|
علمی وآموزشی و مذهبی وگردشگری و جهانگردی آموزشی ومذهبی و جهانگردی و علمی |
|||
|
یکشنبه 07 خرداد 1391 :: 19:50 :: نويسنده : nnjj
شنبه 06 خرداد 1391 :: 19:51 :: نويسنده : nnjj
دکتر اسماعیل شفیعی سروستانی، محقق و پژوهشگری توانمند، و از نویسندگان و روزنامه نگاران فعال عصر ماست که تاکنون بیش از 670 مقاله و 150 رساله پژوهشی و 30 کتاب مستقل در حوزه های گوناگون فرهنگی، از جمله غربشناسی، ادبیات فارسی، مطالعات فرهنگی و به ویژه مطالعات مهدوی و آخرالزّمان شناسی، از ایشان به چاپ رسیده است، که همه حاکی از گستره وسیع فعالیتهای علمی و قلمی این استاد گرامی می باشد. استاد شفیعی سروستانی، با تأسیس «موسسه فرهنگی موعود»، گام ارزنده ای را در جهت نشر معارف حقه علوی و ترویج فرهنگ ناب مهدوی برداشت و اکنون نیز به عنوان سردبیر و مدیر مسوول ماهنامه فرهنگی «موعود عصر» و همچنین پایگاه اینترنتی موعود، در این زمینه فعالیت می نماید. عصر امام هادی علیه السلام که متصل به زمان امام حسن عسکری علیه السلام و در نهایت منجر به عصر غیبت می شود، بسیار قابل تأمّل است. از زمان امام هشتم و حتی قبل از آن، ما شاهد حصر شدید حضرات معصومین علیهم السلام در همه وجوه هستیم که این حصر منجر به محصور و زندانی شدن امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام در پادگان نظامی سامرا می شود. در این دوره، تمامی مجال از حضرات معصومین علهیم السلام گرفته می شود، یعنی در واقع آنها در یک شرایط بسیار وحشتناک امنیتی قرار می گیرند و این شرایط فوق العاده ناامن به عصر غیبت می انجامد. اساساً غیبت به معنای قطع ارتباط مردم با حجت خداست و نه عدم وجود حجت. و یکی از دلایل غیبت حجت خدا ناامنی است. این «ناامن» بودن شرایط در زمان امامان معصوم، قابل تحلیل و بررسی دقیق می باشد. این ناامنی از قبل زمان امام دهم در ابعاد گوناگون زمینه داشت ولی با نزدیک به عصر آن حضرت گسترش پیدا کرد، ناامنی در بحث و گفتگو، بیان مسائل اعتقادی و ارتباط با مردم که منجر به شهادت امامان معصوم و در نهایت غیبت امام آخرین شد. حتی می توان گفت تداوم غیبت ناظر بر تداوم ناامنی می باشد یعنی امام و یاران ایشان در امنیت نیستند که هنوز عصر غیبت به درازا کشیده است. یکی از آثار منفی عدم امنیت، نازل شدن سطح معرفت نسبت به این ذوات مقدسه است یعنی ناامنی باعث قطع ارتباط مردم با حجت خدا می شود و این قطع ارتباط سبب پایین آوردن سطح شناخت آنها با امام خویش می گردد. یکی از عوامل هتک حرمت های ناخواسته که متأسفانه در زمان ما نیز وجود دارد، عدم شناخت نسبت به ولیّ خداست. ناامن بودن فضا حضور مستقیم امام را مختل می کند و مجال حضور دشمن را وسیع می کند. که این دشمن در وهله ی اول ابلیس لعین است و بعد یاران و هم قطاران او. یعنی یهود و بنی اسرائیل و در مراحل پایین تر هم دست نشانده ها و پرورش یافتگان و روزی خواران یهود هستند. منظور بنده این نیست که دست نشانده های یهود، تنها دلار و پول از اربابان خود دریافت می کنند بلکه این روزی خواری بدین معناست که بنی اسرائیل، فضا و حوزه فرهنگی و تمدنی بوجود آورده اند که روح و جان انسانها را روزی خوار یهود کرده و این حوزه تمدنی و فرهنگی، در حال تغذیه فکری مردم است و چه بسیارند کسانیکه قربةً إلی الله کینه ورزی می کنند. بله، قربة الله، یعنی عده ای هستند که نفهمیده همان راهی را می روند که دشمن می خواهد، مثل همین شهرسازان، که هم نماز می خوانند و هم روزه می گیرند، هم دعای ندبه می روند و هم خمس و زکات می دهند، ولی ناخواسته شهری را برای شما می سازند که تمام پایه های نظری آن را شهرسازان یهود ریخته اند و تمام الگوهای آن از شهرهای نصاری گرفته شده است و تمام نمادها و صورت های تجسمی آن شهر از نظام شهری یهود و نصاری برگرفته شده است، آیا در این شهر، انسان متدیّن پا می گیرد؟! این همان نکته ایست که عرض کردم مبنی بر تغذیه بشر توسط شیاطین. قربه الی الله هم تغذیه می کنند. یعنی بر نماز اول وقت هم مقیّد هستند ولی آیا این نماز است؟ نمازی که در حیات عملی و اجتماعی انسان، بروز پیدا نکند، چه نمازیست؟! نماز باید در عمل ظهور بیابد و عمل باید مصداق نماز باشد. ببینید، نماز و هر عبادت دیگری، یک صورت ظاهری دارد که با رسیدن وقت آن، بجا آورده می شود اما صورت باطنی و مصداق واقعی آن در جایگاه و منصب و مقامی که هر فرد دارد، پیدا می شود. نماز چیست؟ مگر نه این است که نماز، معروفترین معروف است؟ آیا در برابر، هر معروفی، منکری وجود ندارد؟ حال شما بفرمایید در حوزه شهرسازی ما، منکر وجود دارد یا نه؟ و مصادیق این منکر، چیست؟ اگر کسی جواب این سوال را نداند، از دیدگاه بنده (که یک معلم فرهنگی ام و نه مجتهد)، او نماز نمی خواند، یعنی کسی که در صندلی و جایگاه خود، منکر شغل خود را پیدا نکند، تنها به صورتی از ظاهر نماز مشغول است. آلودگی های یک جامعه، روزنه ها و رخنه هایی را در کالبد جامعه ایجاد می کند که راه نفوذ جنود شیطان را باز می کند، و متأسفانه نتیجه اش می شود همین هتاکی ها و اهانت ها... در حوزه معماری و خانه سازی هم همینطور، یعنی صورت خانه های ما باید صورت حقیقی نماز را داشته باشد و همچون انسانی که در آن خانه به پیشگاه خدا، سر فرو می آورد و شاکر و ذاکر است، آن خانه نیز شاکر و ذاکر باشد. نقشه تهران 2020 را ببینید، این نقشه بی شباهت به لاس وگاس ایالات متحده امریکا نیست. متأسفانه شهری که امّ القری جهان اسلام است، مسلمان نیست. یعنی چه؟ یعنی مردمش نماز نمی خوانند؟ آری، می خوانند، اول وقت هم می خوانند ولی این مردم و شهرسازانش، آنچه باید از نماز برداشت می کردند را، برداشت نکردند. این قاعده در اقتصاد ما نیز قابل تأمّل و بررسی است. یعنیآیا در اقتصاد ما، عبودیت نماز وجود دارد؟ آیا اقتصاد ربوی، می تواند دارای عبودیت باشد؟ عبودیتی که مظهر تامّ آن امام زمان (عج) است؛ مسلماً که نه، بلکه بالعکس، مظهر عنادیت و دشمنی با عبد خدا و حجت خداست. در نتیجه شهری که بویی از عبودیت خدا نبرده باشد، در برابر امام زمانش خواهد ایستاد، چه شهرساز آن نماز اول وقت بخواند و چه نخواند. و این عرض بنده اشاره به همان فراز از دعای ندبه دارد که: «أین هادم أنبیة الشرک و النفاق». مصادیق ما همین شهرهایی است که پر از انسانهایی شده که مشغول عبودیت ظاهری و بجا آوردن نماز هستند ولی در اصل فضای شیطان پرستانی را در خود جای داده که شیطان را قربة الی الله می پرستند و این همه متأثر از دستگاه اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بنی اسرائیل است، که کوچکترین مصداق آن هم جماعتی نابخرد است که آلوده به انواع کثافت شده اند و شیطان به جان آنها رخنه کرده است و نتیجه اش می شود آوازی که آن ملعون خوانده است. که در آن ادبیات شیطان پرستی به وضوح دیده می شود. چه بر سر او آمده؟ آیا پولی گرفته است که این آواز را بخواند؟ اصلاً لازم نیست پولی بگیرد بلکه در جان او اتفاقی افتاده است که منجر به این حرکت شیطانی گردیده است. ببینید هر انسانی وقتی متولد می شود، فطرت پاک او همچون سپری محکم خواهد بود که در برابر حمله شیطان او را محفوظ نگه می دارد و شیطان هرگز نمی تواند آن سپر را سوراخ کند و به نفس او نفوذ پیدا کند، مگر اینکه انسان با اختیار خود ناپرهیزی نماید و در اثر گناه و آلودگی، رخنه هایی را در این سپر ایجاد کند که این روزنه ها راه ورود جنود شیطان به وجود او خواهد شد. در واقع پیامد گناهان، تنها آخرت نیست بلکه در سه مقطع ظهور و بروز می یابد: عالم دنیا، عالم برزخ و عالم قیامت، چنانکه پیامد اعمال نیک نیز چنین است ولی متأسفانه مردم، تنها به مقطع آخر آن توجه می کنند و از دو بُعد دیگر غافل اند. تباهی های اخلاقی و اقتصادی و خورد و خوراک و آلودگی های جسمانی، رخنه هایی را در کالبد و جسم و نفس انسان ایجاد می کند که به شیطان اجازه می دهد، به راحتی بر روی قلب او بنشیند و در واقع شیطان به جای او آواز بخواند. در مورد پیکره جامعه نیز دقیقاً وضعیت به همین گونه است، یعنی آلودگی های یک جامعه، روزنه ها و رخنه هایی را در کالبد جامعه ایجاد می کند که راه نفوذ جنود شیطان را باز می کند. متأسفانه و نتیجه اش می شود همین هتاکی ها و اهانت ها. جواب به این سوال از دو جنبه قابل توجه است، یکی حکم فقهی مربوط به این هتک حرمت هاست که مربوط به قاضی شرع و مجتهد جامع الشرایط در عصر غیبت می باشد و نه بنده و شما. ولی جنبه دیگر موضوع که مربوط به فعالان فرهنگی می باشد دارای نکات حائز اهمیتی است، از جمله، مصونیت بخشی به مردم خودمان است. چرا که این اتفاق در سطح پایین تری در بین بچه ها و بزرگسالان جامعه مان در حال روی دادن است، و اگر این درجات نازلتر آلودگی، مورد توجه قرار نگیرد، آن انحرافها باز هم تکرار خواهد شد. پس اولین راه، مصونیت بخشی است و یکی از راه های این مصونیت بخشی، توجه به اذان است و حال آنکه در این شهر، به آن اهمیت داده نمی شود و من عرض می کنم که شهر بی اذان، شهر بی خداست. چرا باید در یک شهر مسلمان نشین، باد، صدای اذان را به زحمت به گوش ساکنین آن برساند و شما مجبور باشید برای بیدار شدن در سحرگاه، چند تا ساعت را کوک کنید. چرا در شهرها و شهرک ها، نسبت بین ساکنین مسلمان آنها و تعداد مسجدهای آن، مورد توجه قرار نمی گیرد. بنظر بنده، اذان، شهر را واکسینه می کند و در برابر جنود شیطان به مردم آن شهر، مصونیت می بخشد. چرا که وقت پخش اذان، وقت باز شدن درهای آسمان و اجابت دعاست و این یعنی ناامن شدن فضای شهر برای حضور جنود شیطان. همچنانکه در حرم امامان و امام زادگان نیز این حالت وجود دارد، ولی متأسفانه ما اسیر توجیهاتی هستیم که: اینجا بیمارستان است و این صدا مزاحم بیماران است، و حال اینکه نمی دانیم که همین صدای اذان موجب شفای بیمارانمان می شود؛ و یا اینکه: این زمان، موقع استراحت است، ولی غافل از اینکه این زمان، وقت استجابت دعاست و نتیجه چنین غفلت هایی این می شود که راه نفوذ شیطان را باز می کنیم و موجبات انحطاط جامعه را فراهم می کنیم. ما وقتی می توانیم به جامعه خود مصونیت ببخشیم که به شعائر دینی خود اهتمام بورزیم. متأسفانه در جامعه ما شعائر کمرنگ گشته اند و صد تأسف که در حال حاضر حفظ شعائر دینی، دولتی شده است و این نقص بسیار بزرگی است، یعنی حفظ شعائر یک وظیفه حکومتی شده است نه وظیفه تک تک مسلمانان جامعه. علاوه بر دوراهی که عرض کردم، راه دیگری هم شایان توجه است و آن اهتمام ورزیدن به معرفت بخشی به مردم جامعه است. در غرب برای اینکه از تیررس دین، دور باشند، به کلیسای کاتولیک، مکانی را اختصاص دادند به نام واتیکان و گفتند شما مسیحیان در اینجا مشغول کارهای خود باشید و ما هم مشغول کارهای خود. اکنون در مجامع علمی ما ملاحظه کنید، درس و رشته ای وجود دارد بنام معارف، ولی در کنار آن چه به خورد جوانان ما می دهند؟ جامعه شناسی یهود و نصاری، اقتصاد سرمایه داری، شهرسازی کذایی. یعنی این درس معارف، در شقوق علمی ما سرایت ندارد، همچون نمازی که عرض کردم. یعنی معرفت مانند واتیکان، جدا افتاده، چنانکه همین بلا بر سر رسانه های ما نیز می آید. همین حالا، اگر شما تمام برنامه های رادیو و تلویزیون خودمان را جمع کنیم و غربال کنیم، حتی چند ساعت برنامه مفید در رابطه با معرفت نسبت به امام حیّ و حجت خدا، امام زمان (عج) نمی توانید ارائه بدهید. و این همان مرگ جامعه است، آن هم از نوع جاهلیت، چنانکه رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: اگر کسی امام زمان خویش را نشناسد و بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است. متأسفانهاین مرگ جاهلیت در تمام ابعاد جامعه ما وجود دارد، در مجموع کل کتابهای درسی ما چند صفحه به معرفت امام زمان (عج) پرداخته است. در بین هزاران رشته دانشگاهی، چند رشته متناسب با معارف علوی و مهدوی تنظیم شده اند. همه جدا عمل می کنند، همچون واتیکان و نتیجه این عدم مصونیت بخشی و عدم معرفت بخشی، می شود همان جاهلیتی که فرد را به سوی تردید نسبت به حقایق و سپس به انکار آن سوق می دهد و در آخر او را علیه آن به میدان می آورد. بنابراین ما با یک مصداق خاصی نسبت به ارتداد روبرو نیستیم بلکه باید جریان ارتداد را مورد توجه قرار دهیم و با معرفت بخشی به افراد جامعه، آنها را در برابر امواج خروشان فتنه ها مصونیت ببخشیم وگرنه اوضاع از این هم بدتر می شود. این راهکارهایی که عرض کردم ناظر به جنبه ایجابی قضه است، اما جنبه سلبی آن که یکی بر عهده ی مراجع و علما بصورت صدور حکم است و دیگری بر عهده تک تک مسلمانان بصورت اعلان انزجار و تبرّی از اینگونه حرکات است، نباید نادیده گرفته شود البته این اعلان انزجار با ظرافت خاصی صورت گیرد که منجر به اشاعه فحشا و توسعه منکر در جامعه نشود. این مسئله قابل بررسی است اما در نگاه اجمالی به قضیه باید گفت شاید به دلیل جایگاه غریبانه حضرت هادی علیه السلام در بین ما باشد، چرا که دشمن خوب می دانسته که در صورت اهانت به سایر ائمه که شناخته شده هستند و از جایگاه خاصی بین شیعیان برخوردارند، با واکنش شدیدتری روبرو خواهند شد ولی متأسفانه در رابطه با این امام مظلوم اینگونه نخواهد بود. امیدوارم در زدودن غبار غربت از چهره درخشان این امام بزرگوار، بتوانیم موفق باشیم تا از انوار تابناک حضرتش، قلب جامعه بشریت منوّر و روشن گردد. مصاحبه: ابوالفضل صالح صدر بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان شنبه 06 خرداد 1391 :: 19:44 :: نويسنده : nnjj
«الکافی» معتبرترین کتاب حدیثی شیعه هشت جلد دارد دو جلد اول آن اصول، پنج جلد بعدی آن (3-7) فروع و جلد هشتم آن روضه کافی نام دارد. مولف جلیل القدر این کتاب مرحوم کلینی (م 329 ق) در روضه کافی جریانی را از امام باقر علیه السلام نقل می کند که برای شیعیان و ارادتمندان به آن حضرت بسیار گوارا و نوید بخش است. راوی این روایت حَكَمِ بْنِ عُتَیْبة است. او می گوید: در خدمت امام باقر علیه السّلام بودم و اطاق آكنده از جمعیّت بود ناگاه پیرمردى كه بر عصاى خود تكیه داشت، پیش آمد تا به در اطاق ایستاد. عرض کرد: السلام علیك یا ابن رسول الله و رحمة الله و بركاته و بعد سكوت كرد. امام پاسخ داد: علیك السلام و رحمة الله و بركاته. بعد پیرمرد رو كرد به سایر جمعیت كه در آنجا بودند و به آنها نیز سلام کرد. همه جواب سلامش را دادند. در این موقع رو به جانب حضرت نمود و گفت: یا ابن رسول الله مرا نزدیك خود بنشان فدایت شوم به خدا سوگند من شما و كسى كه شما را دوست داشته باشد را دوست دارم و این علاقه برای مطامع دنیایی نیست. با دشمن شما دشمنم و از او كناره مىگیرم و به خدا سوگند این نفرت و دشمنی نیز بواسطه اختلاف شخصی نیست و با هم پدر كشتگى نداریم [به دلیل پیروی از شما از آنها کناره گیری می کنم]. به خدا سوگند حلال شما را حلال و حرام شما را حرام می دانم و در انتظار برپایی حکومت عدل شما خاندانم. [1] با این عقیده و روشی که دارم آیا امید به نجات من هست؟ امام باقر علیه السلام دوبار به او فرمود: نزدیک من بیا! پیرمرد جلو آمد و حضرت او را پهلوى خود نشاند. آنگاه فرمود: پیرمرد! مردى خدمت پدرم على بن الحسین رسید و همین سؤال تو را از او پرسید. پدرم امام سجاد علیه السلام به او فرمود: وقتى جانت به اینجا رسید - با دست اشاره به حلقوم خود نمود - با قلبی مطمئن ، دلی آرام و با شوق فراوان با فرشتههاى اعمال روبرو می شوى اگر [با این عقیده و روشی که داری] از دنیا رفتی خدمت پیامبر و على و حسن و حسین و على بن الحسین علیهم السلام خواهی رسید. اگر هم زنده ماندی ؛ خداوند در همین دنیا چشم تو را روشن می كند [2] و در هر صورت تو در مقامات عالیه با ما خواهى بود. پیرمرد [که به نظر انتظار این همه لطف و کرامت را نداشت با تعجب] عرض کرد: چه فرمودید؟ امام باقر علیه السلام دو مرتبه سخنان خود را تكرار كرد. پیرمرد از خوشحالى و تعجب گفت الله اكبر ؛ اگر بمیرم خدمت رسول خدا و امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین و على بن الحسین می رسم و در وقت جان دادن با قلبی مطمئن ، دلی آرام و با شوق فراوان با فرشتههاى اعمال روبرو می شوم و اگر [هم تا وقت ظهور] زنده مانده و آن زمان را درک کردم خدا زندگى خوشى برایم فراهم می كند و با شما در درجات عالیه خواهم بود؟ پیرمرد این را که گفت فریاد به گریه بلند کرد و شروع کرد به هاى هاى گریستن. در نهایت اختیار از کف داد و بر زمین افتاد. اهل مجلس نیز با دیدن این حال پیرمرد به گریه افتادند و آنها نیز شروع کردند به بلند بلند گریه کردن. در حالی که امام باقر علیه السّلام با انگشت، اشک از دیدگان مبارک خود می زدود ؛ پیرمرد سربلند کرد و از امام علیه السلام خواست تا دست مبارک خود را به او دهد. امام علیه السلام دست خود را به او داد. او دست امام علیه السلام را گرفت و بوسید و بر دو دیده و صورت خود گذاشت. سپس جامه از روى شكم خود بالا زده دست امام را روى شكم و سینه خود نهاد. بعد از جاى خود بلند شد و با گفتن «السلام علیكم» از امام و اهل مجلس خداحافظی کرد و از خانه خارج شد. امام علیه السلام همان طورى كه پیرمرد می رفت به او نگاه می كرد. بعد رو به جمعیت فرمود: « مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلْیَنْظُرْ إِلَى هَذا ، هر كه مایل است یك نفر بهشتى را ببیند به این پیرمرد نگاه كند.» حكم بن عتیبه راوى حدیث می گوید: من خانه مصیبت زدهاى را ندیده بودم كه مثل این مجلس گریه كنند (چنان تحت تاثیر نیت پاك پیرمرد و لطف امام قرار گرفته بودند كه همه با صداى بلند گریه می كردند.) [3] پی نوشت: 1. اصل عبارت این است: «وَ اللَّهِ إِنِّی لَأُحِلُّ حَلَالَكُمْ وَ أُحَرِّمُ حَرَامَكُمْ وَ أَنْتَظِرُ أَمْرَكُم» که ما آن را با توجه به شرح ملا صالح مازندرانی، ج11، ص 416 اینگونه ترجمه کردیم. 2. خلاصه اینکه اگر تا قبل از ظهور از دنیا رفتی با ما اهل بیت خواهی بود و اگر ماندی خدا تو را با درک زمان ظهور دلشاد خواهد کرد. همان ج11 ص 416 3. الكافی ، ج8، ص 77 سهشنبه 02 خرداد 1391 :: 19:58 :: نويسنده : nnjj
چهار فرشته ی مقرب خداوند :جبرئیل-میکائیل- اسرافیل- عزرائیل امامان مدفون در بقیع :امام حسن مجتبی (ع) -امام سجاد (ع) - امام باقر (ع) -امام صادق (ع) امامان مدفوندر کاظمین :امام موسی (ع)-امام جواد (ع) امامان مدفون در سامرا : امام هادی (ع) امام حسن عسگری (ع) نخستین کسی که سیدالشهداء لقب گرفت---حضرت حمزه عموی پیامبر (ص) نخستین موءذن اسلام --بلال حبشی نخستین کسی که به پیامبر ایمان اورد --حضرت خدیجه (س) نخستین کسی که قران را جمع اوری و نگارش کرد --حضرت علی (ع) سهشنبه 02 خرداد 1391 :: 19:55 :: نويسنده : nnjj
شرح مختصر زندگاني مولف شهيد سهشنبه 02 خرداد 1391 :: 19:49 :: نويسنده : nnjj
حمیدرضا حاجیبابایی وزیر آموزش و پرورش در نطق پیش از خطبههای نمازجمعه امروز تهران، ضمن تبریک هفته معلم و گرامیداشت یاد و خطره شهدا و دانشآموزان فرهنگی به نقش آموزش و پرورش از نگاه اسلام، آموزههای قرآنی و ائمه اطهار (ع) اشاره کرد و اظهار داشت: نقش آموزش و پرورش اساسی و کلیدی است. وی با اشاره سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» و با بیان این نکته که آموزش و پرورش مولد سرمایه اجتماعی است، گفت: هیچ سرمایهای مهمتر از تولید نیروی انسانی متفکر و انقلابی نیست و این سرمایه در آموزش و پرورش تحت تعلیم و تربیت قرار میگیرد. حاجیبابایی با بیان اینکه منابع ملی و جمعیت دو عامل مهم در توسعه هستند، افزود: کشوری توسعه یافته است که از نیروی انسانی دانشمند، مومن و انقلابی برخوردار باشد. وی شهید مطهری را سرمایه اجتماعی عنوان کرد و ادامه داد: افرادی مانند شهید احمدی روشن نیز سرمایه اجتماعی ما هستند. وزیر آموزش و پرورش به تدوین سند ملی آموزش و پرورش که به عنوان سند تحولی این وزارتخانه نامیده میشود، اشاره کرد و افزود: برای تدوین این سند، صاحبنظران حوزه و دانشگاه بررسی و تبادل نظر کردند و در نهایت پس طی جلسات متعدد، به تصویب اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و در 22 آذر سال گذشته برای اجرا به آموزش و پرورش ابلاغ شد. وی با بیان اینکه سند ملی آموزش و پرورش دارای پشتوانه علمی و منطقی محکمی است، اضافه کرد: مبانی فلسفی سند تحول آموزش و پرورش برگرفته از آموزه های قرآنی، سیره پیامبر اعظم (ص) و ائمه معصومین (ع) به ویژه سیره حضرت زهرا(س) است ضمن اینکه از نظرات متفکران بزرگ، صاحبنظران و علمای بزرگ دینی به ویژه رهنمودهای امام راحل و مقام معظم رهبری بهرهمند شدهایم. * اساسیترین نقش در سند تحول آموزش و پرورش بر عهده معلم است حاجیبابایی به تحولاتی که در پی اجرای سند تحول آموزش و پرورش در این وزارتخانه ایجاد خواهد شد، اشاره کرد و افزود: با اجرای سند تحول آموزش و پرورش شاهد تحول در کتب درسی، نوع نگاه به دانشآموز و درس، روابط خانواده، مدرسه و دانشآموز خواهیم بود ضمن اینکه در سند تحول آموزش و پرورش، اساسیترین نقش بر عهده معلم است و در حقیقت بدون معلم، این سند معنا ندارد. وی با تأکید بر این نکته که معلم نقش حساس و کلیدی در اجرای سند تحولی آموزش و پرورش بر عهده دارد، گفت: ایجاد دانشگاه ویژه فرهنگیان برای آموزشهای کوتاه و بلند مدت فرهنگیان، از ضروریاتی بود که اجرایی شد و امسال 25 هزار دانشجو جذب این دانشگاه خواهند شد و منطبق با سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، آموزش میبینند. این مقام مسئول در آموزش و پرورش به اجرای 290 اقدام در این وزارتخانه اشاره کرد و افزود: تمام تلاشها در آموزش و پرورش برای اجرای تحول بنیادین آموزش و پرورش است. وی با بیان اینکه ستادهای تحول بنیادین آموزش و پرورش در تمام مناطق تابعه این وزارتخانه شکل گرفتهاند، اظهار داشت: 750 ستاد از سال گذشته تشکیل شدند و باید با همت و عزم جمعی، برای تحول در آموزش و پرورش تلاش کرد تا بتوان به آموزش و پرورش طراز جمهوری اسلامی ایران دست یافت. * تغییر تمام کتب درسی طی 6 سال حاجیبابایی با بیان اینکه طی 6 سال تمام کتب درسی آموزش و پرورش تغییر خواهد کرد، ادامه داد: برای سال تحصیلی جدید کتابهای پایه دوم و ششم ابتدایی بر اساس سند تحول آموزش و پرورش تدوین شدند و کتابهای پایه اول ابتدایی نیز در سال تحصیلی جاری تغییر یافتند وی، پایه ابتدایی را مهمترین پایه تحصیلی ذکر کرد و با بیان اینکه تمام مقاطع تحصیلی مورد اهمیت هستند، گفت: در مقطع ابتدایی، شخصیت، راه، روش و منش زندگی دانشآموزان مشخص میشود و معلم نیز در این مسیر نقش حساسی بر عهده دارد. وزیر آموزش و پرورش ادامه داد: رسالت آموزش و پرورش تنها تربیت دانشآموزان تا اخذ مدرک دیپلم برای دانشمند یا سیاسیشدن نیست بلکه جامعه به تمام شغلها نیاز دارد و همه شغلها در کشور مورد اهمیت هستند. * امسال، سال ریل گذاری آموزش و پرورش بر اساس سند تحول است وی با بیان اینکه امسال، سال ریلگذاری آموزش و پرورش بر اساس سند تحول بنیادین است، گفت: در مسیر تحول بنیادین آموزش و پرورش از رسانهها میخواهیم که به کمک آموزش و پرورش بیایند و اطلاعات دقیق را در اختیار مردم قرار دهند تا بتوانیم تحول مورد نظر را در آموزش و پرورش اجرا کنیم. حاجیبابایی به نقش خانواده در تعلیم و تربیت اشاره کرد و با بیان اینکه فرزندان تمایل دارند که پدر و مادر کنار آنها باشند، اظهار داشت: دانشآموز میخواهد که پدر و مادرش در کنار او باشد و والدینی که با فرزندانشان نیستند، باید احساس خطر کنند. وی به فرهنگ غرب و فروپاشی خانواده در آن اشاره کرد و افزود: یکی از اشکالات اساسی فرهنگ غرب فروپاشی خانواده و نبود رابطه عاطفی میان اعضای خانواده است و ما نباید از این ضربه مهلکی که غرب خورده است، غافل شویم. این مقام مسئول در آموزش و پرورش به روابط خانوادهها در سالهای گذشته اشاره کرد و گفت: در قدیم اعضای خانواده بیشتر در کنار هم بودند اما این روزها دیگر خانوادهها حتی وقت برای صبحانه خوردن در کنار هم را ندارد؛ در حالی که نباید اینگونه باشد. وی در ادامه سخنانش به طرح حفظ قرآن در آموزش و پرورش نیز اشاره کرد و ادامه داد: در حال حاضر بیش از 3 میلیون و 500 هزار دانشآموز برای حفظ قرآن اعلام آمادگی کردند که این حرکت، نهضتی عظیم در زمینه قرآن آموزی در کشور است.
سهشنبه 02 خرداد 1391 :: 19:34 :: نويسنده : nnjj
سهشنبه 02 خرداد 1391 :: 19:30 :: نويسنده : nnjj
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هيچ يك از مردم نمى خوابد مگر اينكه فرشته اى بر او نگهبان است و هر شب دو بار او را از خواب بيدار مى كند و مى گويد: اى بنده خدا! برخيز براى ياد خدا (و مناجات و نماز شب ) او ثناى فرشته اى كه او را بيدار مى كرد مى شنيد.
سهشنبه 02 خرداد 1391 :: 19:26 :: نويسنده : nnjj
جُنيد بغدادى را - كه از مشايخ عرفان بود - در خواب ديدند و از وى پرسيدند: خداوند با تو چگونه رفتار كرد؟
درباره وبلاگ به وبلاگ خوش آمدید از حسن انتخاب شما کمال تشکر راداریم لطفا نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید. با تشکر آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|