|
علمی وآموزشی و مذهبی وگردشگری و جهانگردی آموزشی ومذهبی و جهانگردی و علمی |
|||||||
|
دژ بسطام در همسایگی روستای بسطام در باختر شهر قرهضیاءالدین در بخش مرکزی شهرستان چایپاره و در نزدیکی شهرستان خوی در استان آذربایجان غربی جای گرفته است. این دژ به دستور روسای دوم (۶۴۵-۶۸۵ پیش از میلاد) ساخته شده و یکی از مهمترین شهرهای اورارتویی زمان خود بودهاست. این دژ پس از چیرگی قوم ماد بر این منطقه بهصورت متروک رها شده و تنها در دوران قرون وسطی (همزمان با دوره مغول) توسط گروهی از مسیحیان بکار گرفته شده که از آثار آنها نقش صلیبهایی روی صخرهها باقی ماندهاست. آثار دوره اورارتویی شامل: ساختمان شرقی، محله مسکونی، قلعه، آثار پشت دژ و کانال آبرسانی است. کاوشهای باستانی نشان میدهد که این دژ در مدت پنجاه سال و در سه مرحله ساخته شده و دارای معبد، بازار، و جایگاه حکومتی، برج، بارو، دروازه و راههای پنهان خروج ویژه خود بودهاست. قلعه دارای دیوارهای مستحکم سنگی است که روی صخرهای بلند، رو به دشت و درهای بزرگ جای دارد. این دژ همچنین دارای سه اشکوب (طبقه) با کارکردهای گوناگون است:
منبع :آشنایی با قلعه بسطام - آذربایجان غربی - همشهری آنلاین دوشنبه 25 اسفند 1393 :: 19:21 :: نويسنده : nnjj
سال 1394 با شنبه آغاز می شود و باشنبه پایان می پذیرد یا زهرا (س) باز نوروزی دیگر و باز فاطمیهای دیگر
دوشنبه 25 اسفند 1393 :: 19:06 :: نويسنده : nnjj
کدام جمعه دعا مستجاب خواهد شد سوار صاعقه پا در رکاب خواهد شد کدام جمعه ز عطر بهشتی گل یاس بهار غرق شمیم گلاب خواهد شد . . . . جز تو کسی نیامده آقا ، سر قرار
دوشنبه 13 بهمن 1393 :: 12:55 :: نويسنده : nnjj
«حاجی» كسي است كه با پوشيدن لباس احرام با خدايش عهد ببندد كه براي هميشه در اين جهان از تمام لذتهاي نامشروع خودداري نمايد و غريزه خشم و خودخواهي را در عمق وجودش حذف نمايد و از تمام گناهان هجرت کند.
دوشنبه 13 بهمن 1393 :: 12:46 :: نويسنده : nnjj
اشعاری در مورد امام زمان(عج) از هجر تو طبیعت ما گریه می کند. چشم تمام آینه ها گریه می کند. چشم انتظار آمدنت شیر خوارهای است. گهوارهای به کرب و بلا گریه می کند. پای سه سالهای که پر تاول آمده است. دارد به اشک و دعا گریه می کند. در علقمه به خاطر تو مشک پاره ...
ایام سوگواری سرورو سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) بر شما تسلیت باد
شنبه 17 آبان 1393 :: 19:26 :: نويسنده : nnjj
![]()
دختر زنده به گور کسی است از خود بیگانه که احساس حقارت می کند و پسر بودن را بهتر و قرین موفقیت می پندارد. به همین دلیل می کوشد مثل پسرها حرف بزند، بپوشد، بی قید وبند باشد، رفتاری تصنعی و هیجانی و سبک داشته باشد و هیچ حرمت و ارزشی برای خود قائل نشود. به پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) بشارت تولد دختری دادند. حضرت با نگاهی به چهره اصحاب دریافت كه آنها از این خبر ناخرسندند، از این روی فرمود: شما را چه شده، گلی به من داده شده كه او را ببویم و روزیاش بر عهده خداوند متعال است.(1) یک بانوی مسلمان باید هفت خصوصیت داشته باشد تا شایسته این همه لطف رسول خدا صلی الله علیه و آله گردد. این خصوصیات به قرار زیرند:
1- با وقار و زیبا و در یک کلام "تماشایی" استدختران "شش سال" زودتر از پسرهای هم سنش به عقلانیت، خودکاری، خودباوری، خود انضباطی، خود مدیری و بلوغ می رسند. دختری که به این مراحل از رشد رسیده است، خود را گنج بی پایانی از مهر و محبت و "صفات" زیبا می بیند و نیازی به "خودنمایی"، "بدن نمایی"، ،"ریاکاری" و رفتارهای مصنوعی" ندارد. بنابراین گفتار، رفتار و اخلاق او خردمندانه و شایسته و شخصیت او و با وقار و زیبا و در یک کلام "تماشایی" است. او قدر و قیمت خود را می داند و مانند آن زنانی نیست که به گفته رسول خدا (صلی الله علیه و آله در عین پوشیدگى برهنه اند (لباس هاى بدن نما و جوراب هاى نازك مى پوشند) هوسباز و دلفریب مى باشند، موهاى خود را طورى آرایش مى كنند كه مانند كوهان شتر جلوه مى كند. اینان داخل بهشت نمى شوند و حتى بوى آن را استشمام نمى كنند، با این كه بوى بهشت از راه بسیار دور شنیده مى شود.(2) جهانگردان فراوانی با تحمل هزینه های سنگین از کشورهای مختلف به عشق تماشای متانت "راه رفتن" و ظرافت "چای ریختن" دختران ژاپنی همه ساله به ژاپن سفر و وقار آنها را تحسین می کنند. همه دختران جهان کانون مهر و عاطفه اند و بنابراین در زبان عربی "آنسه" نامیده می شوند. زیرا از همان خردسالی "نوازشگری”" را "بدون هیچ آموزشی" نسبت به هر عروسک بی جان و بی تحرکی ابراز می کنند و با مهربانی با عروسک شان سخن می گویند
2- توجه قلبی اش به "خدا" استیک هنرپیشه که شاید اعتقادی به حجاب هم نداشته باشد، وقتی در نقش مادران، همسران و دختران پیامبران و اولیای الهی صلوات الله علیهم(مثلا در نقش حضرت مریم سلام الله علیها) بازی می کند، با پوشش کامل و ساده و رفتار متین و موقرانه ظاهر می شود. در این حالت هر بیننده ای او را بسیار زیباتر و جالب تر می بیند، چرا که چهره ای روحانی و معصومانه دارد. این است که همه ی دختران و زنان در لباس احرام و با چادر نماز و بر سر سجاده، زیباتر و جالب ترند. اعتقاد به خدا و حیایی که در سیمای یک دختر ظاهر می شود، با هم ربط دارند.
3- عامل "رشد اجتماعی" استدختری که عاقلانه به زندگی نگاه می کند و به "هنر زن بودن" رسیده است، متوجه است که کار اصلی او این نیست که خود به کاری در اجتماع روی آورد و "نان آور" خانواده گردد، زیرا او به فرموده امام على علیه السلام چون گُلى است (ظریف و آسیب پذیر) نه قهرمان و كار فرما.(3) بلکه هنر اصلی او این است که با "هدایت نامحسوس" و "روحیه ی شاد و سازنده" خود مردی را که همسر اوست، به سوی کار سوق دهد. او توانایی پرورش فرزندانی را دارد که از "خودخواهی"، "خودسری"، "خجالتی بودن"، گبی مسئولیتی" و "هرزگی" دورند و آنان را به "رشد اجتماعی" و "قدرت تعامل با مردم" می رساند و به طور نامحسوس به "احساس مسئولیت و انجام وظیفه" هدایت شان می کند.
4- عامل "تشویق" و "آرامش" استهمه دختران جهان کانون مهر و عاطفه اند و بنابراین در زبان عربی "آنسه" نامیده می شوند. زیرا از همان خردسالی "نوازشگری" را "بدون هیچ آموزشی" نسبت به هر عروسک بی جان و بی تحرکی ابراز می کنند و با مهربانی با عروسک شان سخن می گویند. دختری که رشد و رفتار طبیعی دارد، به جای "احساس نیاز کاذب به پشتوانه" می تواند با شیرین زبانی، آراستگی و متانت رفتاری خود پشتیبان دیگران باشد و به آنها "امید" بدهد و برای "درس و کار و عبادت و زندگی" انگیزه بخش باشد و در عین حال "آرامش" ببخشد. ![]() 5- توانایی دارد از شوهرش یک "مرد" بسازدمانند مهندسی که از یک "ویرانه"، قصری زیبا و رفیع می سازد، هر دختری با هر رنگ و قد و اندامی اگر خودش را به درستی بشناسد و بخواهد، می تواند مظهر "صفات" جمال الهی باشد و هنرمندانه و با تکیه بر نکات مثبت، از شوهرش که ممکن است فراموشکار، هوسباز، رفیق باز، متغیر، خشن، افسرده، خسیس و یا ولخرج باشد، مردی عاقل، بالغ، ذاکر، وظیفه شناس، مومن، امیدوار، متعهد، متعادل و مجاهد در یک کلام یک "مرد" بسازد. بی جهت نیست که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اَلمَرأَةُ الصّالِحَةُ أَحَدُ الكاسِبَینِ: زن شایسته یكى از دو عامل پیشرفت خانواده است.(4)
6- به "زن بودن" خود افتخار می کندزن، موجودی فوق بهشتی و خورشیدی جذاب، گرم و نورانی است که خداوند او را معلم عاطفه، عشق، شور، نشاط، زندگی است و ماموریت آسمانی کردن انسان به او سپرده شده است. دختری که این کرامت و شأن و مقام والا و رسالت الهی خود را می فهمد، هرگز از زن بودن خود متنفر و بیزار نیست و از اسباب عیاشی شدن برای نامحرمان و نیز گفتار و رفتار مردانه پرهیز می کند. او استعدادهای زیبا، صدا و صورت زیبا و جذابش را بیهوده هدر نمی دهد و این همه توانایی را به هرز(در راه هرزگی) تلف نمی کند. او خود را "زنده به گور" نمی کند. دختر زنده به گور کسی است از خود بیگانه که احساس حقارت می کند و پسر بودن را بهتر و قرین موفقیت می پندارد. به همین دلیل می کوشد مثل پسرها حرف بزند، بپوشد، بی قید وبند باشد، رفتاری تصنعی و هیجانی و سبک داشته باشد و هیچ حرمت و ارزشی برای خود قائل نشود. دختری که عاقلانه به زندگی نگاه می کند و به "هنر زن بودن" رسیده است، متوجه است که کار اصلی او این نیست که خود به کاری در اجتماع روی آورد و "نان آور”" خانواده گردد، زیرا او به فرموده امام على علیه السلام چون گُلى است (ظریف و آسیب پذیر) نه قهرمان و كار فرما
7- "حضور" در جامعه را به "ظهور" در جامعه ترجیح می دهددر هر فیلمی، مهمترین نقش را کارگردان دارد و در هر تصویری حضور موثر او را می توان دید، اما در هر فیلمی این هنرپیشگان هستند که "ظهور" دارند و اندیشه و نظر کارگردان را با صدا و رفتار و حالات خود ابراز و اظهار می کنند. در مدیریت خانواده و جامعه و در همه ابعاد اقتصادی، اعتقادی، اجتماعی و سیاسی نیز دو نقش اصلی وجود دارد: حضور و ظهور. یک گروه حضوری موثر دارند و یک گروه هم ظهوری واسطه ای. خداوند حکیم به زن موقعیت، صفات و استعدادهایی داده که می تواند در بیشترین ابعاد زندگی خانواده و جامعه و جهان، نقش کارگردان، یعنی حضوری موثر اما نامحسوس را داشته باشد. زن انبیا، اولیاء و عقلا را مجذوب خود می کند و مردان را با سر انگشت هنرمندی خود به مسیر حق و خیر و کمال و یا باطل و شر و فساد می کشاند. اگر دختر از کرامت و قداست خود به عنوان یک زن غافل بماند، گرفتار "بحران هویت" می شود. در این صورت تبرج و ظهور و انگشت نما شدن در کوچه و خیابان برای او "ارزش" می شود، مسحور زبان بازی جوانان هرزه می گردد، اسیر بی بند و بارترین افراد خواهد شد و برده ی جنایتکارترین صاحبان ثروت و قدرت و تزویر می شود. چنین دختری نارضایتی، ابتذال و متلاشی شدن از درون خود را با تداوم خودنمایی و هرزگی پنهان کند. حرف آخر این که زن مسلمان پشتوانه و معمار شخصیت مرد است و مرد، معمار تاریخ.
پی نوشت ها: 1. من لایحضرهالفقیه، ج3، ص482، ح 4693. 2.لسان العرب ج11 ، ص637. 3. نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 405، نامه 31. 4.مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج14 ، ص171 ، ح16411. فاطمه سرفرازی بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان پنجشنبه 03 مهر 1393 :: 13:13 :: نويسنده : nnjj
گرفته شده از وبلاگ علم وفناوری شنبه 08 شهریور 1393 :: 09:46 :: نويسنده : nnjj
دهه ی مبارک و خجسته کرامت و تولد حضرت معصومه (س) و برادر گرامیشان ، اسوه ی بخشش را بر تمامی مسلمین جهان تبریک عرض می نماییم.
شاخسارِ خوش بویِ فاطمه معصومه علیهاالسلام در بیت امامت رویید و در جوار سراسر نور امامان معصومی چون حضرت موسی بن جعفر و علی بن موسی الرضا علیهماالسلام بالید. از رهنمودهای آن رهبران الهی خوشه ها برگرفت و در پرتو آن، جان خویش را از ناپاکی ها دور نگاه داشت. اوج تقوا و طهارتِ روحِ آن بانو چنان بود که او را معصومه نامیدند. این نشان افتخار از سوی حضرت رضا علیه السلام به ایشان عطا شد («من زار المعصومة بقم کمن زارنی». ناسخ التواریخ، ج7، ص337) و بیانگر اوج قداست و طهارتِ نفسِ این بانوی آسمانی است. روز یازدهم ماه ذیقعده سال 148 هجرى در مدینه در خانهى امام موسى بن جعفر علیهالسلام فرزندى چشم به جهان گشود كه بعد از پدر تاریخساز صحنهى ایمان و علم و امامت شد. نام او « على » و کنیه اش «ابوالحسن» و لقبش «رضا» است.
درباره وبلاگ به وبلاگ خوش آمدید از حسن انتخاب شما کمال تشکر راداریم لطفا نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید. با تشکر آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||||||
|
|
|||||||