|
علمی وآموزشی و مذهبی وگردشگری و جهانگردی آموزشی ومذهبی و جهانگردی و علمی |
|||||
|
چهارشنبه 28 تیر 1391 :: 07:46 :: نويسنده : nnjj
رمضان تا چند روز دیگر از راه میرسد. همان ماهی که مبارک مینامیم. ولی اکنون چنان هم مبارک به نظر نمی رسد؛ یا اینکه نمیگذارند به نظرمان آید. وقتی که دستور میرسد که اگر کسی روزه خواری کند چنان میکنیم و چنان خود به خود رنگ میبازد این ماه مهربان سرشاز از رحمت . وقتی که میدانیم که سر سفره افطار همسایه امان برای رنگین بودن سفره اش پول نزولی از کسی میگیرد و بدتر از آن وقتی که صاحب پول نزولی برای سودش می آید و به همسایه امان میگوید که سود را میخواهم برای مراسم روضه ای که امشب برای شفای بچه ام میخواهم برگزار کنم. دلم میگیرد از اینکه نمیگذارند صدای ملکوتی استاد را با آن ربنای روحانیش که رمضان ما ایرانی ها را رنگی دیگر بخشیده است پخش شود ؛ همان ربنایی که پیشتر مادرم سر سفره وقتی میشنید اشکی به مهمانی چشمانش میآمد و در استکانش می افتاد و تا نگاهش میکردیم با چادر چیت گلدارش آن را پاک میکرد که ندانیم که هنوز پس از سالها کوچ پدر برای او دلتنگ است ؛ و افسوس امروز اشک مادر هم ندارم جز بغضی که گلویم را میفشارد .سحر گاهان برای سحری همیشه پدر مناجات زنده نام زبیحی را برای بیداری مان میگذاشت که افسوس هردوی آنها هم پدرو هم صدای ملکوتی استاد ذبیحی را با خاطراتی مه گرفته مرور میکینیم . دلم برای مسلمانیمان تنگ میشود وقتی که خود را مسلمان می نامیم و در چهار دیواری هایی تنگ مردانی بزرگ در آن محبوسند. دلتنگ ترمیشویم وقتی دلمان برای مسجدی تنگ میشود که کودکی هایمان را آنجا با خدای خود بدون هیچ گونه چشم داشتی سر به سجاده فرود می آوردیم ،کنون همان مسجد چنان که ظاهرش مدرن تر شده است انسانهایی میبینیم که برای ترفیع رتبه اداری خود چنان سفره دین و دین فروشی خود را گسترده اند و خود را پاک و پارسا نشان میدهند حالمان از این نفاق ودورویی به هم میخورد که این روزگارتاریک را سیاه تر از آن چه هست می بینیم. روزگار غریبی است نازنین. چهارشنبه 28 تیر 1391 :: 07:38 :: نويسنده : nnjj
نمایی دیدنی در شب از محدوده برج میلاد تهران ![]() سی و سه پل اصفهان ![]() آرامگاه سعدی شیراز ![]() بارگاه مطهر رضوی در مشهد ![]() باغ ارم شیراز ![]() آرامگاه فردوسی در طوس ![]() چشمه های آب معدنی باداب سورت اروست ![]() بندرعباس و سواحل زیبای خلیج فارس ![]() رود کارون در اهواز ![]() باغ هشت بهشت اصفهان ![]() میدان امیرچقماق در یزد ![]() پارک لاله در تهران ![]() آرامگاه حکیم عمر خیام نیشابوری در نیشابور ![]() میدان نقش جهان اصفهان ![]() طبیعت زیبای جوانرود در شمال غرب استان کرمانشاه ![]() بنای عالی قاپو در اصفهان ![]() بزرگترین قندیل در غار علی صدر همدان ![]() دور نمایی از تخت جمشید در شیراز ![]() آرامگاه شیخ فریدالدین عطار نیشابوری در نیشابور ![]() شهر زیبای ماسوله در ۵۵ کیلومتری رشت در استان گیلان ![]() نمای بیرونی یكی از تالارهای تخت جمشید در شیراز ![]() آرامگاه کوروش بزرگ در مجموعه میراث جهانی پاسارگاد در استان فارس ![]() نمایی از هتل داریوش در جزیره زیبای كیش ![]() نمایی دیگر از تهران و نماد زیبای تهران بزرگ ![]() منظره ای زیبا از بالای شیطان كوه لاهیجان در استان گیلان ![]() آبشار زیبای مارگون در غرب شهرستان سپیدان در استان فارس ![]() منظره ای از غروب آفتاب در خلیج همیشه فارس ![]() آتشکده زرتشتیان در یزد ![]() حافظیه در شیراز ![]() قلعه تاریخی بیرجند ![]() چهارشنبه 28 تیر 1391 :: 07:31 :: نويسنده : nnjj
چهارشنبه 28 تیر 1391 :: 07:28 :: نويسنده : nnjj
هواپیمای بویینگ 787 Dreamliner پرطرفدار ترین هواپیما در میان شرکت های هواپیمایی به حساب می آید. این هواپیما نسبت به مدل مشهور 767 حدود ۲۰ درصد سوخت کمتری مصرف می کند و همین موضوع سبب شده که شرکت بویینگ تا اینجا ۸۵۹ سفارش خرید دریافت بکند. تحویل این هواپیماها از سال گذشته میلادی آغاز شده اما تا اینجا فقط ۱۴ هواپیما تحویل داده شده است. شرکت بویینگ قصد دارد با تغییر خط تولید اش از سال آینده میلادی سرعت تولید را به ۱۰ عدد در ماه برساند اما با وجود تعداد زیاد سفارشات، برخی شرکت های هواپیمایی باید بین ۵ تا ۱۰ سال برای تحویل سفارش شان صبر کنند. البته در این صنعت، این زمان ها چیز عجیبی به حساب نمی آید. اما چیزی که برای ما جالب است صندلی های این هواپیما است. هر کدام از صندلی های این هواپیما یک سیستم سرگرمی دارد که با سیستم عامل اندروید کار می کند. شرکت بویینگ دو انتخاب برای خریداران مشخص کرده است. یک سیستم توسط شرکت پاناسونیک ساخته شده و فقط می دانیم که با اندروید کار می کند و سیستم دوم توسط Thales ساخته شده است. چند روز پیش شرکت هواپیمایی قطر در یک نمایشگاه، هواپیمای جدید 787 Dreamliner خودش را نشان داد که به تازگی آن را تحویل گرفته است. این هواپیما مجهز به ۲۵۴ صندلی است که هر کدام از آنها مجهز به یک سیستم تفریحی و ارتباطی ساخت Thales هستند. صندلی های کلاس درجه یک از نمایشگرهای ۱۷ اینچی و بقیه صندلی ها دارای نمایشگر ۱۰ اینچی هستند. کل سخت افزار این سیستم در پشت صندلی قرار گرفته و اگر بخواهید از مشخصات فنی بپرسید با این اطلاعات مواجه می شوید: درون هر صندلی یک پردازشگر ۲ هسته ای ARM قرار گرفته به همراه یک گیگابایت رم و یک حافظه ۲۵۶ گیگابایتی از نوع اس اس دی. ضمنا این کامپیوترها به یک سرور مرکزی در هواپیما متصل اند که دارای ۳۲ هسته پردازشگر و ۱۲۸ گیگابایت رم است. به همراه یک حافظه ۴ ترابایتی اس اس دی. اگر اینها را با هم جمع بزنید متوجه می شوید که این هواپیما دارای ۵۰۸ پردازشگر از نوع ای آر ام و ۳۲ هسته x86 است به همراه ۳۸۲ گیگابایت رم و ۶۹ ترابایت حافظه اس اس دی! ضمنا هواپیما از اینترنت وای-فای و شبکه موبایل GSM و 3G هم پشتیبانی می کند که ارتباط موبایلی توسط ارتباط ماهواره ای هواپیما برقرار می شود. بنابراین هنگام پرواز می توانید مانند روی زمین از تلفن همراه تان استفاده کنید. در پایان نیز بد نیست بدانید که استفاده از حافظه اس اس دی و دیگر بهینه سازی ها در طراحی سبب شده که سیستم تفریحی این هواپیما نسبت به دیگر مدل ها سبک تر باشد و همین موضوع یکی از دلایل مصرف کمتر سوخت در این مدل است که 0.8 درصد صرفه جویی را به همراه داشته است. به نظر درصد کوچکی می آید اما با محاسبه ۲ پرواز در روز، این معادل ۲۰۰۰ لیتر صرفه جویی در سوخت و نزدیک به ۱.۵میلیون دلار صرفه جویی در هزینه های سالانه هواپیما است.
پروردگارا
مرا همتي عطا فرما تا گنـاه نكنم و ثـروتـي عطا فرما تا محتاج نباشم مرا بينشي عطا فرما تا تو را بشناسم و دانشی عطا فـرمـا تا خود را بشنـاسـم مرا عقل سلیمی عطا فرمـا تـا از خود نگويم مـــرا صحتـي عطا فـــرمـــا تــا بـا مردم بسازم و طبـعـي عطا فـرمـا كه تا با دشمنان مدارا کنم مـــرا صبـري عطا فرمـا تـا سختي ها را تحمل كنم و نيرو و توانی عطا فرما تا در نبرد زندگي فائق شوم مرا سعادتي عطا فـرما تا خــدمتگـذار ديـگـران بـــاشم و مــرا عشقـي عطا فـرمـا تـا تـو و همه را دوست بــدارم
دوشنبه 26 تیر 1391 :: 19:36 :: نويسنده : nnjj
یکشنبه 25 تیر 1391 :: 09:18 :: نويسنده : nnjj
گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم آرام برایت بگویم و بگریم.
گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟ گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی، من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟..
گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟ گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم: از این راه نرو که به جایی نمی رسی، توهرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟ گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟ گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم. گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت یکشنبه 25 تیر 1391 :: 07:45 :: نويسنده : nnjj
تمام دارايى حضرت على عليه السلام در آن زمان منحصر به شمشير وزرهى بود كه مىتوانستبه وسيله آنها در راه خدا جهاد كند وشترى نيز داشت كه با آن در باغستانهاى مدينه كار مىكرد وخود را از ميهمانى انصار بى نياز مىساخت. پس از انجام خواستگارى ومراسم عقد وقت آن رسيد كه حضرت على عليه السلام براى همسر گرامى خود اثاثى تهيه كند وزندگى مشترك خود را با دختر پيامبر آغاز كند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم پذيرفت كه حضرت على عليه السلام زره خود را بفروشد وبه عنوان جزئى از مهريه فاطمه عليها السلام در اختيار پيامبر بگذارد. زره به چهارصد درهم به فروش رفت.پيامبر قدرى از آن را در اختيار بلال گذاشت تا براى زهرا عطر بخرد وباقيمانده را به عمار ياسر وگروهى از ياران خود داد تا براى فاطمه وعلى لوازم منزل تهيه كنند.از صورت جهيزيه حضرت زهرا عليها السلام مىتوان به وضع زندگى بانوى بزرگوار اسلام به خوبى پى برد. فرستادگان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از بازار باز گشتند وآنچه براى حضرت زهرا عليها السلام تهيه كرده بودند به قرار زير بود: 1- پيراهنى به بهاى هفت درهم; 2- يك روسرى به بهاى يك درهم; 3- قطيفه مشكى كه تمام بدن را نمىپوشانيد; 4- يك تخت عربى از چوب وليف خرما; 5- دو تشك از كتان مصرى كه يكى پشمى وديگرى از ليف خرما بود; 6- چهار بالش، دو تا از پشم ودو تاى ديگر از ليف خرما; 7- پرده; 8- حصير هجرى; 9- دست آس; 10- طشتبزرگ; 11- مشكى از پوست; 12- كاسه چوبى براى شير; 13- ظرفى از پوستبراى آب; 14- آفتابه; 15- ظرف بزرگ مسى; 16- چند كوزه; 17- بازوبندى از نقره. ياران پيامبر وسايل خريدارى شده را بر آن حضرت عرضه كردند وپيامبر، در حالى كه اثاث خانه دختر خود را زير ورو مىكرد، فرمود:«اللهم بارك لقوم جل آنيتهم الخزف». يعنى: خداوندا، زندگى را بر گروهى كه بيشتر ظروف آنها را سفال تشكيل مىدهد مبارك گردان. مهريه حضرت زهرا عليها السلاممهريه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پانصد درهم بود كه هر درهم معادل يك مثقال نقره بود.(هر مثقال 18 نخود است). مراسم عروسى دختر گرانمايه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در كمال سادگى وبى آلايشى برگزار شد. يك ماه از عقد پيمان زناشويى مىگذشت كه زنان رسول خدا به حضرت على گفتند:چرا همسرت را به خانه خويش نمىبرى؟ حضرت على عليه السلام در پاسخ آنان آمادگى خود را اعلام كرد.ام ايمن شرفياب محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شد وگفت: اگر خديجه زنده بود ديدگان او از مراسم عروسى دخترش فاطمه روشن مىشد. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وقتى نام خديجه را شنيد چشمان مباركش از اشك پر شد وگفت: او مرا هنگامى كه همه تكذيبم كردند تصديق كرد ودر پيشبرد دين خدا ياريم داد وبا اموال خود به گسترش اسلام مدد رساند. ام ايمن افزود: ديدگان همه را با اعزام فاطمه به خانه شوهر روشن كنيد. رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم دستور داد كه يكى از حجرهها را براى زفاف زهرا آماده سازند واو را براى اين شب آرايش كنند. زمان اعزام عروس به خانه داماد كه فرا رسيد، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم حضرت زهرا را به حضور طلبيد. زهرا عليها السلام، درحالى كه عرق شرم از چهرهاش مىريخت، به حضور پيامبر رسيد واز كثرت شرم پاى او لغزيد ونزديك بود به زمين بيفتد. در اين موقع پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در حق او دعا كرد وفرمود: «اقالك الله العثرة في الدنيا والآخرة». خدا تو را از لغزش در دو جهان حفظ كند. سپس چهره زهرا را باز كرد ودست او را در دست على نهاد وبه او تبريك گفت وفرمود: «بارك لك في ابنة رسول الله يا علي نعمت الزوجة فاطمة». سپس رو كرد به فاطمه وگفت: «نعم البعل علي». آنگاه به هر دو دستور داد كه راه خانه خود را در پيش گيرند وبه شخصيتبرجستهاى مانند سلمان دستور داد كه مهار شتر زهرا عليها السلام را بگيرد و از اين طريق جلالت مقام دختر گراميش را اعلام داشت. هنگامى كه داماد وعروس به حجله رفتند، هر دو از كثرت شرم به زمين مىنگريستند.پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم وارد اطاق شد وظرف آبى به دست گرفت وبه عنوان تبرك بر سر وبر اطراف بدن دخترش پاشيد وسپس در حق هر دو چنين دعا فرمود: «اللهم هذه ابنتي و احب الخلق الي اللهم و هذا اخي واحب الخلق الي اللهم اجعله وليا و...». پروردگارا، اين دختر من ومحبوبترين مردم نزد من استت.پروردگارا، على نيز گرامى ترين مردم نزد من است.خداوندا، رشته محبت آن دو را استوارتر فرما و.... درباره وبلاگ به وبلاگ خوش آمدید از حسن انتخاب شما کمال تشکر راداریم لطفا نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید. با تشکر آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||||
|
|