر گدای تو می شود!!!

< شریعتی >



شنبه 06 خرداد 1391 :: 19:51 ::  نويسنده : nnjj

 

از امام هادی تا امام مهدی علیهماالسلام

 


دکتر اسماعیل شفیعی سروستانی، محقق و پژوهشگری توانمند، و از نویسندگان و روزنامه ‌نگاران فعال عصر ماست که تاکنون بیش از 670 مقاله و 150 رساله ‌پژوهشی و 30 کتاب مستقل در حوزه های گوناگون فرهنگی، از جمله غرب‌شناسی، ادبیات فارسی، مطالعات فرهنگی و به‌ ویژه مطالعات مهدوی و آخرالزّمان شناسی، از ایشان به‌ چاپ رسیده ‌است، که همه حاکی از گستره وسیع فعالیت‌های علمی و قلمی این استاد گرامی می باشد.

 

استاد شفیعی سروستانی، با تأسیس «موسسه فرهنگی موعود»، گام ارزنده ای را در جهت نشر معارف حقه علوی و ترویج فرهنگ ناب مهدوی برداشت و اکنون نیز به عنوان سردبیر و مدیر مسوول ماهنامه فرهنگی «موعود عصر» و همچنین پایگاه اینترنتی موعود، در این زمینه فعالیت می نماید.

 


 

 

 

 

تبیان: اگر موافق باشید گفتگو را با تشریح مختصری از اوضاع اجتماعی عصر امام علی النقی علیه السلام آغاز کنیم.

عصر امام هادی علیه السلام که متصل به زمان امام حسن عسکری علیه السلام و در نهایت منجر به عصر غیبت می شود، بسیار قابل تأمّل است. از زمان امام هشتم و حتی قبل از آن، ما شاهد حصر شدید حضرات معصومین علیهم السلام در همه وجوه هستیم که این حصر منجر به محصور و زندانی شدن امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام در پادگان نظامی سامرا می شود. در این دوره، تمامی مجال از حضرات معصومین علهیم السلام گرفته می شود، یعنی در واقع آنها در یک شرایط بسیار وحشتناک امنیتی قرار می گیرند و این شرایط فوق العاده ناامن به عصر غیبت می انجامد. اساساً غیبت به معنای قطع ارتباط مردم با حجت خداست و نه عدم وجود حجت. و یکی از دلایل غیبت حجت خدا ناامنی است. این «ناامن» بودن شرایط در زمان امامان معصوم، قابل تحلیل و بررسی دقیق می باشد.

 

تبیان: این ناامنی از چه زمانی و در چه زمینه هایی آغاز شد؟

این ناامنی از قبل زمان امام دهم در ابعاد گوناگون زمینه داشت ولی با نزدیک به عصر آن حضرت گسترش پیدا کرد، ناامنی در بحث و گفتگو، بیان مسائل اعتقادی و ارتباط با مردم که منجر به شهادت امامان معصوم و در نهایت غیبت امام آخرین شد. حتی می توان گفت تداوم غیبت ناظر بر تداوم ناامنی می باشد یعنی امام و یاران ایشان در امنیت نیستند که هنوز عصر غیبت به درازا کشیده است.

ما وقتی می توانیم به جامعه خود مصونیت ببخشیم که به شعائر دینی خود اهتمام بورزیم. متأسفانه در جامعه ما شعائر کمرنگ گشته اند و صد تأسف که در حال حاضر حفظ شعائر دینی، دولتی شده است و این نقص بسیار بزرگی است، یعنی حفظ شعائر یک وظیفه حکومتی شده است نه وظیفه تک تک مسلمانان جامعه

تبیان: آثار این ناامنی چیست؟

یکی از آثار منفی عدم امنیت، نازل شدن سطح معرفت نسبت به این ذوات مقدسه است یعنی ناامنی باعث قطع ارتباط مردم با حجت خدا می شود و این قطع ارتباط سبب پایین آوردن سطح شناخت آنها با امام خویش می گردد. یکی از عوامل هتک حرمت های ناخواسته که متأسفانه در زمان ما نیز وجود دارد، عدم شناخت نسبت به ولیّ خداست. ناامن بودن فضا حضور مستقیم امام را مختل می کند و مجال حضور دشمن را وسیع می کند. که این دشمن در وهله ی اول ابلیس لعین است و بعد یاران و هم قطاران او. یعنی یهود و بنی اسرائیل و در مراحل پایین تر هم دست نشانده ها و پرورش یافتگان و روزی خواران یهود هستند.

شفیعی سروستانی

 

تبیان: منظور شما از روزی خواری معاندین و هتاکان این است که از سوی تشکیلات یهود، پشتیبانی مالی می شوند؟

منظور بنده این نیست که دست نشانده های یهود، تنها دلار و پول از اربابان خود دریافت می کنند بلکه این روزی خواری بدین معناست که بنی اسرائیل، فضا و حوزه فرهنگی و تمدنی بوجود آورده اند که روح و جان انسانها را روزی خوار یهود کرده و این حوزه تمدنی و فرهنگی، در حال تغذیه فکری مردم است و چه بسیارند کسانیکه قربةً إلی الله کینه ورزی می کنند.

 

تبیان: قربه الله ؟!

بله، قربة الله، یعنی عده ای هستند که نفهمیده همان راهی را می روند که دشمن می خواهد، مثل همین شهرسازان، که هم نماز می خوانند و هم روزه می گیرند، هم دعای ندبه می روند و هم خمس و زکات می دهند، ولی ناخواسته شهری را برای شما می سازند که تمام پایه های نظری آن را شهرسازان یهود ریخته اند و تمام الگوهای آن از شهرهای نصاری گرفته شده است و تمام نمادها و صورت های تجسمی آن شهر از نظام شهری یهود و نصاری برگرفته شده است، آیا در این شهر، انسان متدیّن پا می گیرد؟!

این همان نکته ایست که عرض کردم مبنی بر تغذیه بشر توسط شیاطین. قربه الی الله هم تغذیه می کنند. یعنی بر نماز اول وقت هم مقیّد هستند ولی آیا این نماز است؟ نمازی که در حیات عملی و اجتماعی انسان، بروز پیدا نکند، چه نمازیست؟! نماز باید در عمل ظهور بیابد و عمل باید مصداق نماز باشد. ببینید، نماز و هر عبادت دیگری، یک صورت ظاهری دارد که با رسیدن وقت آن، بجا آورده می شود اما صورت باطنی و مصداق واقعی آن در جایگاه و منصب و مقامی که هر فرد دارد، پیدا می شود.

نماز چیست؟ مگر نه این است که نماز، معروفترین معروف است؟ آیا در برابر، هر معروفی، منکری وجود ندارد؟ حال شما بفرمایید در حوزه شهرسازی ما، منکر وجود دارد یا نه؟ و مصادیق این منکر، چیست؟ اگر کسی جواب این سوال را نداند، از دیدگاه بنده (که یک معلم فرهنگی ام و نه مجتهد)، او نماز نمی خواند، یعنی کسی که در صندلی و جایگاه خود، منکر شغل خود را پیدا نکند، تنها به صورتی از ظاهر نماز مشغول است.

آلودگی های یک جامعه، روزنه ها و رخنه هایی را در کالبد جامعه ایجاد می کند که راه نفوذ جنود شیطان را باز می کند، و متأسفانه  نتیجه اش می شود همین هتاکی ها و اهانت ها...

در حوزه معماری و خانه سازی هم همینطور، یعنی صورت خانه های ما باید صورت حقیقی نماز را داشته باشد و همچون انسانی که در آن خانه به پیشگاه خدا، سر فرو می آورد و شاکر و ذاکر است، آن خانه نیز شاکر و ذاکر باشد. نقشه تهران 2020 را ببینید، این نقشه بی شباهت به لاس وگاس ایالات متحده امریکا نیست. متأسفانه شهری که امّ القری جهان اسلام است، مسلمان نیست. یعنی چه؟ یعنی مردمش نماز نمی خوانند؟ آری، می خوانند، اول وقت هم می خوانند ولی این مردم و شهرسازانش، آنچه باید از نماز برداشت می کردند را، برداشت نکردند. این قاعده در اقتصاد ما نیز قابل تأمّل و بررسی است. یعنیآیا در اقتصاد ما، عبودیت نماز وجود دارد؟ آیا اقتصاد ربوی، می تواند دارای عبودیت باشد؟ عبودیتی که مظهر تامّ آن امام زمان (عج) است؛ مسلماً که نه، بلکه بالعکس، مظهر عنادیت و دشمنی با عبد خدا و حجت خداست. در نتیجه شهری که بویی از عبودیت خدا نبرده باشد، در برابر امام زمانش خواهد ایستاد، چه شهرساز آن نماز اول وقت بخواند و چه نخواند. و این عرض بنده اشاره به همان فراز از دعای ندبه دارد که: «أین هادم أنبیة الشرک و النفاق».

 

تبیان: مصادیق این بناهای شرک و نفاق در عصر ما چیست؟

مصادیق ما همین شهرهایی است که پر از انسانهایی شده که مشغول عبودیت ظاهری  و بجا آوردن نماز هستند ولی در اصل فضای شیطان پرستانی را در خود جای داده که شیطان را قربة الی الله می پرستند و این همه متأثر از دستگاه اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بنی اسرائیل است، که کوچکترین مصداق آن هم جماعتی نابخرد است که آلوده به انواع کثافت شده اند و شیطان به جان آنها رخنه کرده است و نتیجه اش می شود آوازی که آن ملعون خوانده است. که در آن ادبیات شیطان پرستی به وضوح دیده می شود.

چه بر سر او آمده؟ آیا پولی گرفته است که این آواز را بخواند؟ اصلاً لازم نیست پولی بگیرد بلکه در جان او اتفاقی افتاده است که منجر به این حرکت شیطانی گردیده است.

 

 

شفیعی سروستانی

 

تبیان: این چه اتفاقی است که باعث هبوط و سقوط انسان به این درجه از رذالت و پستی، می شود؟

ببینید هر انسانی وقتی متولد می شود، فطرت پاک او همچون سپری محکم خواهد بود که در برابر حمله شیطان او را محفوظ نگه می دارد و شیطان هرگز نمی تواند آن سپر را سوراخ کند و به نفس او نفوذ پیدا کند، مگر اینکه انسان با اختیار خود ناپرهیزی نماید و در اثر گناه و آلودگی، رخنه هایی را در این سپر ایجاد کند که این روزنه ها راه ورود جنود شیطان به وجود او خواهد شد.

در واقع پیامد گناهان، تنها آخرت نیست بلکه در سه مقطع ظهور و بروز می یابد: عالم دنیا، عالم برزخ و عالم قیامت، چنانکه پیامد اعمال نیک نیز چنین است ولی متأسفانه مردم، تنها به مقطع آخر آن توجه می کنند و از دو بُعد دیگر غافل اند.

تباهی های اخلاقی و اقتصادی و خورد و خوراک و آلودگی های جسمانی، رخنه هایی را در کالبد و جسم و نفس انسان ایجاد می کند که به شیطان اجازه می دهد، به راحتی بر روی قلب او بنشیند و در واقع شیطان به جای او آواز بخواند.

در مورد پیکره جامعه نیز دقیقاً وضعیت به همین گونه است، یعنی آلودگی های یک جامعه، روزنه ها و رخنه هایی را در کالبد جامعه ایجاد می کند که راه نفوذ جنود شیطان را باز می کند. متأسفانه و نتیجه اش می شود همین هتاکی ها و اهانت ها.

 

تبیان: بنظر شمادر برابر این آلودگی ها که منجر به دریده شدن پرده های حیا شده و آن بی حرمتی ها و اهانت را به دنبال می آورد، فعالان فرهنگی ما و تمام افراد اثرگذار در حوزه فرهنگ و اندیشه، چه رویکردی را باید اتخاذ کنند؟ آیا باید مقابله به مثل کرد؟ آیا باید با سکوت، به آنها بی اعتنایی کرد؟ و ...

جواب به این سوال از دو جنبه قابل توجه است، یکی حکم فقهی مربوط به این هتک حرمت هاست که مربوط به قاضی شرع و مجتهد جامع الشرایط در عصر غیبت می باشد و نه بنده و شما. ولی جنبه  دیگر موضوع که مربوط به فعالان فرهنگی می باشد دارای نکات حائز اهمیتی است، از جمله، مصونیت بخشی به مردم خودمان است. چرا که این اتفاق در سطح پایین تری در بین بچه ها و بزرگسالان جامعه مان در حال روی دادن است، و اگر این درجات نازلتر آلودگی، مورد توجه قرار نگیرد، آن انحرافها باز هم تکرار خواهد شد. پس اولین راه، مصونیت بخشی است و یکی از راه های این مصونیت بخشی، توجه به اذان است و حال آنکه در این شهر، به آن اهمیت داده نمی شود و من عرض می کنم که شهر بی اذان، شهر بی خداست. چرا باید در یک شهر مسلمان نشین، باد، صدای اذان را به زحمت به گوش ساکنین آن برساند و شما مجبور باشید برای بیدار شدن در سحرگاه، چند تا ساعت را کوک کنید. چرا در شهرها و شهرک ها، نسبت بین ساکنین مسلمان آنها و تعداد مسجدهای آن،  مورد توجه قرار نمی گیرد.

در بین هزاران رشته دانشگاهی، چند رشته متناسب با معارف علوی و مهدوی تنظیم شده اند که آنها همه جدا عمل می کنند، همچون واتیکان و نتیجه ی این عدم مصونیت بخشی و عدم معرفت بخشی، می شود همان جاهلیتی که فرد را به سوی تردید نسبت به حقایق و سپس به انکار آن سوق می دهد و در آخر هم او را علیه آن حقایق به میدان می آورد

بنظر بنده، اذان، شهر را واکسینه می کند و در برابر جنود شیطان به مردم آن شهر، مصونیت می بخشد. چرا که وقت پخش اذان، وقت باز شدن درهای آسمان و اجابت دعاست و این یعنی ناامن شدن فضای شهر برای حضور جنود شیطان. همچنانکه در حرم امامان و امام زادگان نیز این حالت وجود دارد، ولی متأسفانه ما اسیر توجیهاتی هستیم که: اینجا بیمارستان است و این صدا مزاحم بیماران است، و حال اینکه نمی دانیم که همین صدای اذان موجب شفای بیمارانمان می شود؛ و یا اینکه: این زمان، موقع استراحت است، ولی غافل از اینکه این زمان، وقت استجابت دعاست و نتیجه چنین غفلت هایی این می شود که راه نفوذ شیطان را باز می کنیم و موجبات انحطاط جامعه را فراهم می کنیم.

 

تبیان: راه های دیگر مصونیت بخشی به فرد و جامعه، چه می تواند باشد؟

ما وقتی می توانیم به جامعه خود مصونیت ببخشیم که به شعائر دینی خود اهتمام بورزیم. متأسفانه در جامعه ما شعائر کمرنگ گشته اند و صد تأسف که در حال حاضر حفظ شعائر دینی، دولتی شده است و این نقص بسیار بزرگی است، یعنی حفظ شعائر یک وظیفه حکومتی شده است نه وظیفه تک تک مسلمانان جامعه.

علاوه بر دوراهی که عرض کردم، راه دیگری هم شایان توجه است و آن اهتمام ورزیدن به معرفت بخشی به مردم جامعه است.

شفیعی سروستانی

 

تبیان: لطفاً در این مورد بیشتر توضیح بفرمایید.

در غرب برای اینکه از تیررس دین، دور باشند، به کلیسای کاتولیک، مکانی را اختصاص دادند به نام واتیکان و گفتند شما مسیحیان در اینجا مشغول کارهای خود باشید و ما هم مشغول کارهای خود. اکنون در مجامع علمی ما ملاحظه کنید، درس و رشته ای وجود دارد بنام معارف، ولی در کنار آن چه به خورد جوانان ما می دهند؟ جامعه شناسی یهود و نصاری، اقتصاد سرمایه داری، شهرسازی کذایی.

یعنی این درس معارف، در شقوق علمی ما سرایت ندارد، همچون نمازی که عرض کردم. یعنی معرفت مانند واتیکان، جدا افتاده، چنانکه همین بلا بر سر رسانه های ما نیز می آید. همین حالا، اگر شما تمام برنامه های رادیو و تلویزیون خودمان را جمع کنیم و غربال کنیم، حتی چند ساعت برنامه مفید در رابطه با معرفت نسبت به امام حیّ و حجت خدا، امام زمان (عج) نمی توانید ارائه بدهید. و این همان مرگ جامعه است، آن هم از نوع جاهلیت، چنانکه رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: اگر کسی امام زمان خویش را نشناسد و بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است.

ما با یک مصداق خاصی نسبت به ارتداد روبرو نیستیم بلکه باید جریان ارتداد را مورد توجه قرار دهیم و با معرفت بخشی به افراد جامعه، آنها را در برابر امواج خروشان فتنه ها مصونیت ببخشیم وگرنه اوضاع از این هم بدتر می شود

متأسفانهاین مرگ جاهلیت در تمام ابعاد جامعه ما وجود دارد، در مجموع کل کتابهای درسی ما چند صفحه به معرفت امام زمان (عج) پرداخته است. در بین هزاران رشته دانشگاهی، چند رشته متناسب با معارف علوی و مهدوی تنظیم شده اند. همه جدا عمل می کنند، همچون واتیکان و نتیجه این عدم مصونیت بخشی و عدم معرفت بخشی، می شود همان جاهلیتی که فرد را به سوی تردید نسبت به حقایق و سپس به انکار آن سوق می دهد و در آخر او را علیه آن به میدان می آورد.

بنابراین ما با یک مصداق خاصی نسبت به ارتداد روبرو نیستیم بلکه باید جریان ارتداد را مورد توجه قرار دهیم و با معرفت بخشی به افراد جامعه، آنها را در برابر امواج خروشان فتنه ها مصونیت ببخشیم وگرنه اوضاع از این هم بدتر می شود.

 

تبیان: یعنی نظر شما این است که در برابر این گونه فتنه ها و اهانتها باید بصورت ایجابی عمل کرد؟

این راهکارهایی که عرض کردم ناظر به جنبه ایجابی قضه است، اما جنبه سلبی آن که یکی بر عهده ی مراجع و علما بصورت صدور حکم است و دیگری بر عهده تک تک مسلمانان بصورت اعلان انزجار و تبرّی از اینگونه حرکات است، نباید نادیده گرفته شود البته این اعلان انزجار با ظرافت خاصی صورت گیرد که منجر به اشاعه فحشا و توسعه منکر در جامعه نشود.

 

تبیان: حال این سوال مطرح است که چرا از بین تمام اهل بیت علیهم السلام، اهانت ها و هتک حرمت های اخیر متوجه حضرت امام هادی علیه السلام گردیده است؟

این مسئله قابل بررسی است اما در نگاه اجمالی به قضیه باید گفت شاید به دلیل جایگاه غریبانه حضرت هادی علیه السلام در بین ما باشد، چرا که دشمن خوب می دانسته که در صورت اهانت به سایر ائمه که شناخته شده هستند و از جایگاه خاصی بین شیعیان برخوردارند، با واکنش شدیدتری روبرو خواهند شد ولی متأسفانه در رابطه با این امام مظلوم اینگونه نخواهد بود.

امیدوارم در زدودن غبار غربت از چهره درخشان این امام بزرگوار، بتوانیم موفق باشیم تا از انوار تابناک حضرتش، قلب جامعه بشریت منوّر و روشن گردد.

مصاحبه: ابوالفضل صالح صدر

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



شنبه 06 خرداد 1391 :: 19:44 ::  نويسنده : nnjj

 

مژده ای به شیعیان امام باقر علیه السلام

 

امام باقر

«الکافی» معتبرترین کتاب حدیثی شیعه هشت جلد دارد دو جلد اول آن اصول، پنج جلد بعدی آن (3-7) فروع و جلد هشتم آن روضه کافی نام دارد. مولف جلیل القدر این کتاب مرحوم کلینی (م 329 ق) در روضه کافی جریانی را از امام باقر علیه السلام نقل می کند که برای شیعیان و ارادتمندان به آن حضرت بسیار گوارا و نوید بخش است.

راوی این روایت حَكَمِ بْنِ عُتَیْبة است. او می گوید:

در خدمت امام باقر علیه السّلام بودم و اطاق آكنده از جمعیّت بود ناگاه پیرمردى كه بر عصاى خود تكیه داشت، پیش آمد تا به در اطاق ایستاد.

عرض کرد: السلام علیك یا ابن رسول الله و رحمة الله و بركاته و بعد سكوت كرد. امام پاسخ داد: علیك السلام و رحمة الله و بركاته.

بعد پیرمرد رو كرد به سایر جمعیت كه در آنجا بودند و به آنها نیز سلام کرد. همه جواب سلامش را دادند. در این موقع رو به جانب حضرت نمود و گفت: یا ابن رسول الله مرا نزدیك خود بنشان فدایت شوم به خدا سوگند من شما و كسى كه شما را دوست داشته باشد را دوست دارم و این علاقه برای مطامع دنیایی نیست.

با دشمن شما دشمنم و از او كناره مى‏گیرم و به خدا سوگند این نفرت و دشمنی نیز بواسطه اختلاف شخصی نیست و با هم پدر كشتگى نداریم [به دلیل پیروی از شما از آنها کناره گیری می کنم].

به خدا سوگند حلال شما را حلال و حرام شما را حرام می دانم و در انتظار برپایی حکومت عدل شما خاندانم. [1] با این عقیده و روشی که دارم آیا امید به نجات من هست؟

امام باقر علیه السلام دوبار به او فرمود: نزدیک من بیا!

امام علیه السلام همان طورى كه پیرمرد می رفت به او نگاه می كرد. بعد رو به جمعیت فرمود: « مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلْیَنْظُرْ إِلَى هَذا ، هر كه مایل است یك نفر بهشتى را ببیند به این پیرمرد نگاه كند

پیرمرد جلو آمد و حضرت او را پهلوى خود نشاند. آنگاه فرمود: پیرمرد! مردى خدمت پدرم على بن الحسین رسید و همین سؤال تو را از او پرسید. پدرم امام سجاد علیه السلام به او فرمود:

وقتى جانت به اینجا رسید - با دست اشاره به حلقوم خود نمود - با قلبی مطمئن ، دلی آرام و با شوق فراوان با فرشته‏هاى اعمال روبرو می شوى اگر [با این عقیده و روشی که داری] از دنیا رفتی خدمت پیامبر و على و حسن و حسین و على بن الحسین علیهم السلام خواهی رسید. اگر هم زنده ماندی ؛ خداوند در همین دنیا چشم تو را روشن می كند [2] و در هر صورت تو در مقامات عالیه با ما خواهى بود.

پیرمرد [که به نظر انتظار این همه لطف و کرامت را نداشت با تعجب] عرض کرد: چه فرمودید؟

امام باقر علیه السلام دو مرتبه سخنان خود را تكرار كرد. پیرمرد از خوشحالى و تعجب گفت الله اكبر ؛ اگر بمیرم خدمت رسول خدا و امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین و على بن الحسین می رسم و در وقت جان دادن با قلبی مطمئن ، دلی آرام و با شوق فراوان با فرشته‏هاى اعمال روبرو می شوم و اگر [هم تا وقت ظهور] زنده مانده و آن زمان را درک کردم خدا زندگى خوشى برایم فراهم می كند و با شما در درجات عالیه خواهم بود؟

پیرمرد این را که گفت فریاد به گریه بلند کرد و شروع کرد به هاى هاى گریستن. در نهایت اختیار از کف داد و بر زمین افتاد. اهل مجلس نیز با دیدن این حال پیرمرد به گریه افتادند و آنها نیز شروع کردند به بلند بلند گریه کردن.

در حالی که امام باقر علیه السّلام‏ با انگشت، اشک از دیدگان مبارک خود می زدود ؛ پیرمرد سربلند کرد و از امام علیه السلام خواست تا دست مبارک خود را به او دهد. امام علیه السلام دست خود را به او داد. او دست امام علیه السلام را گرفت و بوسید و بر دو دیده و صورت خود گذاشت. سپس جامه از روى شكم خود بالا زده دست امام را روى شكم و سینه خود نهاد. بعد از جاى خود بلند شد و با گفتن «السلام علیكم» از امام و اهل مجلس خداحافظی کرد و از خانه خارج شد.

امام علیه السلام همان طورى كه پیرمرد می رفت به او نگاه می كرد. بعد رو به جمعیت فرمود: « مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلْیَنْظُرْ إِلَى هَذا ، هر كه مایل است یك نفر بهشتى را ببیند به این پیرمرد نگاه كند.»

حكم بن عتیبه راوى حدیث می گوید: من خانه مصیبت زده‏اى را ندیده بودم كه مثل این مجلس گریه كنند (چنان تحت تاثیر نیت پاك پیرمرد و لطف امام قرار گرفته بودند كه همه با صداى بلند گریه می كردند.) [3]

 

پی نوشت:

1. اصل عبارت این است: «وَ اللَّهِ إِنِّی لَأُحِلُّ حَلَالَكُمْ وَ أُحَرِّمُ حَرَامَكُمْ وَ أَنْتَظِرُ أَمْرَكُم‏» که ما آن را با توجه به شرح ملا صالح مازندرانی، ج‏11، ص 416 اینگونه ترجمه کردیم.

2. خلاصه اینکه اگر تا قبل از ظهور از دنیا رفتی با ما اهل بیت خواهی بود و اگر ماندی خدا تو را با درک زمان ظهور دلشاد خواهد کرد. همان ج11 ص 416

3. الكافی ، ج‏8، ص 77



سه‌شنبه 02 خرداد 1391 :: 20:21 ::  نويسنده : nnjj

 

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html



سه‌شنبه 02 خرداد 1391 :: 19:58 ::  نويسنده : nnjj

چهار فرشته ی مقرب خداوند :جبرئیل-میکائیل- اسرافیل- عزرائیل

امامان مدفون در بقیع :امام حسن مجتبی (ع) -امام سجاد (ع) - امام باقر (ع) -امام صادق (ع)

امامان مدفوندر کاظمین :امام موسی (ع)-امام جواد (ع)

امامان مدفون در سامرا : امام هادی (ع) امام حسن عسگری (ع)

نخستین کسی که سیدالشهداء لقب گرفت---حضرت حمزه عموی پیامبر (ص)

نخستین موءذن اسلام --بلال حبشی

نخستین کسی که به پیامبر ایمان اورد --حضرت خدیجه (س)

نخستین کسی که قران را جمع اوری و نگارش کرد --حضرت علی (ع)



سه‌شنبه 02 خرداد 1391 :: 19:55 ::  نويسنده : nnjj

 

  

       شرح مختصر زندگاني مولف شهيد

استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان  واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي
مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند.

در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از
اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است.

کنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.

پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. سنگينتر مي شود. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي

کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.

در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.

اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.
گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.

سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

 



 

 

                                        

 

 

وزیر آموزش و پرورش از تغییر تمام کتب درسی طی 6 سال آینده خبر داد و گفت: در حال حاضر 290 اقدام مهم در آموزش و پرورش طراحی شده و در حال انجام است.
 
 

حمیدرضا حاجی‌بابایی وزیر آموزش و پرورش در نطق پیش از خطبه‌های نمازجمعه امروز تهران، ضمن تبریک هفته معلم و گرامیداشت یاد و خطره شهدا و دانش‌آموزان فرهنگی به نقش آموزش و پرورش از نگاه اسلام، آموزه‌های قرآنی و ائمه اطهار (ع) اشاره کرد و اظهار داشت: نقش آموزش و پرورش اساسی و کلیدی است.

وی با اشاره سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» و با بیان این نکته که آموزش و پرورش مولد سرمایه اجتماعی است، گفت: هیچ سرمایه‌ای مهمتر از تولید نیروی انسانی متفکر و انقلابی نیست و این سرمایه در آموزش و پرورش تحت تعلیم و تربیت قرار می‌گیرد.

حاجی‌بابایی با بیان اینکه منابع ملی و جمعیت دو عامل مهم در توسعه هستند، افزود: کشوری توسعه یافته است که از نیروی انسانی دانشمند، مومن و انقلابی برخوردار باشد.

وی شهید مطهری را سرمایه اجتماعی عنوان کرد و ادامه داد: افرادی مانند شهید احمدی روشن نیز سرمایه اجتماعی ما هستند.

وزیر آموزش و پرورش به تدوین سند ملی آموزش و پرورش که به عنوان سند تحولی این وزارتخانه نامیده می‌شود، اشاره کرد و افزود: برای تدوین این سند، صاحبنظران حوزه و دانشگاه بررسی و تبادل نظر کردند و در نهایت پس طی جلسات متعدد، به تصویب اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و در 22 آذر سال گذشته برای اجرا به آموزش و پرورش ابلاغ شد.

وی با بیان اینکه سند ملی آموزش و پرورش دارای پشتوانه علمی و منطقی محکمی است، اضافه کرد: مبانی فلسفی سند تحول آموزش و پرورش برگرفته از آموزه های قرآنی، سیره پیامبر اعظم (ص) و ائمه معصومین (ع) به ویژه سیره حضرت زهرا(س) است ضمن اینکه از نظرات متفکران بزرگ، صاحبنظران و علمای بزرگ دینی به ویژه رهنمودهای امام راحل و مقام معظم رهبری بهره‌مند شده‌ایم.

* اساسی‌ترین نقش در سند تحول آموزش و پرورش بر عهده معلم است

حاجی‌بابایی به تحولاتی که در پی اجرای سند تحول آموزش و پرورش در این وزارتخانه ایجاد خواهد شد، اشاره کرد و افزود: با اجرای سند تحول آموزش و پرورش شاهد تحول در کتب درسی، نوع نگاه به دانش‌آموز و درس، روابط خانواده، مدرسه و دانش‌آموز خواهیم بود ضمن اینکه در سند تحول آموزش و پرورش، اساسی‌ترین نقش بر عهده معلم است و در حقیقت بدون معلم، این سند معنا ندارد.

وی با تأکید بر این نکته که معلم نقش حساس و کلیدی در اجرای سند تحولی آموزش و پرورش بر عهده دارد، گفت: ایجاد دانشگاه ویژه فرهنگیان برای آموزش‌های کوتاه و بلند مدت فرهنگیان، از ضروریاتی بود که اجرایی شد و امسال 25 هزار دانشجو جذب این دانشگاه خواهند شد و منطبق با سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، آموزش می‌بینند.

این مقام مسئول در آموزش و پرورش به اجرای 290 اقدام در این وزارتخانه اشاره کرد و افزود: تمام تلاش‌ها در آموزش و پرورش برای اجرای تحول بنیادین آموزش و پرورش است.

وی با بیان اینکه ستادهای تحول بنیادین آموزش و پرورش در تمام مناطق تابعه این وزارتخانه شکل گرفته‌اند، اظهار داشت: 750 ستاد از سال گذشته تشکیل شدند و باید با همت و عزم جمعی، برای تحول در آموزش و پرورش تلاش کرد تا بتوان به آموزش و پرورش طراز جمهوری اسلامی ایران دست یافت.

* تغییر تمام کتب درسی طی 6 سال

حاجی‌بابایی با بیان اینکه طی 6 سال تمام کتب درسی آموزش و پرورش تغییر خواهد کرد، ادامه داد: برای سال تحصیلی جدید کتاب‌های پایه دوم و ششم ابتدایی بر اساس سند تحول آموزش و پرورش تدوین شدند و کتاب‌های پایه اول ابتدایی نیز در سال تحصیلی جاری تغییر یافتند

وی، پایه ابتدایی را مهمترین پایه تحصیلی ذکر کرد و با بیان اینکه تمام مقاطع تحصیلی مورد اهمیت هستند، گفت: در مقطع ابتدایی، شخصیت، راه، روش و منش زندگی دانش‌آموزان مشخص می‌شود و معلم نیز در این مسیر نقش حساسی بر عهده دارد.

وزیر آموزش و پرورش ادامه داد: رسالت آموزش و پرورش تنها تربیت دانش‌آموزان تا اخذ مدرک دیپلم برای دانشمند یا سیاسی‌شدن نیست بلکه جامعه به تمام شغل‌ها نیاز دارد و همه شغل‌ها در کشور مورد اهمیت هستند.

* امسال، سال ریل گذاری آموزش و پرورش بر اساس سند تحول است

وی با بیان اینکه امسال، ‌سال ریل‌گذاری آموزش و پرورش بر اساس سند تحول بنیادین است، گفت: در مسیر تحول بنیادین آموزش و پرورش از رسانه‌ها می‌خواهیم که به کمک آموزش و پرورش بیایند و اطلاعات دقیق را در اختیار مردم قرار دهند تا بتوانیم تحول مورد نظر را در آموزش و پرورش اجرا کنیم.

حاجی‌بابایی به نقش خانواده در تعلیم و تربیت اشاره کرد و با بیان اینکه فرزندان تمایل دارند که پدر و مادر کنار آنها باشند، اظهار داشت: دانش‌آموز می‌خواهد که پدر و مادرش در کنار او باشد و والدینی که با فرزندانشان نیستند، باید احساس خطر کنند.

وی به فرهنگ غرب و فروپاشی خانواده در آن اشاره کرد و افزود: یکی از اشکالات اساسی فرهنگ غرب فروپاشی خانواده و نبود رابطه عاطفی میان اعضای خانواده است و ما نباید از این ضربه مهلکی که غرب خورده است، غافل شویم.

این مقام مسئول در آموزش و پرورش به روابط خانواده‌ها در سال‌های گذشته اشاره کرد و گفت: در قدیم اعضای خانواده بیشتر در کنار هم بودند اما این روزها دیگر خانواده‌ها حتی وقت برای صبحانه خوردن در کنار هم را ندارد؛ در حالی که نباید اینگونه باشد.

وی در ادامه سخنانش به طرح حفظ قرآن در آموزش و پرورش نیز اشاره کرد و ادامه داد: در حال حاضر بیش از 3 میلیون و 500 هزار دانش‌آموز برای حفظ قرآن اعلام آمادگی کردند که این حرکت، نهضتی عظیم در زمینه قرآن آموزی در کشور است. 

 



سه‌شنبه 02 خرداد 1391 :: 19:30 ::  نويسنده : nnjj

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:

هيچ يك از مردم نمى خوابد مگر اينكه فرشته اى بر او نگهبان است و هر شب دو بار او را از خواب بيدار مى كند و مى گويد: اى بنده خدا! برخيز براى ياد خدا (و مناجات و نماز شب ) او ثناى فرشته اى كه او را بيدار مى كرد مى شنيد.


مرحوم ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى ، ذيل اين روايت مى نويسد: اين اخبار را انكار نكن ، من خدا را شاهد مى گيرم كه از شب زنده داران و متهجّدين ، كسى را مى شناسم كه صداى فرشته اى كه او را در هنگام سحر بيدا مى كند مى شنود كه به او به لفظ آقا خطاب مى كند و او براى ذكر خدا و نماز شب بر مى خيزد.



سه‌شنبه 02 خرداد 1391 :: 19:26 ::  نويسنده : nnjj

جُنيد بغدادى را - كه از مشايخ عرفان بود - در خواب ديدند و از وى پرسيدند: خداوند با تو چگونه رفتار كرد؟


گفت : تمام آن اشارات و رموز عرفانى از دست رفت و آن عبارات ، در هم ريخت و آن علوم از دل ناپديد گشت و آن رسوم از هم پاشيد و جز ركعت كوتاهى كه هنگام سحر به جا آورديم ، ما را چيز ديگرى سود نبخشيد.


امام صادق عليه السلام به سليمان ديلمى فرمود:
اى سليمان ! نماز شب را ترك نكن ، همانا زيانكار كسى است كه از نماز شب محروم بماند.



درباره وبلاگ


به وبلاگ خوش آمدید از حسن انتخاب شما کمال تشکر راداریم لطفا نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید. با تشکر
مطالب علمی به زبان ساده ؛کوتاه مختصر مفید به زبان قابل فهم
تبریک سال نو ١فرهنگي تغييرات وتکنولوژي-ديني خداوند کدام گناه‌ها را نمی‌بخشد؟ اطلاعات عمومی دینی اطلاعات نماز میلاد امام حسن مجتبی (ع) بر مسلمین مبارکباد تبریک میلاد باسعادت حضرت محمد(ص9 و امام صادق (ع)
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران